امروز جمعه 19 آذر 1395
ساعت 20:57:51
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


اخبار شهرستان جویبار
چاپ

کد خبر : 3177

تاریخ انتشار : 07/12/1392 - 21:33

آلاله های جویبار 2

اگرنتونم اسلحه دست بگیرم ،لااقل می تونم به رزمنده ها آب بدم!!

به محمود گفتم:اگر بروی جبهه ،نمی توانی تفنگ توی دست ات بگیری و بلند کنی ،با همان زبان بچگانه اش گفت:مامان !اگر نتوانم اسلحه دست بگیرم ،لااقل می توانم به رزمنده ها آب بدهم.

اگرنتونم اسلحه دست بگیرم ،لااقل می تونم به رزمنده ها آب بدم!!

جویباران - لشکرعرشی 25 کربلا صفحه ای از تاریخ ازیاد نرفتی این کشور است که دلاورمردانش از همین روستاها و شالیزارها و کوچه پس کوچه های شهرهای دور نزدیک بخشی ازتاریخ عظیم وتمام نشدنی دفاع هشت ساله ی این کشور امام زمان را رقم زده اند،جوانان ،نوجوانان و پیرمردانی که تاریخ ،حسرت صلابت واخلاص شان را می خورد و تکرارشان غریب به نظر می رسد،در ادامه ذکر خاطره ای از شجاعت وصلابت نوجوان شهید سیدمحمود کیان نژاداعزامی از جویبار از زبان مادرش تقدیم مخاطبان می شود:

ده سال بیشتر نداشت ،یک روز آمد وبی مقدمه گفت:

مامان می خواهم بروم جبهه.

حالاوقتش نیست پسرم،سن ات کم است ،دوتا برادرت هم که جبهه هستند،لاقل صبر کن قد بکشی و مثل داداشهایت بزرگ شوی ،بعد برو جبهه.

نه مامان !می ترسم تا وقت بزرگ شدن ام بشود، جنگ تمام شود.

بالاخره هرطور شد،رضایت من را جلب کرد؛حالا مانده بود مانع کم سنی اش،با مغزش کلنجار می رفت تا فکری به سرش بزند،چند دقیقه بعد رفت به شناسنامه اش دست برد و سن اش را زیاد کرد،بعد رفت شش تا عکس آوردو گفت:

باید فردا این عکسها را ببرم بسیج تحویل بدهم.

به محمود گفتم:اگر بروی جبهه ،نمی توانی تفنگ توی دست ات بگیری و بلند کنی ،با همان زبان بچگانه اش گفت:

مامان !اگر نتوانم اسلحه دست بگیرم ،لاقل می توانم به رزمنده ها آب بدهم.

دیدگاه شما در مورد : اگرنتونم اسلحه دست بگیرم ،لااقل می تونم به رزمنده ها آب بدم!!

اگرنتونم اسلحه دست بگیرم ،لااقل می تونم به رزمنده ها آب بدم!!

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS