امروز شنبه 13 آذر 1395
ساعت 03:47:09
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 25983

تاریخ انتشار : 10/06/1394 - 07:38

شهید آوینی در مورد کدخدا چه می‌گفت؟

برای دریافت تکنولوژی ناچار باید بار دیگر کشکول گدایی پیش کدخدا دراز کنیم

تحولاتي را كه اين روزها در كره زمين روي مي دهد از نظرگاه هاي مختلفي تحليل كرده اند اما هيچ يك از اين تحليل ها نتوانسته است از سيطره القائات تبليغاتي منتشر در امپراتوري ارتباطات خارج شود. امپراتوري ارتباطات همان سرزمين اعتباري است كه آقاي مك لوهان آن را دهكده جهاني خوانده است،تعبيري فريبكارانه كه ماهيت اين امپراتوري را پوشيده مي دارد.

جویباران ـ  بازخوانی برخی از نوشته‌های شهید آوینی در این روزها که عده‌ای دم از ارتباط با کدخدا می‌زنند و معتقدند که توانسته‌اند «سایه‌ی شوم جنگ را از سر مردم» بردارند خالی از لطف نیست.

 به گزارش رجانیوز، شهید آوینی که در کتاب آغازی بر یک پایان در مقاله‌ی کوتاه خود با عنوان «ایمان منجی فرداست» می‌نویسد :

 

تحولاتي را كه اين روزها در كره زمين روي مي دهد از نظرگاه هاي مختلفي تحليل كرده اند اما هيچ يك از اين تحليل ها نتوانسته است از سيطره القائات تبليغاتي منتشر در امپراتوري ارتباطات خارج شود. امپراتوري ارتباطات همان سرزمين اعتباري است كه آقاي مك لوهان آن را دهكده جهاني خوانده است،تعبيري فريبكارانه كه ماهيت اين امپراتوري را پوشيده مي دارد.
امپراتوري ارتباطات فضايي است يكپارچه كه وسايل ارتباط جمعي ساخته اند. ساكنان اين امپراتوري كه تقريباً سراسر كره زمين را پوشانده است بي آنكه خود بدانند تحت سيطره حاكميت واحدي هستند كه از طريق وسايل ارتباط جمعي بر قرار گشته است.


تعبيراتي چون امپراتوري ارتباطات و يا دهكده جهاني اگر چه ممكن است مبالغه آميز به نظر آيند، اما اشاره به حقيقتي دارند كه غفلت از آن مي تواند از مبالغه اي كه در اين تعابير وجود دارد بسيار خطرناك تر باشد. من هم مي پذيرم كه تعبير دهكده جهاني در عين آنكه اشاره به جهاني بودنِ ارتباطات دارد مخاطبان خويش را نيز دچار اين يأس مي سازد كه هيچ چيز از چشم كد خدا پنهان نمي ماند، حال آنكه كد خدا آن قدر ها هم كه وانمود مي كند هوشيار و مسلط بر اوضاع نيست و اصولاً كد خدا يا آن ابوالهولي كه بر اين دهكده جهاني حكم مي راند، پيش از آنكه قدرتمند باشد هرسناك است و پيش از آنكه قدرت نمايي كند درباره قدرت خويش سخن پراكني مي كند و مردمان را مي ترساند.


اما در عين حال، غفلت از اين معنا كه كره زمين با تكنولوژي ارتباطات به يك مجموعه به هم پيوسته تبديل گشته خطرناك تر است از آنكه هول كد خدا در دلمان رخنه كند. دشمن را نبايد دست كم گرفت، علي الخصوص اين ابوالهول را كه خود شيطان اكبر است.


ابوالهول در عين حال غفلت از اين معنا كه كره زمين با تكنولوژي ارتباطات به يك مجموعه به هم پيوسته تبديل گشته خطرناك است از آنكه هول كد خدا در دلمان دخنه كند. دشمن را نبايد دست كم گرفت، علي الخصوص اين ابوالهول را كه خود شيطان كه تحقق تاريخي يافته و حاكميت خويش را بر ترس و وحشت مردمان از قدرت خويش بنا كرده است. اما در اينكه فضايي به هم پيوسته از ارتباطات با يك هويت واحد وجود دارد كه انسان هاي سراسر كره زمين را اسير نظام ارزشي واحدي ساخته است ترديدي وجود ندارد. نمونه اش همين تعابيري است كه عموم ما پذيرفته ايم: جهان سوم، كشورهاي پيشرفته و در مقابل آن كشورهاي عقب مانده و يا عقب نگه داشته شده، توسعه يافتگي و توسعه نيافته تگي ... تعابيري از اين قبيل بسيارند، اما من به همين دو سه نمونه اكتفا كرده ام تا از اصل مبحث باز نمانيم، در عين آنكه اين شواهد مثال خواهند توانست مرا در ادامه سخن ياري دهند.


ما با پذيرش خود به عنوان كشور عقب افتاده و پذيرش غرب به عنوان پيشرفته چه چيزي را پذيرفته ايم؟ نتيجه طبيعي پذيرش اين تعابير آن است كه هم خود را يكسره در اين جهت قرار دهيم كه اين عقب مانده گي را جبران كنيم. اينكه ما موفق شويم و يا نشويم تغييري در اصل مطلب نخواهد داد و اصل مطلب اين است كه مگر پيش و پس كجاست كه آنها پيش رفته باشند و ما پس مانده؟ اگر پيش آنجاست كه غربي ها رسيده اند، صد سال سياه مي خواهم كه به انجا نرسيم و اگر پس اينجاست كه ما اكنون قرار داريم چه بهتر كه در همين جا بمانيم. پذيرش همين يك معنا در سراسر كره زمين كافي است براي انكه هيچ انقلابي ايجاد نشود، چرا كه اگر غايت انقلاب در نهايت همان است كه غربي ها به ان دست يافته اند، ديگر چه انقلابي؟ فقط مي ماند انكه مردمان كشورهاي عقب مانده همچون دانشجويان چيني به خيابان بريزند و از دولت هاي خويش بخواهند كه هر چه زودتر امريكايي شوند و به كشورهاي پيشرفته ملحق گردند‍!


پس مي بينيد كه آن تعبير دهكده جهاني چندان هم بي معنا نيست. مگر ما اين ارزش ها را نپذيرفته ايم و در راديو و تلوزيون و محاورات روزمره و و خطابه هاي ژورناليستي به آنها تفوه نمي كنيم؟ وقتي ما كه هسته جوشان انقلاب معنوي در جهان امروز هستيم نتوانسته ايم در يابيم كه با قبول اين معاني چه غايتي را پذيرفته ايم، واي بر احوال ديگران از مردمان الجزاير و عراق و سوريه و ليبي و اردن و... پاكستان و افغانستان! ما با اين تعبير پذيرفته ايم كه پيشرفت همان است كه براي آنان رخ داده. فلذا نبايد به چشم بياييم از آنكه ما را مرتجع و واپس گرا بخوانند. آنها هم با همين نگاه به جهان مي نگرند كه خود را پيشرفته مي دانند و ما را پس مانده و از اينجا نتيجه مي گيرند كه هر تحولي اگر در جهت دستيابي به توسعه يافتگي باشد رشد است و اگر نه واپس گرايي و ارتجاع. و مگر غايت انقلاب اسلامي چه بود؟ توسعه يافتگي؟ رشد اقتصادي؟ حصول دموكراسي؟


اين تعبير را فقط براي نمونه به ميان آورديم و اگر نه، تعبيراتي از اين قبيل به صورت غير قابل انتظاري زبان ما را بيمار كرده است. بيماريِ زبان را دست كم نگيريم، بيماري زبان يعني بيماري ادب و فرهنگ، يعني بيماري تفكر و تعقل، يعني سرگشتگي و گم گشتگي و انحراف تاريخي در مسير و مصير.


ما بايد در اطراف تمامي تعابيري كه در زبانمان وارد شده است تامل كنيم و نبايد كه اين تعبير دهكده جهاني را نيز بپذيريم. كد خداي اين دهكده كه همان ابوالهول يا شيطان اكبر است ما را به همزيستيِ مسالمت آميز مي خواند تا خود بر اريكه قدرت بماند. او جرات چون و چرا كردن درباره ارزش هاي مقبول و مشهور اين دهكده جهاني را نيز از ما مي گيرد به ضرورت انقلاب نرسيم و اگر هم انقلاب كرديم، با اختيار توسعه يافتگي به مثابه غايت الغايات انقلاب، ناچار بار ديگر كشكول گدايي پيش كد خدا دراز كنيم تا به ما تكنولوژي لازم براي استحصال اين آرزو را عطا كند.


شبكه هاي گسترده امپراتوري ارتباطات در جهت حفظ وضع موجود و استمرار آن با هر جنگ و انقلابي مخالف مي ورزند، اما در مواقع لزوم، اگر ابوالهول- امپراتور جهان و هم و ترس بخواهد كه دولتي همچون اسرائيل را در كشور فلسطين تشكيل دهد، چشم اغماض بر جنگ مي بنددتا اسرائيل مستقرشود و آنگاه ديگر... تا بجنبيم و عليه اسرائيل متحد شويم و فلسطين را از او پس بگيريم، ده ها سال مي گذرد.


پس همه هم آنها مصروف حفظ وضع و استمرار آن. نداي صلح ، صلح براي همين است كه ما بشنويم نه اسرائيل آزادي هم چماقي است كه براي سر ما ساخته اند، اگر نه هر گاه كه منافع ابو الهول در خطر افتد، حكم سانسور اخبار در سراسر امپراتوري ارتباطات به اجراي درمي آيد و اگر تظاهراتي عليه جنگ خليج فارس بر پا شود پليس ها به خيابان مي ريزند و صدها نفر را دسگير مي كنند، همراه با ضرب و جرح. شكنجه گاه هاي اسرائيل روي زندان هاي المعتصم و المتوكل ... را سفيد كرده اند، اما نطق از كسي در نمي آيد و در عوض گاليندوپل راه به راه به ايران مي آيد.
اما با اين همه در امپراتوري ارتباطات اگر فقط اخبار وارونه مي شدند در برابر وارونگي ارزش ها چيزي نبود اما مهم آن است كه ما را هم رفته رفته به قبول قواعد جهاني بازي در اين دهكده ارتباطات وا مي دارند


.تحولاتي كه اين روز ها در كره زمين روي مي دهد نويدعصر ديگري را مي دهد كه در آن ابوالهول از اريكه قدرت به زير خواهد افتاد و غرب از هم فرو خواهد پاشيد و تمدني ديگر نه از شرق و نه غرب كه از خاورميانه بر خواهد خاست. همين كه دهكده جهاني آقاي مك لوهان انكار شود و وضع موجود خطر افتد به منفعت همه انقلابيوني است كه عصر ديگري را انتظار مي كشند. و مردم جهان هم اگر ترس از مرگ و عدم آرامش بر تفكراتشان سايه نمي انداخت، در مي يافتند كه چقدر از وضع موجود خسته اند. كره زمين خسته است. بشر بعد از اين قرن ها زمين گرايي و خود پرستي احساس مي كند كه نيازمندِ عالم را در درون خويش باز خواهد يافت و به آن باز خواهد گشت، و اما نه بي رنج، بلكه با رنجي بسيار اين دوران رنج اكنون سر رسيده است.


آنچه را كه گفتم به حساب حمايت از جبهه مقابل نيروهاي چند مليتي نگذاريد. جنگ هاي مردمان جهان با يكديگر اگر جهاد مقدس ديني نباشد لاجرم مبتني بر قدرت طلبي است و جنگ خليج فارس نيز از اين نوع دوم است، اما اگر ضرورت ايجاد تحولاتي اساسي را متناسب با اين رويكرد ديگر باره بشر به دين و دينداري احساس كرده باشيم،بايد بدا نيم كه تحول بدون جنگ ممكن نيست.
به نظر مي رسد كه تحولات جهاني در جهت ايجاد يك جبهه متحد اسلامي عليه اسرائيل براي تحريرفلسطين سير مي كند و علت اينكه تحليل اين وضع حول محوري كه عنوان شد چندان ساده نيست أن است كه در مقابل أمريكا و نيروهاي چند مليتي كه مظهر شيطان اكبر هستند،(حّق غير ممزوج به باطل) قرار نگرفته است و اگر نه ، هيچ مسلماني حق نداشت در پيو ستن به جبهه حق ترديدي به خود راه دهد و تعلل ورزد .


صدام حسين در اشغال كويت محقق نيست اما از أن سو علت شكست لشگركشي غرب با تمام قوا نيز أن است كه كسي جرات نكردند كه قواعد بازي دهكده جهاني را انكار كند و در مقابل كد خدا شاخ و شانه بكشد، و انصافاً اين اشغالگرِ بي مبالات هم از معدود كساني است كه جرات دارند در يك چنين جهاني تظاهرات مردم اروپا و أمريكا عليه جنگ نيز بيش تر بدان سبب است كه أنها جنگ مي شناسند و از عواقب أن با خبرند، اگر چه باز هم تلويحاً بر اين معنا اشعار دارند كه اگر جنگ هاي بين المللي اولي و دوم نبودند، انقلاب صنعتي اين سان كه امروز به بار نشسته است تحقق نمي يافت. 


جهان فردا ديگر از أنِ غرب نيست و همه تحولات حكايتگر همين حقيقت هستند و غرب نيز با اين لشگر كشي مي خواهد بر اين تصور يكسره خط بطلان بكشد. در اين جنگ چه پيروز شود و چه صدام حسين تقدير تاريخي بشر دراين عصر جديد همان است كه گفته شد. أمريكا و اروپا بعد از دو قرن روشنفكري و يك قرن توسعه صنعتي به همان عاقبتي دچار أمده اند كه همه تمدن ها در طول تاريخ. اگر اين هيولاي قدرت از بين برود خلا وجود أن را چگونه بايد پركرد؟ به نظر مي رسد كه پيش از اضمحلال و فروپاشي كامل با رويكرد ديگر باره انسان به عالم معنا خلا دروني بشر كه ناشي از بي ايماني است پر خواهد شد و اثبات جاي انكار خواهد نشست. 


ايمان منجي جهان فرداست چنان كه منجي ايران شد و انقلاب اسلامي را به سر چشمه جوشان انقلاب معنوي و ديني در سراسر جهان مبدل كرد.

3004/

دیدگاه شما در مورد : برای دریافت تکنولوژی ناچار باید بار دیگر کشکول گدایی پیش کدخدا دراز کنیم

برای دریافت تکنولوژی ناچار باید بار دیگر کشکول گدایی پیش کدخدا دراز کنیم

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS