امروز یکشنبه 21 آذر 1395
ساعت 13:25:02
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 30335

تاریخ انتشار : 10/05/1395 - 10:48

روایت مولایی از شب تلخ پس از ناکامی

عضو تیم ملی وزنه برداری ایران که در فاصله کوتاهی تا بازیهای المپیک از فهرست این تیم خط خورد روایت شب تلخ تصادف و درگذشت پدربزرگش را تشریح و به جزئیات بیشتری از آن حادثه اشاره کرد.

به گزارش جویباران،عضو تیم ملی وزنه برداری ایران که در فاصله کوتاهی تا بازیهای المپیک از فهرست این تیم خط خورد روایت شب تلخ تصادف و درگذشت پدربزرگش را تشریح و به جزئیات بیشتری از آن حادثه اشاره کرد.

 تقریبا مطمئن بود که به المپیک ریو اعزام می شود. خودش می گوید حتی همه بابت رکوردهای اخیرش به وی تبریک می گفتند که حتما راهی برزیل می شود و شانس مدال هم هست. عادت به بدشانسی دارد و پذیرفته که این بخشی از زندگی اوست. بعد از خط خوردن از تیم اعزامی وزنه برداری به ریو آنچه بیش از به المپیک نرفتن ناراحتش کرد تنها ۴ رای گرفتن از کمیته فنی فدراسیون بود.
 

 
 

 

 

مصاحبه با بهادر مولایی که حالا هم المپیک را از دست داده، هم پدر بزرگش را و هم حداقل ماه ها از سلامتی به دور است کمی سخت است اما اینکه وی هنوز با آرامش از روزهای خوب آینده می گوید امیدوارکننده به نظر می رسد. بهادر تاکید دارد که بالاخره روزی حقش را از وزنه برداری خواهد گرفت. مصاحبه خبرنگار مهر با ملی پوش وزنه برداری را می خوانید:
 

چه شد که حادثه تلخ تصادف در راه شمال برایت اتفاق افتاد؟

 

 

مولایی: بعد از خط خوردن از تیم ملی خیلی ناراحت بودم. از تهران که به سمت شمال حرکت کردیم برادرم پشت فرمان بود اما بعد خوابش گرفت و از من خواست رانندگی کنم. من از لحاظ فکری خیلی بهم ریخته بودم. دو ساعتی رانندگی کردم که بعد دیدم کم کم خوابم گرفته است. راهنما زدم تا به کنار بروم و پدرم پشت فرمان بنشیند که ظاهرا در دو ثانیه خوابم برد و به نیسان جلویی برخورد کردم و این اتفاق افتاد.
 

* متاسفانه پدر بزرگ شما در این حادثه فوت کرد. شما کی متوجه این موضوع شدید؟

 

 

- وقتی در بیمارستان آمل بودم دو سه نفر با من تماس گرفتند و فوت پدربزرگم را تسلیت گفتند. برخی از آنها حتی گفتند درگذشت پدرت را تسلیت می گوییم. شوکه شده بودم. خیلی لحظات سختی بود. همه به من می گویند تو مقصر فوت پدربزرگت نیستی اما تحمل این شرایط خیلی سخت است. 

 

* از عمل جراحی ات بگو؟ ظاهرا کاملا موفقیت آمیز بوده است؟

 

 

- بله، دکتر قریشی(پزشک جراحم) گفت عملت بسیار خوب بوده است. قبل از اینکه به تهران بیایم کسی نمی خواست عملم کند. می گفتند احتمال فلج شدنت صددرصد است.دکتر باقری با دکتر کیهانی صحبت کرد و ایشان گفتند که بهادر را به تهران بیاورید تا دکتر قریشی که تخصص خوبی در جراحی لگن دارد وی را جراحی کند. خوشبختانه عملم موفقیت آمیز بوده و طبق گفته دکتر تا ۹-۱۰ ماه دیگر خوب می شوم.
 

* علت همه این حوادث را چه می دانی؟

 

 

- تصادف اتفاق است و بروز آن صرف نظر از اشتباهات انسانی، نه دست من است و نه دست کس دیگر. من از لحاظ فکری در شرایط خیلی بدی بودم. آنقدر فکرم درگیر بود که خستگی این همه روز تمرین و رکورد زدن دیوانه ام کرده بود. در چند ثانیه خوابم برد و حتی ضربه به ماشین جلویی را احساس نکردم.
 

* وقتی از تیم ملی خط خوردی چه احساسی داشتی؟

 

 

- من بعد از رکوردهای شنبه- یکشنبه- دوشنبه و چهارشنبه خیلی خوشحال بودم. مطمئن بودم انتخاب می شوم. همه تبریک می گفتند که کارت خیلی خوب بود و المپیک مبارکت باشد. بعد از رکوردگیری جلسه کمیته فنی برگزار شد و نمی دانم در آن جلسه چه مواردی مطرح شد که ۱۲ رای به براری، ۱۰ رای به هاشمی و ۴ رای به من داده شد. بیشتر اعصاب خوردی من این بود که من ۱۰ سال است در تیم ملی حضور دارم و از کمیته فنی فقط چهار رای آوردم. این برای من خیلی گران تمام شد و دردناک بود. من نه دنبال بحثم نه دنبال دعوا، این اتفاق تصادف هم حتما باید برایم می افتاد. خدا را شکر که این اتفاق در هواپیما برایم نیفتاد که زندگی دیگران را هم تهدید کند. البته همین حالا نیز پدربزرگم را از دست دادم و خیلی عذاب می کشم.
 

* اگر بخواهی از کسی گله کنی چه کسی خواهد بود؟

 

 

- از کسی گله نمی کنم. همیشه به من گفته اند پهلوان اشکالی ندارد سختی بکش همه چیز درست می شود و من هم همیشه این طور پاسخشان را داده ام که چرا همیشه من باید سختی بکشم؟ خیلی جاها از خدا گلایه کردم، حتی ناشکری کردم که واقعا حقم این نبود. اما باید بپذیرم این سرنوشت من است و خدا آن را برایم نوشته است.
 

* در واقع با خط خوردن از المپیک و بعد از آن تصادفی که داشتی آرزوهایت بر باد رفت؟

 

 

- ۱۵ سال است وزنه برداری کار می کنم و فقط شاید در سال ۲۰۱۳ توانستم لذت خوش مدال و موفقیت را بچشم. در مابقی سالها فقط مشکل و دردسر و زیراب زنی بود. زندگی خسته کننده ای داشتم و حالا هم که روی تخت بیمارستان افتاده ام.این اتفاقاتی که نباید می افتاد نشان دهنده خیلی از چیزهاست.
 

* به بازی های آسیایی می رسی؟

 

 

- فعلا فقط به سلامتی ام فکر می کنم. چون لگنم مشکل دارد و دررفتگی کتف دارم باید خیلی روی این نواحی کار کنم  تا در تمرینات آزارم ندهد.اما تمام سعی ام را می کنم تا قدرتمندانه به این رشته برگردم. باید حقم را از وزنه برداری بگیرم.
 

* پیش بینی ات از عملکرد بهداد سلیمی در المپیک ریو چیست؟

 

 
- وضعیت تمرینی بهداد خیلی خوب بود و خدا را شکر روز به روز بهتر می شد و به مدال نزدیک تر. با دوپینگ وزنه برداران روس و حذف آنها از المپیک بهداد شانس صددرصد مدال است. ما هم برایش دعا می کنیم او لیاقت بهترین ها را دارد و چشم یک ملت به وی است.
منبع : مهر
دیدگاه شما در مورد : روایت مولایی از شب تلخ پس از ناکامی

روایت مولایی از شب تلخ پس از ناکامی

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS