امروز جمعه 12 آذر 1395
ساعت 21:26:41
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 30019

تاریخ انتشار : 19/04/1395 - 08:09

گفتگو با خواهر شهید مدافع حرم حسن جعفری:

سه روز بدون سحری روزه گرفت/ بعد ازگفتن شهادتین با لبخند ازدنیا رفت

ازپانزده سالگی همه ی روزه هایش را می گرفت. حتی سه روز را بدون سحری روزه گرفت. شب های احیارا به حرم حضرت زینب(س) احیا می رفت، بیست ساله بود که رفت فرانسه بعدازهشت ماه زندگی در آنجا وقتی دید که با باورها و عقایدش سازگاری ندارد به ایران بازگشت.

به گزارش جویباران،  این بار به سراغ یکی از شهدای مدافع حرم از تیپ فاطمیون می رویم که هیچ کاری وهیچ  مکانی به اوآرامش نداد. مگر رفتن به سوی خدا و مهاجرت به سمت او. ازقبل هدفش را انتخاب کرده بود اما زمینه برایش فراهم نبود تا اینکه جنگ سوریه شروع شد و او پا به عرصه ی دفاع نهاد و به هدفش رسید.

با خواهر شهید  مدافع  حرم حسن جعفری، مدتی را به گفتگو می نشینیم.

اصفهان بیدار: با سلام لطفا شهید حسن جعفری را برای خوانندگان ما معرفی کنید.

خواهر شهید: شهید حسن جعفری درسال ۶۶ در منطقه ی زینبیه ی شهر اصفهان به دنیا آمد. از کودکی خیلی آرام و مهربان بود. معلم هایش خیلی او را دوست داشتند. درکارهایش نظم  داشت. تا سوم راهنمای درس خواند و بعد ازآن که دست پدرم فلج شد، مجبور شد که سر کار برود و نان آور خانه شود. همیشه حسرت درس خواندن را به دل داشت. .خیلی به درس خواندن علاقه داشت اما خب نشد که درسش را ادامه دهد.

یادم هست که معلم هایش اعتراض کردند که چرا پسری به این درس خوانی و نمونه درس را رها کرده است. به دین ونمازش خیلی اهمیت می داد. از پانزده سالگی  همه ی روزه هایش را می گرفت، حتی سه روز را بدون سحری هم روزه گرفت. شب های قدر را در حرم حضرت زینب (س) احیا می رفت و با خدایش راز و نیاز می کرد. بیست ساله بود که رفت به فرانسه ، بعد از هشت ماه زندگی درآن جا وقتی دید که با باورها وعقایدش سازگاری ندارد به ایران بازگشت. وقتی آمد می گفت خارج فایده ندارد، ایران بهتر است چون کشور اسلامی  است. حتی به افغانستان هم رفت اما آن جا هم طاقت نیاورد و دوباره به ایران بازگشت. تا اینکه جنگ سوریه شروع شد و به آن جا رفت تا از حرم حضرت زینب (س) دفاع کند.

423813617_124736812312990_147961

اصفهان بیدار:چه انگیزه ای ایشان را به سمت دفاع از حرم حضرت زینب(س) کشاند؟

همیشه به فکر جنگ و نبرد دربرابر ظلم و ستم بود. حتی به فکر رفتن به کشور های فلسطین، لبنان ویمن هم افتاده بود. زمانیکه جنگ سوریه شروع شد همیشه پای کامپیوترش می نشست واخبار جنگ را دنبال می کرد. موقع جنگ آرام وقرار نداشت. خیلی عذاب می کشید وقتی می دید که در سوریه به شیعیان ظلم می شود و بی گناه، آن ها را به شهادت می رسانند. بلاخره تصمیم به رفتن گرفت، اما من وپدر و مادرم اجازه ی رفتن به او نمی دادیم.

423710291_89266811836325_15846812212219_120635

اصفهان بیدار: چطور توانست رضایت شمارا جلب کند؟

مرتب می گفت حرم بی بی زینب در خطراست، من باید بروم. خیلی سخت توانست من و پدر و مادرم راضی کند. ما فقط به خاطر دفاع از حرم حضرت زینب (س) راضی شدیم که او به سوریه برود.

اصفهان بیدار: چه سالی به سوریه اعزام شد وچه مدت در سوریه مدافع حرم بودند؟

سال ۹۳به سوریه رفت ودوبار به مرخصی آمد. درکل شش ماه درسوریه بود. بار آخرکه آمد خیلی نورانی و زیبا شده بود. کسی باورش نمی شد که حسن باشد. خیلی التماس کردم که برنگردد به سوریه اما قبول نکرد. دوباره رفت و بعد از دوماه خبر شهادت برادرم ودوستش به مارسید. دو روز بعد از رسیدن خبر شهادتش، به سرد خانه  رفتیم. خیلی زیبا و نورانی شده بود. خانواده خیلی گریه و بیتابی می کردند. بلاخره شهید را در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپردیم.

اصفهان بیدار: همان سال ۹۳به شهادت رسیدند و می دانید نحوه ی شهادتشان چگونه بوده است؟

بله.  نوزدهم برج یازده ساعت ۸. آن طور که می دانم تیر به گلوی برادرم خورده است، بعد ازتیر خوردن از دوستانش خواسته که او را رو به قبله بخوابانند تا اشهدش را بخواند. بعد ازگفتن شهادتین با لبخند ازدنیا رفته است.

811718426_167671812218616_155563814402335_164078

اصفهان بیدار: به نظر شما برادرتان چه خصوصیت اخلاقی بارزی داشتند که باعث شد خدا ایشان برای شهادت برگزینند؟

برادرم خیلی شجاع ونترس بود. از حرام خواری ومال حرام خیلی  بدش می آمد. هیچ وقت زیر بار زور نمی رفت. به خانواده خیلی اهمیت می داد. یادم هست که در ماه محرم ازظلمی که درحق امام حسین (ع) شده بود خیلی ناراحت بود و در روضه های امام حسین (ع) به عزادران چای می داد وسینه زنی می کرد.

اصفهان بیدار: مهمترین خواسته ی  برادرتان دروصیت نامه اش چه بود؟

دروصیت نامه اش ازهمه حلالیت طلبیده بود و گفته بود که خمس و زکات مالش را پرداخت کنیم. ودین هایش ادا کنیم.

اصفهان بیدار: بیشتر به چه کاری علاقه داشتند و اوقات فراغت خود را با چه کاری پر می کردند؟

بیشتر به ورزش موی تای علاقه داشت. دررشته ی موی تای مقام استادی را کسب کرده بود ودرباشگاه به دیگران آموزش می داد. خیلی دوست داشت که کارهای جدید یاد بگیرد و پیشرفت کند. مثلا تعمیر گوشی را تا حدودی یاد گرفته بود و سعی می کرد که گوشی های دیگران رادرست کند. برادرم از بیکاری و تنبلی بیزار بود.

812230913_142275

اصفهان بیدار: از برادرتان خاطره ای دارید که برای ما بازگو کنید؟

برادرم همیشه کارهایش را خودش انجام می داد. خواهرهایش را خیلی دوست  داشت.  مادرم از برادرم همیشه راضی بود. همیشه مرا بیرون می برد و برای من خوراکی می خرید. دیگر اینکه شب های قدر باهم می رفتیم حرم زینبیه. همیشه می گفت که باید شب های  احیا را بین  مردم باشیم نه در خانه. سال ۸۲ اول خودش کربلا رفت وبرای همه خانواده سوغاتی آورد، بعد پول قرض کرد وهمه ی خانواده را به کربلا فرستاد. یک خاطره که بعد ازشهادتش دارم را نمی دانم بگویم یا نه. شاید شما باور نکنید.

423819727_121296

اصفهان بیدار: چرا باور نکنیم! خاطره  ی تان  را بفرمایید.

بعد ازشهادت برادرم  خیلی گریه  وبیتابی می کردم. یک شب خواب برادرم رادیدم. درخواب به من گفت گریه نکن من زنده هستم. من خیلی خوشحال شدم وگفتم این خیلی خوب است که برادرم زنده است. برادرم در خواب یک گردنبند به من هدیه داد رفتم که برایش چای بیاورم اما وقتی چای را آوردم دیدم برادرم رفته بود. ازخواب که بیدار شدم ساعت چهارونیم صبح بود. عکس برادرم را که دیدم ته دلم خالی شد و خیلی ناراحت شدم. عصرآن روز رفتم گلستان شهدا. یک  بشقاب حلواهم درست کردم و با خودم بردم. بشقاب حلوا را که سر مزار برادرم گذاشتم کنار بشقاب حلوا یک گردنبد نقره پیدا کردم  که رویش چهار قل حک شده بود. آن را برداشتم وشک داشتم که آیا این همان هدیه برادرم هست یانه! الان هم شک دارم که آیااین گردنبد همان گردنبند شهید است یانه!

منبع : اصفهان بیدار
دیدگاه شما در مورد : سه روز بدون سحری روزه گرفت/ بعد ازگفتن شهادتین با لبخند ازدنیا رفت

سه روز بدون سحری روزه گرفت/ بعد ازگفتن شهادتین با لبخند ازدنیا رفت

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS