امروز چهار شنبه 17 آذر 1395
ساعت 21:48:04
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


مقاله
چاپ

کد خبر : 3034

تاریخ انتشار : 30/11/1392 - 08:27

جنبش وال استریت؛ جنبش نوین اجتماعی

وال‌استریت واکنشی از درون نظام سرمایه‌داری است که با گفتمان برگرفته از قدرت طبقات متوسط در صورت‌بندی جدید اجتماعی شکل گرفته و نمادهای تازه‌ای از روابط اجتماعی و اقتصادی را مطرح کرده و نظام موجود را به چالش کشیده است.

جنبش وال استریت؛ جنبش نوین اجتماعی

جویباران - با شروع بحران اقتصادی در غرب، آمریکا نیز با ناآرامی‌هایی مواجه شد که صاحب‌نظران ریشه‌ی چنین مشکلاتی را در ساختار نظام سرمایه‌داری جستجو می‌کنند؛ ساختاری که به طور کامل در خدمت ثروتمندان بوده و به ضرر طبقات دیگر جامعه و به خصوص اقشار محروم می باشد. این مقاله با طرح این سوال که با تاکید بر تئوری جنش‌های نوین اجتماعی، ابعاد وجودی و پیامدهای جنبش تسخیر وال‌استریت چه بوده است، آیا می توان جنبش روی داده در آمریکا را در زمره‌ی جنبش‌های نوین اجتماعی قرار داد؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا با بررسی چارچوب نظری پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی به جنبش وال‌استریت و ریشه‌های آن و ابعاد بحران پرداخته شد. درادامه با بررسی پیامدهای جنبش وال‌استریت، نتایج بیان داشتند که  جنبش وال‌استریت نگاهی صنفی به مشکلات ایجاد شده در آمریکا نداشته و طبق ویژگی جنبش‌های نوین اجتماعی به بیان نگرانی‌های عام می پردازد و در عین حال که از سازماندهی برخوردار نبوده، مردم آمریکا را از مشکلات نظام سرمایه‌داری آگاه می سازد.

واژگان کلیدی: وال‌استریت، بیداری اسلامی، ایالات متحده، جنبش نوین اجتماعی،

مقدمه

وقوع جنبش موسوم به «وال‌استریت» در قلب مرکز بورس و سرمایه‌ی ایالات متحده‌ی آمریکا بسیاری از مردم جهان را متعجب کرد. این نهضت خودجوش که در رأس آن اعتراض گسترده ی مردم آمریکا علیه نظام سرمایه‌داری و لابی‌های قدرتمند سیاسی در ایالات متحده قرار دارد و نماینده‌ی اعتراض مردم آمریکا به حاکمیت اقلیت یک درصدی بر اکثریت نود و نه درصدی است که مالیات و پول مردم آمریکا را هزینه‌ی به راه انداختن جنگ در افغانستان و عراق و حمایت از رژیم صهیونیستی می کنند، در درون خود تجلی‌گر حوادث مهمی در جهان سرمایه‌داری در آینده‌ای نه‌چندان‌دور است.

این حرکت‌های اعتراضی در درون خود عمق تنفر مردم کشورهای غربی را از نظام سرمایه‌داری که عمدتاً درصدد استثمار طبقات مختلف مردمی و انباشت هرچه بیشتر پول و ثروت می‌باشند به تصویر کشیده و خط آغازی بر بحران سرمایه‌داری غرب خواهد بود. با وضع پیش‌آمده اعتراض‌های مردمی شکل گسترده‌ای به خود گرفت؛ هر چند که در گذشته نیز چنین اعتراض‌هایی صورت گرفته بود، اما اعتراض‌های اخیر دارای ویژگی‌های خاصی بود که در گذشته مشاهده نشده است.

گستردگی این اعتراض‌ها سوالات بسیاری در اذهان تداعی کرده است. در این میان کدام نظریه بیش از دیگر نظریات توضیح دهنده چرایی و چگونگی این حرکت است؟ ریشه این اعتراض‌ها چیست؟ خواست و مطالبه اصلی مردم چه بوده است؟

جنبش‌های نوین اجتماعی

با شروع بحران اقتصادی در غرب، کشورهای این منطقه با ناآرامی‌هایی مواجه شدند که صاحب‌نظران ریشه‌ی چنین مشکلاتی را در ساختار نظام سرمایه‌داری جستجو می‌کنند؛ ساختاری که به طور کامل در خدمت ثروتمندان بوده و به ضرر طبقات دیگر جامعه و به خصوص اقشار محروم می‌باشد.

حرکت اعتراضی موسوم به «تسخیر وال‌استریت» در ایالات متحده تلاش‌های خود برای تاثیرگذاری بر تحولات اجتماعی و سیاسی ادامه داده و به دیگر کشورهای سرمایه‌داری در جهان نیز سرایت کرده است. به هر حال تاثیرگذاری یک جنبش به پایگاه اجتماعی و مشروعیت خواسته‌های آن ارتباط پیدا می کند؛ مسائلی که تئوری‌های اجتماعی درصدد تبیین آنها می باشند.

در این میان، نظریه‌ی «جنبش‌های نوین اجتماعی» شاید بیش از دیگر نظریات توضیح دهنده‌ی چرایی و چگونگی این حرکت‌ها باشد؛ حرکت‌هایی که در اهداف و ماهیت متفاوت از جنبش‌های سابق هستند. نقطه‌ی قوت این نظریه نیز آن است که بر هر دو عنصر خرد (درک مسائل مرتبط با هویت و رفتار شخصی در جنبش‌های اجتماعی) و کلان (رابطه‌ی میان ظهور جنبش‌های اجتماعی معاصر و ساختار اقتصادی با نقش فرهنگ در چنین جنبش‌هایی) در جنبش‌های اجتماعی تمرکز دارد1 .

«چارلز تیلی» جنبش‌های اجتماعی را کنش مردم با هم برای رسیدن به منافع مشترک تعریف نموده و آن را ناشی از ترکیب‌های متحول بسیج منافع سازمان‌ها و فرصت می‌داند2 . «گیدنز» نیز جنبش اجتماعی را کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک یا تامین هدفی مشترک از طریق عمل جمعیت خارج از حوزه‌ی نهادهای رسمی تعریف کرده است3 . بسیاری از جنبش‌های اجتماعی کوچک هستند و شاید تعداد اعضای آنها بیش از چند ده نفر نباشند؛ جنبش‌های دیگر ممکن است هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را در برگیرند.

بعضی از جنبش‌ها در چارچوب قوانین جامعه فعالیت می‌کنند و برخی دیگر به صورت گروه‌های غیرقانونی یا زیرزمینی فعالیت می‌نمایند. «گی روشه» معتقد است جنبش اجتماعی عبارت است از: «سازمانی کاملاً شکل‌گرفته و مشخص که به منظور دفاع یا گسترش و یا دستیابی به هدف‌های خاصی به گروه‌بندی و تشکل اعضا می‌پردازد.

آنچه که جنبش اجتماعی را مشخص می‌سازد متقاضی و مدعی بودن آن است که سعی در شناساندن و پیروز گردانیدن ایده‌ها و منافع و ارزش‌های معینی را دارد. بدین منظور پیوسته سعی در افزایش اعضا و کوشش در جهت جلب توجه عامه و نیز نخبگان جامعه می‌نماید4 .بر اساس آراء تورن جنبش‌های اجتماعی سه کارکرد اساسی دارند5 .

کارکرد رابط یا میانجی بودن: آنها به عنوان عاملین فعالی بین افراد از یک طرف و ساخت‌ها و واقعیات اجتماعی از طرف دیگر نقش میانجی به عهده دارند. این نقش به دو روش صورت می‌گیرد: اول آنکه این جنبش‌ها برخی واقعیت‌های اجتماعی را به  آنها نشان می‌دهد. دوم آنکه آنها وسیله‌ی ارتباط موثری در مشارکت اجتماعی محسوب می‌گردند.

کارکرد ایجاد و بالا بردن آگاهی جمعی: جنبش‌های اجتماعی موجب ایجاد و گسترش نوعی شعور جمعی سیاسی است که در دگرگونی اجتماعی مورد تاکید قرار دارد.

  کارکرد ایجاد فشار: جنبش‌های اجتماعی با فشاری که بر نخبگان قدرت وارد می‌آورند، بر توسعه‌ی تاریخی جوامع اثر می‌گذارند. این فشارها ممکن است به طرق مختلف عمل کند، از قبیل: مبارزات تبلیغاتی به منظور تاثیر بر افکار عمومی، تهدید، اعتصاب، تحریم، تظاهرات و....

شورش‌های اعتراضی به عنوان یک عمل جمعی در برابر حاکمان در سراسر تاریخ وجود داشته‌اند؛ اما جنبش‌های اجتماعی از حد یک اعتراض فراتر رفته و سعی دارد ایده و برنامه‌هایی را در جامعه به مرحله‌ی اجرا بگذارند.

ایده‌ها و اعتراضات جنبش‌ها ممکن است به سوی نقد سیاست‌های حکومت جهت‌گیری یا به سوی نقد شیوه‌های زندگی روزمره که توسط نهادهای رسمی تبلیغ می‌شود هدف‌گیری شده باشد. در دهه‌های اخیر بر اساس ماهیت و اهداف، تحولاتی در جنبش‌های اجتماعی مطرح شده است، گسترش فزاینده ارتباطات و تغییرات روزافزون و پیچیده‌ی ساختارهای اجتماعی تحولات عمیقی در زمینه‌های فرهنگی پدید آورده است.

در این فرایند جنبش‌های اجتماعی به گونه‌های جدیدی پدیدار شده که از نظر ویژگی‌ها و شیوه‌های عمل تفاوت‌های اساسی با جنبش‌های سنتی دارد. در جنبش‌های گذشته صبغه‌ی طبقاتی جنبش‌ها برجسته بود؛ اما اکنون هدف آنها تلاش برای ترسیم شیوه‌های جدید زندگی است6 .

رویکرد جنبش‌های نوین به نمایندگی تورن و ملوچی: بعد از دهه‌‌ی 1970 رویکرد جدیدی به جنبش‌های اجتماعی معاصر شکل گرفته است. صاحب‌نظران این رویکرد معتقدند که موضوعیت نزاع میان طبقات صنعتی رو به کاهش است و معرفی سوژه‌های همگون دیگر عملی نیست و در جنبش‌های جدید اقشار اجتماعی جدید به‌خصوص قشر متوسط به عنوان بازیگران اصلی منازعه، جانشین سرمایه‌داران و کارگران شده‌اند7 .

با بررسی این حرکت در آمریکا از نگاه نظریه‌ی مذکور و مولفه‌هایی که برای جنبش‌های نوین اجتماعی بر می‌شمرد (خودجوشی، غیرابزاری، به دنبال تغییر ساختار اجتماعی، اتکا به رسانه‌های گروهی، فعالیت‌های شبکه‌ای، غیرسلسله‌مراتبی، غیرخشونت‌آمیز، سازماندهی غیررسمی و انعطاف‌پذیر) می‌توان جنبش روی داده در آمریکا را در زمره‌ی جنبش‌های نوین اجتماعی قرار داد.

در واقع، جنبش تسخیر وال‌استریت نگاهی صنفی به مشکلات ایجاد شده در آمریکا نداشته و طبق ویژگی‌های جنبش‌های نوین اجتماعی به بیان نگرانی‌های عام می‌پردازد. جهت‌گیری مدنی نیز ویژگی مهم این جنبش بوده و بیشتر سعی دارد مردم آمریکا و دنیا را از مشکلات نظام سرمایه‌داری آگاه ساخته و آنها را به تحرک وادارد. در عین حال از سازماندهی مشخصی هم برخوردار نبوده و نمی‌توان رهبری مشخص را به آن منتسب کرد. استفاده‌ی بسیار از اینترنت و امکانات ارتباطی مدرن همچون شبکه‌های اجتماعی جهت برقراری ارتباط با یکدیگر نیز در همین راستا قابل توجیه است.

3. جنبش وال‌استریت؛ یک جنبش جدید اجتماعی

در سال 1907 اولین موج آشفتگی و رکود گریبان‌گیر وال‌استریت شد. همزمانی این موج با رکود اقتصادی آمریکا و کاهش 50 درصدی شاخص سهام بازار بورس نیویورک باعث هجوم مردم و سرمایه‌گذاران برای پس گرفتن سرمایه‌های خود از بانک‌ها و موسسات مالی شد. سرانجام بخشی از این موج به ایالت‌های دیگر آمریکا منتقل شد و بسیاری از بانک‌های بزرگ آمریکا اعلام ورشکستگی کردند. موج آشفتگی دوم در سال 1929 گریبان‌گیر وال‌استریت و سرانجام تمام آمریکا شد.

در اواخر دهه‌ی 1920 بورس بازی در بازار سهام نیویورک رواج داشت، تا جایی که از سال 1924 تا 1929 قیمت سهام بازار نیویورک تا 400 درصد افزایش یافت؛ اما با رکود صنایع سوددهی سهام این افراد کاهش یافت و بیشتر وام‌های گرفته شده به بانک‌ها پس داده نشد. همین امر باعث وقوع رکود در بازار بورس نیویورک شد. در اکتبر 1929 بازار 31 واحد و قیمت شاخص سهام نیز 49 واحد کاهش یافت. تا جایی که در پایان ماه اکتبر همان سال بازار به کلی راکد شد و رو به تعطیلی گذاشت.

این اتفاق جرقه‌ی بزرگ‌ترین رکود اقتصادی آمریکا و غرب را رقم زد که تا جنگ جهانی دوم نیز ادامه پیدا کرد. در قرن 21 نیز بحران‌های مالی زیادی باعث رکود وال‌استریت شد. در بین سال‌های 2001 و 2002 حباب دات کام باعث آشفتگی بازارهای آمریکا و مخصوصاً وال‌استریت شد. علاوه بر این، رکود بازار مسکن در سال 2006 موج آشفتگی و رکود در بازار بورس نیویورک ایجاد کرد8 .

یکی از مهم‌ترین حوادث سال 2011 میلادی روی‌دادن جنبش وال‌استریت بود. جنبشی که پیش‌تر به چنین حجم و اندازه‌ای آن هم در جامعه‌ی آمریکا مسبوق به سابقه نبوده است. جنبشی که به گفته‌ی برخی کارشناسان نوک حملاتش به سوی نظام سرمایه‌داری حاکم بر ایالات متحده و جهان غرب می‌باشد.

گروهی در کانادا در مجله‌ای که موضوع آن مخالفت با تبلیغات و مصرف‌گرایی در جهان است، مردم را به تسخیر وال‌استریت دعوت کردند و سه گروه در آمریکا به این فراخوان پیوستند. جنبش وال‌استریت را تسخیر کن که از روز 17 سپتامبر 2011 در مقابل ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیایان وال‌استریت آغاز شد، به سایر نقاط جهان از جمله کشورهای اروپایی گسترش یافت.

معترضان قیام سرمایه‌داری آمریکا موسوم به جنبش تسخیر وال‌استریت در یک پاراگراف در وب‌سایت رسمی این جنبش، خود را این‌گونه معرفی می‌کنند: «جنبش تسخیر وال‌استریت، مقاومتی فاقد رهبر با مردمانی از رنگ‌ها، جنسیت و تفکرات سیاسی گوناگون است. آنچه در میان همه‌ی ما مشترک است این است که ما همه 99 درصد هستیم که بیش از این فساد و نفوذ یک درصد شبکه‌های تجاری را تحمل نمی‌کنیم»9 .

  تظاهرکنندگان آمریکایی به گسترش فساد در سطوح بالا، فقر و نابرابری اجتماعی در آمریکا معترض هستند. جنبش وال‌استریت را اشغال کنید، دولتمردان آمریکا و سرمایه‌داران را مسئول مشکلات اقتصادی مردم این کشور می‌دانند و خواهان پایان جنگ در افغانستان و عراق نیز هستند.

تظاهرات در شهر نیویورک همچنین، نشانه‌ای از خشم مردم آمریکا از کمک‌های دولت به بانک‌ها و موسسات مالی اروپا است. دولت آمریکا با بیکاری بیش از 9 درصد، بیش از حدود 1.4 هزار میلیارد دلار برای نجات بانک‌ها و موسسات مالی آمریکا و اروپا کمک کرده که این اقدام دولت اوباما موجب خشم بسیاری از مردم این کشور شده است.

نقطه‌ی قابل توجه در تاریخ شروع این جنبش این است که تاریخ 17 سپتامبر را برای موضوع تسخیر وال‌استریت انتخاب کردند؛ تاریخی که با قانون اساسی آمریکا پیوندهایی دارد. در ابتدا نگاهی که به این جنبش می‌شد، نگاهی در حد یک اعتراض معمولی و نرمال، نگاهی که معتقد بود 700 تا 900 نفر در یک پارک خصوصی تجمع کردند  تا  به سیاست‌های مالی آمریکا و بحران ناشی از عواقب آن اعتراض کنند.

اما خیلی زود این نگاه به معترضین تغییر پیدا کرد زیرا با توجه به حمایت‌هایی که از آن شد به صورت شبکه‌ای در خیلی از مناطق آمریکا به خصوص مناطق غربی و شرقی جای خود را باز کرد و ما شاهد گسترش این اعتراض‌ها بودیم. اما درخواستی که از سوی برخی از سخنگویان این جنبش مطرح می‌شود، نوعی نگاه اثبات‌گر را دنبال می‌کند. در واقع آنها خواستار مشارکت در حوزه‌ی قدرت هستند تا خود را به عنوان یک جریان سوم مطرح کنند10.

ظهور جنبش وال‌استریت در متن صورت‌بندی جدیدی شکل گرفته و نمادهای تازه‌ای را ازکنش‌های اجتماعی و سیاسی مطرح کرده است. نمادهایی که با جنبش متعارف چند دهه‌ی قبل آمریکا متفاوت است. کنشگران این جنبش ماهیت طبقاتی مشخصی ندارند و با اشکال متنوع و بدیع به بیان اعتراض می‌پردازند. همان گونه که «اوفه»  هم می‌گوید ویژگی برجسته‌ی جنبش‌های جدید وجود سازمانی باز و سیال با مشارکتی فراگیر و غیرایدئولوژیک و توجه بیشتر به دگرگونی‌های اجتماعی به جای دگرگونی‌های سیاسی است.11

جنبش وال‌استریت خصلتی غیر تمرکزی دارد؛ پارک‌ها، اطراف کلیساها، زیر پل‌ها و هر جایی که بتوان بیتوته کرد مکانی برای اعتراض است. اشغال وال‌استریت گفتمانی واحد و یکپارچه است که همه را در همه جا جمع کرده است. در این جنبش یک قدرت واحد همانند یک طبقه یا قشر و یا شبکه‌ی متمرکزی وجود ندارد، بلکه این شبکه‌های متکثر، گروه‌ها و حتی تضادهای اجتماعی هستند که جنبش را می‌سازند.

در این تجمعات طیف وسیعی از طبقات و اقشار مانند کارگران، دانشجویان و دانش‌آموزان، گروه‌های هنری، زنان خانه‌دار، مهاجرین و اقلیت‌های قومی و نژادی و مذهبی را می‌توان مشاهده کرد. این جنبش دارای افقی باز و گسترده حول گفتمان ضدسرمایه‌داری  و بی‌عدالتی‌های جامعه‌ی آمریکا می‌باشد و لذا وجهه‌ی بارز آن ائتلافی بی‌شکل، نامشخص و نامحدود از طیفی از اندیشه‌های متنوع و حتی متضاد است و شکل بروز دسته‌جمعی و تظاهراتی آن، حالت کارناوال و جشن را دارد.

این جنبش شعار محوری خود را تصرف وال‌استریت قرار داده که ساختمان بورس نیویورک در آن مهم‌ترین بخش اقتصادی و نماد نظام سرمایه‌داری آمریکا واقع شده است. شعارهای وال‌استریت برخلاف شعارهای جنبش‌های کلاسیک؛ کوبنده، رادیکال و ساختارشکن نیست، بلکه با زبان ایهام، تمسخر، ساده و صمیمی بیان می‌شوند12 .

4. ریشه‌های جنبش وال‌استریت

بررسی تاریخی آمریکا نشان می‌دهد که ریشه‌ی اصلی ایجاد ایالات متحده و پذیرش تشکیل آن از سوی ایالت‌های مختلف، رسیدن به رفاه سراسری و به نوعی همگرایی میان مردم و دولتمردان بود. در ساختار تعریفی آنها، مردم و دولتمردان در کنار یکدیگر برای رسیدن به جامعه‌ی آرمانی نظیر؛ رفاه سراسری، ترویج برابری و آزادی در داخل آمریکا و عرصه‌ی بین‌الملل و ... تلاش می‌کردند.

در چند دهه‌ی اخیر مشاهده می‌شود که ساختار سیاسی آمریکا به مرور از این امر عدول کرده و از رویکردهای مردمی فاصله گرفته است. استمرار بحران اقتصادی آمریکا و مشکلات ناشی از آن به‌ویژه بیکاری گسترده، یکی از مهم‌ترین زمینه‌های پیدایش جنبش اشغال وال‌استریت محسوب می‌شود.

علی‌رغم شعارهای انتخاباتی، دولت در عمل نتوانست به شکلی مطلوب بحران را مهار کند و تبعات آن باعث شد که در سال 2011، آمریکا با بحران جدید بدهی‌های دولتی و کسری بودجه مواجه شود. به دنبال این بحران، دولت آمریکا برای جبران مشکلات مالی خود، مجبور به اعمال محدودیت‌های اقتصادی شد که بر بخش قابل‌توجهی از جامعه فشار آورد و آنها را با مشکلاتی نظیر از دست دادن کار و یا کاهش درآمد، روبرو ساخت.

از طرف دیگر، طرح‌های حمایتی دولت بیشتر در جهت حمایت از بانک‌ها و موسسات مالی بوده است؛ باید به این امر توجه داشت که در زمان انتخاب اوباما به ریاست جمهوری، انتظارات مردم بسیار غیرواقع‌بینانه بود. در واقع این باور در میان مردم تقویت شد که رئیس جمهوری جدید، به سرعت می‌تواند بر بحران غلبه کند.

مسئله‌ای که توسط ستاد انتخاباتی اوباما نیز مورد تأکید قرار گرفت. در همان زمان بسیاری از کارشناسان نسبت به چنین انتظاراتی هشدار دادند و پیش‌بینی کردند که عدم تحقق بخش عمده‌ی این انتظارات، تبعات اجتماعی قابل‌توجهی در پی خواهد داشت.

یکی از جذاب‌ترین شعارهای انتخاباتی اوباما که به سرعت مورد توجه مردم آمریکا قرار گرفت، بازسازی اقتصاد آمریکا بود که دامنه‌ی وسیعی از موضوعات نظیر بیمه و تأمین اجتماعی و بهداشت و درمان را در این کشور در بر می‌گرفت. با این حال، سیاست‌های اقتصادی دولت اوباما بهبود قابل‌توجهی را در اقتصاد آمریکا در پی نداشت13 .

یکی دیگر از زمینه‌های شکل‌گیری جنبش اشغال وال‌استریت که مورد توجه قرار دارد، شکاف‌های اجتماعی فروخفته در آمریکاست. شکاف‌ها و نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی، در دهه‌های اخیر گسترده‌تر شده و این امر نارضایتی گسترده‌ای را در قشر وسیعی از جامعه‌ی آمریکا فراهم کرده است. شعار 99 درصد که در تظاهرات مردم در شهرها و مناطق گوناگون به چشم می‌خورد، اعتراض به چنین شکاف‌هایی نیز هست که تنها درصد کمی از مردم آمریکا امکان بهره‌برداری از امکانات و ثروت این کشور را دارند.

از دیگر مسائلی که به بروز جنبش اشغال وال‌استریت کمک کرده است، جهانی شدن پدیده‌ی اعتراض در کشورهای گوناگون است که نقطه‌ی اوج آن در وقوع بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه بود. در جنبش اشغال وال‌استریت، شکل اعتراضات در برخی موارد با دیگر اعتراضات در کشورهایی نظیر مصر و اسپانیا شباهت دارد.

مشکلات اقتصادی آمریکا ریشه در بازارهای مالی در نظام سرمایه‌داری و استفاده از ابزارهای نوین مالی در نظام سرمایه‌داری دارد. نکته‌ی اصلی این است که نظام سیاسی و نهادهای نظارتی، توان مقابله با ریشه‌ی بحران، یعنی فسادهای ناشی از معاملات در بازارهای کاغذی را ندارند.

از سال 2000 میلادی نیز که خطر استفاده از این ابزارها در سودجویی‌های کلان توسط بانک‌ها و نهادهای بزرگ مالی تا حد زیادی شناخته شده بود؛ همچنین با ترکیدن حباب مسکن و ضررهایی که حداقل 20 تریلیون دلار به بازارهای بورس جهانی وارد کرد و روند ورشکستگی بی‌سابقه‌ی بانک‌ها و موسسات مالی آمریکایی را فراهم کرد و تبعات فراوانی بر تمامی اقشار آمریکایی داشت، طبیعتا آثار و پیامدهای زیادی بر زندگی آمریکایی‌ها نهاده است.

از طرفی به این نکته هم باید توجه کنیم که بسیاری از مردم آمریکا زندگی‌شان زندگی قسطی است. یعنی خودرو، مسکن و ... و به طور کلی وسایل زندگی بیشتر این‌ها از طریق وام و به صورت اقساطی تهیه می‌شود و طبیعتا فروپاشی بازار مسکن و به دنبال آن رکود اقتصادی و بیکاری گسترده‌ای که در آمریکا رخ داد برنامه‌ی اقتصادی بسیاری از خانواده‌های کوچک، شرکت‌ها و کارخانه‌ها به هم خورد و زمینه‌های شکل‌گیری یک جنبش اجتماعی را در این کشور فراهم کرد.

بحران اقتصادی و رکود اقتصادی باعث افزایش شدید بیکاری در آمریکا شد. الان طبق آمارهای رسمی میزان بیکاری در آمریکا بالای هفت درصد است و در کنار آن این نکته را نباید فراموش کرد که پانزده میلیون نفر آمار بیکارهای آمریکا به همراه خود افزایش فقر را دارد. فقر هم به نوبه‌ی خود نارضایتی اجتماعی و اقدامات اعتراض‌آمیز را به همراه دارد14 .

5.  خواسته‌های اعتراض‌کنندگان

بعضی از مهم ترین خواسته‌های اعتراض‌کنندگان در جنبش وال‌استریت عبارتند از:

1-5- کاهش وابستگی سیاست به سرمایه‌داران

یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین خواسته یا مورد اعتراضی جنبش وال‌استریت که نقطه‌ی ثقل این جنبش را تشکیل می دهد و اعتراض استواری را در این جوامع شکل داده و محدود به آمریکا هم نیست، بلکه در قاره‌ی اروپا و کشورهای اروپایی نیز مورد اعتراض است، پدیده‌ای است به عنوان پیوند بین الیگارشی مالی و قدرت سیاسی.

در کشورهای سرمایه‌داری اساساً یک پیوند وسیع و طولانی بین قدرت سیاسی و قدرت مالی به ویژه در آمریکا به عنوان مظهر اکمل یک نظام سرمایه‌داری حاکم است؛ به طور مثال در جریان بحران مالی 2008، دولت بوش و اوباما برای خروج از بحران مالی تلاش‌های خودشان را معطوف به کمک چندصد میلیارد دلاری به بانک‌ها کردند. بوش که حداقل در یک نوبت بیش از 700 میلیارد دلار به بانک‌ها کمک کرد و اوباما هم به این ترتیب کمکی چندصد میلیارد دلاری را در چارچوب طرح نجات اقتصادی به بانک‌ها و موسسات مالی اختصاص داد، یعنی چیزی نزدیک به دو تریلیون دلار به بانک‌های آمریکایی و موسسات آمریکایی پول تزریق شد؛ به دلیل اینکه آنها از گردونه‌ی بحران خارج شوند.

طبیعتا مخالفین در چارچوب جریان وال‌استریت به دولت‌های غربی به منزله‌ی جمعی از نخبگان سیاسی می نگرند که هم به دلیل منافع خودشان و هم به دلیل اینکه به قدرت رسیدنشان با اولیگارشی مالی و پشتیبانی نهادها و موسسات مالی و صنعتی و اقتصادی ارتباط مستقیم دارد، به صورت متقابل و دوجانبه از منافع یکدیگر حمایت می‌کنند. بدین لحاظ این پیوند و ارتباط متقابل مورد اعتراض جنبش وال‌استریت است.

2-5. اتحاد کاخ سفید و وال‌استریت

هرچند در ظاهر کشورهای غربی دارای نظام لیبرال‌دموکراسی هستند و در این نظام‌ها خواسته و اراده‌ی اکثریت باید منشأ اثر باشد؛ اما شاهد وجود یک شبکه‌ی نامرئی از دو دسته از نخبگان هستیم که در راس نظام سیاسی قرار دارند. نخبگان مالی که مرکز تجمع شان در وال‌استریت است، به عنوان بزرگ‌ترین بازار بورس جهان و نخبگان سیاسی در آمریکا در کاخ سفید و کنگره تجمع کرده‌اند. اینها به نحو متقابل به پشتیبانی از هم می پردازند و یکی تقویت کننده‌ی دیگری است.

3-5. توجه صرف به یک درصد صاحبان سرمایه

یکی از درخواست‌های جنبش وال‌استریت این است که چرا در مقابل 99 درصدی که به هرحال تاحدی از مواهب زندگی محروم هستند، صرفاً توجه قدرت سیاسی در دولت آمریکا به یک درصدی است که به نحو عمده و قابل‌توجهی ثروت جامعه را در اختیار گرفته‌اند.

4-5. تبعیض‌های موجود

دومین مورد اعتراض جنبش وال‌استریت بحث مخالفت با نظام موجود اقتصادی و اجتماعی است که خود این نظام اقتصادی و اجتماعی مولود روابط و مناسبات نادرست در نظام لیبرال‌دموکراسی و اقتصاد سرمایه‌داری است. در وهله‌ی نخست تبعیض های نژادی در آمریکا حکم‌فرماست.

یعنی تفاوت قابل‌ملاحظه‌ای بین سفیدپوستان از یک طرف با سیاه‌پوستان و آفریقایی‌تبارها و افرادی که از آمریکای لاتین به آمریکا مهاجرت کردند، وجود دارد. در مرحله‌ی بعدی تفاوت‌های زیادی بین ایالات مختلف آمریکا از لحاظ سطح ثروت و بهره‌مندی وجود دارد که در آمریکا عامل تبعیض می شود و می توان گفت یک نظام طبقاتی برقرار است.

5-5. بی‌عدالتی‌ها و عدم تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی

درخواست دیگر جنبش وال‌استریت اجرا و تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی است. معترضان ادعا می‌کنند که حتی بنا بر آمارهای دولتی در آمریکا روز‌به‌روز فاصله‌ی بین فقیر و غنی بیشتر می شود. شکاف فزاینده بین فقیر و غنی در آمریکا و این واقعیت که به اذعان موسسات آماری خود آمریکا، در این کشور چیزی نزدیک به 46 میلیون نفر زیرخط فقر قرار دارند و حدود 50 میلیون نفر فاقد هرگونه بیمه‌ی خدمات درمانی یا بهداشتی هستند، آمار بسیار تکان دهنده‌ای برای ثروتمندترین اقتصاد جهانی است.

6-5. تغییر نظام انتخاباتی

مجمع عمومی معترضین وال‌استریت در نیویورک، بیانیه‌ای منتشر کردند و برای اولین بار خواسته‌های سیاسی شان، تغییر نظام انتخاباتی آمریکا است. در این بیانیه آمده که یک روش انتخاباتی جایگزین نظام الکترال شود، حوزه‌های انتخابی به طریق غیرحزبی تفکیک شوند و درواقع کنترل و نحوه‌ی شمارش آراء به گونه‌ای صورت بگیرد که امکان نفوذ احزاب بزرگ از آن حذف شود15 .

کنار گذاشتن جامعه مدنی و نهادهای مدنی

مشخصه‌ی دیگر، درخواست کنار گذاشته شدن جامعه‌ی مدنی و نهادهای مدنی است. در جریان این جنبش ها مهم ترین ابزارها یا نمودهای جامعه مدنی یعنی احزاب سیاسی کاملاً کنار گذاشته شدند و این امر نشان‌دهنده‌ی آن است که دیگر احزاب که بنا به تعریف نمایانگر خواسته‌ها و تشکل یک قشر خاصی هستند، کم‌کم کارکرد خودشان را از دست می دهند و به همین لحاظ می شود پیش‌بینی کرد که بازهم در آینده‌ی نه چندان دور نهادهای مدنی جایگزین احزاب در این کشورها حتی در کشورهای عربی شوند16 .

6.  پیامدها و چشم‌اندازهای جنبش وال‌استریت

واکنش‌هایی که نسبت به آینده‌ی سرمایه‌داری وجود دارد، به سه گروه تقسیم می شود: گروه اول همچنان به تبعیت از سنت مارکس درباره‌ی مرگ محتوم سرمایه‌داری سخن می رانند، گروه دوم کسانی هستند که روی قابلیت‌های سرمایه‌داری و قدرت انعطافش تاکید می‌کنند.

گروه سومی هم هستند که موضعی تردیدآمیز دارند و آینده‌ی سرمایه‌داری را آینده‌ای مشروط در نظر می گیرند و بر حسب الگوی نظری و تحلیلی خاصی، آینده‌ی سرمایه‌داری را به نحوه‌ی مواجهه‌ی نظام سرمایه‌داری با مسائل بنیادی‌ای که ایجاد کرده است، گره می‌زنند. شاید بتوان گفت که مسئله‌ی محوری همه‌ی آنهایی که در گروه سوم قرار می گیرند، از درون کاستی‌ها و ناتوانی‌های نظام سرمایه‌داری، نظریه‌ی عدالتی به وجود آید که بتواند حل کننده‌ی این معضل پیچیده و رو به افزایش نابرابری باشد17 .

جنبش وال‌استریت قطعا نقطه‌ی عطفی در نظام سیاسی و اقتصادی غرب است؛ هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ کاربردی و در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی پیامدهای طولانی‌مدت به شرح ذیل خواهد داشت:

1-6. آشکار شدن تعارض دموکراسی و نظام سرمایه‌داری

مهم‌ترین نکته، آشکار شدن تعارضی است که بین دموکراسی و نظام سرمایه‌داری وجود دارد. آمریکایی‌ها به ویژه معتقد بودند که براساس دموکراسی، می‌توان به عدالت اجتماعی و آزادی به ویژه آزادی بیان دست یافت. اما این بحران حقیقتی را نشان داد که منظور از دموکراسی که این همه از آن صحبت می‌شد نقش مردم و اراده‌ی مردم در مدیریت نظام نیست، بلکه هدف دیگری مدنظر بوده است.

می بینیم وقتی که این بحران در سپتامبر 2008 میلادی به صورت تمام‌عیار ظاهر شد و به سرعت ابعاد بزرگ خودش را نشان داد که تا به امروز ادامه پیدا کرده است؛ از همان روز اول سیاست‌هایی که توسط دولت‌ها اتخاذ شد نجات سرمایه بود، نه حمایت از خانوارها و اقشار آسیب‌پذیر و بنگاه‌های کوچک تولیدی.

هدف اصلی نجات نهادهای متکفل تکاثر سرمایه بود که عمدتاً در حوزه‌های مالی فعالیت دارند مانند بانک‌ها، صندوق‌های تامین سرمایه و شرکت‌های مالی بزرگ و سرمایه‌گذاری. هدف از طرح نجات در واقع نجات نهادهای مالی بوده که قلب تپنده‌ی نظام سرمایه‌داری است. از این رو فشار به طور فزاینده به طبقات متوسط و محروم زیاد شده است؛ زیرا که نجات اقشار آسیب‌پذیر جایگاه کلیدی در این برنامه‌ها ندارد و آن را شرط لازم برای نجات نظام سرمایه‌داری نمی دانند.

2-6. شکست سازوکار بازار

بحث اقتصاددانان کشورهای سرمایه‌داری این است که به علت خطای سیاست‌گذاری ها توسط نهادهای بزرگ مالی و بانکی در حوزه‌ی اعتبارات، سازوکار نظم بازار در اقتصاد سرمایه‌داری به‌هم خورده و این بحران بزرگ ایجاد شده است.

بحران در نظام سرمایه‌داری، ذاتی است و سازوکار انتظام و دیسیپلین بازار در این نظام که مبتنی بر لیبرالیسم اقتصادی است و هدفی جز تکاثر سرمایه ندارد، همواره متزلزل بوده و در معرض ازهم‌گسیختگی است و ربطی به این دسته از سیاست‌گذاری ها یا آن دسته از عملکرد نهادهای مالی ندارد. اقتضای تداوم حیات این نهادهای مالی، تکاثر سرمایه و توسعه‌ی هرچه بیشتر سازوکار سودآوری است که طبعاً چنین بحران‌هایی را به دنبال داشته و خواهد داشت.

3-6. فشار بر توده‌های مردم برای حل بحران مالی

جنبش وال‌استریت یا جنبش 99 درصدی ادامه‌ی همان بحران اعتباری و مالی است که در سپتامبر 2008 میلادی با سقوط قیمت سهام در بورس‌های آمریکا آغاز شد و بلافاصله بورس‌های بزرگ در سایر نقاط جهان را تحت تاثیر قرار داد و به بحران همه‌جانبه‌ی مالی تبدیل شد که بعد از چند ماه، آثار بحران اقتصادی آن به صورت بیکاری و رکود اقتصادی در همه‌ی کشورهای صنعتی غربی ظاهر شد.

نکته ی مهم این است که توده‌های مردم به خوبی این حقیقت را درک کرده‌اند که علت اصلی این بحران، عملکرد نامناسب و زیاده‌خواهی های بنگاه های بزرگ مالی و اعتباری در آمریکا بوده است. به همین دلیل وال‌استریت که درواقع نماد نظام مالی و اعتباری آمریکاست هدف معترضین قرار گرفت و اشغال وال‌استریت، شعار اصلی تظاهرکنندگان شد.

4-6. آشکار شدن ضعف نظام سیاسی آمریکا و اروپا و استمداد از چین

یکی دیگر از پیامدهای جنبش وال‌استریت این است که برای توده‌های مردم در آمریکا و اروپا این حقیقت روشن شد که این کشورها به لحاظ نهادها و مقامات پولی، مالی، اعتباری و اقتصادی آن‌طور که قبلا تبلیغ می شد، قدرتمند نیستند. اروپا و آمریکای بحران‌زده می خواهند به کشوری تکیه کنند که خود در معرض بحران‌های اجتماعی و سیاسی قرار دارد.

نگاه آمریکا به آسیا به ویژه چین برای خرید اوراق قرضه‌ی دولتی و صادرات کمتر و واردات بیشتر می تواند در کوتاه‌مدت به صورت مسکن عمل کند، اما چین در بلندمدت با مشکلات و بحران های خاص خود مواجه خواهد بود که ناشی از رشد سریع اقتصادی و توزیع ناعادلانه‌ی درآمد و ایجاد شکاف‌های اجتماعی است که می‌تواند بحران‌های شدید اجتماعی و سیاسی را به همراه داشته باشد.

5-6. تزلزل و تضعیف شدید نظریات اقتصاد سرمایه‌داری در مجامع علمی

یکی دیگر از پیامدهای جنبش وال‌استریت تزلزل شدیدی است که در محافل علمی جهان نسبت به صحت و استحکام نظریات اقتصاد سرمایه‌داری ایجاد شده است. بحران سال 2008 میلادی در مجموعه‌ی دانش موجود اقتصادی در مقابله با این بحران موجب شده است که نسبت به توانایی و انسجام و قابلیت این نظریات اقتصادی تردیدهای جدی مطرح شود.

دانشجویان و استادان اقتصاد در همه‌ی دانشگاه‌های معروف دنیا به وضوح می بینند که راهکارها و سیاست‌های موثر و کارآیی از دانش اقتصاد سرمایه‌داری برای مقابله با بحران یا رفع پیامدهای منفی آن و یا حداقل مهار کردن آن در خلال سه سال گذشته صادر نشده است (درخشان، 1390: 59-90).

پس از بحران اقتصادی آمریکا، بر حسب آمارها 46 میلیون نفر از مردم این کشور در خط فقر قرار گرفتند که تاکنون این آمار روبه افزایش بوده و امروز 6/2 میلیون نفر هم به آن اضافه شده است. براساس این آمارها 50% مردم آمریکا 5/2% منابع کشور را در اختیار دارند در حالی‌که 1% قشر مرفه این کشور بیش از 35% منابع آمریکا را در اختیار دارند.

6-6. بحران سرمایه‌داری نئولیبرال و اتخاذ سیاست‌های انقباضی موسوم به «ریاضت اقتصادی»

علاوه بر پیامدهایی مانند فقیرتر شدن مردم، بیکارسازی خیل فزونتری از کارگران، تقلیل دستمزدها، تعطیلی خطوط تولید صنایع بزرگ، ایجاد رکود عمیق اقتصادی در سراسر جهان، ورشکستگی بانک‌ها، از بین رفتن سرمایه‌های موهوم، نابودی مسکن صدها هزار شهروند، نوسان قیمت نفت و کسری بودجه‌ی سرسام‌آور اقتصادهای نفتی چند پیام مهم دیگر را نیز به وضوح اعلام کرده است.

مؤلفه‌هایی همچون پایان افسانه‌ی اقتصاد بازار آزاد، ضرورت دخالت دولت- که به شکل وارونه به نجات بانک‌های ورشکسته شتافته و البته شکست سیاست هژمونی مطلق و یک‌جانبه‌گرایی و به تبع آن کمرنگ شدن نقش دولت آمریکا در عرصه‌ی تقسیم جهان و سربرکشیدن قدرت چین، هند و روسیه در کنار تقویت جریان چپ کارگری از جمله نتایج مستقیم و فوری این بحران کم‌نظیر بوده است.

اما بحران کنونی تغییرات عمیق‌تری را می طلبد. دلیلی را که وام‌های خطرناک و بی‌پشتوانه این گونه تکثیر پیدا کرده‌اند تنها به این سبب نبوده است که ما با یک سیستم اقتصادی مواجه هستیم که بهداشت عمومی را تنها براساس رشد تولید ناخالص مالی برآورد می کند. نتیجه ای که از این بحران بیرون می آید، قبول مسئولیتی قطعی در راستای توسعه و رشد اقتصادی جامعه با تقلیل هرگونه هزینه ای است18

نتیجه‌گیری

جنبش وال‌استریت یکی از مصادیق جنبش‌های جدید اجتماعی و نتیجه‌ی ناکارآمدی و ناکارکردی نظام نئولیبرالیسم در غرب می باشد. در چند سال اخیر رکود اقتصادی، رشد روزافزون بیکاری و تبعیض، ورشکستگی بانک‌ها و بحران بدهی‌ها شرایطی را در جوامع غرب مانند ایالات متحده، فرانسه، یونان و ایتالیا به وجود آورده که مردم به ویژه اقشار فقیر و متوسط را از نظر اقتصادی و اجتماعی در تنگنا قرار داده است. اجرای طرح‌هایی مانند ریاضت اقتصادی و پرداخت مالیات‌های روزافزون این فشارها را مضاعف نموده است.

جنبش وال‌استریت اعتراض بارزی برضد این بحران و تبعیض و بی‌عدالتی ناشی از این روند است که به شکل جنبش جدید اجتماعی بروز یافته است. بررسی جنبش وال‌استریت هم نشان داد که جنبش، اعتراضی همگانی به تبعیض و بی‌عدالتی حاکم بر جامعه است. به همین دلیل پشتیبانی همه‌ی اتحادیه‌های کارگری، کارفرمایی، دانشجویی، زنان، هنرمندان و... را توانسته جلب نماید.

وال‌استریت واکنشی از درون نظام سرمایه‌داری است که با گفتمان برگرفته از قدرت طبقات متوسط در صورت‌بندی جدید اجتماعی شکل گرفته و نمادهای تازه‌ای از روابط اجتماعی و اقتصادی را مطرح کرده و نظام موجود را به چالش کشیده است.

در باب دلایل انجام اعتراض‌های سراسری علیه نظام سرمایه‌داری در آمریکا که در قالب جنبش تسخیر وال‌استریت آغاز و با عناوین دیگر در سایر شهرها گسترش یافته، دیدگاه‌های مختلفی مطرح می شود. برخی تغییرات در ساختار فرهنگی و درونی جامعه‌ی آمریکا و برخی فوران ناهمگونی اجتماعی را مطرح می کنند، برخی شرایط اقتصادی حاکم بر کشور و افزایش روزافزون فقر و گرسنگی و نیاز 46 میلیون آمریکایی به کمک‌های دولتی را اولویت دانسته‌اند، برخی گسست میان مردم و دولت مردان آمریکا را دلیل اعتراض‌ها دانسته و برخی نیز سیاست خارجی و نارضایتی مردم از جنگ‌طلبی‌های دولتمردان و تزلزل موقعیت جهانی آمریکا را دلیل این اعتراض‌ها بیان کرده‌اند.

درواقع مبانی ایدئولوژیک نظام سرمایه‌داری دلالت بر این می کند که بحران مالی را بایستی با حمایت از نهادهای مالی برطرف نمود و در این برنامه‌ها، حمایت از خانوارها و بنگاه‌های کوچک تولیدی جایگاهی ندارد. درماندگی نظام سرمایه‌داری در مقابله با بحرانی که از سال 2008 میلادی آغاز شد، یعنی در خلال ماه‌های گذشته، این نکته را روشن کرد که این نظام به ویژه در ابعاد سیاسی و طراحی و تدوین برنامه‌های مقابله با بحران‌های اقتصادی ناتوان است. این بحران، همچنین نشان داد که نهادهای بزرگ تثبیت و تعدیل اقتصادی در نظام سرمایه‌داری، یعنی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نیز فاقد هرگونه توانایی برای حل این بحران هستند.

این جنبش در آینده دارای پیامدهای داخلی و خارجی خواهد بود که باعث تزلزل موقعیت ایالات متحده خواهد شد و آمریکا موظف خواهد بود در آینده بیشتر به خواسته‌های این گروه نود و نه درصدی توجه کند. دولت مردان و سردمداران نظام‌های سیاسی در کشورهای سرمایه‌داری قطعاً و یقیناً از کارگزاران و مستخدمین نهادهای بزرگ مالی و اقتصادی نظام سرمایه داری هستند؛ اما به هرحال بایستی به ملت‌های خود به ویژه به طبقات متوسط و محروم نیز پاسخگو باشند.

با اینکه در نظام اقتصاد سرمایه‌داری، امنیت و تکاثر سرمایه اصل است و توده‌های مردم جایگاهی در مدیریت بازار سرمایه و نهادهای مالی ندارند، اما عدم توجه به رفاه طبقات محروم قطعا بحران‌های اجتماعی ایجاد می کند که نظام‌های سیاسی را مستقیما هدف قرار می دهد.

پی نوشت:

1  - Khouri,2011:14

2  - tilly,1997:17

3  - گیدنز،1374: 672

4  - گی روشه، 1366: 164.

5  - امین‌صارمی،‌ 1390: 114

6  - تیلی، 1389: 20

7  - امین‌صارمی، 1390: 124-116

8  - صارمی، 1390: 124-116

9  - ایزدی، 1390: 153

10  - occupy wallstreet official website, 2012/12/27

11  -دیانی، دلاپورتا و، 1382: 27

12  - صارمی، 1390: 124- 116

13  - occupy wallstreet official website, 2012/12/27.

14  - wallerstein,1990:169

15  - ایزدی، 1390: 169.

16  - lynch,2011:37

17  - occupy wallstreet official website,1391/9

دیدگاه شما در مورد : جنبش وال استریت؛ جنبش نوین اجتماعی

جنبش وال استریت؛ جنبش نوین اجتماعی

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS