امروز یکشنبه 14 آذر 1395
ساعت 09:37:12
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 28593

تاریخ انتشار : 24/01/1395 - 09:01

از دیپلماسی پول تا دیپلماسی پل

« از دیپلماسی پول تا دیپلماسی پل » عنوان یادداشت روزِ روزنامه خراسان به قلم دکترعلیرضا رضاخواه است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

به گزارشجویباران،پادشاه سالمند سعودی از هفته پیش سفر پر سر و صدای منطقه ای خود به دو کشور مصر و ترکیه را آغاز کرده است. سلمان بن عبدالعزیز که کمتر از عربستان خارج می شود پنجشنبه هفته قبل با تشریفات فراوان وارد قاهره، پایتخت مصر شد.

اخبار بسیاری از قراردادهای کلان اقتصادی میان دو کشور هم منتشر شده که شاید نشان از آغاز فصل نوینی در مناسبات قاهره - ریاض به شمار آید. سلمان روز گذشته برای دومین بار از زمان در دست گرفتن تاج و تخت در دربار سعودی با صدها خدم و حشم به ترکیه رفت تا بعد از مذاکره با مقامات آنکارا، ۲۶ و ۲۷ فروردین در کنفرانس سازمان همکاری اسلامی در استانبول شرکت کند. شرایط پیچیده و بحرانی خاورمیانه این روزها باعث شده تا تحلیلگران و کارشناسان سیاسی با دقت نظر ویژه ای سفر اخیر پادشاه سعودی را دنبال کرده و به گمانه زنی‌ها درباره دلایل و پیامدهای آن بپردازند.
سفر به قاهره و دیپلماسی پول
سفر به قاهره را می توان نمونه ای دیگر از «دیپلماسی پول» سعودی ها دانست، دیپلماسی که همواره یکی ازپایه های اصلی سیاست خارجی سعودی ها بوده است. در طول این سفر حدود 17 پروتکل و قرارداد اقتصادی، بازرگانی، تجاری، مالی و سرمایه گذاری امضا شده و سعی بر این بوده که نشان دهند، روابط مصر و عربستان روابطی استراتژیک و بلند مدت خواهد بود؛ «عبدالفتاح السیسی» رئیس جمهور مصر که دولتش با کسری بودجه 43 میلیارد دلاری مواجه است، تمام تلاش خود را کرد تا در این سفر پادشاه متمول سعودی چند میلیارد دلاری با تعریف و تمجید از «ملک سلمان» به خزانه خالی دولتش واریز کند. در اولین گام مصر اقدام به قطع شبکه تلویزیونی المنار متعلق به حزب‌ا... لبنان از ماهواره «نایل ست» کرد، اقدامی که با پاداش 4 میلیارد دلاری ریاض به قاهره همراه بود. البته باج دادن تنها یک بخش از دیپلماسی پول است بخش دیگر آن باج گرفتن است. عربستان تقریبا با تمامی همسایگانش اختلافات مرزی جدی دارد، با اماراتی‌ها در واحه "البریمی" و حوزه نفتی "الشیبه"، با کویتی‌ها در منطقه مرزی "المحایده"، با بحرینی‌ها در حوزه نفتی "السعفه" و با قطری‌ها در پاسگاه "الخفوس". با این حال ریاض همواره تلاش کرده تا در موقعیت مناسب با توجه به ضعف همسایگانش از دیپلماسی پول برای حل این مناقشات به سود خود استفاده کند به عنوان نمونه می توان به اختلافات مرزی یمن و عربستان اشاره کرد.
تکرار تجربه یمن در مصر
در سال 1991 میلادی، محاصره اقتصادی یمن و اقدام عربستان در اخراج بیش از یک میلیون یمنی شاغل در این کشور به علت مخالفت یمن با حمله آمریکا به عراق ،در جنگ اول خلیج فارس و امضای توافقنامه وحدت تاریخی بین یمن جنوبی و شمالی، باعث شده بود تا بحران اقتصادی شدیدی برای یمن ایجاد شود، زیرا میزان بیکاری به بیش از دو میلیون نفر افزایش یافته و چرخه اقتصادی فلج شده و ارزش ریال یمن بیش از یکصد درصد کاهش یافته بود و رنج و مشکلات 25 میلیون شهروند یمنی تشدید شده بود.
درسایه این اوضاع وخیم اقتصادی، سعودی ها تلاش کردند تا با استفاده از دیپلماسی پول علی عبدا... صالح رئیس جمهوری وقت یمن را تحت فشار قرار داده و او را وادار کنند که مرزها را براساس خواست آنها ترسیم کند و خط (مرزی) 19 و نه خط مرزی 17 را که انگلیس ترسیم کرده بود، قبول کند؛ زیرا خط 19 مساحت گسترده‌ای از اراضی را در اختیار عربستان قرار می‌داد. این در حالی بود که دولت یمن بر خط مرزی 17 اصرار داشت.

علاوه بر این، سعودی‌ها موفق شدند شماری از شهرها و روستاهای مرزی را به خاک خود ضمیمه کنند؛ شهرها و روستاهایی که یمن براساس خط مرزی 17 در جنوب، متعلق به خود می‌داند. خطرناک‌تر از ترسیم مرزها و دستیابی عربستان به اراضی که می‌خواهد، همان صرف نظر کردن عبدا ...صالح از توافقنامه طائف بین یمن و عربستان بود. این توافقنامه بر اجاره و نه مالکیت عربستان بر دو شهر جیزان و نجران و بخش‌هایی از منطقه عسیر برای یکصد سال تاکید داشت که در سال 2000 میلادی مدت اعتبار این توافقنامه پایان یافت اما این دو شهر رسما به عربستان تعلق گرفت و در مقابل کمک‌های مالی سعودی و جذب دو میلیون کارگر یمنی، هیچ حقی برای یمن جهت درخواست استرداد آن بعد از پایان مدت اجاره باقی نماند و عربستان در الحاق اراضی و ترسیم مرزها موفق شد.

اما ریاض به بخش اقتصادی توافقنامه پایبند نشد؛ مگر به طور جزئی. این وضعیت باعث شد که یمنی‌ها احساس خفت و حقارت کنند که ترجمه آن را در جنگ کنونی و تاکید جنبش الحوثی برای مسترد کردن دو شهر یاد شده و ورود چندین باره آنها به اراضی سعودی شاهد هستیم.
حال دوبار شاهد تکرار همین سناریو در مصر هستیم، در شرایطی که قاهره از لحاظ اقتصادی در یکی از بدترین دوران خود به سر می برد، مسئولان سعودی وارد عمل شده و پرونده جزایر مورد مناقشه با مصر در دریای سرخ را گشودند و به طور تلویحی از کمک‌های 20 میلیارد دلاری به مصر در صورت امضای توافقنامه نهایی ترسیم مرزها سخن گفتند. السیسی هم که علاوه بر شرایط اقتصادی دولت کودتای خود را مرهون سعودی ها می داند ،جزایر راهبردی «تیران» و «صنافیر» در دریای سرخ را به عربستان بخشید. در مقابل سعودی ها هم وعده کرده اند تا علاوه بر پرداخت سالیانه دو میلیارد دلار به قاهره بر روی این جزایر پلی را به خرج ریاض بسازند تا مصر را به عربستان متصل کند.
دیپلماسی پل
البته دیپلماسی پل هم مسبوق به سابقه است. مشابه این طرح قبلاً نیز میان عربستان و بحرین به اجرا درآمده بود. پل دوستی که ۲۵ کیلومتر دارد، برروی خلیج فارس ساخته شده و بحرین را به عربستان متصل می‌سازد. با استفاده از این پل و لشکر کشی ریاض به منامه، آل خلیفه و آل سعود توانستند قیام مردم بحرین را سرکوب نمایند؛ اما درباره پل ارتباطی جدید اعلام شده که بیشتر در راستای تقویت سفر و تجارت میان دو کشور بوده است. با این حال تحلیلگران سیاسی پل جدید را به " پل سعودی‌ها برای سلطه بر جهان عرب" تفسیر کرده اند. امروز مصر دیگر موقعیت و جایگاه سابق را در دنیای عرب ندارد. دورانی که جمال عبدالناصر رهبر مصر بود، این کشور به عنوان رهبر دنیای عرب شناخته می شد، اما امروز تبدیل به قدرت درجه دوم جهان عرب شده است. پس از کودتا علیه محمد مرسی، عبدالفتاح السیسی با حمایت های آشکار و پنهان عربستان، عنان قدرت را در دست گرفته و فعل و انفعالاتی در روابط عربستان و مصر به وجود آمد. عربستان با دلارهای نفتی مصر را تحت تاثیر خود قرار داد. اما مسئله احداث پل روی دریای سرخ با هدف اتصال زمینی دو کشور، یک موضوع قدیمی است. در گذشته رژیم صهیونیستی نسبت به احداث این پل مخالفت خود را اعلام و برای احداث آن پیش شرطی را مطرح کرده بود: نخست سهیم بودن در احداث و اداره کردن آن. پیش شرطی که عربستان و مصر آن را نپذیرفتند. اما آنگونه که مجتهد سعودی در آخرین توئیتر خود افشا کرده بود، این است که چنانچه عربستان شرط اسرائیل را بپذیرد، مصر نیز آن را خواهد پذیرفت. زیرا مصر اکنون به نوعی زیر مجموعه سیاسی – اقتصادی عربستان محسوب می شود.
سیاست یارگیری جدید منطقه ای ریاض
البته این همه ماجرا نیست. سعودی ها این روزها تلاش می کنند تا به عنوان یک پل برای جبهه ضد ایرانی در منطقه عمل کنند. آنها تلاش دارند تا اختلافات میان آنکارا- تل آویو از یک سو و قاهره با دوحه و آنکارا را از سوی دیگر کاهش بدهند. ریاض ظاهرا در میانجی گری میان ترکیه و اسرائیل موفق بوده است. آنکارا اخیرا از بهبود روابط با تل آویو خبرداده است. پایگاه خبری وطن ترکیه نیز اخیرا در تحلیلی هدف از سفر پادشاه عربستان به ترکیه را آشتی دادن این کشور و قطر با مصر دانست. حمایت های ترکیه و قطر از محمد مرسی رئیس جمهور مخلوع مصر موجب تیرگی در روابط آنان با قاهره شده است. رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری مصر پیشتر گفته بود که ترکیه هرگز با دولت السیسی که یک کودتاگر است همکاری نخواهد کرد و آنکارا محمد مرسی را رئیس جمهور مشروع مصر می شناسد. اما عربستان در راستای همکاری های جدید در منطقه تلاش دارد که مناسبات ترکیه و قطر با مصر را بهبود و همه این کشورها را در یک صف قرار دهد. روزهای آینده معیاری برای سنجش سیاست یارگیری جدید منطقه ای ریاض خواهد بود، حضور عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر در نشست سران سازمان همکاری اسلامی و آشتی با ترکیه علامتی است که در صورت وقوع بایستی با حساسیت ویژه از سوی مسئولین کشورمان دنبال شود.


دیدگاه شما در مورد : از دیپلماسی پول تا دیپلماسی پل

 از دیپلماسی پول تا دیپلماسی پل

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS