امروز پنج شنبه 18 آذر 1395
ساعت 09:23:57
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 27769

تاریخ انتشار : 07/11/1394 - 09:18

بررسی فقهی و مجازات اسلامی اقدامات اراذل و اوباش در مازندران

کارشناس مسائل دینی اقدامات اراذل و اوباش مازندران را بر اساس مباحث فقهی و مجازات اسلامی بررسی کرد.

به گزارشجویباران،متأسفانه ایامی بر ما می گذرد که در بین برخی از مردم انجام فساد و هم چنین اشاعه آن تبدیل به نوعی افتخار و به اصطلاح پهلوانی شده و فحاشی، و استفاده از الفاظ رکیک تبدیل به ارزش شده که انسان را به یاد عرب زمان جاهلیت می اندازد که برای تفاخر، قبور خود را می شمردند که بگویند افراد قبیله ما از شما بیشتر بودند.

در منطقه ما اتفاقاتی رو به افزایش است که چندان بوی خوبی ندارد. استفاده از سلاح، فحاشی، قلدری و بدتر این که بعضی مردم آن را افتخار منطقه خود بدانند و با بن، وب سایت و کانال تلگرام از آنها طرفداری و این کارها را ترویج می دهند و همین موضوع به عنوان دغدغه ای جدی ما را برآن داشت تا دست به قلم ببرم و نکاتی را بیان کنم.

برای بررسی عملکرد این افراد به ترتیب، بخش اول را درباره محارب، بخش دوم درباره فحاشی که به وفور در کلام و کلیپ های این افراد یافت می شود، بخش سوم تظهر به فسق، بخش چهارم تهدید در قانون مجازات اسلامی و بخش پنجم سخنی با اشاعه دهندگان این مسائل را از منظر فقه و قانون مورد بررسی قرار می دهیم

محارب در فقه امامیه:

در فقه امامیه، محارب كسى است كه سلاح به دست گیرد و ناامنى ایجاد كند(یاغى)، خواه درون شهر باشد یا بیرون از شهر{1}

از دیدگاه قرآن كسى که با دزدی بر سر گردنه های بیرون از شهر یا داخل شهر با تهدید اسلحه، مردم را بترساند و به جان و مال آنها تجاوز كند، مانند این است كه با خدا و رسول خدا به جنگ برخاسته است. تعدی به حريم بندگان خدا با ترساندن و ايجاد وحشت در میان آنها و بر هم زدن امنيت جامعه‌ بشري، در حقیقت تعدی به حریم خدا و مخالفت با خواسته‌ پروردگار است كه همان امنيت و آرامش بندگان باشد.

این نكته نشانگر اهمیت فوق العاده اسلام به حقوق انسان ها و فراهم بودن امنیت و آرامش آنها در زندگي است، تا با خاطری آسوده و دور از ترس ياغيان سركش، غارتگران و فاسدان به امرار و معاش زندگي طبيعی خود بپردازند؛ شأن نزول آیه و احادیث اهل بیت(علیهم السلام) {2} نیز كه در این مورد وارد شده، گواه این اهمیت است. {3}

حکم محارب در قرآن:

خدای متعال در قرآن، چهار حکم برای محارب بیان می فرماید:

«...أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ ینْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ» (سوره مائده/آیه ۳۳ )

«...این كه إعدام شوند، یا به دار آویخته گردند یا دست راست و پاى چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند»

در پایان بحث محارب، به دو نكته‌ مهم درباره‌ محاربه و حكم آن از سوی خدا اشاره می كنیم:

۱. شخص محارب، به خاطر ایجاد رعب و وحشت بین مردم و فساد در زمین كشته مى‏ شود، نه به عنوان قصاص؛ لذا اولیاء دم، نمی توانند محارب را عفو كنند و با عفو خود، مانع از اجرای حکم شوند.{4}

چنانچه وقتی ابوعبیده به امام باقر(ع) عرض كرد كه اگر اولیاى مقتول او را عفو كنند، باز هم كشته می شود؟ فرمودند: اگر او را عفو كنند، باز امام باید او را بكشد، چون او محارب است، هر چند كه قاتل و سارق نیز هست، مجدداً ابوعبیده پرسید: حال اگر اولیاى مقتول بخواهند از او خون ‌بها بگیرند و سپس رهایش كنند، مى‏ توانند چنین كنند؟ فرمودند: نه، باید كشته شود. {5}

۲. این شدت عمل اسلام در مورد محاربان، براى حفظ خون هاى بى ‏گناهان و جلوگیرى از حملات و تجاوزهاى افراد قلدر، جانى، چاقوكش و آدم كش نسبت به جان، مال و ناموس مردم بى گناه است. {6}

توهین و فحاشی از منظر فقه و قانون:

درکتاب شرح لمعه دمشقیه، باب حدود، ((الفصل الثالث فی القذف)) آمده است که: یکی از احکام اسلامی “حد قذف” است که مقدار آن 80 تازیانه شلاق است که مستمسک این حکم نیز آیه شریفه شماره 4 سوره نور است که می‌فرماید: «و الذین یرمون المحصنات... . فاجلدوهم ثمانین جلدهً»

می‌دانید قذف یعنی چه؟

شهید ثانی: قذف یعنی نسبت دادن زنا یا لواط به شخصی به شرط اینکه، لفظش صریح باشد و قاذف (شخص گوینده) معنای لفظ را به هر زبانی که می‌گوید، بداند اگرچه مقذوف (شخصی که نسبت زنا را به او داده) معنای لفظ را نداند.

– اگر کسی به دیگری بگوید تو از زنا متولد شدی، نسبت به پدر و مادر آن شخص قذف محسوب می‌شود و دو حد، یعنی صد و شصت تازیانه، باید بخورد.

ـــ ديّوث اين لفظ بسا در عرف قائل مفيد قذف بوده از اين رو واجب است بخاطر قذفى كه به منسوب اليه شده قائل را حدّ بزنند.

و اگر در عرف وى افاده قذف و نسبت ناروا نكرده بلكه صرفا بر فحش و ناسزا دلالت كنند او را بايد تعزير نمود.

فرع‌:

اما در مورد ناسزا گویی در حالتی که نسبت نامشروع ندهد مشمول تعزیر است: «و ان لم تفد ذلک فی عرفه نظراً الی انها غیر موضوعه لذلک و لم یستعملها اهل العرف فیه و افادت شتماً لا یبلغ حد النسبه الی ما یوجب الحد عُزِّر» احترام به شخصیت و آبروی افراد بی‌نهایت مورد توجه قرار دارد. در مواردی نیز که ناسزاگویی موجب اذیت فردی گردد اما نسبت نامشروع نباشد و مشمول حد شرعی نگردد، مشمول تعزیر است که میزان آن کمتر از حد و بنا به تشخیص قاضی است، زیرا که از نظر فقهی «التعزیر بما یراه الحاکم».

– هر شخصی که به واسطه گفتن هر کلامی که مخاطب ناخشنود شود، حتی اگر در مجلس حضور نداشته باشد، تعزیر می‌شود. مانند اینکه به کسی بگوید “فاسق” “شراب‌خوار” در حالیکه ارتکاب فسق و شراب‌خواری‌اش پنهان است نه آشکار.

– هم‌چنین اگر به شخصی بگوید:”سگ” “حقیر” “پست” “کافر” “مرتد” و هرکلمه‌ای که موجب اذیت مخاطب شود و گوینده معنای آن را بداند و مخاطب مستحق تحقیر نباشد و آن فعل را آشکارا انجام ندهد، موجب تعزیر است.

درقانون مجازات اسلامی آمده:

ماده ۱۳۹: قذف نسبت دادن زنا یا لواط است به شخص دیگری‌

ماده 140 - حد قذف براي قذف كننده مرد يازن هشتاد تازيانه است .

ماده ۱۴۱: قذف باید روشن و بدون ابهام بوده و نسبت‌دهنده به معنای لفظ آگاه باشد، گرچه شنونده معنای آن را نداند.

ماده ۱۴۴: هر گاه کسی به قصد نسبت دادن زنا به شخصی مثلاً چنین گوید (زن‌قحبه‌) یا خواهرقحبه یا مادرقحبه‌، نسبت به کسی که زنا را به او نسبت داده است محکوم به حد قذف می‌شود و نسبت به مخاطب که به واسطه‌ این دشنام اذیت شده است تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می‌شود.

ماده ۱۴۵: هر دشنامی که باعث اذیت شنونده شود و دلالت بر قذف نکند مانند این که کسی به زنش بگوید تو باکره نبودی‌، موجب‌ محکومیت گوینده به شلاق تا ۷۴ ضربه می‌شود.

ماده 157 - هرگاه كسي چند بار اشخاص را قذف كند و بعداز هربار حد بر او جاري شود در مرتبه چهارم كشته مي شود .

ماده 158 - هرگاه قذف كننده بعد از اجراء حد بگويد آنچه گفتم حق بوده تا74 ضربه شلاق تعزير مي شود .

تظاهر به فسق

تظاهر به فسق‏ انجام علنی گناه با علم والتفات به گناه بودن آن در ملأ عام.

مراد از عنوان یاد شده، ارتکاب علنى گناه با علم و التفات به گناه بودن آن در مرئی و منظر دیگران است.

حکم تظاهر به گناه:

تظاهر به گناه حرام است {7} و کسى که تظاهر به گناه مى‏کند، در شرع داراى حرمت نیست. ازاین‏رو، غیبت او نزد کسى که بر گناهش مطلع نیست جایز است و اگر کسى او را با عناوینى همچون فاسق، حقیر، پست (وضیع) و مانند آن از عناوین و القابى که استحقاق آن را دارد، خطاب کند، کیفر حد یا تعزیر بر او جارى نمى‏شود. {8}البتّه در اینکه غیبت کردن از چنین شخصى مطلقا جایز است یا تنها در قلمرو گناهى که بدان تظاهر کرده، اختلاف است. {9 و 10 و 11 }

تهدید در قانون مجازات اسلامی

ماده ۶۶۹ – هرگاه کسی دیگری را به هر نحو تهدیدبه قتل یاضررهای نفسی یا شرفی یا مالی و یا به افشاء سری نسبت به خودیا بستگان او نماید ، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را نموده یا ننموده باشد به مجازات شلاق تا ( ۷۴ ) ضربه یا زندان ازدوماه تا دو سال محکوم خواهدشد .

ماده ۶۱۷ – هرکس به وسیله چاقو و یا هر نوع اسلحه دیگر تظاهر یا قدرت نمایی کند یا آن را وسیله مزاحمت اشخاص یا اخاذی یا تهدید قرار دهد یا با کسی گلاویز شوددر صورتیکه از مصادیق محارب نباشدبه حبس از شش ماه تا دوسال وتا ( ۷۴ ) ضربه شلاق محکوم خواهدشد .

ماده ۶۱۸ – هرکس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیر متعارف یاتعرض به افراد موجب اخلال نظم وآسایش وآرامش عمومی گردد یا مردم رااز کسب وکار باز دارد به حبس از سه ماه تا یک سال وتا ( ۷۴ ) ضربه شلاق محکوم خواهد شد .

ماده ۶۱۹ – هرکس در اماکن عمومی یا معابر متعرض یامزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شوون و حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه وتا ( ۷۴ ) ضربه شلاق محکوم خواهد شد .

سخنی با اشاعه دهندگان این مسائل:

روایاتی هست که ظاهرشان این است که رضایت به فعل قبیحی که از دیگری صادر می شود، قبیح و مذموم است و این شخص راضی هم مستحق عقاب است به عنوان مثال از امیر المومنین (ع) چنین نقل شده است:

«الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ مَعَهُمْ فِيهِ وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَا بِهِ»{12}

این روایات هم می گوید که ملاک عقاب رضایت به فعل قبیح می باشد.پس فردی که عمل را انجام نداده ولی به آن راضی است هم در حکم همان عمل کننده است

آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی می فرمایند:

اولا مراد از رضایت به فعل دیگری این است مراد اشاعه فاحشه و رضایت به عمل زشت در بین جامعه و تعداد زیادی از افراد جامعه می باشد اگر راضی شویم که فعل گناهی در قومی اشاعه پیدا کند این رضایت حرام است و این روایات ناظر به این آیه شریفه می باشند:

« إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(نور/ 19)

کسانی که دوست دارند و راضی هستند که گناهی در بین مومنین شایع شود هم مبتلا به عذاب دنیا هستند و مبتلا به هم عذاب آخرت می باشند.

نظیر آین آیه رویات متعددی وجود دارد که در کافی شریف در باب تعییر نقل شده است.

منها: «عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً كَانَ كَمُبْتَدِئِهَا »{13}

اگر کسی عمل زشتی را شایع کند مثل این است که خودش آن را انجام داده است.

در روایتی از امام علی بن موسی الرضا علیه‌السّلام می‌خوانیم: المذیع بالسیئه مخذول و المستتر بالسیئه مغفور له؛{14}

کسی که گناه را نشر دهد، مخذول و مطرود است و کسی که گناه را پنهان می‌کند، مشمول آمرزش الهی است.

اصولاً گناه همانند آتش است، هنگامی که در نقطه‌ای از جامعه این آتش روشن شود، باید سعی و تلاش کرد که آتش خاموش شود و یا دست کم محاصره گردد؛ امّا اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطه‌ای به نقطه دیگر ببریم، حریق همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر به کنترل آن نخواهد بود. افزون بر آن، عظمت گناه در نظر عموم مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی‌ها، خود سدّ بزرگی در برابر فساد است. اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق این سد را می‌شکند، گناه را کوچک می‌کند، و آلودگی به آن را ساده می‌نماید.


**پی‌نوشت

1 ـ قرشى، سیدعلى‌اكبر؛ قاموس قرآن‏،ج‏۲، ص۱۱۴، عروسى حویزى، عبدعلى بن جمعه؛ ‏تفسیر نورالثقلین، تحقیق سیدهاشم رسولى محلاتى ، ج۱، ص۶۲۵ و طبرسى، فضل بن حسن؛ ‏ مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۹۱.

2 ـ تفسیر نورالثقلین، ج‏۱، ص۶۲۵، «هر كسى كه اسلحه بكشد و راه را بر مردم خوفناك نماید (و راه زنى كند)، خواه درشهر و خواه در خارج شهر، محارب است.»

3 ـ مكارم شیرازى، ناصر و همكاران؛ تفسیر نمونه ، ج۴، ص۳۶۰.

4 ـ المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۵، ص۳۳۲.

5 ـ عیاشى، محمد بن مسعود؛ كتاب التفسیر، تحقیق سیدهاشم رسولى محلاتى‏، ج۱، ص۳۱۴، ح۸۹ و بحرانى، سیدهاشم‏؛ البرهان فى تفسیر القرآن‏، ج‏۲، ص۲۹۱، ح۲۴.

6 ـ مکارم شیرازی،ناصر و همکاران؛تفسیر نمونه، ج‏۴، ص۳۶۱.

7 ـ مهذب الاحکام ج۱۵، ص۲۴۴.

8 ـ نجفی، شیخ محمدحسن؛جواهر الکلام ج۴۱، ص۴۱۲. 

9 ـ نجفی، شیخ محمدحسن؛جواهر الکلام ج۲۲، ص۶۹. 

10 ـ انصاری،شیخ مرتضی؛کتاب المکاسب ج۱، ص۳۴۳. 

11ـ انصاری،شیخ مرتضی؛کتاب المکاسب ج۱، ص۳۴۵.

12 ـ حرعاملی،شیخ محمد؛وسائل‌الشيعة الی مسائل الشرعیةج : 16 ص : 141

13 ـ کلینی، محمد بن یعقوب ؛الاصول من الکافی، ج : 2 ص : 356

14 ـ کلینی، محمد بن یعقوب ؛الاصول من الکافی، ، ج۲، ص۴۲۸.


یادداشت از حجت الاسلام علی جلالی کارشناس مسائل دینی

منبع : بلاغ
دیدگاه شما در مورد : بررسی فقهی و مجازات اسلامی اقدامات اراذل و اوباش در مازندران

بررسی فقهی و مجازات اسلامی اقدامات اراذل و اوباش در مازندران

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS