امروز پنج شنبه 18 آذر 1395
ساعت 23:37:23
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


یادداشت
چاپ

کد خبر : 4974

تاریخ انتشار : 26/05/1393 - 13:38

اختصاصی / به مناسبت سالروز 26 مرداد ماه:

بازگشت پرستوها

بازگشت پرستوها

جویباران - در طول تاریخ زندگی بشری، جنگهای بسیاری در گرفته و انسانهای بی شماری نیز كشته،  مجروح و یا به اسارت گرفته شدند؛ اما تنها در مكتب عاشورایی بود كه اسارت معنای آزادگی یافت چرا كه اسیران، پیام رسان واقعه كربلا شده و كاخ ظلم و جور را به لرزه درآوردند و 26مرداد ماه سالروز ورود دریادلانی است که زندان را معبدگاه و بند را نردبانی برای عروج به مقام انسانیت ساختند، مردان پاک دلی که با تحمل درد ورنجهای  فراوان و با تاسی از فرهنگ سرخ وناب عاشورا  درس آزادی و آزادگی را به همگان آموختند،  وبی شک به تعبیر مقام معظم رهبری : ((26مرداد را حادثه‏اى مى‏دانیم كه دست قدرت الهى آن را رقم زد.)).

 در این روز برگی دیگر از تقویم انقلاب ورق خورده و یوم الله دیگری متولد شد. ثانیه های انتظار به کندی می گذشت. شهر به استقبال پرنده مهاجر آمده بود که در سالهای  سخت هجران از وطن، بال و پرشان شکسته بود. روز، روز بازگشایی قفس بود؛ روز شادمانی شهر. روز شادباش و تبریک، روز وطن  و روز دیدار . آغوش میهن، گشوده شده بود و فوج فوج مردانگی در آن جای میگرفت. به راستی  کدامین ساعت  می تواند شکوه آن لحظات را در خود بگنجاند و کدامین تقویم می تواند شوق لحظه دیدار را در خود ثبت کند. آزادگان آمدند همان طور که رفته بودند، نستوه، با همان صلابت  همیشگی. بوی عطر خاطرات انتظار، فضای دل ها را سرشار از شعف  می کرد. حس غریبی بود. اقاقیا به استقبال  آمده و آفتاب  گردان صورت خود را به خورشید سپرده بود. نسیم، مژده وصل می داد . آری آن روز، عشق طلوع کرد. وعده خدا محقق شده بود:((به درستی که پس از هرسختی آسانی ست)).

بی گمان آزادگان ، میراث شهیدان اند و ماندند تا نامشان  را گرامی و راه شان را ادامه دهند. آنان گنجینه  هایی ارزشمند  از فرهنگ انسان ساز دوران  اسارت هستند. ثبت وقایع  و باز نمایی مصائب و تلخی های اسارت،  پلی است برای انتقال فرهنگ اسارت از درون اردوگاه ها به شهر های میهن  و امام راحل چه شایسته در توصیف فرزندان خود فرمودند : اسرا در چنگال دژخیمان، خود سرود آزادی اند  و آزادگان جهان  آن را زمزمه  می کنند.

اما در راستای بررسی و شناخت وضعیت اسرا در اردوگاه های عراق باید گفت که اسیر ایرانی در اردوگاه ای عراق از حقوق  اولیه انسانی نیز محروم بوده است. عراق با تنظیم برنامه غذایی خاص  به دنبال  کاهش وزن و تضعیف قوای جسمی اسرا در سال اول اسارت بودند؛ موضوعی که  عوارض آن در دراز مدت به نمایش در آمد. درباره وضعیت سلامت آزادگان و بیماری های رایج  در اردوگاه ها می توان  گفت که به جز تبعات جراحات جنگی و مجرومیت ها ،  بیماری های پوستی شایع ترین بیماری ها  دوران اسارت بود.

روندی که در وضعیت نامطلوب سرویس بهد اشتی های مطلوب ، نبود فرصت و امکانات استحمام و  وضعیت نامساعد بهداشت عمومی  در محیط اردوگاه ها ریشه داشت و شپش به عنوان یکی از بیماری  های همه گیر، در همان سال  اوان ورود به اردوگاه  گریبان اسرا های  می گرفت و کمتر اسرا ی می توانست  از شراین  بیماری در امان  بماند. بیماری دستگاه گوارش از دیگر بیماری های شایع  این دوران  بود. در این زمینه  نقش مسئولین اردوگاه  های عراق بسیار پر رنگ  است. برای نمونه ترکیب پودر لباس شویی  با غذای بچه ها  که با هدف  ایجاد عوارض شدید گوارشی  و اعمال  فشار بر اسرا  انجام میگرفت را می توان  از اقدامات ناجوانمردانه  بعثی ها در این بخش دانست؛ در پی این ماجرا بسیاری از بچه ها بر اثر  اسهال خونی و کمبود  آب بدن  به  شهادت رسیدند.

از دیگر مشکلات شایع در اردوگاه ها، معضل مداوای دندان بود؛ چراکه  در اردوگاه ها ابزار دندانپزشکی وجود نداشت و در برخی از اردوگاه ها از مسواک و خمیر دندان اثری یافت نمی شد وتنها راه مداوای درد هایی  از این دست، کشیدن دندان ها بود.

به طور کلی پیرامون رسیدگی عراقی ها به وضعیت جسمانی اسرای ایرانی و بهداشت عمومی اردوگاه باید گفت اساسا تنها هدف آن  ها حفظ  اسرای ایرانی برای تبادل  با اسرای  عراق بوده است. اگر چه شواهد  موجود  از شهادت تعداد زیادی  از اسرا در اثر وضعیت ناگوار بهداشتی حاکم بر اردوگاه  های عراق حکایت دارد؛ اما در آمار رسمی که  توسط صلیب سرخ  و مسولین بهداری های عراق منتشر شد؛ نام 574 اسیر دیده می شود و این در حالی است که در این میان  این اسامی  نیز به علت مرگ 44 درصد  اسرای شهید مشخص نشده است و این لکه سیاه دیگری در کارنامه عراقی ها و صلیب سرخ  بین المللی به شمار می رود.

عوارض آسیب های  ناشی از  دوران اسارت هنوز  نیز گریبان آزادگان  را گرفته است به طوری که  مفاصل اسرا به دلیل عدم وجود اتاق های نورگیر در اسارت، قلب آن ها به دلیل فشارهای روانی و دستگاه گوارشی آن ها به دلیل تغذیه نامطلوب به شدت در معرض آسیب قرار دارد. سیلی زدن یکی از عادت و رفتارهای متداول  بعثی ها بود که در پی آن پرده گوش بسیاری  از اسرای ایرانی با مشکلات حادی مواجه شده است.

شکنجه اسرا در حضور دیگران؛ حضور سایر اسرا هنگام شکنجه باعث می شد تا به موجب تقویت احساس همدردی ،ابزار هیجان و مقاومت در برابر درد تسهیل گردد. وقتی اسرا به صورت جمعی شکنجه  می شدند درد  کمتری احساس می  کردند اما وقتی اسیری  به تنهایی مورد شکنجه قرار می گرفت؛ تحمل رنج و عذاب ناشی از آن بسیار سخت تر بود.

رو در رو قرار دادن دو اسیر از دیگر فعالیت های مخربی بود که برای تضعیف  روحیه  اسرا مورد استفاده بعثی  ها قرار  می گرفت. در چنین شرایطی دو نفر را با هم روبرو می کردندتا به صورت هم سیلی بزنند و با اجبار بر روی هم آب دهان بیاندازند.تمسخر و استهزا اسرا،استفاده از محدودیت های مربوط به ارسال نامه ها، انواع ممنوعیت های غیر معقول و خواسته های غیر قانونی، انواع امرونهی های نظامی و غیر نظامی،  مصاحبه های اجباری  در رادیو و تلویزیون  عراق، به بازی گرفتن احساسات پاک اسرا، شکنجه  روانی با استفاده  از رسانه های گروهی ، تفتیش های پی درپی، بازجویی های بی دلیل ، سرکوب  کردن هر عملی که اسیران برای آرامش روحی  خود ابداع  می کردند، پخش موسیقی  و صداهای آزاددهنده ، عدم وجود آب آشامیدنی سالم، حبس های انفرادی ، راه افتادن با پوتین  های گلی بر روی محل زندگی  و غذا و پتوی اسرا در آسایشگاه، شرطی کردن وضعیت اسرا، بنشین و برپاهای بسیار زیادی و طولانی و..این ها همه قطره ای از بیدادی بود که بر آزادگان ما،در سال های اسارت رفت.

درنقطه مقابل، وضعیت  عده ای از نیروهای عراقی که به اسارت رزمندگان  اسلام در می آمدند نیز قابل  تامل بود. به دستور(ره ) با آن ها مثل میهمان رفتار می شد. به طوری  که براساس اظهارات یکی از همین اسرا می گفت:« وقتی خبر وفات حضرت امام خمینی (قدس سره) را شنیدیم به شدت اشك می‌ریختم. كسی كه ما را میهمان خطاب كرده بود، از دنیا رفته بود و ماحقیقتاً یتیم شده بودیم.  التیام اندوه من زمانی بود كه به اردوگاه كهریزك منتقل شدم، در آنجا هر روز می‌توانستیم مقبره‌ی متبركه‌ آن حضرت را از نزدیك مشاهده كنیم.» از اقدامات دیگری  که مقامات  ایرانی  در قبال اسری عراقی انجام  می دادند، آموزش  های فنی و مهارتی بود که برای آن ها در نظر گرفته شده بود. در پایان باید گفت، خاطرات خوشی که بخشی زیادی از آنها  به صورت  مکتوب  باقی مانده، حکایت از رفتارانسانی  و اسلامی  نظام  اسلامی با اسیران  عراقی  دارد  و اردوگاه های اسیران  عراقی در ایران، مانند پایگاه هایی بودند که سربازان و افسران عراقی  را متناسب با تعالیم  اسلامی  و فرهنگ پویای علوی تربیت می کردند.

نویسنده : هادی صداقتی بورخانی
برای این پست 1 دیدگاه مطرح شده است. شما نیز دیدگاه خود را بیان کنید
  • پاسخ به نظر یکشنبه 16 شهریور 1393 - 01:10
    احمد

    با تشکر فراوان از شما که در سایتتان یادی از ما آزادگان نمودید یک آزاده8ساله

    1 0
دیدگاه شما در مورد : بازگشت پرستوها

بازگشت پرستوها

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS