امروز شنبه 13 آذر 1395
ساعت 21:13:15
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 23702

تاریخ انتشار : 06/05/1394 - 08:15

خباز: بینش لاریجانی فرق کرده است

عضو حزب اعتماد ملی با اشاره به ویژگی‌های رئیس مجلس معتقد است: بینش لاریجانی از وقتی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد، خیلی فرق کرده است.

جویباران ـ

به گزارش پایگاه 598

مهر، محمدرضا خباز، سابقه حضور در دوره های چهارم، پنجم، ششم و هشتم مجلس را دارد، سال ۸۴ پس از تشکیل حزب اعتماد ملی به این حزب پیوست و در انتخابات مجلس هشتم نیز از حوزه کاشمر، خلیل‌آباد و بردسکن وارد مجلس شد اما در انتخابات مجلس نهم از ورود به بهارستان باز ماند.

برای گفتگو با خباز به دفتر وی در بهارستان(طبقه چهارم معاونت پارلمانی رئیس جمهور) رفتیم، زمان گفتگو ۵۰ دقیقه اعلام شد و طبیعتا بخشی از سوالات باقی ماند چراکه این چهره اصلاح طلب و نزدیک به دولت پس از گفتگو با ما قرار مصاحبه دیگری داشت. این فعال سیاسی اصلاح طلب از ایده منتجب نیا مبنی بر ائتلاف حامیان لاریجانی با اصلاح طلبان دفاع کرد و گفت: قبل از اینکه این موضوع مطرح شود من آن را در نشست نمایندگان اصلاح طلب مجلس هشتم با رئیس دولت اصلاحات بیان کردم.

نماینده ادوار مجلس، لاریجانی را فردی معتدل می داند و معتقد است لارجانی از وقتی دبیرشورای عالی امنیت ملی شد و با دنیا صحبت کرد بینش وی خیلی فرق کرد، لاریجانی هم تراز رئیس دولت اصلاحات، هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری است.

مشروح گفتگوی سایت خبری تحلیل «نماینده» با محمدرضا خباز، به این شرح است:

اگر موافق هستید به نحوه آرایش انتخاباتی احزاب بویژه احزاب اصلاح طلب و حامی دولت ورود کنیم، رسول منتجب نیا"قائم مقام حزب اعتماد ملی" در گفتگویی از احتمال ائتلاف اصلاح طلبان با حامیان لاریجانی سخن گفته بود از طرف دیگر محسن رهامی"رئیس کمیته انتخاباتی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات" نیز از ائتلاف با اصولگرایان معتدل استقبال کرد اما ایده منتجب نیا با واکنش چهره های اصلاح طلبی همچون کواکبیان، رسولی و خرازی روبه رو شد، نظر شما درباره پیشنهاد مطرح شده چیست؟

پیشنهادی که منتجب نیا فرمود من سه سال پیش آن را به رییس دولت اصلاحات عرض کردم اما همان زمان مورد اعتراض قرار گرفت، ماجرا این بود که اصلاح طلبان مجلس هشتم با هم جلساتی داشتند. آخرین جلسه در همین ماه مبارک به صرف ضیافت افطاری برگزار شد. مجموعه ای بودیم که از مجلس هشتم به مجلس نهم راه پیدا نکردیم و با مقامات عالی رتبه جلسه برگزار کردیم در یکی از جلسات من پیشنهادی کردم که مشابه همین پیشنهاد بود البته با واکنش تند بعضی از دوستان روبه رو شد اما رییس دولت اصلاحات گفت حق با خباز است.

من به او اصرار کردم شرایط شما بسیار شرایط خوبی است، حتما برای ریاست جمهوری بعدی کاندیدا شوید او نمی پذیرفت گفتم در مرحله دوم اگر شما نیامدید اصرار کنید هاشمی بیاید، اگر هاشمی هم نپذیرفتند با محوریت شما روی یک اصلاح طلب به جمع بندی برسیم و با محوریت شما همه اصلاح طلبان کشور روی این فرد به جمع بندی برسند و حتما رای می آورد. اگر نرسیدیم باز با محوریت شما یک اصولگرایی که ما را قبول داشته باشد، تفکر اصلاح طلبی را قبول داشته باشد و مشورت با اصلاح طلبان را بد نداند و از نشست با اصلاح طلبان نترسد با محوریت شما گرد او جمع شویم چرا؟ چون نیروی سیاسی هیچ وقت نباید خانه نشین باشد یعنی همیشه باید در مراحل مختلف کشور حرف برای گفتن داشته باشد. اولویت اول شما(رئیس دولت اصلاحات)، اولویت دوم هاشمی و اولویت سوم با یک اصلاح طلب مورد قبول باید باشد در اولویت چهارم دور اصولگرا جمع شویم من وقتی این موضوع را مطرح کردم دوستانی که همراه ما بودند و رفیق هم هستیم مثل همین الان که عده ای انتقاد کردند در آنجا نیز شروع به انتقاد کردند اما رییس دولت اصلاحات موقع جمع بندی گفت: حق با خباز است چون اصلاح طلب با صندوق قهر نمی کند. آدم سیاسی فقط نمی گوید یا سیاه یا سفید چون ما رنگ های دیگری داریم، نمی گوید صفر یا صد یا فقط کاندیدای من یا هیچ چی. یک ضرب المثل عربی داریم که می گوید "اگر به صد درصد هدفتون نرسیدید به کمتر از صد درصد هم راضی باشید" آن زمان آقایان نپذیرفتند و هاشمی آمد اما مورد تایید قرار نگرفت. عارف هم کناره گیری کرد و اصلاح طلبان، گرد یک اصولگرا جمع شدند و آن دکتر روحانی بود چون دکتر روحانی به مراتب از ما اصلاح طلبان حرف مان را بهتر بیان می کرد بنابراین همان پیش بینی که من می کردم و آقایان حمله کردند، در کشور اتفاق افتاد و همه خوشحال هستند چرا؟ برای این که وقتی به صددرصد هدف نرسیدید به ۵۰ راضی باشید، حتی گاهی وقتها به ۱۰ راضی باشید "کاچی بهتر از هیچ چی" چه معنا دارد بگوییم یا حرف ما یا اگر نشد ما با صندوق قهر می کنیم، شخص سیاسی با صندوق قهر نمی کند در هر حالتی یک برنامه خاص برای خود طراحی می کند. این یک تز پذیرفته شده و منطقی است. من نمی دانستم منتجب نیا چنین فکری را مطرح کرده ولی با یک نگاه دیگری همین فرمایش او را با بیان ناقص خود بیان کردم و بارها در خبرگزاری ها منشر شده و آن اینکه ما مجلس دهم را به بُعد کارآمدیش نگاه کنیم نه تنها به بعد سیاسی یعنی اصلاح طلبان و اصولگرایان ببینند چه ایرادی دارد که اصلاح طلبان بروند به استقبال اصولگرایانی که به درد مجلس می خورند و همین طور چه ایرادی دارد اصلاح طلبان یک شخصیت اصولگرا را در لیست خود بنویسند این اقدام چند خاصیت دارد.

اول اینکه خواسته رهبری و امام مبنی بر "وحدت کلمه" تحقق می یابد، ثانیا حداقل دعواها کم می شود، ثالثا مجلس، مجلسی اثرگذاری می شود یعنی اصلاح طلبان و اصولگراها به فکر کرسی نباشند به فکر کرسی موثر باشند. ۵۰ تا نماینده اصلاح طلب یا ۱۰۰ نماینده اصلاح طلب که کارایی نداشته باشد به چه درد می خورد! می خواهیم اثرگذار باشند. پیشنهادم با پیشنهاد منتجب نیا یکی بود. اگر بزرگان اصلاح طلب و اصولگرا گرد هم جمع شوند که در همین راستا از چهار نفر اسم بردم هاشمی، ناطق نوری، لاریجانی و رییس دولت اصلاحات یک لیست ارائه و زیر آن را امضا کنند یقین داریم از ۲۹۰ کرسی حدود ۲۰۰ نفر از کرسی ها را این مجموعه به دست خواهد گرفت. خاصیتش این هست که دیگر اختلاف نظرها کم می شود و مجلس تنش ها را کنار می گذارد چون افراد بالغ -بالغ از بعد سیاسی منظورم است- مسائل جناحی را ترجیح نمی دهد بر منافع ملی؛ چون بلوغ سیاسی و معنوی دارند به عبارت دیگر منافع ملی را ترجیح می دهد و همچنین در داخل جامعه اینقدر لذت دارد، اینقدر اختلافات به حداقل می رسد. نمی خواهم بگویم ریشه کن می شود بلکه حداقل می شود. این سوال باید مطرح شود اختلاف نظر ما با اصولگرایان چیست؟ در اداره کشور است. ما که در اسلام، قانون اساسی، امام و رهبری اختلاف نداریم اختلافات بر سر اداره کشور است. سر اداره کشور هر دو با هم (عقلا) یا به تعبیر بنده معتدلین هر دو جناح چون دولت هم دولت اعتدال است معتدلین اصلاح طلب و اصولگرا یک لیست ارائه بدهند اینقدر محاسن دارد که باید یک مصاحبه خاص پیرامون محاسن این لیست ارائه بدهیم پیشنهادم این است که این ۴ شخصیت، شناسایی کنند و لیستی معقول، منطقی و موثر ارائه بدهند به نظر بنده این لیست می تواند خدمات مهمی به کشور بدهد.

شما، منتجب نیا و حتی رهامی از این ایده دفاع می کنید این در حالی است که چهره های اصلاح طلب دیگر مانند خرازی و کواکبیان این پیشنهاد انتخاباتی را رد کردند به طوری که صادق خرازی به صراحت اعلام کرد: هرگز با لاریجانی ائتلاف نمی کنیم با این اختلاف نظر آیا پیشنهاد انتخاباتی مبنی بر ائتلاف با بخشی از اصولگرایان اجرایی خواهد شد؟

ما قرار نیست همه نظرات را یکی کنیم، نمی شود. قرار نیست همه اصلاح طلبان این نظر را داشته باشند نظرات محترم است. مگر در جریان آقای روحانی همه اصلاح طلبان حمایت کردند؟ عده ای آمدند همین هم غنیمت و مغتنم است. در گذشته هم اینگونه بود چند نفر بودند که هم در لیست اصلاح طلبان و هم در لیست اصولگرایان بودند یکی از آنها حجت الاسلام دعایی بود که هم در لیست اصلاح طلبان و هم در لیست اصولگرایان بود. حرف من این است می شود این کار را در کشور انجام داد، این به نفع کشور و به نفع منافع ملی است چرا که مجلس کارا متشکل از اصولگرایان و اصلاح طلبان موثر و معتدل به مراتب از هر مجلسی چه همه اصلاح طلب و چه همه اصولگرا باشند برای آینده کشور و برای شرایط فعلی موثرتر خواهد بود از این رو با نظر منتجب نیا ضمن اینکه نمی دانستم چنین نظری ارائه داده موافق هستم.

ایده ائتلاف با بخشی از اصولگرایان با واکنش و اعتراض چهره های شاخص این جریان من جمله باهنر مواجه شد، باهنر و اصولگرایان که این روزها تحت عنوان اضلاع سه گانه نشست برگزار می کنند بر وحدت و همگرایی تاکید دارند و رقیب خود را اصلاح طلبان می دانند حتی باهنر گفته بود به فکر چنین ائتلافی نیستیم مهم برای ما وحدت و ائتلاف اصولگرایان است با این اوصاف چرا اصلاح طلبان می خواهند بر گزینه لاریجانی سرمایه گذاری کنند؟ لاریجانی سال ۸۴ نامزد اصولگرایان بود حتی در انتخابات مجلس حمایت اصولگرایان را داشت، چه اتفاقی افتاده؟

از اصلاح طلبان خبری ندارم اما اگر از خودم به عنوان یک فرد سوال شود می گویم خودم هم در مجلس هشتم و هم در این مجلس با لاریجانی کار کردم. وی در عین اینکه یک اصولگراست اما از وقتی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد و با دنیا صحبت کرد بینش وی(لاریجانی) خیلی فرق کرد. مثل اینکه من می خواهم خانه خود یا کشور را اداره کنم. اگر خانه خودم باشد هر طور که دوست داشته باشم رفتار می کنم ولی وقتی بخواهم کشور داری کنم باید ببینیم چه راهی برای اداره کشور بهتر است چراکه اداره خانه نیست، سلیقه ای نیست باید به همه سلایق احترام بگذاریم و از خرد جمعی استفاده کنیم بنابراین به دلیل اینکه آقای لاریجانی هم اصولگر و هم معتدل است، هم نیم نظری به اصلاح طلبان و هم یک نیمه نظری به اصولگرایان معتدل دارند. وی با مواضعی که منتقدین در مقابل دولت می گیرند، مخالفت میکند.

به عنوان فعال سیاسی و فردی که بالاریجانی در مجلس درحال همکاری است با وی پیرامون این ایده انتخاباتی گفتگو کرده اید؟ نظر او را دریافت کرده اید؟

من فرد عادی هستم کسی که باید با او صحبت کند ریس مجلس چهارم و پنجم (ناطق)، رئیس مجلس اول و دوم و نصف از سوم (هاشمی) و نماینده دور اول اردکان، وزیر ارشاد هاشمی رفسنجانی و رئیس دولت اصلاحات است. آنها باید با هم صحبت کنند چرا که هم تراز هم هستند، ما نظر می دهیم در حد نظریه پردازی است.

حامیان دولت هم ایده همسویی با لاریجانی را مطرح می کنند

اسم عوض می شود، محتوا همین است حامیان دولت چه کسانی هستند؟ بیشتر اصلاح طلبان و اعتدال و توسعه هستند اصولگرایان کاندیدا داشتند و انتخابات به مرحله دوم نکشید فقط یک نماینده با گرایش اصلاح طلبی بود. ما اصلاح طلبان در مجالس چهارم و پنجم در اقلیت بودیم و اصولگرایان در اکثریت قرار داشتند اما هر سال برای انتخابات هیئت رئیسه لیست می دادیم، یک لیست ۱۲ نفره می دادیم اصولگرایان هم یک لیست ۱۲ نفره می دادند یک نفر مشترک در هر دو لیست بود و آن روحانی بود. معتدل بود و ما قبولش داشتیم از این رو به وی رای می دادیم و خوشحال بودیم ناطق رئیس و روحانی نایب رئیس اول می شدند. می گویم این حرفی که آقایان می زنند مشابه حرف ماست، خلاصه بگویم راهی جز استفاده از همه نیروها نداریم. یک تحلیل اقتصادی خوب آقای ستاری فر ارائه داده بود می گفت اگر تا ۱۵ سال آینده همه نیروهای کشور هماهنگ باشند اقتصادمان به سال ۸۳ می رسد بنابراین معتقدم برای هماهنگی و همدلی راهی جز ائتلاف نداریم یا به قول شما تیم دولت که البته باید گفت حامیان دولت چون دولت تیمی ندارد و با مجموعه لاریجانی یا اصلاح طلبان و اصولگرایان معتدل حتی در حزب اعتدال و توسعه هم اصلاح طلبان و هم اصولگرا حضور دارند ولی یک وجه مشترک دارند و آن اعتدال است.

بخشی از اصلاح طلبان به محوریت عارف بر پیروزی قاطع اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو تاکید می کنند و از سوی دیگر حزب کارگزاران سازندگی ایده مجلس پنجم را مناسب می داند نظر شما در این باره چیست؟

نظر خودم را می گویم. وقتی می گویند مجلس پنجم یعنی اقلیت قوی که رئیس اقلیت عبدالله نوری بود. آقایان انصاری، ذاکری و مرعشی بودند. این اقلیت قوی توانست دو دفعه در مقابل دفاع از حقوق مردم که اتفاقا یک جلسه آن را روحانی اداره می کرد وارد شد. همینکه دیدیم زورمان نمی رسد و دارد یک حرف غیرمنطقی به نتیجه می رسد آقای انصاری بلند شد و گفت که ما جلسه را ترک می کنیم زرنگی روحانی در آن مقطع این بود که زنگ پایان جلسه را زد و این کار باعث شد به بیرون کشیده نشود، جلسه تعطیل شد و دیگر رادیو چیزی پخش نکرد. ما آمدیم بیرون، فورا روحانی از جلسه ریاست آمد به جمع ما و گفت خواستتان چیست؟ یادم نیست ماده ای بود که حقوق شهروندان به خطر می افتاد و یک گرفتاری درست می شد ما با این مخالف بودیم خوشبختانه روحانی پذیرفت و از ما خواستند که برگردیم وی زنگ جلسه را زد و جلسه با اکثریت رسمیت پیدا کرد، این اقلیت در مجلس پنجم بودند.

ایده عارف با ایده ای که شما مطرح و ازآن دفاع می کنید مغایرت دارد، عارف از مجلس اصلاح طلب سخن می گوید و شما از مجلس با ترکیب اصولگرایان و اصلاح طلبان سخن می گویید.

نظر دکتر عارف نظر دیگری است او می گوید از طریق اصلاح طلبان باید مجلس، حداکثری باشد این با عرض ما منافات ندارد ۱۵۰ اصلاح طلب موثر موفق و ۱۴۰ اصولگرای موثر موفق ۲۹۰ نفر می شوند اگر نظر عارف این باشد که می فرمایند با اکثریت حداکثر می گیریم ۱۸۰ اصلاح طلب دارای پیشینه که می تواند در مجلس اثرگذار باشد اصولگراها هم دنبال ۱۲۰ نفر نیروی اصولگرایی باشند که در مجلس موثر باشند باز می شود همان عرض بنده فقط اسمشان با هم فرق می کند محتوا یکی است. ما باید مجلس مقتدر، علمی و کارشناسی داشته باشیم فقط نگاه سیاسی نداشته باشیم حرف ما یک کلام است "آیا فقط نگاه سیاسی تنها؟ " من می گویم نه، نگاه سیاسی تنها در شرایط فعلی کشور مشکلی از مشکلات ما حل نمی کند ما باید به فکر مسائل عملی و اساسی برای رفع مشکل باشیم.

عطریانفر گفته بود لاریجانی را به عارف ترجیح می دهیم، حاجی "عضو بنیاد باران" عارف را گزینه اصلاح طلبان برای ریاست مجلس معرفی کرده بود شما چه دیدگاهی دارید؟

این حرف ها باید بعد از تشکیل مجلس گفته شود باید ببینیم ترکیب مجلس چگونه خواهد شد.

صادق خرازی می گوید هشت سال ریاست برای لاریجانی کافی است.

هاشمی دو دوره نیم رئیس مجلس بود، اگر امام ارتحال نمی کردند سه دوره بودند.

آقای حاجی در گفتگویی مدعی شد"روحانی با مجلس فعلی راحت نیست" شما که در اکثر جلسات مجلس شرکت می کنید این تحلیل را قبول دارید؟

اگر می خواهیم اظهار نظری داشته باشیم باید با مشابه خودش مقایسه کنیم، مجلس نهم هم با دولت احمدی نژاد و هم با دولت روحانی کار کرد. ممکن است این سوال مطرح شود این مجلس با دولت روحانی تعاملش بیشتر بود یا با دولت احمدی نژاد؟ مجلس نهم اینقدر مورد بی مهری دولت دهم قرار گرفت و دیدید درگیری ها، لفاظی ها و حتی توهین ها به جایی رسید که رئیس دولت به مجلس آمد و رئیس مجلس، رئیس قوه قضاییه و نمایندگان مجلس را تهدید کرد به تعبیر بنده مجلس را به توپ بست. اگر با آن شرایط مقایسه کنیم الان ارتباط و تعامل بسیار خوب است ولی با آن تعامل مطلوب که باید دولت و مجلس با هم داشته باشند فاصله دارد، من خودم راضی نیستم به دلیل اینکه مجلس باید بیش از این دولت را درک کند همان طور که رهبری درست و به اندازه درک می کنند.

بیشتر توضیح می دهید؟ بالاخره نظارت از وظایف مجلس است اما برخی از دولتمردان نسبت به این نظارت و یا حتی طرح سوال نمایندگان انتقاد دارند.

این به معنای اینکه مجلس نباید نظارت کند نیست، نظارت داشته باشد ولی در عین حال باید دولت و مجلس مثل دو بال یک پرنده باشند، یک پرنده با دو بال پرواز می کند نه با یک بال به همین جهت نه بال مجلس می تواند کشور را پرواز دهد نه بال دولت می تواند کشور را به اوج ببرد، این دو باید با هم همدل، همراه و هم فکر باشند سال هم سال "همدلی و همزبانی" است بنابراین خیلی باید بیشتر از این ارتباط وجود داشته باشد پس در مقایسه با دولت گذشته این مجلس بسیار تعاملش خوب بوده ولی با یک تعامل سازنده آن هم با شرایط فعلی کشور این تعامل باید بیشتر باشد.

قبل از این موضوع انتخاب استاندار فارس یکی از چهره های اصلاح طلب، معاون پارلمانی دولت را رابط اصلاح طلبان معرفی کرد، البته مجید انصاری خبر را تکذیب کرد با این حال اخباری مبنی بر نگاه دولت به انتخابات منتشر می شود حتی پیش از این مرعشی خبر از ابلاغ انتخاباتی محمد باقر نوبخت داده بود نظر شما در این رابطه چیست؟

دو حرف اینجا زده می شود. حرف اول اینکه آیا دولت قصد دخالت در انتخابات را دارد؟ می توانم سوگند یاد کنم که ابدا، چون نه عقلی، نه شرعی، نه منطقی و نه قانونی است دولت چه معنا دارد در انتخابات نظر بدهد، تحلیل کند که فرد مورد نظر او انتخاب شود این خلاف قانون و خلاف شرع و خلاف عقل است چون قوه مقننه جدای از قوه مجریه است و خلاف منطق هم هست از سوی دیگر تفکیک قوا منطقی است ولی اینکه هر فردی در دولت جداگانه یک نظری داشته باشد بحث دیگری است. فرد وقتی عضو دولت شد معنایش این نیست که حق اظهارنظر هم ندارد اظهارنظر شخصی به عنوان آقای ایکس نه به عنوان وزیر، نه به عنوان معاون رئیس جمهور به عنوان آقای ایکس می تواند نظر بدهد، ثانیا حق استفاده از هیچ یک از امکانات دولتی را ندارد (نه عنوانش، نه امکانات مالی، نه امکانات لجستیک، نه امکانات دیگری که دارد حق هیچ استفاده ای را ندارد) ولی آیا به عنوان یک فرد که در دولت حضور دارند از این اظهارنظر هم محروم شدند؟ نه، ولی اینکه از امکانات استان و شهرستان برای اعمال نظر خود استفاده کنند خلاف است و حتما یقین بدانید که دولت دنبال چنین چیزی نیست. چه روحانی و چه غیرروحانی بود به شما اطمینان خاطر می دهم که دولت تدبیر و امید هیچ گونه دخالت حضوری و پشت پرده ظاهری، باطنی، اقتصادی مالی لجستیکی در انتخابات نخواهد داشت ولی افراد دولت به عنوان یک فرد نظری دارند و نظر خود را در حزب و گروه خود اعمال می کنند البته بیشتر اعضای این کابینه اصولگرا هستند و اصلاح طلبان در این دولت در اقلیت قرار دارند.

اصولگرایان نظر دیگری دارند، وزن اصلاح طلبان و کارگزارانی ها بیشتر است.

شما می گویید اصولگرایان در اقلیتند؟ لیست را دارم از همین جا شروع می کنم از وزیر ارتباطات، آموزش و پرورش، بانک مرکزی، وزیر آموزش و پرورش(نزدیک به اصلاح طلبان) وزیر اقتصاد وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزیر خارجه (میانه) وزیر بهداشت(میانه) وزیر تعاون(اصولگرا)، وزیر جهاد سازندگی(اصلاح طلب)، وزیر دادگستری (اصولگرا) وزیر صنعت (اعتدالگر) وزیر دفاع (اصولگرا) وزیر راه و شهرسازی (باجناق ناطق، اصلاح طلب نیست) وزیر علوم (معتدل) وزیر فرهنگ و ارشاد (اصولگرا) وزیر کشور(دو قبضه اصولگرا) نفت (اصلاح طلب) نیرو (اصولگراست) ورزش هم که خط سیاسی ندارد بنابراین اعضای کابینه در اظهار نظر به عنوان فرد آزاداند نه اینکه امکانات دستگاه متبوعشان را پشت سر شما یا پشت سر فلان آقا به عنوان یک شخصیت ببرند بلکه در جمع گروه سیاسی خود بنشیند و اظهارنظر کند این حتما ایرادی ندارد.

اما با این حال حاشیه هایی به برخی از اقدامات زده می شود، استعفا نمایندگان و موضع گیری جهانگیری آخرین اقدام بود.

ما با واقعیت کار داریم یعنی شما می خواهید بگویید آنها(اعضای کابینه) حق هیچ گونه اظهارنظری ندارند؟ یک وقت هست چون این وزیر دولت شده به هیچ وجه حتی انتخابات الف، ن، خ، ب حق ندارد بنویسد به زبان حق ندارد بیاورد این که معلومه، منطقی نیست یک وقت هست می گوییم تو وزیر هستی و وزرات مال خودت نیست، مال ملت هست، امکانات وزارت مال ملت است. از امکانات وزارت حق اینکه در یک جناح سیاسی به کار بگیرید ندارید. می گویم این آقا به عنوان وزیر حق استفاده از امکانات دولتی حتی نام وزارت، وزیر، روسای دانشگاه ندارد. مثالی می زنم انتخابات اتاق بازرگانی اخیرا برگزار شد من در آنجا نقش شورای نگهبان را داشتم (در انجمن نظارت بر انتخابات حضور داشتم) ضمن اینکه نه تولید کننده ام، نه صادر کننده ام و نه بازرگان هیچ چی نیستم اما به ما اطمینان کردند ما را به عنوان عضو شورای نگهبان آنجا تعیین کردند. من به شما عرض می کنم قسم می توانم یاد کنم برای ما هیچ فرقی نمی کرد که چه کسی انتخاب شود، یک انتخاباتی برگزار کردیم که می شود سوگند یاد کرد یک رای پایین، بالا نرفت. انتخابات الکترونیکی بود با این حال کلیه معترضین را آوردیم از نو آرا را در حضور خودشان بازشماری کردیم و از همه، چه کسی که رای آورده و چه کسی که رای نیاورده بودند از هر دو تشکر کردیم، بهترین خوشحالی ما این بود که آنها احساس می کردند برای ما که برگزار کننده انتخابات بودیم هیچ فرقی نمی کرد که چه کسی می خواهد انتخاب شود، برای من ایکس و ایگرگ چه فرقی می کند؟

گفته شما درست ولی برخی از اعضای کابینه با مواضعی که اتخاذ می کنند برای دولت حاشیه سازی می کنند، جهانگیری به عنوان معاون اول رئیس جمهور در جمع همفکران خود موضع گیری انتخاباتی کرد و این موضع گیری با واکنش هایی روبه روشد.

اول از خودتان سوال می کنم، با حاشیه ها کار نداریم من با یک آدم منطقی صحبت می کنم حاشیه ها را ول کنید شما به عنوان یک انسان منطقی بگویید کجای حرف جهانگیری ایراد داشت که پاسخ بدهم.

معاون اول رئیس در قامت رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران موضع گیری انتخاباتی کرد، همین مواضع با اعتراض برخی فعالان سیاسی مواجه شد.

یک وقت هست که من آرزو می کنم چنین مجلسی داشته باشم، هیچ عیبی ندارد "آرزو بر جوانان عیب نیست" یک وقت هست که می گویم من ضمن اینکه آرزو دارم، امکانات کشور را هم در این مسیر می برم و پشت این مجموعه قرار می دهم، عده ای دنبال حاشیه هستند ما اصلا با حاشیه ها کار نداریم چون حاشیه از تقوا سرچشمه نمی گیرد قرآن می فرماید هر حرفی که از دهان شما در می آید دو ضبط الهی آن را ضبط می کند به نام "عتید و رقیق" فردا به رخ ما می کشند و در پیشگاه عدل الهی خجالت می کشیم. من به حاشیه ها کار ندارم به جمله کار دارم بنده جهانگیری را عاقل تر و با تقوا تر از آن می دانم که بخواهد امکانات کشور را پشت این قضیه قرار دهد. بنده اگر آسمان بیاد به زمین حاضر نیستم برای برادرم حتی یک رای بگیرم چون می ترسم از فردای قیامت هرچه نباشد حق مردم حق الناس است به همین جهت در انتخابات اتاق بازرگانی حتی به فضل و کرم خدا یک رای پایین بالا نکردم. ولی اگر بگوییم چون معاون اولی هستی باید دیگر اظهار نظر نکنی این ظلم است. نه قانون، نه عقل و نه منطق این را نمی خواهد.

 

/3004

دیدگاه شما در مورد : خباز: بینش لاریجانی فرق کرده است

 خباز: بینش لاریجانی فرق کرده است

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS