امروز دوشنبه 15 آذر 1395
ساعت 07:54:33
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 24568

تاریخ انتشار : 16/05/1394 - 07:37

مشروح سخنرانی اوباما در دانشگاه امریکن/

اوباما: «مرگ بر آمریکا» شعار تندروهای مخالف توافق است

اوباما: تردیدی نیست که این سختی ها در انتخابات سال ۹۲ ایران نقش داشت. زمانی که مردم ایران یک دولت جدید را انتخاب کردند، آنها وعده داده بودند که از طریق تعامل با دنیا اقتصاد را بهبود بخشند. ایران به پای میز مذاکره بازگشت و پس از یک سری از مذاکرات ، ایران درباره یک توافق موقت با جامع بین المللی توافق کرد، این توافقنامه بود که باعث شد ذخایر اورانیوم حدود بیست درصدی ایران، کاهش یابد و پیشرفت برنامه هسته ای ایران متوقف شد تا اینکه ۵+۱ یک متشکل از آمریکا ، چین، روسیه، انگلیس،آلمان و فرانسه و اتحادیه اروپا توانستند درباره یک توافقنامه جامع مذاکره کنند بدون آنکه واهمه داشته باشند ایران به دنبال وقت تلف کردن باشد.

جویباران ـرجانیوز: باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه با حضور در دانشگاه امریکن درباره جمع بندی هسته ای سخنرانی کرد.

به گزارش  مونیتورینگ رجانیوز اوباما در این سخنرانی با اشاره به این که بودجه دفاعی ایران هشت برابر کمتر از بودجه نظامی کشورهای متحد آمریکا در منطقه خلیج (فارس) است گفت توانایی‌های نظامی متعارف ایران هرگز با آنچه در اختیار اسرائیل است قابل مقایسه نخواهد بود و ما به امنیت اسرائیل پایبند خواهیم بود.

در ادامه مشروح این سخنان را می خوانید:

 

 بسیار خرسندم که به دانشگاه آمریکن بازگشتم که نسل جوان را برای خدمت به کشور تربیت می کند.من از کورن رئیس این دانشگاه و خانواده دانشگاهی آمریکا به خاطر میزبانی این سخنرانی تشکر می کنم. پنجاه و دو سال پیش،رئیس جمهور کندی در اوج جنگ سرد در همین دانشگاه درباره موضوع صلح صحبت کرد.آن زمان تازه دیوار برلین ساخته شده بود و اتحاد جماهیر شوروی قویترین سلاح را که تاکنون تولید شده است،آزمایش کرده بود. چین در آستانه دستیابی به بمب هسته ای قرار داشت.بیست سال بعد از جنگ جهانی دوم،دورنمای وقوع جنگ هسته ای واقعی بود.با همه تهدیداتی که ما امروز با آن روبرو هستیم،سخت است تصور کنیم چقدر جهان در آن زمان خطرناک تر بود.با توجه به این تهدیدات، تعدادی از تعیین کنندگان راهبرد در آمریکا می گفتند ما باید اقدام نظامی علیه اتحاد جماهیر شوروی به کار بندیم و آنها این رویارویی را غیرقابل اجتناب می دیدند اما رئیس جمهور جوان (کندی) دیدگاه متفاوتی داشت.

قدرت از دیدگاه وی شامل نیروی قدرتمند نظامی و تمایل برای حمایت از ارزش ها در سراسر جهان بود.وی موضع مهم برخی از حلقه سیاست خارجی که امنیت را با جنگ افزار برابر می دیدند،رد کرد. وی در عوض اصول قوی آمریکا را بر روی آنچه که صلح واقعی و قابل دسترسی نامید،گذاشت. صلحی که براساس انقلاب ناگهانی بشری نبود بلکه براساس تکامل تدریجی و اقدامات محکم و توافقات موثر بود.چنین عقلانیتی به افراد در مهمترین زمان در تاریخ بشری کمک کرد.

 با کمک کندی مشکل موشکی کوبا به صورت مسالمت آمیز حل شد و در دوره روسای جمهور دموکرات و جمهوریخواه توافقات جدیدی به وجود آمدند.معاهده منع تکثیر ،کشورها را از دستیابی به تسلیحات هسته ای منع می کندو به این کشورها اجازه می دهد به انرژی صلح آمیز دسترسی داشته باشند. معاهدات سالت و استارت موجب همکاری آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی درباره کنترل تسلیحاتی شد. جلوی همه مناقشه گرفته نشد اما از وقوع فاجعه هسته ای در جهان جلوگیری شد و فضا و زمان برای عبور از جنگ سرد بدون تیراندازی به سمت اتحاد جماهیر شوروی فراهم شد.توافقی که اکنون بین جامعه بین المللی و جمهوری اسلامی ایران بدست آمد براساس این سنت دیپلماسی قوی و اصولی است.

ما بعد از دو سال مذاکره به توافقی مفصل رسیدیم که برای همیشه ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای باز می دارد. این توافق ،توافق بسیار خوبی است. این توافق همه مسیرهای ایران برای دستیابی به بمب را می بندد. این توافق دارای جامع ترین رژیم بازرسی و راستی آزمایی است که تاکنون برای نظارت بر یک برنامه ای درباره آن مذاکره شده است. همانند معاهدات پیشین ،این توافق همه مشکلات را حل نمی کند.این توافق مطمئنا همه مشکلات ما با ایران را حل نمی کند و درباره روابط گرم بین دو کشور(ایران و آمریکا) اطمینان نمی دهد اما یکی از مهمترین هدف امنیتی ما را برآورده می سازد و به همین جهت توافق بسیار خوبی است.

من امروز می خواهم با شما درباره این توافق و بحث بیشترین پیامد در سیاست خارجی که کشور ما پس از حمله به عراق داشت، صحبت کنم. کنگره تصمیم می گیرد که می خواهد از این گشایش تاریخی دیپلماتیک حمایت کند یا این که می خواهد با وجود اعتراض های اکثریت جلوی آن را بگیرد.از الان تا زمان رای کنگره در سپتامبر ،شما بحث های زیادی علیه این توافق خواهید شنید که این بحث ها با دهها میلیون دلار و تبلیغات حمایت می شود. لفاظی برای این منظور به همراه تفسیرها در این زمینه برای شما آشنا است. بسیاری از همین افراد که در حمایت از حمله به عراق صحبت می کردند،اکنون علیه توافق هسته ای با ایران صحبت می کنند.من قبل از آن که هشت سال پیش نامزد ریاست جمهوری شوم،مخالف تصمیم برای جنگ علیه عراق بودم. من گفتم آمریکا فقط نباید به این جنگ خاتمه دهد بلکه ما باید نخست به ذهنیتی که موجب این جنگ شد،خاتمه دهیم. ذهنیتی که اقدام نظامی را بر دیپلماسی ترجیح می دهد.ذهنیتی که همواره اقدام نظامی یکجانبه آمریکا بر سخت کوشی برای ایجاد اجماع بین المللی ترجیح می دهد و ذهنیتی که درباره تهدیدات فراتر از آنچه که اطلاعات (سرویس های اطلاعاتی ) می گفتند،اغراق می کرد و هزینه جنگ بر مردم آمریکا را نمی سنجید و تاکید می کرد ما می توانیم به آسانی اراده خود را به بخشی از جهان که فرهنگ عمیق متفاوت در تاریخ دارد، تحمیل کنیم. البته کسانی که خواهان جنگ بودند،خود را قوی و دقیق می دانستند و کسانی را که مخالف آن بودند،ضعیف و حتی مماشات کننده در برابر دشمنان توصیف می کردند.بیش از یک دهه بعد، ما همچنان با پیامدهای تصمیم حمله به عراق روبرو هستیم.نیروهای ما همه ماموریت های خود را انجام دادند اما هزاران نفر کشته شدند و دهها هزار نفر زخمی شدند که این بدون شمارش عراقی هایی است که جان خود را از دست دادند. حدود یک تریلیون دلار هزینه شد.امروز عراق همچنان در جنگ فرقه ای قرار دارد و ظهور القاعده در عراق به داعش تبدیل شده است. جالب اینجاست تنها نافع این جنگ در منطقه، جمهوری اسلامی ایران بود که با حذف دشمن طولانی مدت این کشور یعنی صدام حسین موضع راهبردی آن تقویت شد.

من این تاریخچه را بیان کردم زیرا اکنون بیش از هر زمانی نیاز به تفکر روشن در سیاست خارجی خود داریم. من این تاریخچه را بیان کردم زیرا این، به نحوه پاسخ ما به برنامه هسته ای ایران مربوط است. این برنامه دهه ها است شروع شده است که تاریخ آن به تلاش های شاه با حمایت آمریکا دهه شصت و هفتاد برای استفاده از انرژی هسته ای باز می گردد. حکومت روحانیون که شاه را سرنگون کرد،این برنامه را پس از جنگ ایران و عراق در دهه هشتاد تسریع کرد. جنگی که در آن استفاده صدام حسین از تسلیحات شیمیایی اثر مخرب بر جا گذاشت و برنامه هسته ای ایران با وجود تحریم های یکجانبه آمریکا به تدریج تا دهه نود پیشرفت کرد. زمانی که دولت بوش عهده دار ریاست جمهوری شد،ایران هیچ سانتریفوژی نداشت، ماشینی که برای تولید مواد و غنی سازی اورانیوم جهت ساخت بمب به آن نیاز است اما با وجود هشدارهای متعدد دولت آمریکا زمانی که من عهده دار ریاست جمهوری شدم،ایران چندین هزار سانتریفوژ داشت و هیچ قصدی برای کاهش برنامه خود که کمتر از توقف است،نداشت. در میان تعیین کنندگان خط مشی در آمریکا هرگز درباره خطر بمب هسته ای ایران اختلافی نبوده است. دموکرات ها مانند جمهوریخواهان می دانند که این مسئله موجب رقابت تسلیحاتی در بی ثبات ترین منطقه در جهان می شود و هر بحرانی را به رویاوریی هسته ای تبدیل می کند و گروه های تروریستی مانند حزب الله را جسور می کند و خطر غیرقابل قبول برای اسرائیل است. رهبران تهران همواره تهدید کردند اسرائیل را نابود می کنند.

 

(دستیابی ایران به سلاح هسته ای ) در سطح گسترده تر می تواند باعث از هم گسستن تعهد جهانی به منع اشاعه ای شود که دنیا تلاش زیادی برای دفاع آن صورت گرفته است. در این صورت دیگر پرسش این نیست که آیا باید مانع از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای شد یا نشد، بلکه پرسش این است که چگونه باید مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته ای شد؟ من حتی قبل از آنکه دولت آمریکا را در دست گیرم بسیار صریح و روشن گفته بودم که در دوره ریاست جمهوری من ، به ایران اجازه داده نخواهد شد که به سلاح هسته ای دست یابد.

سیاست کل دوره ریاست جمهوری من این بوده است که کلیه گزینه ها از جمله اقدام نظامی احتمالی روی میز حفظ شوند تا به این هدف دست یابیم. من همچینن به روشنی گفتم که ترجیح می دهم این موضوع ، راه حل صلح آمیز و دیپلماتیک داشته باشد. علتش فقط هزینه های جنگ نیست بلکه علتش این است که راه حل مبتنی بر مذاکره کارآمدتر، قابل راستی آزمایی و پایدار است. پس ما درسال دوهزار و نه به اطلاع ایرانی ها رساندیم که مسیر دیپلماتیک موجود است. ایران از در پیش گرفتن این مسیر کوتاهی کرد و سرویس های اطلاعاتی ما وجود یک تاسیسات مخفی هسته ای در فردو را افشا کرد. برخی استدلال کرده اند که ناسازگاری ایران بی فایده بودن مذاکرات را نشان داد. در واقع اینکه ما تمایل داشتیم مذاکره کنیم باعث شد تا آمریکا بتواند دنیا را با درخواست ما همراه کند ، این امر مشارکت بین المللی در یک چارچوب بی سابقه از تحریم های بازرگانی و مالی را موجب شد.

به یاد داشته باشید ، تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران برای دهه ها اعمال می شدند اما نتوانسته بودند به ایران فشار وارد کنند که پای میز مذاکره بیاید. آنچه که باعث شد رویکرد جدید ما کارآمدتر شود ، توانایی ما برای تصویب قطعنامه های جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد بود، همچنین اجرای قوی این تحریم ها با توافقنامه های دواطلبانه کشورهایی مثل چین و هند و ژاپن و کره جنوبی بود تا خرید نفت از ایران را کاهش دهند. همچنین همپیمانان اروپایی ما نیز تحریم نفتی کامل را روی ایران اعمال کردند.

همراه کردن این کشورها کار آسانی نبود ، من می دانم . در برخی موارد شرکای ما میلیارد ها دلار را در بخش تجارت از دست دادند چون تصمیم گرفته بودند که همکاری کنند اما ما توانستیم آنها را متقاعد کنیم که در صورت نبود یک راه حل دیپلماتیک، نتیجه می تواند جنگ باشد و باعث اختلال های بسیار زیاد در اقتصاد جهانی شود حتی باعث بی ثباتی بیشتر در خاورمیانه شود. به بیانی دیگر ، این دیپلماسی سخت و دشوار بود که باعث افزایش فشار به ایران شد نه اینکه قدرت نمایی و درشت گویی باعث افزایش فشار به ایران شود. وقتی که دنیا در کنار ما متحد شد، اقتصاد ایران به شدت منقبض شد ، اقتصاد ایران حدود بیست درصد کوچک تر از آن چیزی است که باید می بود.

تردیدی نیست که این سختی ها در انتخابات سال ۹۲ ایران نقش داشت. زمانی که مردم ایران یک دولت جدید را انتخاب کردند، آنها وعده داده بودند که از طریق تعامل با دنیا اقتصاد را بهبود بخشند. ایران به پای میز مذاکره بازگشت و پس از یک سری از مذاکرات ، ایران درباره یک توافق موقت با جامع بین المللی توافق کرد، این توافقنامه بود که باعث شد ذخایر اورانیوم حدود بیست درصدی ایران، کاهش یابد و پیشرفت برنامه هسته ای ایران متوقف شد تا اینکه ۵+۱ یک متشکل از آمریکا ، چین، روسیه، انگلیس،آلمان و فرانسه و اتحادیه اروپا توانستند درباره یک توافقنامه جامع مذاکره کنند بدون آنکه واهمه داشته باشند ایران به دنبال وقت تلف کردن باشد.

در اینجا می خواهم به همه یادآور شوم که وقتی توافقنامه موقت اعلام شده بود منتقدان یعنی همان منتقدانی که اکنون هم از آنها می شنویم این توافقنامه را یک اشتباه تاریخی توصیف کردند ، آنها اصرار کردند که ایران تعهدات خود را نادیده خواهد گرفت، آنها هشدار دادند که تحریم ها از هم خواهد گسست، آنها هشدار دادند که ایران مقادیر زیادی پول دریافت می کند تا از تروریسم حمایت کند، منتقدان اشتباه کردند، پیشرفت برنامه هسته ای ایران برای نخستین بار در یک دهه متوقف شد. ذخایر مواد خطرناک در ایران کاهش یافت.

 (زمانی که توافقنامه موقت بدست آمد) گسترش سانتریفوژهای پیشرفته ایران متوقف شد، بازرسی ها افزایش یافتند، سیل پول ها وارد ایران نشد و ساختار تحریم های بین المللی همچنان پابرجا ماند. در واقع توافقنامه موقت آنقدر خوب عمل کرد که همان افرادی که به شدت از آن انتقاد می کردند اکنون از این توافقنامه (موقت) به عنوان دستاویزی برای حمایت نکردن از توافقنامه گسترده نام می برند. به این مسئله فکر کنید! زمانی ادعا شده بود که توافقنامه موقت یک اشتباه تاریخی است اما اکنون به عنوان یک موفقیت به آن نگاه می شود و دلیلی است که به آن استناد می شود تا توافقنامه جامع امضا نشود. وقتی که شما اعتبار استدلال امروز مخالفان علیه دیپلماسی را ارزیابی می کنید ،

این نکته را به یاد داشته باشید. با وجود انتقادات، ما به کارمان ادامه دادیم تا درباره یک توافقنامه پایدار جامع مذاکره کنیم . دیپلمات های ما به ریاست جان کری وزیر امور خارجه آمریکا ائتلاف ما را متحد نگه داشتند، کارشناسان هسته ای ما از جمله یکی از بهترین کارشناسان هسته ای در دنیا یعنی ارنست مونیز وزیر انرژی آمریکا به صورت خستگی ناپذیر روی جزئیات فنی کار کردند. ما در ماه ژوئیه به برنامه جامع اقدام مشترک دست یافتیم که اهداف ما را برآورده می کند. ایران تحت شروط این برنامه جامع اقدام مشترک هرگز اجازه ندارد سلاح هسته ای بسازد. درحالیکه ایران مثل هر عضو دیگر ان پی تی حق دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته ای را دارد، توافقنامه به شیوه ای محکم، به پیش رفتن برنامه هسته ای ایران را تعریف می کند تا این اطمینان ایجاد شود که همه مسیرهای بمب مسدود شده اند. اکنون می گویم که چگونه این کار صورت خواهد گرفت؟

براساس این توافق، ایران نمی تواند به پلوتونیوم مورد نیاز برای بمب دست یابد. قلب راکتور آب سنگین ایران در اراک خارج خواهد شد و با بتن پر خواهد شد و به جای آن جایگزینی خواهد بود که پلوتونیوم برای سلاح تولید نخواهد کرد. سوخت مصرف شده در این راکتور از ایران خارج خواهد شد و ایران دست کم برای پانزده سال هیچ راکتور جدید آب سنگین احداث نخواهد کرد. ایران همچنین نخواهد توانست که به اورانیوم غنی شده قابل بکارگیری برای بمب، دست یابد.

به محض آنکه که این توافقنامه اجرا شود، ایران دو سوم سانتریفوژهای خود را برخواهد چید و در یک دهه آینده اقدام به غنی سازی اورانیوم با سانتریفوژهای پیشرفته نخواهد کرد. ایران دست کم برای پانزده سال در تاسیسات فردو که قبلا افشا نشده بود، اورانیوم را غنی نخواهد کرد ، این تاسیسات در عمق زمین قرار دارد. ایران در پانزده سال آینده، نود و هشت درصد ذخایر اورانیوم غنی شده خود را از دست خواهد داد درحالیکه هم اکنون این میزان اورانیوم غنی شده برای ساخت تا ده بمب هسته ای کافی است. حتی پس از گذشت این پانزده سال، ایران هرگز حق ندارد که از برنامه صلح آمیز به عنوان پوششی برای دنبال کردن سلاح استفاده کند. در واقع این توافقنامه باعث انسداد نوع برنامه مخفی می شود که ایران در گذشته دنبال کرد. نظارت بیست و چهارساعته در هفته روز هفته در تاسیسات مهم هسته ای ایران خواهد بود. بازرسان برای دهه ها به کل زنجیره تامین هسته ای ایران دسترسی خواهند داشت که شامل معادن و آسیاب های اورانیوم می شود که مواد خام در آنها وجود دارد، این زنجیره تاسیسات تولید سانتریفوژ را هم شامل می شود که در آنها ماشین ها برای غنی سازی را تولید می کنند. درک کنید که چرا این مسئله اینقدر اهمیت دارد. برای اینکه ایران تقلب کند، این کشور باید بیش از یک ساختمان یا یک تاسیسات مخفی مثل فردو بسازد چون این کشور برای تک تک جنبه های مخفی برنامه خود به منبع مخفی نیاز دارد. هیچ کشوری در تاریخ نیست در مواجه شدن با این بازرسی های قوی نتوانسته است از آن بگریزد.

همچنین براساس شروط این توافق، بازرسان توانایی دائمی برای بازرسی از هرگونه سایت مشکوک در ایران را دارند. نکته نهایی این است که ایران انگیزه های قدرتمندی برای متعهد ماندن به تعهداتش دارد. 

ایران قبل از آنکه از تخفیف تحریم ها برخوردارشود ، باید گام های مهم و عملی مثل جابجا کردن سانتریفوژها و از بین بردن ذخایر را صورت دهد. اگر ایران در دهه ی آینده توافقنامه را نقض کند، همه تحریم ها می توانند دوباره بازگردند. ما برای این کار نیاز به سایر اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد نداریم بلکه آمریکا می تواند به تنهایی بازگشت تحریم ها را فعال کند. از سوی دیگر اگر ایران از توافقنامه پیروی کند و اقتصاد این کشور بار دیگر با دنیا ارتباط برقرار کند انگیزه اجتناب از بازگشت تحریم ها ، برای ایران افزایش خواهد یافت.

بنابراین این توافق فقط بهترین انتخاب بین گزینه ها نبود بلکه قویترین توافق منع تکثیراست که تاکنون درباره آن مذاکره شده است و به خاطر این که این قویترین توافق است، همه کشورها در جهان به استثنای دولت اسرائیل به صورت علنی حمایت خود را از آن اعلام کرد.شورای امنیت سازمان ملل متحد با اتفاق آرا از آن حمایت کرد.اکثر کارشناسان کنترل تسلیحاتی و منع تکثیر از آن حمایت کردند.بیش از صد سفیر سابق که در دوره ریاست جمهوری جمهوریخواهان و دموکرات ها خدمت می کردند، از آن حمایت کردند.من به عنوان رئیس جمهور باید تماس های سختی می گرفتم اما در هیچ یک از این تماس ها درباره این که این توافق برای امنیت آمریکا خوب است یا نیست،صحبتی نشد چون این مسئله روشن است. متاسفانه ما در سیاست آمریکا در دوره ای به سر می بریم که به هر تصمیم در زمینه سیاست خارجی از دید دو حزبی نگریسته می شود و عناوین با حرف ها (از این که در کدام حزب قرار گرفته است )مورد ارزیابی قرار می گیرد. بنابراین قبل از آن که جوهر این توافق خشک شود و حتی قبل از آن که کنگره آن را بخواند،اکثریت جمهوریخواهان به مخالفت شدید با آن پرداختند.رایزن های در کنگره و هوادران آنها که ناگهان به دانشمندان هسته ای تبدیل شدند،ارزیابی کارشناسانی مانند ارنست مونیز،وزیر نیرو و یافته های وی را به بحث و چالش کشیدند ودرباره این که چرا کنگره باید این توافق را رد کند، بحث های متعدد و گاهی ضدو نقیض به پیش کشیدند اما اگر شما به اندازه کافی این بحث ها را تکرار کنید متوجه ضد و نقیض بودن آن می شوید.اجازه دهید مقداری از بحث ها را که برای مخالفت با این توافق گفته شده است،بیان کنم.

بحث نخست این است که کسانی می گویند بازرسی به اندازه کافی قوی نیست زیرا بازرسان نمی توانند بدون مشکل به همه جا در ایران و هر زمان که بخواهند،بروند. حقیقت این است که بازرسان اجازه خواهند داشت دسترسی روزانه به سایت های اصلی هسته ای ایران داشته باشند. اگر دلیلی برای بازرسی سایت اعلام نشده مشکوک در هرجایی در ایران باشد،بازرسان این دسترسی را حتی با مخالفت ایران خواهند گرفت.این دسترسی ممکن است کمتر از بیست و چهار ساعت پس از اطلاع باشد و در عین حال روند حل اختلاف درباره این دسترسی می تواند بیست وچهار روز باشد. زمانی که ما سایت مشکوک را پیدا کردیم،به صورت مستمر بر آن نظارت خواهیم داشت تا بازرسان وارد آن شوند. ضمنا مواد هسته ای چیزی نیست که بتوان آن را در گنجه مخفی کرد بلکه سالها می تواند اثر آن باقی بماند.حرف نهایی این است که اگر ایران فریبکاری کند،ما می توانیم آن را مشخص کنیم و خواهیم کرد.

بحث دوم این است که برخی می گویند این توافق به اندازه کافی قوی نیست زیرا برخی از محدودیت ها بر برنامه غیرنظامی هسته ای ایران طی پانزده سال منقضی می شوند.اجازه دهید تکرار کنیم ممنوعیت دستیابی ایران به سلاح هسته ای همیشگی است. ممنوعیت تحقیقات مربوط به تسلیحات همیشگی است.بازرسی ها همیشگی است. بله واقعیت دارد که برخی از محدودیت های مربوط به برنامه صلح آمیز ایران فقط پانزده ساله خواهد بوداما به این صورت است که توافق برای کنترل تسلیحات کارساز است. معاهده نخست سالت با اتحاد جماهیرشوروی پنج سال به طول کشید.نخستین معاهده استارت پانزده سال طول کشید و در وضع فعلی،اگر ایران از الان تا پانزده یا بیست سال بعد برای تولید بمب تلاش کند،این توافق اطمینان می دهد آمریکا ابزار بهتری برای یافتن آن خواهد داشت، براساس حقوق بین الملل،مبنای قویتر برای پاسخ خواهد داشت و همین گزینه های امروز برای متوقف کردن برنامه هسته ای در دسترس خواهد بود که از جمله آن در صورتی که لازم باشد،گزینه نظامی است. از طرف دیگر ،بدون این توافق سناریوهایی که منتقدان هشدار می دهند در پانزده سال روی می دهد،می تواند از اکنون تا شش ماه دیگر روی دهد.کنگره با از بین بردن این توافق علاوه بر این که مسیر ایران برای رسیدن به بمب را هموار می کند بلکه آن را تسریع می سازد.

نکته سوم این است که برخی از منتقدان می گویند، این توافقنامه با ارزش نیست چون ایران به میلیارد ها دلار پول از محل تخفیف تحریم ها دست خواهد یافت.می خواهم به روشنی بیان کنم که تحریم های بین المللی اعمال شدند تا دقیقا ایران را وادار کنند تا محدودیت ها بر برنامه اش را بپذیرد. هدف تحریم ها همین بود. هرگونه توافقنامه مبتنی بر مذاکره با ایران ، شامل تخفیف تحریم ها خواهد بود. پس استدلال علیه تخفیف تحریم ها در عمل استدلال علیه هرگونه راه حل دیپلماتیک در مورد این موضوع است. درست است که اگر ایران به تعهدات خود پایبند باشد، این کشور به پنجاه و شش میلیارد دلار از پول خود ، دست خواهد یافت. این پول ها در خارج به وسیله ی دیگر کشورها مسدود شده اند اما این ایده که چنین چیزی تغییر دهنده بازی خواهد بود و اینکه همه این پول ها به فعالیت های مهلک ایران اختصاص خواهد یافت ، در واقع نادیده گرفتن واقعیت کنونی ایران است. 

تاحدودی به علت تحریم های ما بود که دولت ایران بیش از نیم تریلیون دلار نیازهای فوری دارد که به تامین صندوق های بازنشستگی و حقوق ها و پرداخت برای زیرساخت هایی است که درحال زوال هستند. سران ایران انتظارات مردم خود را بالا برده اند چون گفتند که تخفیف تحریم ها باعث بهبود زندگی شان خواهد شد. حتی یک رژیم سرکوبگر مثل ایران نمی تواند به طور کامل این انتظارات را نادیده بگیرد. به همین علت است که بهترین تحلیلگران ما پیش بینی می کنند که بخش زیادی از این عواید صرف هزینه هایی شود که باعث بهبود اقتصاد شود و زندگی مردم ایران را بهبود بخشد. منظورم این نیست که تخفیف تحریم ها هیچ نفعی برای بخش نظامی ایران ندارد. می خواهم تصریح کنم که بخشی از این پول صرف فعالیت هایی خواهد شد که ما مخالف آن هستیم. ما هیچ توهمی درباره دولت ایران نداریم یا اینکه هیچ توهمی درباره اهمیت سپاه پاسداران و نیروی قدس نداریم ، ایران از سازمان های تروریست مثل حزب الله حمایت می کند. ایران از گروههای نیابتی حمایت می کند که منافع ما و منافع همپیمانان ما را تهدید می کنند از جمله گروههای نیابتی که نظامیان ما را در عراق کشتند. آنها تلاش کردند شرکای ما در خلیج(فارس) را بی ثبات کنند، اما ایران دهه ها است که مشغول اینگونه فعالیت ها است.

 آنها قبل از تحریم ها مشغول این فعالیت ها بودند و درحالیکه تحریم ها اجرا می شدند نیز مشغول این فعالیت ها بودند. در واقع ایران حتی در بحبوحه جنگ ایران و عراق مشغول این فعالیت ها بود، جنگی که تقریبا برایشان به اندازه جان یک میلیون نفر هزینه داشت و صدها میلیارد دلار از جنبه مالی برایشان هزینه داشت. واقعیت این است که ایران همیشه راهی برای تامین مالی این تلاش ها پیدا کرده است. صرفنظر از اینکه ایران چقدر مدعی منتفع شدن از تخفیف تحریم ها خواهد شد ، این مسئله را با خطر ناشی از ایران دارای سلاح هسته ای ، مقایسه کنید. همچنین هیچ سناریویی وجود ندارد که تخفیف تحریم ها باعث شود ایران به قدرت مسلط منطقه تبدیل شود. بودجه دفاعی ایران یک هشتم بودجه مجموع همپیمانان ما در خلیج (فارس) است. توانایی های متعارف آنها هرگز قابل مقایسه با اسرائیل نیست و تعهد ما به برتری کیفی نظامی اسرائیل کمک می کند تا این مسئله تضمین شود. در چندین سال گذشته ، ایران مجبور شده است میلیارد ها دلار هزینه کند تا از تنها همپیمان خود در دنیای عرب حمایت کند که بشار اسد است ، هرچند که وی کنترل بخش های زیادی از کشورش را از دست داده است و حزب الله نیز ضربات مهمی را در همین میدان نبرد خورده است.

ایران مثل بقیه منطقه مجبور شده است که به تهدید داعش در عراق پاسخ بدهد. پس برخلاف زنگ هشدارباشی که برخی بصدا در می آورند و مدعی می شوند ایران در آستانه بدست گرفتن (کنترل) خاورمیانه یا حتی دنیا است، ایران یک قدرت منطقه ای با چالش های خود باقی خواهد ماند. رژیم حاکم خطرناک و سرکوبگر است. ما همچنان تحریم های مربوط به حمایت ایران از تروریسم و نقض حقوق بشر را حفظ خواهیم کرد . ما همچنان روی آزادی آمریکایی هایی که به ناحق بازداشت شدند، تاکید خواهیم کرد. ما اختلافات زیادی با رژیم ایران خواهیم داشت اما اگر ما در مقابله با فعالیت های بی ثبات کننده ایران جدی هستیم ، تصور رویکردی بدتر از مانع تراشی در برابراین توافق، دشوار است.

ما باید رفتاری را که نگرانش هستیم به صورت مستقیم زیر نظر داشته باشیم و به همپیمانان خود در منطقه کمک کنیم تا توانایی های خود شان را تقویت کنند و با حمله سایبری یا موشک بالستیک مقابله کنند، ما باید توانایی جلوگیری از جابجایی تسلیحاتی را بهبود بخشیم که برای گروههایی مثل حزب الله می روند، ما باید با آموزش دادن به نیروهای ویژه همپیمانان خود این کار را بکنیم تا آنها بتوانند به طرزی کارآمدتر به وضعیت هایی مثل یمن پاسخ بدهند. همه این توانایی ها باعث خواهد شد که تفاوت ایجاد شود.ما با این توافق، در موقعیت قویتری برای اجرای آنها خواهیم بود. در واقع چنین راهبردی به ما کمک خواهد کرد که به طرزی کارآمد و موثر با تهدید آنی و مهلک داعش مقابله کنیم.
باراک اوباما افزود: درباره انتقاد آخر باید بگویم که این ایده وجود دارد که می گویند توافق بهتر وجود دارد.آیا شما می توانید به یک توافق بهتر دست یابید. این چیزی است که بارها تکرار می شود. می گویند که این توافق بد است و ما یک توافق بهتر 

می خواهیم. توافق بهتری که آنها می گویند متکی بر وعدهایی مبنی بر سخت گیر بودن و این استدلال است که ما می توانیم تحریم های گسترده تر و نامحدود را اعمال کنیم تا رژیم ایران را بیشتر تحت فشار قرار دهیم!

کسانی که این استدلال را می گویند یا درباره جامعه ایران آگاهی ندارند یا اینکه با مردم آمریکا رک و راست نیستند. تحریم ها به تنهایی نخواهند توانست ایران را وادار کنند که به طور کامل همه بخش های زیرساخت هسته ای اش را برچیند حتی آن بخش هایی که مطابق با برنامه های صلح آمیز باشد، این بخش چیزی است که در اغلب موارد، منتقدان از آن به عنوان یک توافق بهتر یاد می کنند.

نه دولت ایران و نه مخالفان ایران و نه مردم ایران ، با چیزی موافقت نخواهند کرد که از دیدگاه آنان تسلیم شدن کامل حاکمیت شان باشد. علاوه بر این ، نزدیک ترین همپیمانان ما در اروپا یا در آسیا ، قطعا نخواهند پذیرفت که تحریم های موجود برای پنج یا ده سال یا پانزده سال دیگر طبق آنچه که کنگره آمریکا دیکته می کند، وجود داشته باشد. چین و روسیه هم نخواهند پذیرفت. علت این است که تمایل به حمایت از تحریم ها در وهله اول مبتنی بر آن بود که ایران به دنبال کردن تسلیحات هسته ای خاتمه دهد. این حمایت مبتنی بر این ایده نبود که ایران نمی تواند انرژی هسته ای صلح آمیز داشته باشد و قطعا بر این مبنا نبود که علاقه برای تغییر رژیم در ایران وجود داشته باشد. در نتیجه، کسانی که می گویند ما می توانیم این توافق را ترک کنیم و تحریم ها را حفظ کنیم، درحال خیالپردازی هستند. آنها به جای آنکه موضع ما را تقویت کنند، با رد کردن (توافق) در کنگره، تقریبا با قطعیت باعث خواهند شد که تحریم های چند جانبه از هم بگسلند. همانطور که برخی گفته اند، اگر ما تلاش کنیم که تحریم های یکجانبه را حفظ کنیم و آنها را تشدید کنیم تنها خواهیم ماند. ما نمی توانیم سیاست های خارجی ، اقتصادی و انرژی قدرت های بزرگ در دنیا را دیکته کنیم. حتی برای تلاش به منظور این کار، ما باید برای مثال برخی از بانکهای بزرگ دنیا را تحریم کنیم، ما باید کشورهایی مثل چین را از سیستم مالی آمریکا قطع کنیم. از آنجا که آنها اتفاقا بزرگترین خریداران بدهی های ما هستند، چنین اقداماتی می تواند باعث اختلال شدید در اقتصاد ما شود و درعرصه بین المللی پرسش هایی را درباره نقش دلار به عنوان ارز ذخیره در دنیا مطرح کند.

به همین علت است که بسیاری از تحریم های یکجانبه قبلی برداشته شدند. اگر کنگره این توافق را رد کند احتمال بیشتری که ممکن است رخ دهد این است که ایران نوعی از تخفیف تحریمها را دریافت خواهد کرد بدون آنکه مجبور باشد هیچ یک از محدودیت ها یا بازرسی های الزامی در این توافقنامه را بپذیرد.

پس از این جنبه، منتقدان درست می گویند. این توافقنامه را ترک کنید و به توافق بهتر دست خواهید یافت اما این توافق بهتر برای ایران است.

از آنجایی که تحریم های بیشتر نتیجه ای که منتقدان می خواهند،نخواهد داشت، باید صادق باشیم. رد این توافق در کنگره موجب خواهد شد هر دولتی در آمریکا که کاملا به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای متعهد است بر سر کار بیاید،فقط یک گزینه داشته باشد و جنگ دیگر در راه باشد. من این مطلب را می گویم نه این که تحریک کرده باشم بلکه یک حقیقت را می گویم.بدون این توافق، لفاظی ما هر چقدر هم شدید باشد، ایران در موضعی قرار خواهد گرفت که به تدریج قابلیت خود را افزایش خواهد داد.زمان (گریز هسته ای )که اکنون نسبتا کوتاه است،به نزدیک صفر خواهد رسید.آیا واقعا کسی تردید دارد. کسانی که این حرف ها را علیه این توافق می زنند از رئیس جمهور ،هرکس که باشد می خواهند تاسیسات هسته ای را بمباران کند. به عنوان کسی که قاطعانه معتقد است ایران به سلاح هسته ای دست نخواهد یافت و کسی که از زمان دوره ریاست جمهوری خود با این مسئله دست و پنجه نرم کرده است می توانم به شما بگویم زمانی که ما راه حل دیپلماتیک را که جهان به اجماع از آن حمایت می کند،رد کنیم،گزینه ها برای اقدام نظامی نیز ازدست خواهد رفت.بنابراین نباید مباحث را با یکدیگر مخلوط کنیم. گزینه ای که ما با آن مواجه هستیم از بین دیپلماسی و نوعی جنگ است. شاید فردا یا سه ماه دیگر روی ندهد اما بزوی روی خواهد داد. نکته این است که همانطور که قبلا گفتم اقدام نظامی تاثیر بسیار کمتری به نسبت این توافق در جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای خواهد داشت.این فقط گمان من نیست بلکه همه برآوردها از جمله ارزیابی تحلیل گران اسرائیلی نیز این است که اقدام نظامی، برنامه هسته ای ایران را فقط چند سال به عقب می برد که دربرابر محدودیت های اعمال شده در این توافق ناچیز است.اقدام نظامی به احتمال زیاد تضمین می دهد که بازرسان از ایران اخراج خواهند شد و این احتمال وجود دارد که موجب شود برنامه ایران به عمق بیشتر زیرزمین برود و مطمئنا موجب از بین رفتن اتحاد بین المللی که سالها تشکیل آن به طول انجامید،می شود. اکنون برخی از مخالفان این توافق ، گزینه نظامی را پذیرفته اند ودر حقیقت می گویندحمله راهبردی علیه تاسیسات ایران سریع و بدون دردسر خواهد بود اما اگر ما مطلبی از دهه قبل آموخته باشیم این است که به طور کلی جنگ ها و به خصوص جنگ در خاورمیانه هرچه باشد ساده نیست.

تنها اطمینان جنگ، رنجش انسانی وهزینه های نامطئن و پیامدهای ناخواسته است.ما باید به آمریکایی هایی که سنگین ترین بارها را را به دوش می کشند و کمتر از یک درصد از ما هستند،زنان و مردان فوق العاده که در ارتش خدمت می کنند و جز ما که آنها را به جنگ می فرستیم نیستند،اطمینان دهیم. من به عنوان فرمانده کل در زمانی که استفاده از نیرو لازم باشد،دوری نمی کنم.من دستور رزم به دهها هزار جوان آمریکایی داده ام.من گاهی زمانی که آنها به خانه آمدند، این دستور را دادم.من دستور اقدام نظامی در هفت کشور را داده ام.زمانی است که استفاده از نیرو نیاز است.اگر ایران از این توافق تبعیت نکند،این امکان وجود دارد که ما گزینه دیگری نداشته باشیم اما ما اگر وجدان خوبی داشته باشیم چگونه می توانیم جنگ را قبل از آزمایش توافق دیپلماتیک که اهداف ما را برآورده می سازد،توجیه کنیم.این توافقی است که ایران با آن موافقت کرد و کشورهای جهان از آن حمایت کردند و گزینه ها ما اگر توافق از بین برود همچنان سر جای خود است. چگونه این مسئله را می توانیم به نیدر نهایت این باید درسی باشد که بعد از یک دهه جنگ آموخته ایم ، باید در مرحله آغازین پرسش های دشوار بپرسیم، فرضیه های خود را منوط به سند و مدرک و تحلیل بکنیم، با آنچه که عرف می گوید مقابله کنیم، با طبل جنگ مقابله کنیم، کمتر نگران این باشیم که به ما لقب ضعیف بودن بدهند بلکه باید بیشتر باید نگران آن باشیم که کار دست انجام دهیم. من درک می کنم که توسل به زور در مواجه شدن با لفاظی و رفتاری که در بخش هایی از ایران بروز می کند ، شاید اغوا کننده باشد، این (لفاظی و تهاجم) رنجاننده و زننده است ، آتش افروزانه است، ما این را جدی می گیریم اما ابر قدرت ها نباید در پاسخ به افکار ، بدون فکر اقدام کنند یا حتی در برابر تحریک کنندگی هایی که می توان بدون جنگ آنها را حل کرد، نباید بدون فکر اقدام کنند.روهای خود توجیه کنیم. چگونه می توانیم این مسئله را برای جهان یا نسل بعدی توجیه کنیم.

در نهایت این باید درسی باشد که بعد از یک دهه جنگ آموخته ایم ، باید در مرحله آغازین پرسش های دشوار بپرسیم، فرضیه های خود را منوط به سند و مدرک و تحلیل بکنیم، با آنچه که عرف می گوید مقابله کنیم، با طبل جنگ مقابله کنیم، کمتر نگران این باشیم که به ما لقب ضعیف بودن بدهند بلکه باید بیشتر باید نگران آن باشیم که کار دست انجام دهیم. من درک می کنم که توسل به زور در مواجه شدن با لفاظی و رفتاری که در بخش هایی از ایران بروز می کند ، شاید اغوا کننده باشد، این (لفاظی و تهاجم) رنجاننده و زننده است ، آتش افروزانه است، ما این را جدی می گیریم اما ابر قدرت ها نباید در پاسخ به افکار ، بدون فکر اقدام کنند یا حتی در برابر تحریک کنندگی هایی که می توان بدون جنگ آنها را حل کرد، نباید بدون فکر اقدام کنند.

صرفا به این علت که تندروهای ایرانی شعار مرگ بر آمریکا سر می دهند معنی اش این نیست که این همه آن چیزی است که ایرانی ها به آن اعتقاد دارند. (تشویق حاضران)

در واقع این تندروها هستند که بیش از همه با وضعیت موجود راحت هستند. این تندروهایی که شعار مرگ بر آمریکا سر می دهند بیش از همه مخالف توافق بوده اند. آنها آرمان مشترک با جرگه جمهوریخواهان دارند(تشویق حاضران)

.اکثریت مردم ایران انگیزه های قوی دارند تا مصرانه از دولت شان بخواهند که در یک مسیر متفاوت و کم تحریک کننده تر حرکت کند. انگیزه هایی هستند که با این توافق تقویت می شوند. ما باید این فرصت را برای آنها ارائه کنیم و باید این فرصت را به آنها بدهیم. تضمین موفقیت وجود ندارد اما اگر آنها این فرصت را بگیرند برای ایران خوب خواهد بود ، برای آمریکا خوب خواهد بود و برای منطقه ای خوب خواهد بود که به جنگ و مناقشه بسیار زیاد شهرت دارد و این برای دنیا خوب خواهد بود.

اگر ایران در این مسیر حرکت نکند و اگر ایران این توافقنامه را نقض کند ما توانایی کافی برای پاسخ دادن خواهیم داشت. همانطور که می دانید توافقنامه هایی که کندی و ریگان با شوروی سابق دنبال کردند ، شامل آن بود که آمریکا پذیرفت محدودیت های قابل توجه روی زرادخانه ما ایجاد شود هرچند که آن سالها سالهای خطرناکی بودند. این توافقنامه شامل چنین محدودیت هایی نیست. بودجه دفاعی آمریکا بیش از ششصد میلیارد دلار است. من تکرار می کنم که بودجه ایران پانزده میلیارد دلار است. ارتش آمریکا  بالاترین پیشتوانه برای هرگونهتوافقنامه امنیتی است که ما حاصل می کنیم. من بیان کرده بودم که ایران هرگز اجازه نخواهد یافت به سلاح هسته ای دست یابد.
من هرکاری که لازم بود انجام داده ام تا اطمینان حاصل کنم که گزینه های نظامی ما واقعی هستند. من تردیدی ندارم که هر رئیس جمهوری که بعد از من بیاید همین موضع را خواهد گرفت. می خواهم صحبت های خود را جمع بندی کنم. وقتی که ما استدلال ها در مخالفت با این توافق را مورد بررسی قرار می دهیم هیچ یک از این استدلال ها در برابر بررسی های دقیق دوام نخواهند آورد.

به همین علت است که احتمالا لفاظی در طرف مقابل (جمهوریخواهان) گوش خراش است. به نظر من برخی از این لفاظی ها را می توان به حزب گرایی نسبت داد که همه ما با آن آشنا هستیم. در این لفاظی هرگونه تصمیمی که گرفته می شود فاجعه نامیده می شود، تسلیم خوانده می شود، می گویند شما به تروریست ها کمک می کنید و آزادی را به خطر می اندازید! در طرف دیگر به نظر من اذعان به این مسئله اهمیت دارد که یک انگیزه قابل درک تر در مخالفت با این توافق یا دست کم تردید درباره این توافق وجود دارد: 

این ها ناشی از یک قرابت صادقانه نسبت به دوست و همپیمان ما اسرائیل است. من به عنوان فردی که در کل دوره کاری خود از دوستان محکم اسرائیل بودم در این قرابت و نزدیکی عمیقا سهیم هستم. وقتی که دولت اسرائیل مخالف با چیزی است ، مردم در آمریکا به آن توجه می کنند و باید هم بکنند. هیچ کس نمی تواند اسرائیلی ها را به علت تردید عمیق درباره هرگونه معامله با دولتی مثل ایران مقصر بداند چون (دولت ایران) شامل سرانی می شود که هولوکاست را انکار می کنند و ایدئولوژی یهودی سیتزی را مورد استقبال قرار می دهند، انتقال راکت هایی را تسهیل می کنند که در مرزهای اسرائیل شلیک می شوند، به سمت تل آویو هدف گیری می شوند، در چنین همسایگی خطرناکی است که اسرائیل باید مراقب باشد و به درستی اصرار کند که نمی تواند روی هیچ کشور دیگری وابسته باشد حتی نمی تواند در مورد امنیت خود روی دوست بزرگ خود آمریکا وابسته باشد.

پس ما باید نگرانی ها در اسرائیل را جدی بگیریم اما واقعیت این است که به علت ارتش آمریکا و کمک اطلاعاتی آمریکا ، که دولت من در سطح بی سابقه فراهم کرده است، اسرائیل می تواند از خود در برابر هرگونه خطر متعارف دفاع کند چه این خطر مستقیما از طرف ایران باشد و یا از طرف گروههای نیابتی آن باشد. از سوی دیگر، یک ایران مسلح به سلاح هسته ای این معادله را تغییر می دهد. به همین علت است که این توافق در نهایت باید بر این مبنا مورد قضاوت قرار گیرد که در مورد رسیدن به هدف اصلی ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته ای چه می کند؟ این توافقنامه دقیقا همین کار را انجام می دهد. من این را در مقام کسی می گویم که بیش از هر رئیس جمهور دیگری برای تقویت امنیت اسرائیل کار کرده است. من به دولت اسرائیل به روشنی گفته ام که ما آماده ایم که بحث کنیم چگونه می توانیم این همکاری را حتی بیشتر هم بکنیم؟ ما تاکنون هم درباره یک دوره ده ساله دیگر از کمک امنیتی آمریکا به اسرائیل بحث کرده ایم. ما می توانیم حمایت از بخش هایی مثل دفاع موشکی را تقویت کنیم، تبادل اطلاعاتی را بیشتر کنیم، ممانعت (از ارسال تسلیحات) را بیشتر کنیم تا به نیازهای امنیتی مبرم اسرائیل پاسخ بدهیم و در برابر هرگونه فعالیت های بیشتری که ممکن است ایران در نتیجه تخفیف تحریمها انجام دهد، امنیت ایجاد کنیم.

من همچنین به موضع گیری نهادهای امنیتی اسرائیل هم گوش کردم که دهه ها است درباره مخاطرات ناشی از ایران مسلح به سلاح هسته ای هشدار داده اند . در واقع آنها کمک کردند که بسیاری از ایده هایی شکل بگیرد که در نهایت منجر به این توافق شد. پس من خطاب به دوستان اسرائیل و مردم اسرائیل می گویم که یک ایران مسلح به سلاح هسته ای ، برای اسرائیل و آمریکا و دنیا به مراتب خطرناک تر از یک ایران منتفع از تخفیف تحریم ها ،است.

من درک می کنم که نخست وزیر نتانیاهو مخالف است ، قویا مخالف است. من در صداقت وی تردیدی ندارم اما معتقدم که او اشتباه می کند. من معتقدم که واقعیت ها از این توافق حمایت می کنند. من معتقدم که این توافق به نفع منافع آمریکا و اسرائیل است. برای من به عنوان رئیس جمهور آمریکا لغو وظایف مصرح در قانون اساسی خواهد بود که برخلاف بهترین قضاوت خود عمل کنم صرفا به این علت که این تصمیم باعث اصطاک موقت با یک دوست و همپیمان عزیز می شود! من معتقد نیستم که چنین کاری برای آمریکا درست باشد، من معتقد نیستم که چنین کاری برای اسرائیل هم درست باشد.

من کمتر از دو هفته پیش، بارها هر کسی را که با این توافق مخالفت کردند به چالش طلبیدم و گفتم گزینه بهترممکن را پیشنهاد دهد. من همچنان منتظرم تا یک گزینه را بشنوم اما به جای آن بحث هایی را می شنوم که منجر به جنگ عراق شد.می گویند نمی توان از راه دیپلماتیک با ایران برخورد کردو ما می توانیم حملات نظامی بدون پیامد جدی انجام دهیم.می گویند ما نباید درباره آنچه کشورهای دیگر در جهان فکر می کنند، نگران باشیم زیرا زمانی ما این کار را انجام دادیم همه دنبال ما خواهند آمد.می گویند حرف های تندتر و تهدیدات نظامی بیشترایران را مجبور به تسلیم شدن خواهد کرد.می گویند ما می توانیم به توافق بهتر برسیم.من می دانم بازی با نگرانی های مردم،بزرگ کردن تهدید در مقایسه با دیپلماسی در مونیخ آسان است اما هیچ یک از اینها پایدار نیست.این شیوه ها در سال دوهزار و دو و دوهزار و سه پایدار نبوده است و الان نیز نباید باشد.همین افراد همین طرزفکر را در بسیاری از موارد پیشنهاد کردند که با وجود این که بارها اشتباه بوده است،نادم نیستند.

به راه انداختن جنگ موجب می شود ایران بیشتر تقویت شود،آمریکا بیشتر از آنچه که دردهه قبل انجام داده است،منزوی گردد. این طرز فکر خارج از سنت سیاست خارجی آمریکا است که ما قبل از جنگ،دیپلماسی را طی می کنیم و درباره مسائل جنگ و صلح براساس حقیقت تلخ بحث می کنیم.رئیس جمهور ریگان گفت که صلح به معنای فقدان مناقشه نیست بلکه توانایی برای مقابله با مناقشه از راههای مسالمت آمیز است.رئیس جمهور کندی به آمریکایی ها هشدار داد مناقشه را اجتناب ناپذیر و غیرقابل حال و ارتباط را رد وبدل کردن تهدیدات ندانند. اکنون زمان بکارگیری چنین عقلانیتی است.توافق پیش روی ما برای تغییر ایران نیست و نیاز به اعتماد ندارد بلکه راستی آزمایی می کند و از ایران می خواهد سلاح هسته ای را فراموش کنند.

دقیقا ما زمانی توافقاتی با اتحاد جماهیر شوروی داشتیم که آنها متحدان ما را تهدید می کردند،دست نشانده های خود را علیه ما مسلح می کردند،تعهد خود را برای نابودی شیوه زندگی ما بیان می کردند و تسلیحات هسته ای داشتند که به سمت همه شهرهای مهم ما نشانه گرفته بودند و این تهدید واقعی برای موجودیت ما بود.شما می دانید ما در جهانی پیچیده زندگی می کنیم،جهانی که در آن نیروهایی که با نوآوری بشری ایجاد می شوند، در حال ایجاد فرصت هایی برای کودکان ما هستند که در بیشتر تاریخ بشری غیرقابل تصور بود.همچنین این جهانی با تهدیدات مداوم است.جهانی که در آن خشونت های گسترده و ستم بیش از حد معمول است و نوآوری بشری خطری برای نابودی همه کسانی است که ما آنها را عزیز می داریم.

در چنین جهانی ،آمریکا قدرتمندترین کشور درجهان باقی مانده است و من معتقدم در دهه های آینده نیز باقی خواهد ماند اما ما یک ملت در بین ملت های بسیار هستیم و آنچه که ما را با امپراطوری های قدیم متمایز ساخته است و آنچه که ما را استثنا کرده است صرفا توان نظامی ما نیست.

ما از زمان جنگ جهانی دوم که مرگبارترین جنگ در تاریخ بشری است از قدرت خود برای کنار هم گرد آوردن کشورها در نظام حقوق

دیدگاه شما در مورد : اوباما: «مرگ بر آمریکا» شعار تندروهای مخالف توافق است

اوباما: «مرگ بر آمریکا» شعار تندروهای مخالف توافق است

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS