امروز پنج شنبه 18 آذر 1395
ساعت 19:37:47
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


اسلاید شو
چاپ

کد خبر : 7147

تاریخ انتشار : 18/07/1393 - 19:01

اختصاصی / به مناسبت ولادت امام هادی(ع)

امام هادی(ع) و اخلاق گرائی در جامعه اسلامی

یکی از مباحث اساسی ،تغییر سبک زندگی غربی به سمت تحقق سبک زندگی اسلامی می باشد لذا تغییر در سبک زندگی، اگر تغییر در ظاهر حیات مردمان باشد صد البته تغییر در ظواهر حیات بدون تغییر بواطن آن،فت اثری نخواهد داشت و بومی سازی سبک زندگی اسلامی شکل نخواهد گرفت.

امام هادی(ع)  و اخلاق گرائی در جامعه اسلامی

جویباران - مهدی نجفی / سحرگاه روز 15 ذی الحجه هنگامی که خورشید اشعه تابناک خود را بر روی زمین می گسترد مولود مسعود خاندان رسالت حضرت امام علی النقی (ع) دیده بر جهان بازگشود نوزادی که باعث سربلندی وافتخار اسلام گردید وعمر خود را در راه اعتلای تعالیم ارزنده اسلام مصروف داشت ودر پیشبرد هدفهای الهی از هیچ نو کوشش وفعالیت ومجاهده مضایقه ننمود .

پیشوایان معصوم (علیه السلام) انسان های کامل و برگزیده ای هستند که به عنوان الگوهای رفتاری و چراغ فروزان هدایت جامعه بشری از سوی خدا تعیین شده اند .  به تعبیر امام هادی علیه السلام -  پیشوایان معصوم (ع)،معدن رحمت، گنجینه داران دانش، نهایت بردباری و حلم، بنیانهای کرامت و ریشه های نیکان، خلاصه و برگزیده پیامبران، پیشوایان هدایت، چراغهای تاریکی ها، پرچمهای پرهیزگاری، نمونه های برتر و حجتهای خدا بر جهانیان هستند. [1]

لذا می توان ادعا نمود در عصری که استکبار با سیطرۀ کامل بر سبک زندگی همۀ ملل سعی در نابودی اخلاق و مبانی اخلاقی دارد ،لذا لازم است برای ساخت جامعۀ قرآنی و نیز ارائه سبک زندگی اسلامی  به زندگی ائمه اطهار مراجعه نمائیم.

یکی از مباحث اساسی ،تغییر سبک زندگی غربی به سمت تحقق سبک زندگی اسلامی می باشد لذا تغییر در سبک زندگی، اگر تغییر در ظاهر حیات مردمان باشد صد البته تغییر در ظواهر حیات بدون تغییر بواطن آن،فت اثری نخواهد داشت و بومی سازی سبک زندگی اسلامی شکل نخواهد گرفت. بنابراین در کنار پرداختن به ظاهر سبک زندگی باید به سراغ جان (اخلاق و افکار) انسان رفت و آن جا را آباد کرد که اگر چنین شد، سبک زندگی نیز آباد خواهد شد.

باید اذعان نمود در جامعه امروزی اخلاق گرائی بالأخص در بین برخی مسئولین از وضعیت خوبی برخوردار نمی باشد که تبعات این آسیب نابخشودنی در بین مسئولان تدریجاً دامن گیر روحیات و رفتار بسیاری از مردم نیز شده است، لذا سعی و تلاش بر این است که برخی از مهمترین خصوصیات رفتاری و اخلاق محوری  آن حضرت که می تواند سنگ بنای سبک زندگی اسلامی و نیز منشوری مهم برای مسئولان و جامعه  را مهیا سازد برای مخاطبان ارائه نمائیم:

ابن شهر آشوب» در اين باره مي‏نويسد:

«امام هادي(ع) خوش‏خوترين و راست‏گوترين مردم بود. كسي كه او را از نزديك مي‏ديد، خوش برخوردترين انسان‏ها را ديده بود و اگر آوازه‏اش را از دور مي‏شنيد، وصف كامل‏ترين فرد را شنيده بود. هرگاه در حضور او خاموش بودي، هيبت و شكوه وي تو را فرا مي‏گرفت و هرگاه اراده گفتار مي‏كردي، بزرگي و بزرگواري‏اش بر تو پرده در مي‏انداخت. او از دودمان رسالت و امامت و ميراث‏دار جانشيني و خلافت بود و شاخساري دل نواز از درخت پربرگ و بار نبوت و ميوه سرسبد درخت رسالت ... »[2]

امام در تمام زمينه‏هاي فردي، اعم از ظاهري و اخلاقي، زبانزد همگان بود.

«ابن صباغ مالكي» در اين راستا مي‏ نگارد:

«فضيلت ابوالحسن، علي بن محمد الهادي(ع) بر زمين پرده گسترده و رشته‏هايش را به ستاره‏هاي آسمان پيوسته است. هيچ فضيلتي نيست كه به او پايان نيابد و هيچ عظمتي نيست كه تمام و كمال به او تعلق نگيرد. هيچ خصلت والايي بزرگ نمي‏نمايد مگر آنكه گواه ارزش آن در وي آشكار است. او شايسته، برگزيده و بزرگوار است كه در سرشت والا پسنديده شده است ... هر كار نيكي با وجود او رونق يافته. او از نظر شكوه، آرامش، پاكي و پاكيزگي بر اساس روش نبوي و خلق نيكوي علوي آراسته شده كه هيچ فردي از آفريدگان خدا به سان او نيست و به او نمي‏رسد و اميد رسيدن به او را هم ندارد».[3]

حلم و بردباری

حلم و بردباری از ویژگیهای مهمی است که مردان بزرگ به ویژه رهبران الهی که بیشترین برخورد و اصطکاک را با مردم نادان و نابخرد و گمراه داشتند، از آن برخوردار بوده و در پرتو این خلق نیکو افراد بسیاری را به سوی خود جذب کردند.

امام هادی همچون نیاکان خود در برابر ناملایمات بردبار بود و تا جایی که مصلحت اسلام ایجاب می کرد با دشمنان حق و ناسزاگویان و اهانت کنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردباری برخورد می کرد.

«بريحه عباسي»، گماشته دستگاه حكومتي و امام جماعت دو شهر مكه و مدينه بود. او از امام هادي(ع) نزد متوكل سخن چيني كرد و براي او نگاشت: «اگر مكه و مدينه را مي‏خواهي، علي بن محمد(ع) را از اين دو شهر دور ساز؛ زيرا مردم را به سوي خود فرا خوانده و گروه بسياري نيز به او گرايش يافته و از او پيروي مي‏كنند».

در اثر بدگوئی های  بريحه، متوكل امام را از جوار پر فيض و ملكوتي رسول خدا(ص) تبعيد كرد و ايشان را به سامرا فرستاد. در طول اين مسير، بريحه نيز با ايشان همراه شد.

در بين راه رو به امام كرد و گفت: «تو خود بهتر مي‏داني كه من عامل تبعيد تو بودم. سوگندهاي محكم و استوار خورده‏ام كه چنانچه شكايت مرا نزد اميرالمؤمنين (متوكل) و يا حتي يكي از درباريان و فرزندان او كني، تمامي درختانت را در مدينه به آتش كشم و خدمت‏كارانت را بكشم و چشمه‏ها و قنات‏هاي مزرعه‏ات را ويران سازم. بدان كه در تصميم خود مصمم خواهم بود». امام(ع) با چهره‏اي گشاده در پاسخ بريحه فرمود: «نزديك‏ترين راه براي شكايت از تو، اين بود كه ديشب شكايت تو را به درگاه خدا عرضه كنم و من شكايتي را كه نزد خدا كرده‏ام، نزد غير خدا و پيش بندگانش عرضه نخواهم كرد.»

بريحه كه رأفت و بردباري امام را در مقابل سعايت‏ها و موضع زشتي كه در برابر امام گرفته بود ديد، به دست و پاي حضرت افتاد و با تضرع و زاري از امام درخواست بخشش كرد. امام نيز با بزرگواري تمام فرمود: «تو را بخشيدم!»[4]

بخشش

بخشندگي با خون و گوشت اهل بيت: آميخته بود. آنان همواره با بخشش‏هاي خود، ديگران را به شگفتي وا مي‏داشتند. گاه آن قدر مي‏بخشيدند كه رفتارشان در شمار معجزه به شمار مي‏آمد، تا آنجا كه در اين مقام در توصيف حضرت هادي(ع) مي‏گفتند: «انفاق امام هادي(ع) به قدري بود كه جز پادشاهان كسي توانايي انجام آن را نداشت و مقدار بخشش‏هاي ايشان تا آن زمان از كسي ديده نشده بود و در جغرافياي انديشه‏ها نمي‏گنجيد».[5]

اسحاق جلاب مي‏گويد: «براي ابوالحسن(ع) گوسفندان بسياري خريدم. سپس مرا خواست و از منزلش مرا به جايي برد كه بلد نبودم و فرمود تا تمامي اين گوسفندان را ميان افرادي كه خود دستور داده بود، پخش كنم».[6]

بي آنكه ديگران متوجه شوند، آنان را از نسيم بخشندگي خود مي‏نواخت و مورد تفقد.[7]

اي ابا هاشم! علّت آنكه من سخن آغاز كردم، آن است كه گمان كردم مي‏خواهي از برخي مشكلات خود شكايت كني. دستور داده‏ام دويست دينار طلا به شما بدهند كه با آن مشقت را بر طرف سازي. آن را بگير و به همان مقدار بسنده كن».[8]

مقولۀ اخلاق در جامعۀ اسلامی به عنوان شاه کلید تقویت سبک زندگی اسلامی مورد ازیابی است.

لذا باید با بهره گیری از آموزه های امامان معصومین(ع) به ویژه امام هادی(ع)در راستای بسط و گسترش اخلاق محوری در جامعه حرکت نمود تا در کنار این مولفه دیگر آموزه های ناب شیعی به جامعۀ اسلامی و دیگر جوامع بشری تسرّی یابد.


[1] . . و معدن الرحمة، و خزان العلم، و منتهی الحلم و اصول الکرم. . . و عناصر الابرار. . . و صفوة المرسلین. . . ائمة الهدی و مصابیح الدجی و الاعلام التقی. . . و المثل الاعلی. . . و حجج الله علی اهل الدنیا و الاخرة و الاولی. «فرازهایی از زیارت جامعه کبیره. »

[2] مناقب آل ابي طالب، ابو جعفر محمد بن علي ابن شهر آشوب السروي المازندراني، بيروت، دار الاضواء، بي تا، ج 4، ص 401..

[3]. فصول المهمة في معرفة الائمة، ابن صباغ مالكي، بيروت، دارالاضواء، 1409 ق، ج 2، ص 268.

[4] اثبات الوصية، علي بن الحسين المسعودي، تهران، كتاب فروشي اسلاميه، 1343 ش، ص 196.

[5] مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 409.

[6] اصول كافي، ج 1، ص 498.

[7]  اعيان الشيعة، سيد محسن امين، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، بي‏تا، ج 2، ص 37.

[8]  بحار الانوار، ج 50، ص 129.

دیدگاه شما در مورد : امام هادی(ع) و اخلاق گرائی در جامعه اسلامی

امام هادی(ع)  و اخلاق گرائی در جامعه اسلامی

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS