امروز یکشنبه 14 آذر 1395
ساعت 17:47:35
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


اسلاید شو
چاپ

کد خبر : 31588

تاریخ انتشار : 20/07/1395 - 07:18

تاسوعا، صفا و وفا و ادب را برای همیشه به نام یک سردار به ثبت رساند/ ابوالفضل‌العباس، اسطوره‌ای از جنس امروز و فرداها

سردار وفادار تاریخ با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، اما جوانمردی‌اش به او اجازه نداد تا لبی از آن آب بنوشد و لب تشنه از فرات بیرون آمد تا آب را به کودکان برساند.

تاسوعا، صفا و وفا و ادب را برای همیشه به نام یک سردار به ثبت رساند/ ابوالفضل‌العباس، اسطوره‌ای از جنس امروز و فرداها

به گزارش جویباران، نهم ‌ماه محرم، روز تاسوعا، منتسب به ساقی دشت کربلا ابوالفضل‌العباس(ع) است. تاسوعا، بزرگداشت شهادت اسوه ایثار، ادب و دلاوری بزرگ‌مردی است که با گذشت بیش از هزار و چهارصد سال، هنوز تاریخ، روشن از کرامت‌های اوست و نام او را با ادب و وفاداری و مردانگی به یاد سپرده است.

آن سردار وفادار با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، اما جوانمردی‌اش به او اجازه نداد تا لبی از آن آب بنوشد و لب تشنه از فرات بیرون آمد تا آب را به کودکان برساند. 

در این روز علاوه بر شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)، وقایع دیگری نیز که متصل به حماسه عاشورا هستند، رخ داده که از مهم‌ترین آنها می‌توان به ورود شمر به کربلا اشاره کرد.

شمربن‌ذی‌الجوشن، که در دشمنی با اهل‌بیت پیش‌قدم‌تر از دیگران بود و با حرارت ویژه‌ای در واقعه کربلا حضور یافت، نامه شدیداللحن عبیدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمربن سعد رساند و او را از منظور عبیدالله با خبر کرد.

پسر سعد، که نسبت به صلح با امام حسین خوشبین و در این راه تلاش زیادی کرده بود، یک باره در برابر نامه عبیدالله قرار گرفت و راه گریزی برای خود نیافت. او یا باید با امام حسین(ع) نبرد می‌کرد و یا فرماندهی را از دست می‌داد و برای همیشه از دستیابی به حکومت ری محروم می‌شد.

پذیرفتن هر یک از این دو راه برای او دشوار بود، ولی حب ریاست و هوای نفس چنان بر او غلبه یافته بود که بدون در نظر گرفتن قیامت و موقعیت دینی و اجتماعی امام حسین(ع) و قرابت وی با پیامبر(ص)، راه نخست را انتخاب کرد و تصمیم گرفت فرمان عبیدالله را اجرا و با امام حسین(ع) به نبرد بپردازد. به همین جهت سپاهیانش را آرایش داد و آنان را آماده حمله کرد.

شمر که فرمانده پیاده نظام قشون عمربن سعد و از عناصر کلیدی و پلید واقعه کربلا بود، عصر روز تاسوعا، امان نامه‌ای از عمربن سعد برای چهار فرزند رشید و دلاور ام‌البنین یعنی عباس، عبدالله، جعفر و عثمان از برادران پدری امام حسین(ع) آورد تا آنان را از سپاه خداجوی و حقیقت‌طلب جدا سازد.

امام حسین(ع) که منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید. اگر چه او فاسق است و لیکن با شما قرابت و خویشی دارد.

حضرت عباس(ع)به همراه سه برادر خود نزد شمر حاضر شدند و از او پرسیدند: حاجت تو چیست؟ شمر گفت: شما خواهرزادگان من هستید، بدانید تا ساعتی دیگر شعله‌های جنگ برافروخته شده و از یاران حسین کسی زنده نمی‌ماند. من برای شما امان نامه‌ای از عمربن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان هستید، مشروط بر این که دست از یاری برادرتان بردارید و سپاهیانش را ترک کنید.

حضرت عباس(ع)، که کانون وفاداری و غیرت بود، بر او بانگ زد: بریده باد دست‌های تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه‌ات. ای دشمن خدا، ما را دستور می‌دهی که از یاری برادر و مولایمان دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاک آنان قرار دهیم. آیا ما را امان می‌دهی و لی برای فرزند رسول خدا امانی نیست؟....

عمربن سعد، پس از دریافت نامه عبیدالله بن زیاد احساس کرد، اگر در مبارزه با امام حسین(ع) تعلل بورزد، موقعیت خویش را از دست خواهد داد و شمر به جای او به فرماندهی سپاه خواهد رسید. بدین جهت در عصر تاسوعا بدون هیچگونه اخطار قبلی و با دستپاچگی فراوان فرمان حمله عمومی به سوی خیمه‌های امام حسین(ع) را صادر کرد.

آن حضرت(ع)، بلا درنگ برادرش عباس(ع) را طلبید و وی را به همراه بیست تن از یاران فداکارش چون زهیربن قین و حبیب بن مظاهر به سوی سپاه دشمن فرستاد، تا عمربن سعد را ملاقات کرده و علت آتش افروزی‌های بی حاصل آنان را جویا گردند. 

حضرت عباس(ع) به همراه یاران امام به سپاهیان دشمن نزدیک شد و از سرکردگان آن پرسید: منظور شما از این حرکت بی‌جا و غوغاها چیست؟ آنان پاسخ دادند: از امیر عبیدالله بن زیاد فرمان آمده که باید بر شما عرضه کنیم و آن این است که یا در طاعت او درآیید و با وی بیعت کنید و یا آماده نبرد سرنوشت‌ساز باشید. حضرت عباس(ع) فرمود: پس قدری تامل کنید تا من این گزارش را به سرورم برسانم.

حضرت عباس (ع)، پیام دشمن را به امام رساند، امام به وی فرمود: به سوی ایشان برو و از آنان مهلت بخواه که امشب را صبر و کار نبرد را به فردا واگذار کنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدار بیشتری به نماز و عبادت بپردازم و خدا می‌داند من به راز و نیاز با وی و نیایش در درگاهش چه قدر علاقمند هستم.

حضرت عباس(ع) پیام امام را به دشمن رساند. عمر بن سعد که مظنون به مسامحه کاری شده بود و شمر را رقیب خود می‌دید، از درخواست امام سرباز زد و گفت: برای حسین دیگر مهلتی نیست.

در این میان برخی از فرماندهان سپاه، از جمله قیس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض کرده و گفتند: اگر سپاهیان کفر و شرک از ما مهلت می‌خواستند، ما دریغ نمی‌کردیم ولی از مهلت دادن به فرزند زاده رسول خدا دریغ می‌ورزیم؟ لازم است او را مهلت دهید. عمر بن سعد، ناگزیر درخواست امام را پذیرفت و پیام داد که یک شب را به شما مهلت دادم، ولی بامدادان فردا اگر بر فرمان امیر، سر طاعت فرود نیاوردید، فیصله کار را به شمشیر می‌سپاریم.

در این هنگام، آرامش نسبی حاکم گردید و هر دو سپاه به خیمه‌گاه خویش برگشته و منتظر فرا رسیدن روز بعد شدند.

منبع : بلاغ
دیدگاه شما در مورد : تاسوعا، صفا و وفا و ادب را برای همیشه به نام یک سردار به ثبت رساند/ ابوالفضل‌العباس، اسطوره‌ای از جنس امروز و فرداها

تاسوعا، صفا و وفا و ادب را برای همیشه به نام یک سردار به ثبت رساند/ ابوالفضل‌العباس، اسطوره‌ای از جنس امروز و فرداها

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS