امروز یکشنبه 14 آذر 1395
ساعت 23:52:28
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


اسلاید شو
چاپ

کد خبر : 30141

تاریخ انتشار : 27/04/1395 - 08:52

به مناسبت سالروز پذیرش قطعنامه 598 - 1

زهرکشنده‌ای که برای خدا سر کشیده شد و آبرویی که تنها با خدا معامله شد

شما می‌دانید كه من با شما پیمان بسته بودم كه تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله كرده‌ام...

زهرکشنده‌ای که برای خدا سر کشیده شد و آبرویی که تنها با خدا معامله شد

به گزارش  جویباران، به نقل از  بلاغ، هنگامی كه صدام حسین در سال 1359 با تشویق و تحریك آمریكا ، تجاوز به خاك جمهوری اسلامی ایران را آغاز كرد، تصور می‌كرد كه در ظرف یك هفته به عمر نظام جمهوری اسلامی خاتمه داده، این كشور را متصرف خواهد شد، اما از آنجا كه در محاسبات خود، جایی برای ایمان و اعتقادات مردم این سرزمین و رهبری الهی امام خمینی(ره) باز نكرده بود، ناباورانه با مقاومت سرسختانه مردان و زنان، و پیر و جوان این كشور روبه رو شد و علی‌رغم هشت سال شرارت و جنایت و بهره‌مندی از انواع و اقسام حمایت‌ها و پشتیبانی‌های مالی، نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و سیاسی آمریكا و پیمان ناتو و پیمان ورشو و همه مرتجعین منطقه، نتوانست به اهداف شیطانی خود نائل گردد.

در مقابل، رزمندگان دلاور ایران اسلامی چنان عرصه را بر متجاوزین تنگ كردند كه رژیم بعثی عراق در آستانه سقوط قرار گرفته بود، اما در سال پایانی جنگ، صحنه به تدریج تغییر یافت و اوضاع چنان شد كه بالاخره امام خمینی(ره) مجبور به پذیرش قطعنامه 598 و تن دادن به آتش‌بس تحمیلی گردید. این همان ماجرائی بود كه امام خمینی(ره) از آن به سركشیدن جام زهر تعبیر كرد.

اما چرا وضع به آنجا رسید؟ چه افراد و جریان‌هایی در این ماجرا دخیل بوده، امام خمینی(ره) را مجبور به سركشیدن جام زهر كردند؟ 

قطعنامه 598، هشتمین قطعنامه‌ای بود كه شورای امنیت سازمان ملل از ابتدای تجاوز علنی رژیم بعثی عراق به جمهوری اسلامی ایران، صادر كرده بود. همه قطعنامه‌های قبلی به علت جهت‌گیری ناعادلانه آنها از سوی ایران رد شده بود، اما در ابتدای صدور قطعنامه 598 بعلت نكات مثبتی كه در این قطعنامه گنجانده شده بود، از سوی جمهوری اسلامی اعلام شد كه ایران جای بحث و مذاكره در این قطعنامه می‌بیند و آن را نه رد كرد و نه قبول؛ ولی سرانجام در تاریخ 27 تیر 1367 این قطعنامه مورد قبول جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.

در آن زمان آمریكا تلاش می كرد كه قطعنامه مذكور به گونه‌ای تنظیم شود كه تحریم‌هایی را برای هر كدام از طرفین جنگ كه با آتش بس موافقت نكنند، در نظر گیرد. اما با توجه به جمله بندی قطعنامه می‌توان گفت هدف اصلی در این میان، ایران بوده است.

سردار احمد سوداگر نیز در مقاله‌ای می‌نویسد: «با نگاهی به 10 قطعنامه صادر شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و بررسی حوادث قبل و بعد از صدور این قطعنامه‌ها مشخص می‌شود كه در هیچ كدام از این قطعنامه‌ها تمامی شرایط مدون صدور قطعنامه توسط این شورا لحاظ نشده و تمهیدات لازم برای اجرای كامل آنها اندیشیده نشده بود. از طرفی با توجه به شرایط زمانی صدور این قطعنامه‌ها ، همگی آنان در زمانی صادر می‌شد كه ایران در عرصه نبرد پیشرفت‌هایی به دست می‌آورد یا موازنه به نفع ایران رقم می‌خورد . بنا بر این صدور این قطعنامه‌ها در آن زمان‌ها نه تنها كمكی به ایران و خاتمه جنگ نمی‌كرد، بلكه در جهت تضعیف طرف مظلوم جنگ و محدود كردن اقدامات دفاعی آن و حمایت و پشتیبانی تلویحی از متجاوز بوده است.»

آنتونی فرانسیس بویل استاد رشته حقوق بین الملل دردانشگاه ایلی نویزآمریكا نیز در این رابطه می‌گوید: «بجای این كه از سوی شورای امنیت برای تأمین شرایط مشروع و منطبق با حقوق بین‌الملل، اقدامی صورد گیرد؛ قطعنامه 598 از ایران خواست كه ابتداء ایران از همه قسمت‌های خاك عراق عقب نشینی كند.

لجاجت دولت ایالات متحده به این امر منجر شد كه شرایط قطعنامه 598 بر طرفی تحمیل شود كه آشكارا آغازگر جنگ نبود و احتمالاً قطعنامه برای مجبور كردن ایران طراحی شده بود تا به عنوان زمینه‌ای برای اعمال مجازات‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران استفاده شود تا مانع شكست عراق گردد.»

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی نیز در مصاحبه‌ای در اواخر سال 1381 ، پیش از حمله آمریكا به عراق، اظهار می‌دارد: «مسائل ما با عراق حل نشده است . مسائل كویت هم با عراق حل نشده است . در كویت، آمریكایی‌ها به زور وارد شدند و كارها را در دست گرفتند و یك مقدار نفت می‌فروشند و برای آنها پول بر می‌دارند. برای ما كسی این كارها را نمی‌كند، یعنی در سیستم قطعنامه هم این دیده نشده بود كه این گونه عمل كنیم. این را رها كرده بودند و به عنوان یك استخوان لای زخم گذاشته بودند كه می‌دانستند به جایی نمی‌رسد. عراقی‌ها هنوز فكر می‌كنند كه نباید به ما خسارت بدهند.» 

حال باید دید كه دستگاه دیپلماتیک ما در آن مقطع چه می‌كرده و نمایندگی ما در سازمان ملل چه عكس العملی در مورد این قطعنامه داشته است. یكی از دیپلمات‌های با سابقه وزارت خارجه می‌گوید: «حركت باند نیویوركی‌ها از مقطع صدور قطعنامه 598 آغاز شد. تعدادی از اعضای هیئت دیپلماتیك كشور در نیویورك در سال 1366 در حین مذاكرات مربوط به قطعنامه 598 كوشیدند تا با از كار انداختن حسگرها و منابع ورودی وزارت امور خارجه، اجماعی جهانی علیه ایران به وجود آید... از همان ایام كه متوجه این موضوع شدم، به صورت پی در پی برای تهران تلكس می‌فرستادم تا شاید كوچك‌ترین تحریكی در این بین صورت گیرد، اما مسئولین وقت به هیچ وجه حاضر به شنیدن مطالب نشدند... در واقع، بخش بین الملل وزارت امور خارجه گویا به این امر حساسیتی نداشت. این بخش به صورت مستقیم با سازمان‌های بین‌المللی در ارتباط بود و افراد اصلی تشكیل دهنده این بخش، بعدها به باند نیویوركی ها معروف شدند.» 

دیپلمات یاد شده می افزاید: «مدیر وقت امور بین الملل وزارت خارجه، محمد جعفر محلاتی بود كه چند سال پیش به آمریكا پناهنده شد و هم اكنون جزو مشاوران دستگاه سیاست خارجی آمریكا در امور خاورمیانه و ایران به حساب می‌آید . وی مدتی نیز نماینده ایران در سازمان ملل متحد بود و در مذاكرات حساس قطعنامه 598 به عنوان نماینده ایران [ و در واقع نماینده آمریكا ] حضور داشت.»

محلاتی در مصاحبه ای با شبكه تلویزیونی ان.بی.سی آمریكا در تاریخ 20 مهر 1366 اظهار می دارد كه قطعنامه 598 حاوی موادی منطقی است(!) و می تواند خواسته های قانونی ایران را پاسخگو باشد(!) 

او پس از بازگشت به ایران در فرودگاه توسط دستگاه‌های امنیتی بازداشت شد، لیكن مدتی پس از آزادی ، به آمریكا رفت. وی در سال 2000 به موسسه خاورمیانه آمریكا رفت و هم زمان یك بنیاد فرهنگی به نام ILEX را به همراه یك زن آمریكائی تأسیس كرد تا از بودجه هایی كه دولت آمریكا برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران اختصاص می‌دهد، بتواند استفاده كند. 

در این بنیاد، یكی دیگر از اعضای باند نیویوركی‌ها به نام فرهاد عطائی نیز با او همكاری می كند. عطائی قبلاً مدیر كل بخش روابط اقتصادی با آفریقا و آسیا در وزارت امور خارجه بود.  این بدان معناست كه متأسفانه دشمن توانسته بوده در حساس ترین بخش های وزارت امور خارجه نفوذ كند.

با توجه به موارد مذكور، این سؤال پیش می‌آید كه چرا ایران با قطعنامه‌ای كه عمدتاً به نفع عراق و به ضرر جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده بود، موافقت كرد؟ برای پاسخ به این سؤال ، ابتدا بیانیه امام خمینی (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه را مرور می كنیم:

پیام امام خمینی (ره) در مورد پذیرش قطعنامه

امام خمینی در بخشی از پیام خود كه خطاب به حجاج بیت الله الحرام صادر كردند، می‌فرما‌یند: «اما در مورد قبول قطعنامه، كه حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل، معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلاً خودداری می‌كنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی - نظامی سطح بالای كشور كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم ، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم». 

در ادامه پیام، عباراتی كه امام به كار می‌برند، حاكی از این است كه ایشان علی‌رغم میل باطنی و تصمیم شخصی خود، مجبور به پذیرش قطعنامه شده‌اند. ایشان می‌فرمایند: «خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‌های معظم شهدا ؛ و بدا به حال من كه هنوز مانده‌ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سركشیده‌ام و در برابر عظمت و فداكاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌كنم... قبول این مسئله برای من از زهر كشنده‌تر است ؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او ، این جرعه را نوشیدم... 

شما می‌دانید كه من با شما پیمان بسته بودم كه تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشته و اگر آبرویی داشتم، با خدا معامله كرده‌ام ... 

من باز می‌گویم كه قبول این مسئله برای من از زهر كشنده‌تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم ... كسی تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمی‌دانیم؛ ولی هیهات كه خادمان اسلام به ملت خود خیانت كنند... آن چیزی كه در سرنوشت روحانیت واقعی نیست، سازش و تسلیم شدن در برابر كفر و شرك است؛ كه اگر بند بند استخوان‌های‌مان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله‌های آتش‌مان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‌مان را در جلوی دیدگان‌مان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه كفر و شرك را امضاء نمی‌كنیم. 

ادامه دارد....

پی‌نوشت:
1.    احمد سوداگر. «10 قطعنامه تا 598 » . هفته نامه مثلث . 20 تیر 1389 . ص 39
2.    آنتونی فرانسیس بویل. « سیاست خارجی آمریكا در قبال جنگ ایران و عراق ». ترجمه حسین شریفی طرازكوهی 
3.    محمود واعظی. « واكاوی رویكردها در حوزه سیاست خارجی»
4.    محمد رحمانی . « باند نیویوركی ها ؛ گزارشی از لابی آمریكا در وزارت خارجه ایران
5.    محمد درودیان. «روند پایان جنگ». تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 
6.    صحیفه امام . جلد 21 . ص 92

دیدگاه شما در مورد : زهرکشنده‌ای که برای خدا سر کشیده شد و آبرویی که تنها با خدا معامله شد

زهرکشنده‌ای که برای خدا سر کشیده شد و آبرویی که تنها با خدا معامله شد

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS