امروز شنبه 13 آذر 1395
ساعت 08:08:58
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 25679

تاریخ انتشار : 06/06/1394 - 00:42

سخنرانی تربیتی حجت الاسلام رهنمایی در باشگاه متانت؛

سه اصل اولیه در تربیت اسلامی/ جهت گیری اسلامی با «التقاط» معنا ندارد

نوجوان و جوان تا پاسی از شب در فضای مجازی چرخیده است و حالا زورش می‌آید بلند شود و نماز بخواند و تازه اگر با زور پدر و مادر هم بلند شود، نمازش پنج دقیقه هم طول نمی‌کشد. این می‌شود عبادت قطره‌ای در برابر سکولاریسم غرقابی و بدیهی است در این میان برد با کیست.

جویباران ـرجانیوز:باشگاه متانت، با هدف احیاء هویت صنفی مربیان تربیتی و تشکیل شبکه‏ای از سرگروه ها، مربیان و اساتید امر تربیت تأسیس شده است. عناوینی همچون مشاوره، آموزش، پشتیبانی و کارورزی از اهم برنامه های این باشگاه می باشد. اردوهای آموزشی ماهانه با هدف بهره مند ‏شدن از اساتید بزرگوار و مجرب امر تربیت و ایجاد دغدغه و حساسیت نسبت به مسائل تربیتی و توانمندسازی سرحلقه‏ های مستعد در حال برگزاری می باشد

 
به گزارش رجانیوز، سومین جلسه سلسله سخنرانی‌های این باشگاه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین سید احمد رهنمایی همراه بود. وی عضو هئيت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) قم است و دارای تألیفاتی چون همكاري در تأليف «روان‌شناسي رشد با نگرشي به منابع اسلامي، غرب‌شناسي، درآمدي برمباني ارزش‌ها و آشنايي با اصول و فنون مشاوره می‌باشد. 
 
 
حجت الاسلام رهنمایی در این جلسه در تبیین اصول اولیه در تعلیم و تربیت اسلامی گفت: اظهار و اقدام به بسم‌الله، از آن خدا بودن موفقیت‌ها و توکل بر خدا  سه اصل مهم اولیه در تعلیم و تربیت اسلامی است. 
 
وی با بیان این مطلب که با التقاط نمی شود جهت گیری اسلامی را درست کرد خاطرنشان کرد: التقاط در جهت گیری اسلامی مثل این است که در کنار یک قطب‌نما، آهن‌ربا بگذارید. معلوم است که جهت درست را به شما نشان نمی‌دهد.
 
متن کامل این سخنرانی تربیتی در ادامه می‌آید:
 
***
 
برای بحث در زمینه تعلیم و تربیت با نگاهی اسلامی و نگرشی به منابع دینی، بهتر است کلام را با فرازی از سخنان حضرت علی(ع) آغاز کنیم که خطاب به کمیل بن زیاد فرمودند(۱): 
 
«یا کُمیل! إنَّ رَسولَ اللهِ أَدَبَّه اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ ‌هُوَ أدِّبَنِي وَ أَنَا أُؤَدِّبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أُوَرِّثُ الْأَدَبَ الْمُكَرَّمِينَ. کمیل! بدان که پیامبر(ص) را خدا ادب فرمود (تأدیب پیامبر به دست خود خداست) و پیامبر مرا ادب فرمود و من مؤمنین را ادب می‌کنم و میراث گرانبهای شایستگان را برای آنها به ارث می‌گذارم.» 
 
این کلام راه را برای ورود به مباحث بعدی پیش روی ما باز می‌کند. ضروری است که ما به کلام این بزرگواران که در واقع واسطه‌ بین خدا و بندگان او هستند توجه کافی داشته باشیم. افرادی که یکی از رسالت‌ها و دغدغه‌هایشان تربیت انسان‌ها و اهل ایمان است، خود را به‌نوعی وابسته به آن حضرات می‌دانند و به نوعی منتسب به آنها هستند. 
 
اگر بناست ما به سنت نبوی پایبند باشیم، زندگی ما چگونه باید متناسب با سیره پیامبر(ص) تنظیم شود و اگر به سیره مولا امیرالمؤمنین(ع) و یا سایر ائمه هدی(ع) پایبند هستیم و خود را شیعه اهل‌بیت می‌دانیم، باید ببینیم بین ما و آن عزیزان چه نسبتی برقرار است؟ کشف این نسبت اولین گامی است که باید در تربیت اسلامی برداریم. این بزرگان سایه‌هایی از نور خدا هستند. 
 
دستور العملی‌ را که می‌خواهم خدمتتان عرض کنم، دستورالعمل بسیار جالب و جذاب و در عین حال پرثمری است که خط‌مشی ما را مشخص می‌کند، ایده‌ها را در ذهن ما شکل می‌دهد و ما را به منبع فیض الهی که اهل‌بیت (ع) باشند، متصل می‌کند. این یک دستورالعمل ساده روزانه است که حضرت علی(ع) خطاب به کمیل می‌فرمایند. این کمیل چقدر سعادتمند بوده که در این گفته‌های نورانی مخاطب حضرت علی (ع) قرار گرفته است و به نظر من جناب کمیل می‌تواند برای نسل جوان ما سرمشق و الگوی شایسته‌ای باشد.  
 
 
اصل اول: اظهار و اقدام به بسم‌الله
 
امیرالمومین علیه السلام به جناب کمیل می فرماید:«یا کمیل! سَمِّ کُلِّ یَومِ بِسمِ الله و قُل لا حَولَ وَ لا قُوَه إلا بِالله. وَ تَوَکَّل عَلىَ ‌الله وَ اُذکُرنا وَ سَمِّ بِأَسمائِنا وَ صَلِّ عَلَینا وَ اَدِر بِذلِکَ عَلى نَفسِک و ما تُحَوَطَهُ عِنایَتِک، تَکَفِّ شَرِّ ذلِکَ الیَوم إن‌شاءالله»(۲)   
 
اولین دستورالعمل روزانه از جانب امیر‌المؤمنین(ع) خطاب به کمیل و در واقع خطاب به همه ما این است که به رابطه خود با خدا سامان دهیم. چگونه؟ می‌گوید اظهار و سپس اقدام کن، یعنی هم اظهار کردنی است و هم انجام دادنی. «سَمِّ کُلَّ یَوْم بِاسْمِ اللهِ»: هر روز را با نام خدا آغاز کن تا هر روز، روز خدا شود. وقتی می‌گوییم «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم» خود را در محضر چه کسی می‌بینیم؟ وقتی به استاد خود می‌رسیم و می‌گوییم سلام بر استاد، یعنی خود را در محضر استاد می‌بینیم و بنابراین برای انجام هر دستور و فرمانی آمادگی داریم. «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم» را که با توجه بگوییم در درون انسان انقلاب ایجاد می‌کند. یک «بِسْمِ الله» اگر با توجه باشد می‌تواند درون انسان تحولات عجیبی را پدید آورد. 
 
در این وانفسا و دورانی که ما زندگی می‌کنیم و از جهت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اعتقادی تحت تأثیر انواع و اقسام هجمه‌ها هستیم، تنها چیزی که می‌تواند ما را مدد بدهد و کمک کند، توجه به خداست. با تکیه بر خدا می‌توان محیط را جور دیگری دید و خود را از تأثیرات محیطی مبرّا کرد. 
 
وقتی امام در سال ۱۳۴۲ قیام فرمودند تا سال ۱۳۵۷ که انقلاب به پیروزی رسید، چه کسانی بودند که از امام حمایت کردند؟ کجا درس خواندند؟ کجا آمد و شد داشتند؟ با چه کسانی حشر و نشر می‌کردند؟ در همین محیط‌های علمی، اجتماعی و... آلوده بودند. شهرهای بزرگ آلوده‌تر از شهرهای کوچک، اما اتفاقاً در شهرهای بزرگ حامیان انقلاب بیشتر درخشیدند. 
 
بنابراین مهم‌ترین اصل و مبنای تعلیم و تربیت در اسلام توجه به خدا و بر قرار کردن ارتباط راسخ و مستحکم با اوست. ابتدا کلیت موضوع را مطرح می‌کنم و سپس به صورت جزئی و یک مقداری تخصصی‌تر وارد بحث می‌شوم.
 
اصل دوم: موفقیت های ما برای خداست
 
پس از «بِسْمِ الله» چه می‌گوییم؟ اینها اظهار کردنی هستند و نه فقط لقلقه زبان. یعنی وجود من باید خداوند را اظهار کند: «لاحَوْلَ وَذلا قُوَّه اِلا بِاللهِ» بعد از «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ». متوجه باشیم که اگر موفقیتی کسب کردیم، مال خداست. اگر در کارها و فعالیت‌هایمان به نتیجه‌ای رسیدیم، مال خداست. بشر صاحب هیچ نیرو و قوت و حالی نیست مگر اینکه از جانب خداست.
 
 نباید قارون صفت باشیم. قارون در زمان حضرت موسی(ع) ثروتمندترین فرد روی کره زمین بود. می‌گویند وقتی می‌خواستند کلیدهای خزانه‌های طلا و جواهرآلاتش را  حمل کنند به چند نفر مرد نیرومند نیاز بود، ولی وقتی به او گفتند خدا این نعمت‌ها را به تو داده است، گفت اینها را بر اساس دانش و تخصص خودم به دست آورده‌ام. خدا در زندگی قارون جایی نداشت، لذا با همه دارایی‌هایش در قعر زمین فرو رفت. 
 
داستان قارون داستان کسانی است که هیچ چیزی را از جانب خدا نمی‌دانند و هرچه فکر می‌کنند و می‌اندیشند، تصورشان این است که این فکر و اندیشه و این نیرو متعلق به خود آنهاست.  
 
اصل سوم: توکل بر خدا
 
اصل سوم «تَوَكَّلْ عَلَى اللهِ» یعنی توکل بر خداست. حالا که می‌بینیم خدا در زندگی ما نقش دارد و هرچه هست از اوست، پس با توکل بر او «بِسْمِ الله» می‌گوییم و وارد فضای کار و علم می‌شویم، اما نباید به همین اکتفا کنیم. این ذکر ما را تربیت می‌کند، ولی برای اینکه آن واسطه‌ها هم دست ما را هم بگیرند، باید آنها را بشناسیم و درک کنیم. 
 
«اُذْکُرنا: به یاد ما باش»، و «سَمِّ أَسمائُنا: نام ما را به زبان جاری کن» و «صَلِّ عَلَینا: و بر ما درود فرست». این یک دستورالعمل است: «سَمِّ کُلِّ یَوم بِسمِ ‌الله. قُل لاحَولَ وَ لا قُوَّه اِلا با الله، و تَوَکَّل عَلَی ‌الله. در مورد رابطه با خدا و کسانی هم که واسطه فیض الهی هستند، سه دستورالعمل وجود دارد: «به یاد ما باش»، «نام ما را بر زبان جاری کن» و «بر ما درود فرست» و «ادرأ بِذلك عَن نَفسُك و ما تُحَوَّطَهُ عِنايَتِك» در مورد اموری که برایمان مهم هستند، از جمله خودمان، این یک دستورالعمل روزانه است. این کار را که انجام بدهیم: «تَکَفِّ شَرِّ ذلِکَ الیَوم إن‌شاءالله»، از شر آن روز در امان خواهیم بود. 
 
هسته مقاومتی تربیت
 
وقتی می‌گوییم: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ. اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِین»، هسته مقاومت تربیتی ما در همین «رَبِّ الْعالَمِین» نهفته است. در تفسیر «رَبِّ الْعالَمِین»  گفته می‌شود که خداوند مربی، مدیر، مالک و مدبر هستی است. وقتی می‌گوییم «رَبِّ الْعالَمِین» جهان انسانی و غیرانسانی را در بر می‌گیرد. خداوند مربی همه هستی است. بعضی از بخش‌های هستی با میل و رغبت فرمان خدا را می‌برند و تربیت خدا را می‌پذیرند و بعضی‌ها با اراده‌ای تکوینی که خداوند در موردشان اعمال می‌کند، از جمله  طبیعت، خورشید، ماه، ستارگان، افلاک و... به اراده تکوینی الهی در گردش و چرخش‌اند.
 
نقطه آغاز و فرجام تربیت اسلامی همین است، یعنی تمام تعلیم و تربیت در اسلام در همین «رَبِّ الْعالَمِین» خلاصه می‌شود. هر کسی «رَبِّ الْعالَمِین» را خوب فهمید و تفسیر کرد، به مبانی، اصول، روش‌ها و رویکردهای تعلیم و تربیت اسلامی پی برده است، به‌خصوص که بسیاری معتقدند واژه تربیت هم ریشه در رَ بَبَ  دارد که به خاطر سنگینی تلفظ، یکی از «با»ها را انداخته‌ و تبدیل به «تا» کرده‌اند تا راحت‌تر بیان شود.(۳)  
 
اگر ریشه تربیت را ربب بگیریم، به باب تفعیل که می‌رود، می‌شود تربیت. اشتقاق اکبر خاصیتش این است که الفاظ با هم قریبالمعنا میشوند، یعنی معانی لفظ «رب» با لفظ «تربیت» به هم نزدیک می‌شوند و وقتی می‌گوییم تربیت، معنای مربی‌گری، مدیریت و تدبیر و به‌نوعی اداره امور هم در آن هست. در هر حال اصل و مایه و جوهره هستی تربیت در «رَبِّ الْعالَمِین» است.
 
هم تربیت از جانب خدا می‌آید و هم تعلیم. 
 
در روایتی از امام صادق (ع) آمده است:
 
«مَن تَعَلَّمَ لله‏ و عَمِلَ لله‏ و عَلَّمَ لله‏ دُعِيَ في مَلَكوتِ السَّماواتِ عَظيما، فقيلَ: تَعَلَّمَ للّه‏، و عَمِلَ لله‏، و عَلَّمَ لله: هر کسی که برای خدا یاد بگیرد، برای خدا یاد بدهد و برای خدا به آنچه که یاد گرفته است عمل کند، نزد اهل آسمان، انسان بسیار بزرگی است.»  
 
لذا در نظام تربیت اسلامی به دلی آگاه و سرشار از باور و معرفت، زبانی گویا و رسا به مفاد ایمان و عملی شایسته و نیکو بر اساس ایمان نیازمندیم.
 
اینها مصالح معماری تربیت اسلامی و مواد ساختمان و بنیان تربیت اسلامی هستند. بنابراین انگیزه دانش‌اندوزی، تعلیم و به کارگیری دانش باید الهی باشد. اگر این مصالح تأمین شدند، ساختن بنای تربیت اسلامی چندان دشواری نیست. 
 
 
عناصر تشکیل دهنده تعلیم و تربیت
 
در تربیت اسلامی غیر از انگیزه الهی که مغز و جوهره تربیت است، به مبانی، اصول، برنامه، رویکرد و حقیقت اسلامی که عناصر تشکیل‌ دهنده تعلیم و تربیت اسلامی هستند نیاز داریم. بر اساس روح تربیتی که همان انگیزه الهی است، باید برنامه و رویکرد اسلامی داشته باشیم و طرح و هدف ما باید مبتنی بر مبانی و اصول اسلامی باشد. 
 
مبانی باورهای ما کدامند و به چه چیزهایی اعتقاد داریم؟  
 
می‌گوییم خدا یکی است و شریک ندارد. هست و جسم ندارد. عادل است و ظالم نیست. هوشیار و بصیر است و غافل نیست. این هست‌ها و نیست‌ها در باره خدا و موجودات عالم هستی وجود دارند. اصول اسلامی مبتنی بر بایدها و نبایدها هستند و انسان بر اساس باورهایش تصمیم می‌گیرد که چه کار کند و در این صورت است که اقدام می‌کند و به هدف می‌رسد. 
 
مبانی و اصول اسلامی که پایه و اساس برنامه و طرح و هدف اسلامی هستند و به تربیت، ساز و کارها، اقدامات و فعالیت‌های تربیتی ما جهت اسلامی می‌بخشند، کدامند؟ جهان‌بینی و ایدئولوژی ما باید اسلامی باشد، زیرا با جهان‌بینی سکولار نمی‌توان تربیت اسلامی داشت. از جهان‌بینی سکولار یا لائیک تربیت اسلامی صادر نمی‌شود: «از کوزه همان برون تراود که در اوست»(۴)
 
با التقاط نمی‌شود جهت‌گیری اسلامی کرد
 
باید ظرف وجودی ما مملو از باورها و بایدها و حتی برنامه‌های اسلامی باشد تا تربیت اسلامی از آنها نشأت بگیرد. نمی‌توانیم التقاطی فکر و اسلامی عمل کنیم. 
 
یک بار برای جشن تکلیف به یک مدرسه راهنمایی دعوت شدم. همین که می‌خواستم وارد مدرسه شوم قدری تأمل کردم. جشن تکلیف یک جشن عبادی است و رنگ و بوی دینی دارد و علی‌القاعده اگر خیلی جاها جای ما نباشد، آنجا باید باشد. برای سخنرانی دعوتمان می‌کنند و ما هم استقبال می‌کنیم و می‌رویم، اما چه چیزی موجب می‌شود اغلب تأمل کنم و به‌محض اینکه به در ورودی سالن می‌رسم، برگردم؟ 
 
چون می‌بینم در آنجا آهنگ پاپ نواخته می‌شود و دانش‌آموزانی که برای جشن تکلیف آماده می‌شوند، مرتباً دارند کف و سوت می‌زنند. چنین جایی جای من نیست. بناست جشن تکلیف برگزار شود. به من گفتند چرا وارد نمی‌شوی؟ گفتم تا این سر و صدا هست نمی‌توانم وارد شوم. می‌خواهم بروم از عبادت و تکلیف و رسالتی که یک انسان نسبت به خدا دارد و می‌خواهد به خاطرش جشن بگیرد، صحبت کنم. این با این برنامه منافات دارد و نوعی التقاط است.  
 
وقتی به شکل و تربیت چنین موقعیت‌هایی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که برنامه سکولار است، اما هدف دینی است. هدف دینی از برنامه سکولار برنمی‌آید. برنامه که تمام شد، بنده در جلسه حضور پیدا کردم. جلسه رسمی شد و آقای مجری پشت میکروفون اعلام کرد که قاری بین‌المللی آقای فلانی آیاتی را تلاوت خواهد کرد. ایشان آمد و با صوتی بسیار دلنشین آیات قرآن را تلاوت کرد و همه کیف کردیم. بعد مجری گفت اکنون توجه شما را به سرودی جلب می‌کنم که آهنگ آن را آقای فلانی ساخته است. دیدیم همان قاری قرآن رفت پشت ارگ و چقدر قشنگ ارگ نواخت. ما هم نشسته بودیم. سرود خوبی بود و محتوا داشت، اما اصلاً با آن مجلس تناسب نداشت.
 
این یک نوع التقاط است. با التقاط نمی‌شود جهت‌گیری اسلامی کرد. مثل این است که در کنار یک قطب‌نما، آهن‌ربا بگذارید. معلوم است که جهت درست را به شما نشان نمی‌دهد. این جوری نوجوان ما که تازه به سن تکلیف رسیده است فکر می‌کند نماز با رقص و ارگ و اینها سازگار است. یا یک جلسه عقدی دعوت شدم و نتوانستم بنشینم، چون تا نشستم دستگاهی بود و برنامه‌ای و دانسی و ترانه‌ای. ما که چند نفر بودیم بلند شدیم. فردای آن روز به ما پیغام دادند که شما که به عنوان اعتراض جلسه را ترک کردید، می‌ماندید تا وقت اذان ببینید این آقایی که ترانه می‌خواند و بچه‌ها می‌رقصیدند، چقدر قشنگ اذان گفت.
 
اینها با هم سازگار نیستند. اگر می‌خواهیم حرکت و فعالیت ما جهت پیدا کند و عقربه دلمان رو به سمت و سوی صحیح بایستد، نباید فلزهایی را بیاوریم که قطب‌نمای ما را  از جهت اصلی منحرف کند.
 
نکته بسیار مهم این است که برای هر کاری که می‌خواهیم رنگ و بوی اسلامی به خود بگیرد، باید مبنا را آن‌قدر قوی و پایدار بگیریم که این جور مسائل و عوارض نتوانند آن مبنا را به هم بزنند. به یک جهان‌بینی قوی و ایدئولوژی محکم برگرفته از آن نیاز داریم.   
 
جهان بینی انسان
 
ادراکات به دو دسته عقل نظری و عقل عملی تقسیم می‌شوند. جهان‌بینی از مقوله ادراکات عقل نظری است، یعنی چه چیزی هست و چه چیزی نیست. ادراکات عملی یعنی چه کارهایی را باید کرد و چه کارهایی را نباید کرد.
 
مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «شخصیت هر انسانی غیر از عوامل و عناصری است که وجود خارجی و ظاهری او را تشکیل می‌دهند. مقولات دیگری هم هستند که جنبه زیربنایی دارند، مانند افکار و جهان‌بینی و دیدگاه‌ها. همه جهان‌بینی‌ها نمی‌توانند انسانی مثل امام (ره) را تربیت کنند. آن کسی که به خدا، قیامت، حضور در برابر پروردگار، زندگی پس از مرگ، شهادت و توکل معتقد است، در دنیا به گونه‌ای عمل می‌کند و کسی که فاقد این جهان‌بینی است طور دیگری رفتار می‌کند.»
 
پس جهان‌بینی هر انسانی در تشکیل شخصیت او تأثیر اساسی دارد.
 
و اما عقلِ عملی ناظر به بایدها و نبایدهایی است که انسان‌ها در چهارچوب افعال اختیاری خود بر حسب جهان‌بینی و ایدئولوژی خاصی به آنها پایبند می‌شوند. مفاد این بایدها و نبایدها رابطه ضروری بین فعل اختیاری انسان و نتایج مترتب بر آن را تعریف می‌کند. چنین رابطه‌ای بر اساس ضرورت بالقیاس استوار و منشأ صدور احکام عقلِ عملی است. مثلاً هنگامی که عقل درمی‌یابد که بین عدالت و سعادت انسان یا بین ظلم و شهادت، رابطه ضروری برقرار است، حکم می‌کند که باید عدالت ورزید و نباید ظلم کرد.
 
این رابطه در ادراکات عقل عملی به نوعی دیگر در ریاضیات در رابطه بین قضایا هم مطرح است که در اینجا به صورت رابطه بین عمل و نتیجه بیان می‌شود.
 
رابطه ضروری بالقیاس 
 
وقتی چیزی لازم یا به تعبیر منطقی ضروری است و باید آن را انجام داد، این پرسش مطرح می‌شود که هدف از انجام این کار چیست؟ اگر از یک کودک دبستانی بپرسید چرا درس می‌خوانی؟ در بهترین شکلش می‌گوید برای اینکه موفق بشوم، رشد کنم و به هدفم برسم. بنابراین هدفی را برای خودش در نظر گرفته است. این هدف از کجا نشأت می‌گیرد؟ از نتیجه‌ای که می‌خواهد به آن برسد. ضرورت نتیجه، لزوم و ضرورت عمل را تعیین می‌کند. چرا غذا می‌خوریم؟ برای اینکه حال داشته باشیم کار کنیم. نیرو گرفتن برای ما لازم می‌شود، اما این لزوم به لزوم غذا خوردن منجر می‌شود. این یعنی رابطه ضروری بالقیاس.
 
تعریف تعلیم و تربیت و اهداف آن
 
با این مقدمه و جهت‌گیری، هدف از تعلیم و تربیت چیست؟ رسیدن به اسلامیت.
 
تعلیم و تربیت چیست و کارآیی آن کدام است؟ تعریفی که ارائه می‌دهم، مجموعه فعالیت‌های هدفمند فنی و حرفه‌ای بر پایه برنامه‌ریزی دقیق و پیوسته، مبتنی بر دانش‌اندوزی‌ها، کارورزی‌ها و تجربه‌های میدانی و کارآمد معلم و مربی است.
 
هدف چیست؟ اگر گفتیم این فعالیت‌ها هدفمند و بر اساس برنامه‌ریزی، دانش‌اندوزی، کارورزی و تجربه هستند، یعنی می‌خواهیم در چهارچوب آنها به رشد، تعالی و شکوفایی استعدادها، خلاقیت‌ها و توانمندی‌های ذهنی، شناختی، گرایشی و رفتاری فراگیر برسیم و این یعنی تربیت.
 
کارورزی تربیتی
 
اگر دنبال یک عمل تربیتی فراگیر هستیم، باید به همه این تدابیر بیندیشیم و اولین سئوالی که مطرح می‌کنیم باید این باشد که آیا برای تربیت برنامه داریم؟ این برنامه دقیق و پیوسته و پایدار یا باری به هر جهت است؟ 
 
این برنامه بر اساس چه اطلاعات و معلومات و دانش‌هایی تدوین شده است؟ آیا آن دانش‌ها برای رسیدن به این برنامه کافی هستند یا نیاز به کارورزی هم داریم؟ چند ساعت و چند جلسه باید صرف کارورزی شود؟ آیا این کارورزی کافی است یا تجربه هم می‌خواهد؟
 
یک دانشجوی دندانپزشکی را در نظر بگیرید که نزدیک هفت سال زحمت می‌کشد تا تخصص پیدا ‌کند و تازه به او می‌گویند اول کار شماست. همان لحظه اول به او مجوز نمی‌دهند و برای راه‌اندازی یک مطب یا کلینیک دندانپزشکی می‌گویند باید یک دوره کارورزی را هم بگذراند.
 
کارورزی یا در محیط‌های آزمایشگاهی است و یا در جاهای دیگر، اما در هر صورت باید انجام بگیرد. یعنی در مجموع یک پنجم یا یک ششم از فعالیت‌های علمی این دانشجو صرف کارورزی می‌شود و نمره دارد و باید این استاد راهنما گواهی کند که او این دوره را گذرانده است. این دانشجو ۲۲۰ واحد آموزشی را گذرانده تا به تخصص رسیده است و حالا باید دوره کارورزی را هم بگذراند. 
 
فرق کارورزی و تجربه 
 
غیر از کارورزی تجربه هم لازم است. کارورزی در محیط‌های آزمایشگاهی و تجربه بیشتر در محیط‌های عینی و عملی است، یعنی فرد کارآموز می‌آید بغل دست یک استاد متخصص دندانپزشک ماهر می‌ایستد و چند ماهی دستیارش می‌شود و تا در محیط‌های عینی و عملی کار نکند، به او مجوز نمی‌دهند.
 
دوره‌های تربیتی هم ساده نیستند و یک مربی هم به علم نیاز دارد، هم باید کارورزی کند و هم تجربه می‌خواهد. 
 
مربی تربیتی چه چیزی را در فرد فراگیر دیده که نبوده و قرار است در او ایجاد کند و یا دیده است که دارد و می‌خواهد در او بارور کند و یا بارور شده است و مربی می‌خواهد به کار بگیرد؟
 
به همین دلیل است که مخاطب‌شناسی مهارت محسوب می‌شود، یعنی مربی باید مخاطب‌شناس باشد، بدین معنا که اگر سر و کارش با کودک است، باید بداند با او چگونه رفتار کند و با نوجوان و جوان و  بزرگسال چگونه. 
 
مربی باید مراحل دوران رشد و ساحت‌های شکل‌گیری و مختصات و اقتضائات هر مرحله و رشد عاطفی، اجتماعی، کلامی، شخصیتی، هوشی، فضایی و... را بشناسد.   
 
شکل‌گیری مراحل رشد 
 
در روان‌شناسی رشد دست‌کم ۲۴ سر فصل وجود دارد که مربی باید با آنها آشنایی داشته باشد، مخاطب‌شناس باشد، بداند استعدادها چگونه شکوفا می‌شوند و خلاقیت‌ها، توانمندی‌های ذهنی شناختی و گرایش‌های رفتاری چگونه به ظهور می‌رسند.
 
نوجوانی که در اختیار مربی قرار می‌گیرد به مثابه یک غنچه گل است و مربی باید بداند که او چگونه باز شود که پژمرده نشود و هرز نرود. اینها همه در تعریفی نهفته که ارکان هشت‌گانه تعلیم و تربیت تعریف و بیان شده‌اند.
 
بدیهی است بدون مبنا نمی‌توان برنامه‌ریزی کاربردی کرد. وقتی مبنا داشتیم، طبیعتاً طرح و برنامه عملی و جهت هم خواهیم داشت. مگر تربیت پیامبران، اولیا، مربیان بزرگ، پدر و مادرهای هوشمند فلّه‌ای است یا تیری در تاریکی انداخته‌اند؟ خیر، آنها می‌دانستند باید چگونه تربیت کنند و متوجه اوضاع و احوال مخاطب بودند.
 
خداوند سنین رشد ما را به‌گونه‌ای تنظیم کرده است که می‌توانیم از همه امکانات تربیتی و از همه عوامل طبیعت بهره‌مند شویم.
 
کودک تا هفت سالگی در خانه و سپس در مدرسه است، اما همچنان با خانه ارتباط دارد، بنابراین شرایط برای تربیت او جور است. فقط خدا کند پدر و مادرها و مربیان بخواهند او را تربیت کنند، اما باید توجه داشته باشیم فلزهایی که عقربه قطب‌نمای تربیتی ما را منحرف می‌کنند، نباید در محیط تربیتی وجود داشته باشند و در کنار مبانی، اصول و قواعد دینی ما جا خوش کنند. در خانه‌ای که قرار است نماز خوانده شود، نباید ماهواره باشد. جوانی که می‌خواهد تربیت دینی داشته باشد، نباید دائماً سر در لاک فضای مجازی داشته باشد.
 
اینها همان چیزهایی هستند که تربیت را خراب و جهت را منحرف می‌کنند. برخی می‌گویند با یک بار و دو بار که نمی‌شود. اتفاقاً همان یک بار و دو بار انسان را معتاد می‌کند. به همین دلیل گاهی تربیت اسلامی ما قطره‌ای و تربیت سکولاری ما غرقابی است.  
 
 
تزکیه و تقسیم بندی آن
 
نوجوان و جوان تا پاسی از شب در فضای مجازی چرخیده است و حالا زورش می‌آید بلند شود و نماز بخواند و تازه اگر با زور پدر و مادر هم بلند شود، نمازش پنج دقیقه هم طول نمی‌کشد. این می‌شود عبادت قطره‌ای در برابر سکولاریسم غرقابی و بدیهی است در این میان برد با کیست.
 
قرآن کریم در مورد تعلیم، لفظ تعلیم را به کار برده، اما برای تربیت از کلمه تزکیه استفاده و به سه نوع تزکیه اشاره کرده است: 
 
* تزکیه خدا: خدا متصدی تزکیه  چه کسانی است؟ کسانی که جوهره‌شان پاک است، مال حرام و شبهه‌ناک و نگاه حرام در زندگی‌شان نیست.  
 
* تزکیه در رسالت پیامبران 
 
* تزکیه برای انسان‌ها 
 
با مراجعه به آیات قرآن به هر سه تزکیه بر می‌خوریم. آنهایی که خیلی سخت هستند، کار خود خدا هستند و خداوند می‌فرماید خودم باید تزکیه کنم. آنهایی که کمی آسان‌ترند، کار انبیاست و نوع سوم در اختیار و در حد توانایی انسان‌هاست. مثلاً آیا فرد می‌تواند نمازش را اول وقت بخواند یا نمی‌تواند؟ سایر عبادات را چطور؟ می‌تواند دروغ نگوید یا نه؟ می‌تواند غیبت نکند یا نه؟ آیا می‌تواند به نامحرم که می‌رسد چشم‌هایش را ببندد یا نه؟
 
هرچه که در توانایی انسان است، به حوزه تزکیه انسان مربوط می‌شود و اگر انجام ندهیم خدا دیگر مهلت نمی‌دهد و می‌گوید من توانایی‌اش را به تو دادم. خودت کوتاهی کردی. اگر گفتیم نمی‌توانیم، خداوند جوان‌هایی را در منظر ما می‌آورد که در بدترین شرایط خود را حفظ کردند و به راه خطا نرفتند. 
 
بحث ما در باب تزکیه به این تزکیه نوع سوم مربوط می‌شود. امدادهای غیبی، کار شایسته، لقمه حلال، همسر خوب و مهربان و وفادار، پدر و مادر و مربی شایسته را باید از خدا بخواهیم و دیگر دست ما نیست.
 
یک وقتی هست که انسان به دانشگاهی می‌رود که اصلاً جای تربیت نیست و نمی‌تواند با آن مربی‌ها تربیت شود. اینها را باید از خدا خواست. آیا انسان می‌تواند دعا کند و این نعمت را از خدا بخواهد یا نه؟
 
پس یک قسمت از موضوع به خود انسان مربوط می‌شود. حتی اموری که در شأن خداوند هستند و خداوند باید آنها را تأمین کند، باز به خواسته ما باید تأمین شوند.
 
اگر دعا نکنیم، خدا تحویلمان نمی‌گیرد و کاری به ما ندارد. دعا کردن چه خاصیتی دارد؟ ارتباط ما را با خدا برقرار می‌کند که همین بالاترین خاصیت است. این نظام به هم پیوسته و انسجام آن قطعی است. نباید این شیرازه را به هم زد.
 
بعضی از چیزها هم در اختیار پیامبران است. کتاب را از جانب خدا آوردند، نه از جانب خود، بنابراین باز هم کلام، کلام خداست. قرآن می‌تواند انسان را تزکیه کند، اما آیا منِ انسان می‌توانم به قرآن روی بیاورم یا نه؟ پس حتی در ارتباط با رسالتی که پیامبران دارند، باز خود ما هستیم که باید بخواهیم.
 
سه عنصر لازم برای انجام هر کار
 
برای انجام هر کاری سه عنصر لازم‌ است: دانستن، خواستن و توانستن.
 
همه ما می‌خواهیم در پناه قرآن و رسالت پیامبر تزکیه بشویم و به نتیجه عشق داریم و فهم ما آن‌قدر هست که چگونگی انجام این امور را یاد می‌گیریم. ما نماز را می‌توانیم یاد بگیریم و می‌توانیم به هر مسیری که می‌خواهیم برویم در اینجا یک زحمت دیگر روی دوش مربی می‌آید و آن هم ابتدا تربیت خود و سپس تربیت دیگران است و این امر میسر نمی‌‌شود مگر با تزکیه.
 
تزکیه هم جنبه سلبی دارد و هم بعد ایجابی. به عبارت دیگر هم پیراستن دارد هم آراستن. پیراستن یعنی پاک شدن از بدی‌ها، گندزدایی و تخلیه خود از بدی‌ها. در تعبیر عرفانی به آن تخلیه و تحلیه می‌گویند.
 
در ادبیات عرب لفظ تزکیه در بسیاری از موقعیت‌ها و قلمروها کارآیی دارد، از جمله هرس کردن شاخه‌های درخت و لذا مشخص است که بدون پیراستگی آراستگی ممکن نیست.
 
جنبه سلبی در تربیت به‌مراتب سخت‌تر از جنبه ایجابی است. خدا کند آدمی دچار رسوبات گناه نشود. یک وقت نقطه‌ تاریکی در دل انسان هست که با «یا رب‌العالمین»، «یا ارحم الراحمین»، «الهی العفو» و... پاک می‌شود، اما اگر همه دل انسان سیاه شد، تکلیف چیست؟ دیگر در آنجا پیامبران هم نمی‌توانند کاری بکنند و مشیت الهی هم به هدایت آن فرد تعلق نخواهد گرفت. 
 
از حکیمی پرسیدند از کی به فکر تربیت فرزندانمان باشیم؟ گفت از وقتی که هنوز خودت فرزندی، زیر سایه مهر و محبت پدر و مادر زندگی می‌کنی و سر سفره آنها نشسته‌ای.
 
شخصی خدمت آیت‌الله بهجت رسید و عرض کرد: «آقا! نصیحتی بفرمایید تا ادب بشویم.» فرمودند: «برو پریروز بیا!» یعنی که دیر آمدی!
 
جوانان و نوجوانان را قبل از اینکه دلشان زنگار بگیرد دریابید که رسوب‌زدایی اخلاقی بسیار سخت است و ترک عادت موجب مرض. خیلی وقت‌ها شدنی نیست. گاهی اگر دیدید خداوند در مواردی عنایت فرموده است و افرادی ظاهراً در یک چشم به هم زدن از این رو به آن رو شده‌اند، در واقع زمینه‌های مساعدی داشته‌اند که تا آن موقع بروز بیرونی نداشته است.  
 
مرحوم «طیب حاج‌رضایی» یکی از این نمونه‌هاست. برادر شاهین که رفت و شهید شد، بچه همین محل و خیابان و میدان مولوی و میدان شوش بود. وقتی در زندگی این شهدا دقت می‌کنیم، به سرنخ‌ها و زمینه‌هایی از ناحیه پدر و مادر می‌رسیم و می‌بینیم که خدمات شایسته‌ای کرده‌اند و خداوند به آنها عنایت کرده و نجاتشان داده است. منتظر نمانیم، چون همین نیت باعث می‌شود که کارمان خالص نباشد و خلوص که نباشد، یعنی با خدا کاری نداریم.
 
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ...
 
خلوص و پاکیزگی است که به جانب خدا می‌رود. این‌ طور نیست که بخواهیم با عبادت تجارت کنیم و بگوییم خدایا! حالا ما یک نمازی هم برای تو خواندیم و هر کاری هم که دلمان خواست بکنیم و آن وقت به خودمان بگوییم که نماز نجاتمان می‌دهد!     
 
سعادت در عاقبت ‌به ‌خیری است و قطعاً نحوه تفکر این افراد این‌گونه نبوده است. نباید امید داشته باشیم که چنین شرایط و امکاناتی برای ما هم فراهم شود. 
 
در مبحث چهارم که جایگاه مبانی و اصول در تعلیم و تربیت اسلامی است، به مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی پرداختیم و اصول ما هم برگرفته از همین مبانی بودند. بعد به مبحث پنجم رسیدیم در باب فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی و محورهایی که در این فلسفه مورد توجه هستند با بازگشتی به همان مبانی و اصول.
 
و در ادامه به محور خداشناسی می‌رسیم که همان توصیف «رَبِّ الْعالَمِین» و مدیریت انسان و جهان با نگرش به رویکرد توحیدی است. بعد از مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی از نگاه اسلام پرداختیم و اصول آنها را بررسی کردیم. 
 
عوامل ربانی و عوامل انسانی
 
پس از بحث مبانی و اصول، عوامل مؤثر در تعلیم و تربیت را بررسی می‌کنیم. این عوامل عبارتند از عوامل ربانی و عوامل انسانی.  
 
عوامل انسانی سه دسته هستند:
 
۱- عوامل جوارحی که مربوط می‌شوند به اعضا و اندام‌های انسان.
 
۲- عوامل جوانحی که مربوط می‌شوند به احساسات و قوای درونی، حافظه، استعدادها، خلاقیت‌ها، تخیلات و آرزوهای انسان.
 
۳- و عوامل وراثتی که مربوط می‌شوند به نطفه، تخمک، رحم، شیر، خون و نژاد. 
 
پس از عوامل ربانی و انسانی به عوامل زیست محیطی پرداختیم.  
 
در مبحث هفتم به بحث روش‌ها در تعلیم و تربیت اسلامی پرداختیم و آنها را در سه دسته بینشی، کنشی و گرایشی بررسی کردیم. در خصوص این سه دسته از روش، توضیح دادم که روش‌های شناختی، رفتاری و عاطفی چیست؟
 
به دنبال بیان روش‌ها رویکردها را که در مجموع خط‌مشی و جهت‌دهی ماست مطرح کردیم و گفتیم که در تعلیم و تربیت اسلامی، رویکرد توحیدی تنها ملاک است و هیچ رویکرد دیگری مورد توجه نیست.
 
بعد از بیان رویکرد توحیدی، به مبحث نهم «روابط چهارسویه در تعلیم و تربیت اسلامی»، رابطه انسان با خداوند، رابطه انسان با خود، رابطه انسان با دیگران و رابطه انسان با طبیعت و اشیا پرداختیم.
 
و نهایتاً اهداف تعلیم و تربیت اسلامی را مطرح کردیم و گفتیم که هدف نهایی انسان سعادت در دو جهان است و تعریف انسان سالم، انسان سالک و رهرو، انسان متعالی و انسان کامل را بیان کردیم.  
 
در آخر بحث سه گروه کتاب را به شما معرفی می‌کنم.
 
گروه اول: تخصصی و مناسب دانشجویان تعلیم و تربیت است.
 
گروه دوم: کتاب‌های نیمه تخصصی و برای همه مناسب هستند:
 
تعلیم و تربیت اسلامی و مبانی/ آقای دکتر سید علی‌اکبر حسینی
 
درآمدی بر فلسفه تعلیم و تربیت/ سید احمد رهنمایی
 
نظریه تربیتی اسلام/ دکتر زاهدی
 
گروه سوم: تعلیم و تربیت در اسلام/ استاد بزرگوار شهید مطهری
 
اسلام و تعلیم و تربیت/ آیت‌الله امینی 
 
-------------------------------------------------
پی‌نوشت‌ها:
۱. تحف‌العقول
۲. همان
۳. اگر به کتب لغت، مخصوصاً «التحقیق فی کلمات القرآن» مراجعه کنید، در مورد این موضوع مفصلاً بحث شده است.  
۴. رباعی شماره ۱۹ دیوان شیخ بهائی: آن کس که بدم گفت، بدی سیرت اوست / و آن کس که مرا گفت نکو خود نیکوست / حال متکلم از کلامش پیداست/ از کوزه همان برون تراود که در اوست.

 

/30004

دیدگاه شما در مورد : سه اصل اولیه در تربیت اسلامی/ جهت گیری اسلامی با «التقاط» معنا ندارد

سه اصل اولیه در تربیت اسلامی/ جهت گیری اسلامی با «التقاط» معنا ندارد

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS