امروز شنبه 20 آذر 1395
ساعت 10:25:43
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 23626

تاریخ انتشار : 05/05/1394 - 17:56

چند ایستگاه از زندگی/این خانه دور است

چشمان به در خیره شده، قامتهای خمیده و شکسته از بازی روزگار و بغض های فرو برده در گلو، همه و همه حال و روز سالمندانی هستند که این خانه برایشان آخرین ایستگاه توقف در این دنیاست.

جویباران ـبه گزارش خبرنگار بلاغ،سال هاست از خانه هایشان دور شده اند و هنوز دلتنگ فرزندانشان، روزهای بهاری و جوانیشان هستند و دستهایشان هنوز بوی باغهای پرتقال و شالیزارهای شمال را می دهد.

این خانه دور نیست، کافی است در یکی از روزهای تابستانی و گرم خدا با ما همسفر و راهی بازدید از مرکز نگهداری و توانبخشی سالمندان شوید، مراکزی که میهمانشان، پدران و مادران سالخورده ای هستند که در کنار هم، خانه ای سبز و با صفا را رقم زده اند.

ایستگاه اول؛ سالمندان چشم براه

مرکز باب الحوائج شهرستان بابل اولین ایستگاه توقف است، این مرکز تنها مرکز جامع و نمونه دولتی نگهداری از سالمندان مازندرانی است که درصد زیادی از ساکنانش را سالمندان فاقد فرزند تشکیل می دهند و ساختمانش متعلق به بهزیستی استان است.

این ساختمان که در گذشته مرکز توانبخشی و فیزیوتراپی بوده با مناسب سازی به صورت استیجاری در اختیار سالمندان باب الحوائج بابل قرار گرفته است و اگرچه با استاندارد فاصله دارد و کوچک است ولی سعی شده با مناسب سازی از تمام فضاهای موجود برای رفاه حال بیشتر سالمندان استفاده شود.

قسمتی از دیوار راهرو با قاب عکس های کوچک، برنامه های گروهی سالمندان و قسمتی دیگر نقاشی های آنها را به تصویر کشیده است و مهمانان این مرکز را بانوان سالمند تشکیل می دهند و وقتی وارد اتاق نگهداری شدیم، برخی از مادران خواب بودند، انگار کهولت، تنهایی و چشم انتظاری رمق از آنها برده است، عده ای هم روی ویلچر چشم به راه نشسته بودند، برخی با گل لبخند از ما استقبال کردند و برخی هم دوست نداشتند حتی تصویری از آنها گرفته شود.

تن رنجور، چین و چروک صورت، قامت خمیده و نگاه هایی که پر از حرف بود، همه و همه دلت را به درد می آورد، اینها شاید تجسم تصویر آینده هر کدام از ما باشد.دکتر پیمان بیژنی، پزشک خوشرو و مهربانی که در بدو ورود به گرمی از ما استقبال و خود را مدیرعامل و مسئول فنی مرکز معرفی کرد، می گوید: این مرکز با ظرفیت ۵۰ سالمند راه اندازی شد که در حالت فعلی این ظرفیت تکمیل است و ۵۰ نیرو نیز برای ارائه خدمات به آنها در مرکز مشغول به کار هستند.

مدیرعامل و مسئول فنی مرکز جامع سالمندان باب الحوائج بابل، با بیان اینکه در این مرکز به اندازه دو بخش بیمارستانی کار داریم، به خبرنگار مهر می گوید: در هر بخش ۲۰ تخت تعریف شده که برای هر بخش ۲۰ نفره سه الی ۴ پرستار وجود دارد.

بیژنی، با بیان اینکه نیمی از سالمندان ما بدون فرزند و آلزایمری هستند گفت: برخی از مراکز نگهداری سالمندان، سالمند بیمار و نابینا را پذیرش نمی کنند و این در صورتی است که ما ممانعتی در این زمینه نداریم.

سرانه هزینه ماهیانه برای سالمند تیپ ۱، یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان و برای سالمند تیپ ۵ ماهانه سه میلیون و ۳۰۰هزار تومان است که در مجموع هزینه های نگهداری و توانبخشی مرکز باب الحوائج ماهیانه ۹۰ تا ۱۰۰میلیون تومان بوده که ۱۵تا ۱۶ میلیون تومان یارانه ای است که بهزیستی پرداخت می کند و ۳۵میلیون تومان توسط برخی خانواده ها و مشارکت خیرین تامین می شود.

همچنین از مدتی قبل در راستای جذب مشارکت های مردمی، «طرح مجالس اسمانی» در مرکز باب الحوائج بابل اجرا می شود، به این ترتیب خانواده هایی که عزیزی را از دست دادند به جای صرف هزینه های سنگین خرید تاج گل مراسم ترحیم و ختم و انواع سبد گل، هزینه ها را به مرکز داده و شمایل مربوط به این کار خیر را با نام متوفی به مجلس ختم اهدا می کنیم.

ایستگاه دوم؛ خانه ای برای دختران معلول

ایستگاه دوم، بازدید از موسسه خیریه نگهداری معلولین شفیع زاده بابل بود، که در سال ۱۳۵۳ توسط حاج صادق شفیع زاده در اختیار تشکیلات اولیه بهزیستی قرار گرفت.

این موسسه شبانه روزی محل نگهداری از زنان و دخترانی است که به لحاظ ذهنی معلول هستند، ساختمان موسسه در طبقه هم کف واقع شده است و در بدو ورود به سالن جنب ایستگاه پرستاری، دختران مرکز که دارای معلولیت خفیف یا به اصطلاح آموزش پذیر هستند مشغول انجام کارهای هنری مانند نقاشی، کوبلن هستند، مشاهده می شوند.

لبخندشان نشان از دل پاک و معصومشان دارد، دنیایشان اگرچه کوچک و به وسعت موسسه است، ولی به دور از هرگونه تزویر، گناه و تباهی، کینه و دشمنی و ... بوده و قلبی مملو از احساس کودکانه دارند.

وقتی وارد اتاق معلولان با ضریب هوشی زیر ۲۵ (ایزوله) می شویم، برخی دستشان را با لبخند به سمتت دراز می کنند و برخی باهم گریه سر می دهند، آنان غذایشان مایعات و شرایط نگهداریشان

لبخندشان نشان از دل پاک و معصومشان دارد، دنیایشان اگرچه کوچک و به وسعت موسسه است
مانند نوزادان و کودکان، ویژه و پرزحمت است.

به اتاقی دیگری هدایت می شویم، زنان و دخترانی که به رغم سن بالایشان، عواطف و احساسات کودکانه در وجودشان موج می زند و با نگاه های معصوم به دنبال محبت هستند.

یکی از این دختران معصوم به پهنای صورت اشک می ریخت و به گفته خانم قنبری مسئول فنی موسسه، بیشتر اوقات ناگهان شروع به گریه می کند، سن کودک یا نوجوان را ندارد، ولی عروسک می خواهد، انگار عروسک بی جان همدم خوبی برای افسردگی و دلتنگی اوست.

مدیر مرکز، سید مجید قریشی می گوید: ۵۰ معلول خانم از رده سنی ۱۴سال به بالا به طور شبانه روزی در موسسه نگهداری می شوند که ۳۰۰ معلول نیز در منازل از خدمات مستمری، توانبخشی، پیراپزشکی، روان شناسی و ... بهره مند هستند.

قریشی، افزود: موسسه در سال ۱۳۸۹ با ۲۰ معلول در مرکز و ۲۰۰ معلول در منزل به همت خیرین بابل راه اندازی شد و اکنون به لحاظ شاخص های تعریف شده اعم از توانبخشی، نظافت، تغذیه و ... یکی از مراکز درجه یک استان است.

وی با بیان اینکه اکثریت معلولین مرکز، فاقد خانواده و یا تک سرپرست هستند، از مردم خواست به این مرکز بیایند و از این فرشتگان خاکی ملاقاتی کوتاه داشته باشند، چرا که بیشتر آنها فاقد والدین هستند و نیاز عاطفی عمیقی دارند و ضروری است به این انسانهای بی آزار سرشار از احساس توجه ویژه ای شود.

ایستگاه سوم؛ مرکز مداخله بحران های فردی و اجتماعی

توقف بعدی مان در اورژانس اجتماعی شهرستان ساری بود که سال ۷۸ همزمان با ۹ استان کشور با هدف کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی جامعه راه اندازی شده است.

مرکز مداخله در بحران های فردی، خانوادگی، اجتماعی شهرستان ساری دارای ۳۰ پرسنل شامل؛ ۱۶ کارشناس مددکاری و روانشناسی، پزشک و روانپزشک است و به گفته کریمی، کارشناس ارشد علوم اجتماعی، مددجویان ما اغلب از مراکز دولتی و غیردولتی به ما معرفی می شوند.

وی تصریح کرد: در اینجا پس از مصاحبه ای کوتاه از مددجو، وی را به واحد مددکاری و روانشناسی و در صورت لزوم به واحد حقوقی یا روانپزشکی ارجاع می دهیم.

مسئول مرکز اورژانس اجتماعی ساری اظهار کرد: بیشتر قریب به اتفاق افرادی که به مرکز مراجعه می کنند دارای اختلالات هویت جنسی(TC)، زنان در معرض آسیب، دختران فراری، کودک آزاری، کودکان خیابانی، دختران در معرض آسیب و افرادی دارای شرایط حاد و بحرانی و زوجین در شرف طلاق هستند.

کریمی، با اشاره به اینکه روزانه بین ۷ تا ۱۲ مراجعه کننده با موضوع طلاق داریم تصریح کرد: این مراجعات در برخی موارد منجر به سازش، یا طلاق توافقی می شود.

ایستگاه آخر؛ شیرخوارگاه شکوفه ها

ایستگاه آخر، بازدید از شیرخوارگاه شکوفه شهرستان ساری، تنها مرکز نگهداری کودکان زیر سه سال استان مازندران بود، ساختمانی نو ساز دو طبقه در حیاطی نسبتا بزرگ با مینی پارکی در گوشه حیاط.

اینجا خانه کودکانی است که سرپناهی جز این شیرخوارگاه ندارند، آنها را در سر راه و گذر عموم قرار داده اند.

اینجا خانه کودکانی است که سرپناهی جز این شیرخوارگاه ندارند، آنها را در سر راه و گذر عموم قرار دادند یا اینکه محکوم به بلای بدسرپرستی و بی سرپرستی و ... شدند و اینک شیرخوارگاه منزل و پرورشگاه آنها شده است.

این مرکز از سال ۸۱ در ساری آغاز به فعالیت کرد ولی بنای ۷۰۰متری که ساختمان جدید در دو طبقه در سال ۹۲ به بهره برداری رسیده است، طبقه زیرین و همکف بنا، آشپزخانه و رختشوی خانه، طبقه اول اداری و خوابگاه و طبقه دوم محل نگهداری، بازی و آموزش این پرستوهای بی پناه است.

اگرچه در گذشته ای نه چندان دور در شیرخوارگاه شکوفه ساری کودکان تا سن شش سال هم نگهداری می شدند ولی دو سال اخیر تاکنون تنها نوزادان و کودکان ۳ سال تا ظرفیت ۵۰ کودک نگهداری می شوند.

اینجا کودکان با حکم قضایی پذیرش می شوند اگر چه با حکم قضا و قدر الهی روزی خور دنیا شدند ولی شاید والدین برخی را به سبب تنگی معیشت سر راه گذاشته اند.

وارد طبقه دوم می شوی حس عجیبی داری، کودکان اینجا، خوابشان با آهنگ غمگینی است و حتی در خواب هم آغوش گرم مادر و دستان مهربان و نوازشگر پدر را حس نمی کنند.

معصومه فلاح، کارشناس پرستاری و مدیر مرکز شکوفه ساری با بیان اینکه در حال حاضر شیرخوارگاه ۳۰ کودک تا سه سال را نگهداری می کند، می گوید: اکنون ۵۰۰ متقاضی فرزندخواندگی در استان داریم که تنها دو کودک مرکز شرایط واگذاری را دارند.

دقایقی را با کودکان شیرخوارگاه بودیم، برخی اشتیاق بازی دارند و برخی دیگر با مهمانان خود غریبگی می کنند، چشمانشان با آدم حرف های ناگفته ای دارد که می توان حس کرد، آنها منتظر آغوش گرم پدر و مادرند و هیچ نسخه شفابخشی برتر و بهتر از این معجون خلقت نیست.

وقتی ترک‌شان می کنی دلت از جا کنده می شود و با خودت می گویی مگر می شود انسان تکه ای از وجود خدا را در گوشه خیابان رها کند، آن هم تکه ای زیبا، بی پناه و سرتاپا نیاز چون طفل شیرخوار.
 

/3004

دیدگاه شما در مورد : چند ایستگاه از زندگی/این خانه دور است

چند ایستگاه از زندگی/این خانه دور است

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS