امروز دوشنبه 15 آذر 1395
ساعت 04:00:06
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 25674

تاریخ انتشار : 06/06/1394 - 00:36

در گفت وگوی خواندنی با دکتر فریدون عباسی :

برخی در جنگ واقع نشده شکست‌ خورده‌ و معاهده خلع سلاح هم نوشته‌اند

ما الان با پدیده عجیبی مواجه هستیم در حال حاضر در این مذاکرات که افراد متخصص به دلیل وابستگی‌های حزبی‌شان توجیهات فنی مهندسی خاصی را برای جهت خاص فکری در مذاکرات می‌آورند؛ به‌عبارتی‌دیگر با کمک ابزار فنی مهندسی رو به توجیه کاری سیاسی می‌آورد؛ یعنی از حیثیت و آبروی خودشان مایه می‌گذارند تا توافق شکل‌گرفته مورد اقبال و پذیرش همگان قرار گیرد. اولین علامت عملی که دولت آقای روحانی یا تیم مذاکره‌کننده به طرف غربی داد، این بود که آن‌هایی که شما دوستشان ندارد تحریمشان کردید و ترورشان کردید، ما بیرون انداختیم.

جویباران ـ

رجانیوز:گفتوگوی‌مان با دکتر فریدون عباسی با موضوع روزهای ابتدایی جنگ شروع میشود. میگوید که صبح روز اول مهرماه سال ۱۳۵۹ در ورودی سپاه آبادان حاضر بوده و با دستخالی و بدون اسلحه به صحنه نبرد رفته است. خاطرات به خط مقدم عملیات رمضان در مقابل دریاچه ماهی و سپس عملیات مرصاد میکشد. میگوید در عملیات مرصاد تنها شخصی بوده که در محور، با لباس سپاه حضور داشته و در واقع سیبل منافقین بوده است.

به دکتر عباسی میگویم که وارد بحث هستهای شویم و اولین سؤال را اینگونه مطرح میکنم که برخی معتقدند که محدودیتهای پذیرفته شده در برجام، محدودیتهای واقعی بوده و روغن ریخته نذر امامزاده شده است. جواب کوبندهای به این اظهارات دارد و میگوید برجام در حد توان همین آقایان است.

شاید محذوریتهای امنیتی موجب میشود محتاطانهتر سخن بگوید ولی دکتر عباسی در این گفتوگو حتی از قطع تنخواه محافظانش نیز سخن گفت و تکیه کلامش این بود که «بدون جنگ خلع سلاح شدیم!»

۱- حالا این رآکتور را میگویند با بتن یکجاهایی اش را پر کنند، خیلی جالب است آن مسئول محترم ما میخواهد حرف آقای جانکری را تصحیح کند و میگوید نه اینگونه که این میگوید نیست، یکچیز دیگر را دارند با بتن پر میکنند، اتفاقاً همان بدتر است یعنی اصل رآکتور همان محفظه است نه آن چاله. حالا اینکه بخشی از چاله با بتن پر شود یا نه آن قابلبحث است ولی چیزی که توافق شده است این است که ما کل محفظهای که بیش از ۴ سال طول کشیده است و ساختهایم، میلیاردها تومان پول خرج کردیم

۲- من میگویم وقتی همهچیز سیاسی شد، وقتی رئیس مجلس آنجا بههرحال خطنگهدار است و باید حافظ منافع ملی کشور باشد، یک تذکر به این آقا نمیدهد، آن آقا را میشناسند و سالها است که شناختهشده است و در همه دولتها ایشان بوده است و بگوید چرا قبلاً نگفتی؟ مگر این آقای لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور نبود؟ مگر در موضوع هستهای مذاکره نمیکرده است؟ خب مگر این افراد همان موقع حضور نداشتهاند؟ چرا آنجا نگفت چرا در شورای عالی امنیت ملی نگفتید؟ ببینید آقای بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی است. ایشان در جلسات شورای عالی هست، مسائل را میبیند، خب ایشان زنگ میزد، آقای بروجردی زنگ میزد که آقای عباسی اینجا یکچیزهای اینچنینی میگویند، شما چه میگویید؟

۳- وقتی کاری نکردیم میگوییم که کاری نکردیم. چرا برویم چیز دیگری را بگوییم. اگر هم بحث خودسرانه مطرح بوده است؛ آقای هاشمیرفسنجانی و سید محمد خاتمی هستند. افراد منتسب به اینها مثل آقای ترکان هستند. ایشان قبول کند که خودسر بوده است. اگر میخواهند بگویند که یک اتفاقی افتاده است، این افراد بپذیرند که نفع آن را تاکنون بردند. چرا بروند و ۴ تا آدم پایینتر را الکی متهم به این چیزها بکنند.

۴- اگر این چیزها مشکل کشور را حل میکند؛ همان بزرگان حل بکنند و بپذیرند. چون آژانس هم میگوید: قبل از سال ۲۰۰۳، آنکس که مسئول کشور بوده است، همان بپذیرد. چرا دیگری بپذیرد؟ چرا گردن احمدینژاد بیندازند؟ من میگویم که احمدینژاد ممکن است خیلی اشتباهات دیگری کرده باشد، ولی حداقل در بحث هستهای کاری نکرده که کسی بخواهد یقهاش را بگیرد؟ چون اصلاً نبوده و نمیداند چیست؟ من گواهی میدهم که ایشان نمیدانسته است.

۵- ما اگر این توافق را درست بررسی بکنیم، میشود گفت: این بیشتر بوی یک طایفهگرایی و قبیله ای میدهد. حالا نظام چون اینها مذاکره کردند و از اول میگفتند که امریکا یک بمبهایی دارد میزند تا توان دفاعی ما را در هم بشکند. وقتی طرف دیدگاهش بر بنیه دفاعی کشور، اینقدر است، دستان خود را بالا میکند و میگوید: تو میگویی بمب، من متریال را تعطیل میکنم.

۶- وقتی من انتقاد میکنم، برخی میخواهند شخصیت من را خراب کنند که چون به او پست ندادند...؛ و گوش نمیدهند که من چه میگویم. چون نمیخواهند موضوع را بفهمند. میگویند: چون او را از پست برداشتند، چنین حرفهایی می زند. اصلاً کسی نمیآید با من حرف بزند که من، اصلاً حاضر نبودم با آقای روحانی کار بکنم؛ یعنی من توسعهای و در جهت رشد هستم و دیدگاههای من این است و اصلاً نمیتوانم با چنین فردی با چنین دیدگاههایی کار کنم ولی با دولت جمهوری اسلامی که ما دشمنی نداریم و کار میکنیم و اگر نظر خواستند نظر میدادیم. ولی اینها قائل به اعتدالی که میگویند، نیستند. اعتدال یعنی اینکه صبر کن که دو روز دیگر باهم صحبتی میکنیم و تودیعی، معارفه ای و احترامی. به کسی که به تو احترام گذاشته، احترام بگذار. من به دیدن ایشان رفتم، احترام گذاشتم و گزارش دادم.

۷- ابتدا میآیند، بخش مالی تیم حفاظت را هدف قرار میدهند. مثلاً دولت جمهوری اسلامی برای ۳ میلیون تومان تنخواه معطل است؛ یعنی من باید شخصاً چک بکشم و بهعنوان تنخواه به محافظان پرداخت بکنم. تنخواه محافظان را که کم کردند. همان ابتدا تا از مسئولیت کنار آمدم ۳ میلیون تومان تنخواه دست تیم محافظ من بود. مگر من مسئول عادی دولتی بودم که پشتیبانی از تیم حفاظت من را از حوزه انرژی اتمی حذف بکنند؟ مثلاً فرضاً آقای دکتر صالحی مشکل پول داشت؛ یعنی من میدانم چقدر پول برایش گذاشتم. مشکل پول نداشت. خود اینها داوطلب هستند که پشتیبانی شخصی مثل من را قطع بکنند و من نیازی نداشتم که در خانه ای تحت حفاظت بنشینم.

متن کامل این گفت و گو را که در شماره اخیر رمز عبور منتشر شده، می خوانید.

*******

یکی از مسائلی که از سوی مسئولین فعلی سازمان انرژی هستهای مطرح میشود، این است که ما توان فنی برای پیشبرد صنعت هستهای را نداشتیم و محدودیتهایی که پذیرفتیم درواقع محدودیتهای واقعی بوده و درواقع روغن ریخته نذر امامزاده شده است. نظر شما دراینباره چیست؟

 

بسمالله الرحمن الرحیم. اینها قیاس به نفس خودشان و قیاس به توانایی خودشان میکنند. ببینید آدمهایی که سطح اطلاعاتشان محدود باشد توان مدیریت و کار اجراییشان محدود باشد، کارهای بزرگ را در عرصه فنی مهندسی و صنعتی نکرده باشند، دیدگاهشان کمی فرق میکند، حالا من خُرده نمیگیرم! یکی رشتهاش نیست و یکی رشتهاش هست و از نظر فنی مهندسی رشتهاش سازگار است ولی این کار را ممکن است در کلاس فقط درس داده باشد ولی کاری که خودش برود در آزمایشگاه و یک محصول مهندسی را تولید کند این کار را نکرده باشد، تئوریسین خوبی باشد، خب اینها برای کشور ارزشمند هستند ولی اگر ما کار را به اینها سپردیم سرنوشت همین میشود، حالا اگر مسائل سیاسی و دیدگاههای فلسفی که بعضیها در مورد مسائل کشور دارند که بخشی از این مسائل مربوط به انرژی و نوآوری یا مسائل فنی میشود.

ما الان با پدیده عجیبی مواجه هستیم در حال حاضر در این مذاکرات که افراد متخصص به دلیل وابستگیهای حزبیشان توجیهات فنی مهندسی خاصی را برای جهت خاص فکری در مذاکرات میآورند؛ بهعبارتیدیگر با کمک ابزار فنی مهندسی رو به توجیه کاری سیاسی میآورد؛ یعنی از حیثیت و آبروی خودشان مایه میگذارند تا توافق شکلگرفته مورد اقبال و پذیرش همگان قرار گیرد.

خب چه کسی چنین رسالتی به اینها داده است؟ یعنی خداوند مقرر کرده است که اینها راست نگویند؟ خداوند مقرر کرده است که اینها ذهن مردم را به سمت منافع یک جریان سیاسی خاص منحرف کنند؟ فکر نمیکنم اینگونه باشد چراکه میگویند شرعاً من مسئولیت را میپذیرم!

دارم یادآوری میکنم که نباید با مسائل اینگونه برخورد کرد. من این یادآوری و تذکر را به خودم هم دارم؛ که عباسی تو هم حواست باشد، اگر نقدی میکنی این نقدت در جهت منافع یک حزب، گروه یا فرد خاصی نباشد، بلکه در راستای منافع کشور و انقلاب و مبتنی بر واقعیات کشور باشد.

متأسفانه در حال حاضر در رابطه با دستاوردهای کشور الان مسائلی گفته میشود که در پی سخیف انگاشتن دستاوردهای دانشی، فنی مهندسی و همساخت و تولید کشور است؛ یعنی به عبارتی منکر رشد کشور در این زمینهها میشوند و به دنبال نفی یکباره هر آن چیزی که در سالهای گذشته بهدستآمدهاند.

خب ما اگر برگردیم به گذشته ببینیم آیا اینها که در قبل از این دولت نیز مسئولیت داشتند؛ ازاینگونه صحبتها که این دستاوردهای بهدستآمده در کشور را بیارزش جلوه میدهد کردهاند؟ چه در مورد غنیسازی و چه در مورد رآکتور اراک و مسائل مشابه. من یادم نمیآید که اینها این چیزها را گفته باشند. حداقل در دورهای که مسئولیت به من سپردهشده خب همین افرادی که الان هستند و مرتب در تلویزیون ظاهر میشوند و در مجلس هستند و مسائل غیرواقعی را آنجا بیان میکنند، اینها باید موقعی که کار را به من تحویل میدادند حداقل یک برگ مینوشتند و به من تذکر میدادند که آقای عباسی این خطرات کشور را تهدید میکند! این پروژهها اشکال دارد، حتی اگر در کاغذ نمینوشتند، حداقل میبایست شفاهی به من میگفتند؛ در یک جلسهای مسائل را به من منتقل میکردند؛ که اینگونه نبود.

من فکر میکنم این چیزهایی که الان در مورد سانتریفیوژها گفته میشود، چه سانتریفیوژهای نسل اول و چه سانتریفیوژهای نسل جدید ما چه در مورد رآکتور اراک اکثراً غلط است و اکثراً با اغراض سیاسی گفته میشود.

 

 

پیش از روی کار آمدن این دولت، یک برنامهریزی جامع برای صنعت هستهای انجامشده بود که ۱۹۰ هزار سو هدفش بود. توافق نهایی تا چه میزانی با این برنامهریزی جامع تطابق دارد؟

 باید از یک منظر دیگری وارد بحث شویم و ببینیم اصلاً در هستهای چه چیزی میخواهیم، الان فرصت خوبی است که در صنعت هستهای کشور بازنگری کنیم؛ چون الآنهمهچیز را تعطیل کردهایم؛ یعنی میشود گفت الان تا یک مدتی همهچیز را تعطیل کردیم و انشاء الله بعدازآن کارها شروع شود، فرصت خوبی است بنشینیم و ببینیم ما از هستهای چه میخواهیم؟

 

چنین کارهایی تابهحال انجامنشده است؟

چرا شده، ولی ببینید اینها همه دستخوش جریانات سیاسی و فکری خاص قرار میگیرد یعنی میشود گفت نظرات سیاسی یا نظرات شخصی بر منافع ملی ما غلبه دارد.

وزارت نیرو این کار را کرده است و در سالهای مختلف نتایجی را به دست آورده است. ما اگر برگردیم به قبل از انقلاب میبینیم که در آن زمان برای ۱۰ هزار مگاوات فعالیتهایی شکلگرفته و برنامهریزی برای رسیدن به ۲۳ هزار مگاوات را داشتند.

الحمدلله الان در دانشگاههایمان به بحثهای فیزیک بهداشت، آشکارسازی و... اینجور مسائل پرداختهاند و شرایط خوب است و نیروی لازم تربیتشده است.

بُعد دیگر کاربرد پرتوها در زندگی مردم است یعنی ما از بحث هستهای چه انتظاری داریم؟ یا چگونه میخواهیم نوترونوگاما تولید کنیم که از این حضور نوترونوگاما در کشاورزی استفاده کنیم، در تولید رادیو دارو استفاده کنیم در بحثهای صنعت استفاده کنیم، در اوایل کار مشاهده میکنید که در کشور غنیسازی نداشتیم و بلد هم نبودیم غنیسازی کنیم. همچنین کشوری که میخواهد در ساخت رآکتور قدم بردارد، میآید میگوید حالا من یک رآکتور کوچک درست میکنم که این غنیسازی نخواهد، یک عده متخصص هم پیشنهاد میدهند و مسئولین کشور میگویند برویم سراغ رآکتوری که با سوخت طبیعی کار کند یعنی میرویم از بندرعباس سنگ معدن را میآوریم و کار میکنیم و مثلاً سوخت داخلی تولید میکنیم و یک رآکتور کوچک را که با معادن بندرعباس میتوانیم پاسخ بدهیم میسازیم. منطقی هم هست چراکه معدن بندرعباس ۱۰ تن در سال تولید میکند و پاسخگوی نیاز اراک است. حالا این رآکتور اراک آمادهشده بود که در مدتزمان کوتاهی شروع به کار کند که خودمان به دست خودمان تعطیلش کردیم، چرا؟ به بهانه اینکه پلوتونیوم تولید میکند. مگر این رآکتور زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیست؟ هست. آژانس بیاید کنترل کند و ببیند ما سوختش را از کجا میآوریم و چگونه استفاده میکنیم و اصلاً سوختش را کجا نگهداری میکنیم، ما چهکار داریم الان برویم پلوتونیومش را دربیاوریم؟ الان قصد ما بیشتر یادگرفتن طراحی و ساخت یک رآکتور است باقدرت پایین. ما ۲۰ سال کار را به هدر دادیم یعنی هر چهکار کردیم این را کنار گذاشتیم چون درست موقعی که داشت میرسید که بشود اندازهگیری تجربی در این انجام داد و ببینیم که این اندازهگیری تجربی با پیشبینیهای تئوری ما درست درمیآید یا نه که بعدازاین تجربه ما در رآکتور دارخوین هم استفاده کنیم، این تجربه از کشور دریغ شد. یکی از چیزهایی که ما از دست دادیم این بود.

خوب الحمدلله الان ما در مورد سانتریفیوژهای نسل یک که بهعنوان شناخته میشود تجربه خیلی خوبی داریم و اگر آنها را بهینهسازی کنیم ما میتوانیم میزان سو (قدرت جداسازیشان) اینها را به بالای ۲ هم برسانیم، پس یک دستاورد خیلی خوب و گرانبهایی برای ما است که اتفاقاً مخالفان ما و گروههایی که با ما مذاکره میکنند قصد عجیبی دارند که این سانتریفیوژهای نسل یک را ما جمع کنیم.

 ببینید که بعد از ۱۰ سال اینها جمع میشود یا اصلاً روی نسل دو ما هیچ بحثی در بیانیه نمیشود که چرا باید نسل دو را استفاده نکنیم، نسل دو که سواش ۳/۵ است، در زنجیره شاهدی که الان داریم ما دادههایی که از این اخذ کردیم سو اش ۳/۵ است و طراحیاش ۶ است ولی فعلاً در زنجیره شاهد نه در پایلوت نیمهصنعتی، ما هزارتا را هم نصبکرده بودیم و آماده راهاندازی بودیم و باید در آنهم اندازهگیری انجام میدادیم که ببینیم سو مان بالای ۳/۵ است یا پایینتر است که برسیم به پارامترهای بهینه که آن خط تولید را دیگر درست طراحی کنیم و بگوییم سو ما باید اینقدر باشد. پس اینیک دستاورد برای ما است که ما تجربه خوبی در آن داریم و به نظر من باید هنوز روی آن ادامه دهیم تا خیلی خوب مسأله غنیسازی را بفهمیم.

ما هم قدرت شبیهسازی و هم طراحی و همساخت  و هم آزمایش داریم یعنی الان ما کل پارامترهای P۱ را میتوانیم دستکاری کنیم و به یک شرایط بهینه برسیم، این برای ما خیلی خوب است، خب ما داریم خودمان را محدود میکنیم، میگوییم مصلحت کشور این است که خودمان را محدود کنیم خب باشد برویم مصلحت کشور را انجام دهیم یعنی خوشبین باشیم که من در بحث به این خوشبینی وارد میشوم.

پس در مورد سانتریفیوژهای P۱ گفته میشود که اینها خوب نیستند، استاندارد نیستند، گران درمیآیند، این چیزهایی که برای نمایندههای مجلس هم دوستان رفتند و توضیح دادند، سؤال این است که چرا یک محصول گران میشود یعنی اگر یک کارخانه خودروسازی بخواهد قیمت خودرو را پایین بیاورد یکی اینکه میآید در مواد صرفهجویی میکند، روشهای ساخت را بهینه میکند و تیراژش را بالا میبرد یعنی تعداد تولید را که بالا میبرد آن سرمایهگذاری اولیه که انجام داده است و نیروی کاری که آنجا وجود دارد باعث میشود این سرشکن در تعداد میشود، این سرمایهگذاری و هزینهها و قیمت تمامشدهاش پایین درمیآید.

خب افرادی که میآیند کارخانه سانتریفیوژ را تعطیل میکنند به بهانههای واهی، از آنطرف دشمن دارد در ۵-۴ جبهه حمله میکند که سانتریفیوژها را از کار بیندازد، عقل میگوید که شما بروید کارخانه را تعطیل کنید؟ عقل میگوید که الان بروید سراغ یک سانتریفیوژ دیگر؟ مسأله این است، یعنی همان سانتریفیوژها را باید حفظ کنید و اندازهای تولید و انبار کنید که اگر دشمن آمد تمام سانتریفیوژهای شما را هم در یک حمله ویروسی، در یک حمله خرابکاری صنعتی و یا در یک حمله با مواد منفجره سانتریفیوژها را نابود کرد و از بین برد، شما بتوانید جایگزین کنید که نیروی انسانیتان را نگهدارید، مشخصات و توانمندی کشور را در حوزه غنیسازی حفظ کنید. متأسفانه این کار غلط و بهدوراز منافع ملی کشور به دست برخی از مسئولین در سال ۸۸-۸۹ صورت گرفته است و کارخانه سانتریفیوژ را تعطیل کردند و اینیک اشکال است که حتماً باید برگردند و گذشته را بررسی کنند که چرا این افراد در زمانی که ما مورد تهاجم بودیم بدون اینکه ماشینهای نسل جدید را تولید کرده باشیم بیاییم تولید نسل قبلی را متوقف کنیم، این به نظر من یک سوء مدیریت است. اگر شک دیگری نکنیم که دشمن واردشده برای مسئولین وقت تصمیم سازی کرده است یعنی بهصورت یک عواملی وارد شدند و تصمیم سازی کردهاند، این محتمل است و قابل تحقیق. البته الحمدلله این موضوع با خوشفکری مسئولین وقت، بموقع و باهمکاریای که نیروهای متعهد کردند، برطرف شد و کارخانه راه افتاد.

 

 

این نکته خیلی مهم و ظریفی است که امروز وقتی میروند در مجلس و این حرفها را میزنند برای برخی نمایندگانی را که هزارتا گرفتاری در حوزه انتخابی دارند، رشتههایشان متفاوت است، زیاد وقت نمیکنند مسائل فنی را بخوانند و آشنا شوند و رویش وقت بگذارند، ما برویم بدون حضور متخصصی که واقعیات را بگوید هرچه دلشان میخواهد بگویند.

این زمانهایی که ۸ سال و ۱۰ سال میدهند اینها را غیرواقعی میدانم، بدون اینکه ما بخواهیم سرمایه کشور را معطل کنیم در این بخشها در حد نیاز خیلی سریعتر میشود به نتیجه رسید. چگونه ما توانستیم با اصلاح مدیریت در عین اینکه P۱ ها را تولید میکردیم هزارتا P۲ هم تولید و نصب کنیم، یعنی فاز نیمهصنعتی را هم شروع کنیم، چطور همزمان IR۶ و IR۸ هم کار میکردیم؟ تازه روی IR۵ هم کار میکردیم؛ یعنی ما به یک بلوغی داشتیم میرسیدیم که بتوانیم سانتریفیوژ موردنیاز کشور را بومیسازی کنیم و به تکنولوژی کاملش در داخل کشور برسیم و به آن متمرکز بشویم و بقیه سانتریفیوژها را کنار بگذاریم.

هیچ دلیل مشخصی ندارد که ما صرفاً روی IR۸ کارکنیم. من امروز میگویم هیچ دلیل مشخصی ندارد یعنی از کجا معلوم IR۸ جواب بدهد؟ اقتصادی هم باشد و پایدار هم باشد؟ چرا در مذاکرات باید همهچیز را روی IR۸ متمرکز کنیم؟ ما از IR۸ چقدر مطمئن هستیم؟ درست است سوی آن بالای ۲۰ است، انشاءالله این جواب بدهد و از متخصصان ما برمیآید و اگر جواب ندهد اشکالش را رفع کنند، ولی بهتر است ما دقت کنیم آنکه در دستمان است و آنکه ارزانتر درمیآید و آنکه اپراتور ما راحتتر میتواند با آن کار کند، خیلی پارامترها در این موضوع تأثیرگذار است برویم آن را کارکنیم و چرا عجله میکنیم. این فراموش کردن IR۲M به نظر من یک نکتهای است که باید رویش تأملکنیم، عمداً دارد کنار گذاشته میشود چون IR۲M است که تجربه ما را برای IR۸ بالا میبرد و این را دارند از ما میگیرند و سانتریفیوژهای نسل یک را هم تقریباً داریم ۸ سال یا ۱۰ سال بعد از رده خارج میکنیم چون کلمه فیزینگ اوت (phasing out) آمده است و باید به آن دقت کنیم که میگوید در ۱۰ سال ایران شروع به فیزینگ اوت ماشینهای P۱ میکند، یعنی از رده خارجشان میکند که اینها نکات ابهام در بحث غنیسازی است، حالا در بحث رآکتور اراک من بهموقعش میتوانم وارد شوم و برایتان صحبت کنم.

 

در خصوص رآکتور اراک توضیحی بدهید، مثلاً جان کری گفت ما بتون میریزیم و آقای صالحی گفت نه این محفظه را میخواهند کوچک کنند و بتون برای کوچکسازی است.

ببینید رآکتور اراک یک رآکتور آبسنگین است و سوختش طبیعی است، علتی که در آنجا آبسنگین استفاده میشود به دلیل این است که سوخت طبیعی است.

چه کسی میگوید همیشه پلوتونیوم در سلاح استفاده میشود؟ پلوتونیوم را مثل اورانیم غنیشده که در سلاح استفاده میشود، میتوان در سلاح استفاده نمود. ناکازاکی که میگویند بمبش پلوتونیومی بوده است، هیروشیما بمبش اورانیومی بوده است پس بمب را با هردوی اینها میشود ساخت ولی آیا همه کشورها رفتند بمب ساختهاند؟ یعنی هرکس پلوتونیوم دارد با آن بمب ساخته است؟ الان ژاپنیها پلوتونیوم خیلی زیادی انبار کردند، اینها بمب ساختند؟ کسی گزارش کرده است که اینها بمب ساختند؟ یعنی ژاپنیها تکنولوژی ساخت بمب را ندارند؟ چرا دارند ولی نمیسازند. چون اینها یکسری تعهدات بینالمللی سپردند و تحت نظارت هم هستند، حالا ما رآکتور اراک را باتجربهای که از رآکتور بوشهر داشتیم برای آنهایی که میگویند استاندارد نیست و یک حرف مسخره زدند و گفتند چرنوبیل میشود، اصلاً رآکتور چرنوبیل یک رآکتور گرافیتی بوده است و اصلاً فرق میکرده است، رآکتور قدرت بوده است، این رآکتور آبسنگین است و اصلاً آن شرایط رآکتور اوکراینی چرنوبیل در آن به وجود نمیآید که بخواهد آن اتفاق بیفتد ولی این افراد مقرض از حادثه چرنوبیل چون یک حادثه بزرگ بوده است که در سطح وسیعی از اوکراین، روسیه و اروپا تأثیر گذاشته است و اذهان همیشه با او آشنا است را بهعنوان یک خطر تلقی میکنند، فرصتطلبی میکنند و اسم چرنوبیل را میآورند درصورتیکه از اساتید رآکتور پرسیده شود این شرایطی که مثل چرنوبیل شود؛ برایش اصلاً از نظر فنی وجود ندارد. بعد استانداردهایی که رویش اعمال شده است با استانداردهای چرنوبیل خیلی فرق دارد، استانداردهای جدید آژانس است، ایمنی که روی رآکتور اراک اعمال شده ایمنی بالایی است یعنی آخرین دستورالعملهای ایمنی آژانس در رآکتور اراک اعمال شده است و آخرین دستورالعملها آنجا اجرا شده است، تجهیزاتی که برای اراک گرفته شده است تجهیزات بسیار دقیقی هستند پس احتمال اینکه در اراک اتفاقی بیفتد که سوء باشد وجود ندارد ولی آیا در رآکتور تهران اتفاق سوء صورت نگرفته است؟ من میگویم بله حداقل یکبار من یادم است در سال ۶۳ رآکتور نشت آب داشت و من آنجا بودم و آب رفت پایین و خطر تشعشع ایجاد شد. متخصصان انرژی اتمی بالاخره سهلانگاری که به وجود آمده بود یا حادثه را خوب شناسایی و بهموقع رفع کردند و بنده هم آنجا کمک دادم و شاید من هم در آن زمان آلوده شده باشم، من بهعنوان یک دانشجو آنجا بودم و در حد خودم کمک کردم و سعی کردم در مهار آن کمک کنم. پس ممکن است در هر رآکتوری حادثه پیش بیاید، این وسط تهران هم بود، آیا سوخت این رآکتور تهران تابهحال نشت کرده است؟ یعنی آب را آلوده کرده است؟ جوابش مثبت است؛ یعنی سوخت امریکایی این رآکتور نشت کرده و موتد پرتوزا از داخل قلاف بیرون زده است و پلوتونیوم داخل آب آمده و آب را آلوده کرده است که متخصصان انرژی اتمی این را رفع کردند.

پس ببینید این چیزها در رآکتورهای تحقیقاتی و رآکتورهای کوچک هم اتفاق میافتد، حالا چه برسد به اینکه رآکتور چرنوبیل هم باشد، بله دما بالا است و فشار بالا است و ممکن است یک اشکالی پیش بیاید ولی این اشکال اینگونه نیست که قابلرفع نباشد و حادثه چرنوبیل ایجاد کند، حالا این را از کجا میگویند، من چون آدمها را میشناسم میدانم اینها ذهنشان از کجا است، این حرفها مال آدمهایی است که اصلاً اجازه نمیدادند در این کشور سوخت تولید شود، موقعی که ما سال ۹۰ تصمیم گرفتیم که نه هنوز ۲۰%، نه اینکه بسازیم؛ تازه تصمیم گرفته بودیم خودمان سوخت بهصورت واقعی تولید کنیم، ۲۰ فروردین ۹۰ یک جلسهای در اصفهان داشتیم و میخواستیم یک کاری کنیم، یک میله ۶۰ سانتی از قرصهای سوخت با اورانیوم طبیعی را درست کنیم و بگذاریم در رآکتور تهران پرتو ببینیم، در حدی که افرادی که آن موقع حضور داشتند و در صنعت هستهای ترمز بودند جلوی تولید یک میله ۶۰ سانتی را گرفته بودند که این میله ۶۰ سانتی یعنی ما یک قلاف زیرکونیم داشته باشیم و بعد در این را با قرصهای UO۲ با سوخت طبیعی غنی نشده بگذاریم و درپوش بگذاریم و جوش بدهیم و ببریم و بگذاریم در رآکتور تهران پرتودهی کنیم یعنی نوترون گاما بزنیم و ببینیم چه میشود و نشتی دارد یا ندارد و سالم میماند یا نه، آن افراد که الان شکلدهنده فکر مسئول وقت هستند؛ همان افراد که جلوی سوخت را گرفته بودند الان حضور دارند و دوباره اینها در جریان فکری حاکم شدند و این هم مثل جریانات سیاسی است که ۴ سال یا ۸ سال یکی میآید و یکی میرود و در مجلس و جاهای دیگر در حوزه علمی هم تقریباً چنین اتفاقاتی میافتد که بعضیها ترسو هستند و بعضیها مرعوب غرب هستند و بعضی مواقع تکنولوژی غرب اینها را فریب داده است، مثلاً اینها از چین و روسیه خوششان نمیآید و دوست دارند تکنولوژی غربی بیاید و هرچه تجهیزات و روابط است با آنجا داشته باشند، ما اینها را در جامعه خودمان داریم، اینها اجازه نمیدادند که سوخت ساخته بشود بعد حرفهایی که میزدند یادم است همیشه از استانداردها صحبت میکردند، استاندارد نیست و ما لایسنس نداریم یعنی ما مجوز سوخت سازی نداریم و باید یک شرکت بینالمللی به ما مجوز بدهد، خوب وقتی ما را تحریم کردند خوب ما از چه کسی مجوز بگیریم؟ از چه کسی لایسنس بگیریم؟

این همکاری و معضلاتی که بین نیروها بود، حالا آن آدم سد کرده بود یا آن آدمها راه را سد کرده بودند که ما حتی این کارهای کوچک را انجام ندهیم و بگویند سوخت استاندارد نیست. همین تفکر الان دارد میگوید سوخت اراک استاندارد نیست، چرا چون ما بلد نیستیم و باید برویم به کشور خارجی که به ما سرویس بدهد، خب ما در گذشته هم میگفتیم یک کشور دیگر بیاید سوخت ما را اجازه بدهد ببریم آنجا تست کنیم و اجازه نمیدادند. چه فکری برایش کردیم؟

من اینها را میگویم بهعنوان تاریخ ثبت بشود. چه فکری برایش کردیم؟ ما رفتیم در اصفهان یک رآکتور آبسنگینی صفر قدرت داشتیم، ۳۶ تا مجتمع سوخت، مشابه سوخت اراک را ساختیم با ارتفاع ۲۰/۲ متر، سوخت اراک حدوداً ۴۰/۳ بود. ۳۶ تا مجتمع را جایگزین کردیم بهجای zero power رآکتور صفر قدرت. پس اول ما محاسبه و شبیهسازی انجام دادیم. ZPR سوخت رآکتور، روشهای مختلف محاسبات سلولی، محاسبات قلب رآکتور انجام شد، محاسبات مونتکالرها انجام شد و رسیدیم به اینکه این میتواند روی صفر قدرت با تغییر سوخت کار کرد.

 

صفر قدرت چیست؟

صفر قدرت یعنی پاور نزدیک به صفر است.

 

یعنی هیچ برقی تولید نمیکند؟

اصلاً برقی تولید نمیکند، همان رآکتور ۴۰ مگاوات هم برق تولید نمیکند و آن توان را تلف میکنند. این به یک خنککننده نیازی ندارد و خنککنندهاش کوچک است و یک رآکتوری است که بیشتر درونش نوترون به وجود میآید، گاما به وجود میآید و شما میتوانید روی این رآکتور آزمایش کنید. ما این را با سوخت ایرانی با ۳۶ تا مجتمع سوخت ایرانی راهاندازی کردیم پس نشان دادیم که این متخصصان ما در محاسبه با نوترونیک وارد هستند و دادههایشان در شبیهسازی محاسبات جواب میدهد، در عمل تجربه کردند حالا این سوخت آنجا بود و این رآکتور روشن میشود و کار میکرد و سوختهای ما تحت تابش نوترونهای تولیدشده از خودش قرار میگرفتند و یک سال حداقل زمانی بود که ما میتوانستیم این آزمایشها را انجام بدهیم و از سوخت که کارخانه سوخت اصفهان تولید کرده است تا حد خوبی مطمئن شویم که این نشتی ندارد یعنی یک درزی چیزی در جوشش و در بدنهاش ایجاد نمیشود.

 در این مدت در اراک چهکار میکردیم؟ در این مدت ما یک تجربه از بوشهر به دست آورده بودیم که روسها ۱۶۰-۱۵۰ تا مجتمع سوخت را عین خود سوخت اصلی درست کرده بودند ولی با سرب و بهجای اورانیوم، قرص سربی درونش بود، عین آن را ما برای اراک ساختیم ۱۵۰ تا مجتمع با سرب ساختیم و قرار بود ما ماشین سوخت گذار را با اینها آزمایش کنیم؛ یعنی ربات سوخت را بگیرد و ببرد بگذارد در داخل مخزن و دربیاورد و آزمایش کند بعد در رآکتور را ببندیم، آب معمولی بهجای آبسنگین درونش بریزیم، پمپها را تست کنیم، آب را با هیتر گرم کنیم، فشار را با کمپرسور هوا بالا میبریم، محفظه را تست میکنیم، با آب گرم تست میکنیم، چرخش آب را و کل فرآیند خنکسازی و فرآیندهایی که به حرکت سیار در یک محیط تستهای هیدرودینامیکی که هر چیزی که باید انجام میدادیم با آب معمولی و سوخت مجازی انجام میدادیم. ببینید این چه تجربه بزرگی برای کشور بود و ما الان این را ازدستدادهایم چون رآکتور را اصلاً دیگر کارش نداریم، در این دو سال راحت میتوانستیم این کار را انجام بدهیم، تجربه پیدا کنیم. در این مدت ما ۱۴۰ تا مجتمع سوخت اصلی را میساختیم، ۱۰ مجتمع را تا اول مرداد ۹۲ ساخته بودیم. حالا چهکار میکردیم، میآمدیم بقیهاش را میساختیم، پس ما فرصت داشتیم مذاکره کنیم و رآکتور اراک را اصلاً مواد هستهای درونش بکار نبریم. آب سبک ببریم و سوخت سربی، فقط رآکتور را کامل میکردیم که در مرحله بعد میبایست درش را بازکنیم و سوخت سربی را خارج کنیم و سوختهای اصلی را بگذاریم و از آبسنگین استفاده کنیم.

چه کسی گفته است این را ما روی ۴۰ مگاوات راهاندازی میکردیم؟ نه رآکتور اول را روی چند وات بالا میآورند، بعد به ۱۰۰ وات میرسانند، بعد یک کیلووات نگه میدارند، آب را چک میکنند و مرتب آن آب پایش و مانیتور میشود. دتکتورهایی هستند که نوترون گاما را اندازه میگیرند و اگر در آبسنگین ذرات رادیواکتیو وجود داشته باشد آنها قابلشناسایی هستند یعنی کوچکترین نشتی اگر در این وجود داشته باشد ما میفهمیم. اصلاً این شد رآکتور سوخت خودش را در ۳ سال اول تست میکند، یعنی با توان پایین راه میانداختیم و کمکم توان را بالا میبردیم و اگر یک ذره رادیواکتیو مشاهده شد خاموش میکردیم و میگفتیم نشتی دارد و نشتی را پیدا میکردیم و رفع میکردیم، مگر روسها این کار را نکردند؟ روسها که اینهمه سابقه دارند در رآکتور بوشهر هم این اتفاق افتاد، در رآکتور دیگر هم اتفاقات دیگری افتاده است و موضوع قابل اصلاح است. نباید ترسید ولی آنکسی که میخواهد رآکتور اراک را به خاطر مذاکره تعطیل کند، لذا نقص روی این رآکتور میگذارد که این را توجیه کند که من تعطیل کردم و میخواهم بازطراحیاش کنم. حالا بازطراحیاش ۶ تا ۸ سال طول میکشد چون طراحی مفهومی تا کامل بشود تا این بشود طراحی تفسیری. بعد سفارش ساخت داده شود و مخزن ساخته شود و سوخت ساخته شود و همه این کارها تا انجام شود که من به اظهار برخی متخصصین میگویم حدود ۸ سال طول میکشد.

حالا این رآکتور را میگویند با بتن یکجاهایی اش را پر کنند، خیلی جالب است آن مسئول محترم ما میخواهد حرف آقای جانکری را تصحیح کند و میگوید نه اینگونه که این میگوید نیست، یکچیز دیگر را دارند با بتن پر میکنند، اتفاقاً همان بدتر است یعنی اصل رآکتور همان محفظه است نه آن چاله. حالا اینکه بخشی از چاله با بتن پر شود یا نه آن قابلبحث است ولی چیزی که توافق شده است این است که ما کل محفظهای که بیش از ۴ سال طول کشیده است و ساختهایم، میلیاردها تومان پول خ

دیدگاه شما در مورد : برخی در جنگ واقع نشده شکست‌ خورده‌ و معاهده خلع سلاح هم نوشته‌اند

برخی در جنگ واقع نشده شکست‌ خورده‌ و معاهده خلع سلاح هم نوشته‌اند

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS