امروز پنج شنبه 18 آذر 1395
ساعت 01:41:27
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 22552

تاریخ انتشار : 25/04/1394 - 07:52

روایت اوباما از آنچه در وین داده و گرفته است:

اوباما: تحريم‌هاي يکجانبه آمريکا باقي مي‌ماند

ما در اين قرارداد چيزي از دست نمي دهيم. ما هيچ مقدار از ظرفيت نظامي خود از دست نمي دهيم، ما ظرفيت خود را براي اعمال تحريمهاي يکجانبه از دست نمي دهيم. ما با اين توافق عملا يک دهه اجماع بين المللي را پيش خريد کرده ايم تا اگر احساس کنيم ايران هر کدام از اين توافقات را نقض مي کند ، به ما بپيوندند

جویباران ـرجانیوز: باراک اوباما در گفتگو با با توماس فريدمن خبرنگار مشهور نيويورک تايمز برخي از ابعاد توافق جامع هسته اي با ايران را تشريح کرد که در ادامه متن کامل اين گفتگو مي آيد:

 

توماس فريدمن خبرنگار نيويورک تايمز از اوباما پرسيد شش قدرت جهان در يک طرف ميز مذاکره بودند و ايران به تنهايي در طرف ديگر بود. چرا ما نتوانستيم از اين اهرم طوري استفاده کنيم که نه فقط توان ايران را براي تبديل شدن به کشوري در آستانه قدرت اتمي در ده سال آينده از بين ببريم بلکه زيرساختهاي غني سازي ايران را به طور کامل برچينيم و از بين ببريم. به نظر مي رسد اين بزرگترين انتقادي است که از اين مذاکرات مي شود؟

اوباما گفت به نظر من اين انتقاد به نوعي ناشي از برداشت غلط است. بياييد دقيقا ببينيم چه چيزي به دست آورده ايم. ما همه راهها را براي ايران به سمت ساخت سلاح اتمي بسته ايم. علت اينکه ما توانستيم  جامعه بين المللي را بر سر موثرترين تحريمها که تاکنون وضع کرده ايم، متحد کنيم، رژيم تحريمهايي که اقتصاد ايران را فلج کرد و در نهايت ايران را به ميز مذاکره آورد، علت اين بود که جهان با ما هم نظر بود که اگر ايران سلاح اتمي داشته باشد، خطري بزرگ براي  منطقه براي متحدان ما و جهان خواهد بود. ما درباره اين فکر که ايران نمي تواند از هيچ انرژي هسته اي بهره مند باشد، اتفاق نظر نداشتيم. ايران به عنوان امضا کننده پيمان ان پي تي مي گفت ما حق داريم برنامه هسته اي صلح آميز داشته باشيم.

به همين علت کاري که ما مي توانستيم انجام دهيم اين بود که به آنها بگوييم با توجه به رفتارهاي شما در گذشته ، با توجه به شک شديد ما درباره شما و شواهد و مدارکي که نشان مي دهد شما تلاش کرده بوديد برنامه هسته اي خود را تسليحاتي کنيد، با توجه به فعاليتهاي شما که مخل ثبات منطقه است و حمايت شما از تروريسم، براي ما کافي نيست وقتي مي گوييد فقط داريد برنامه هسته اي صلح آميزي را توسعه مي دهد، به شما اعتماد کنيم بلکه شما بايد اين مسئله را به ما ثابت کنيد. از اين رو کل اين سيستمي که ما ايجاد کرده ايم بر اساس اعتماد نيست بلکه مبتني بر مکانيسمي قابل راستي آزمايي است تا هر راهي که آنها مي توانند به سمت سلاح اتمي داشته باشند بسته شود. يکي از اين مسيرها مسير  اورانيوم غني سازي شده است ، آنها بايد نود وهشت درصد از اورانيوم غني شده اي را که دارند از بين ببرند. آنها بايد اکثريت زنجيره سانتريفوژهاي خود را برچينند. و براي ده سال ، آنها تحت شديدترين محدوديتها قرار دارند و بعد از آن نيز آنها هنوز بايد پروتکل الحاقي را رعايت کنند ، پروتکلي که به ما اطمينان مي دهد شديدترين رژيم بازرسيهايي را که تا کنون ايجاد شده است داشته باشيم. آنها تاسيسات آب سنگيني داشتند که مي توانست پولوتونيوم توليد کند که در حد تسليحاتي بود. آنها مجبورند طراحي اين راکتور را به طور کامل تغيير دهند. آنها در فوردو تاسيسات هسته اي دارند که زير زمين است به همين علت دستيابي به آن دشوار است. آنها بايد مجموعه آبشارهاي سانتريفوژ را در آن تاسيسات که مي توانست به طور موثري مواد هسته اي توليد کند، برچينند.

از اين رو در کل کاري که ما توانسته ايم انجام دهيم اين است که مطمئن شويم ايران به سلاح اتمي دست نخواهد يافت و اين هميشه هدف ما از ايجاد رژيم بين المللي و قوي تحريمها بوده است. اين حرف که جهان اين تحريمها را امضا کرد تا رژيم ايران را تغيير دهد يا اينکه همه مشکلات مربوط به رفتارهاي ايران را حل کند يا اينکه به آنها بگويد هرگز نمي توانند انرژي هسته اي صلح آميز داشته باشند، اين مسئله هرگز مد نظر نبوده است.

 

توماس فريدمن خبرنگار نيويورک تايمز از اوباما پرسيد من فکر مي کنم شما از ابتدا اين باور را داشته ايد که ايران از نظر تاريخي تمدني بزرگ است و سرمايه انساني عظيمي دارد و اگر ما بتوانيم مسير ايران را از مسير عامل بي ثباتي در منطقه تغيير دهيم، امکانات بسيار زيادي فراهم مي شود. شما اين مسئله را درباره کوبا نيز امتحان کرده ايد. ما به مدت پنجاه سال سياستي را درباره کوبا دنبال کرديم که هيچ نتيجه اي نداشت. به نظر شما اين توافقنامه چگونه مي تواند امکانات و فرصتهاي جديد فراهم آورد؟

اوباما گفت به نظر من ايران و کوبا دو مورد متفاوت هستند. کوبا کشوري بسيار کوچک است که در نود مايلي مرز ما قرار دارد. ما به علل مختلف تاريخي ، رويکرد جنگ سرد را درباره کوبا حفظ کرديم. آنها تهديدي جدي براي ما يا متحدان ما در منطقه نيستند. نگراني اصلي ما اين بوده است که به مرور زمان مردم کوبا آزاد شوند و تغيير در سياست ما با همين هدف بوده است. درباره ايران ، ايران تمدني بزرگ است اما در عين حال حکومت دين سالار خودکامه دارد که ضد آمريکا و ضد اسرائيل و ضد يهود است و از تروريسم حمايت مي کند و اختلافات عميق زيادي ميان ما وجود دارد.

از اين رو ما براي شروع هدفي بسيار متعادل و کوچکتر را مد نظر گرفته ايم و آن اين است که مطمئن شويم ايران سلاح اتمي نداشته باشد زيرا اگر ايران سلاح اتمي داشته باشد برخي از فعاليتهايي را که ايران در سراسر منطقه انجام مي دهد ، به شکلي تقويت مي کند که ديگر براي ما و متحدان ما مقابله با آنها و رفع آنها را بسيار دشوارتر مي کند. من معتقدم در داخل ايران تنشهايي وجود دارد. اگر به آنچه در چند ماه گذشته در داخل ايران اتفاق افتاده است نگاه کنيد، جالب به نظر مي آيد. مخالفان اين توافقنامه تندروهايي هستند که بيشترين نقش را در حمايت از تروريسم در ايران دارند. آنها کساني که بيشترين نقش را در بي ثبات کردن همسايگان ايران دارند، آنها بيش از همه ضد آمريکا و ضد اسرائيل هستند. اين مسئله بايد مطلبي را به ما ياد بدهد. اين تندروها دوست دارند شرايط موجود ادامه پيدا کند و ايران همچنان منزوي بماند زيرا اين وضع آنها را در قدرت نگه مي دارد و آنها تنها بازيگران ميدان خواهند بود يعني آنها نه فقط از نظر نظامي حرف اول و آخر را مي زنند بلکه از نظر  اقتصادي نيز بيشترين قدرت را در داخل ايران دارند به طوري که مي توانند تحريمها را دور بزنند و ثروت خود را بيشتر کنند.

در شرايطي که افراد مختلف در داخل ايران در عرصه تجارت و فعاليتهاي اقتصادي حضور داشته باشند، اين وضع ممکن است ديدگاه آنها را درباره هزينه و فايده اين فعاليتهاي مخل ثبات تغيير دهد. البته ما روي اين مسئله حساب نکرده ايم. اين مسئله اي است که مي خواهم روي آن تاکيد کنم زيرا حتي در چند هفته گذشته و امروز که ما توافقنامه را اعلام کرديم، آنچه براي من جالب بود اين است که منتقدان بيشتر از مسئله هسته اي فاصله مي گيرند و مرتب مي گويند حتي با وجود توافق هسته اي، آنها همچنان از تروريسم  حمايت مي کنند و اگر تحريمها برداشته شود پول بيشتري به دست مي آورند که در اين فعاليتهاي بد استفاده خواهند کرد. البته اين امکان هم وجود دارد. بنابراين ما بايد به طور نظام مند با اين مسئله مقابله کنيم و با متحدانمان يعني کشورهاي (عرب) خليج(فارس) و اسرائيل همکاري کنيم و کارهايي را که آنها خارج از برنامه هسته اي انجام مي دهند متوقف کنيم اما نگاه اصلي در اينجا اين است که اگر آنها به سلاح اتمي دست پيدا کنند شرايط متفاوت خواهد شد و در اين خصوص ما به هدف خود رسيده ايم.

 

توماس فريدمن گفت نتانياهو اين توافقنامه را اشتباهي تاريخي خوانده است. حرف اسرائيليها اين است که اوباما اصلا بدي و شر را نمي فهمد. اين افراد( ايرانيها) شر و بد هستند. مسئله ديگر اينکه اسرائيل از طريق حزب الله به نوعي هر روز با ايران سر و کار دارد. به نظر شما آنها دنبال چه هستند و چه چيزي کم دارند؟

اوباما گفت من همان حرفي را به نتانياهو زدم که علنا گفته ام. حرف من اين است که ما اقدامات خود را با برخي ايده آل ها اندازه گيري نمي کنيم. البته خيلي خوب است اگر ايران يکدفعه به کشوري ليبرال دموکراسي تبديل شود و روابط خوبي با اسرائيل و آمريکا برقرار کند و هيچ علاقه اي به برنامه هسته اي يا از اين قبيل نداشته باشد. البته که من دوست دارم اين اتفاق بيفتد اما مسئله اين است که اين گزينه اي عملي نيست. به همين علت به نتانياهو گفتم اين بهترين گزينه ماست که مطمئن شويم نه فقط براي ده سال اول بلکه براي سالهاي بعد از آن ما رژيمي از بازرسيهاي قابل راستي آزمايي داشته باشيم که اطمينان دهد آنها به سلاح اتمي دست پيدا نمي کنند. اين از نظر امنيت ملي ما و اسرائيل و ديگر متحدان ما در منطقه ارزش زيادي دارد. اين کار همچنين جلوي احتمال شروع رقابت تسليحات اتمي را در منطقه مي گيرد.

واقعيت ديگر اين است که با رسيدن به اين توافق هسته اي، آنها قبول نکرده اند که به يک باره برخي از فعاليتهاي خود را در منطقه که براي ما خطرناک است متوقف کنند. بنابراين ما همچنان مجبوريم عليه اين موارد اقدام کنيم. اما اين تصور که اگر اين توافق حاصل نمي شد، وضع بهتر مي شد، با اين فرض که ما اين تحريمها را حفظ کنيم و آنها را به حدي شديد کنيم که آنها در نهايت تسليم شوند، هيچ نمونه و مدرکي وجود ندارد که اين مسئله را ثابت کند و هيچ کدام از کارشناساني که من با آنها صحبت کرده ام چنين فکري ندارند ، در واقع شواهد عکس اين را نشان مي دهد يعني اگر اين توافق حاصل نمي شد، به احتمال زياد ايران سلاح اتمي به دست مي آورد که البته تهديدي بزرگتر براي اسرائيل است. يا اگر اين توافق نبود، تنها گزينه ديگر اين بود که از نيروي نظامي استفاده کنيم که اغلب منتقدان نمي خواهند اين گزينه را قبول کنند زيرا مي دانند مردم آمريکا و مردم اسرائيل نگرانيهاي جدي درباره حمله نظامي دارند.

بنابراين حرف من به نتانياهو اين بود: اول اينکه اين توافقنامه هدف اوليه ما را محقق مي کند، هدفي که همه درباره آن توافق داريم و آن اين است که ايران نبايد سلاح اتمي به دست آورد. البته نتانياهو و بسياري از منتقدان ترجيح مي دهند ايرانيها هيچ ظرفيت هسته اي نداشته باشد. اما اين خواسته ايجاب مي کند که دانش هسته اي داخل ايران نابود و محو شود، بايد توجه داشته باشيم فناوري هسته اي امروز آنقدر پيچيده نيست.

معياري که براي موفقيت اين راه ارائه مي شود اين است که آنها ديگر هيچ ظرفيتي را ندارند که احتمالا بخواهند سلاح اتمي توليد کنند. به نظر من اين معيار درستي نيست. مسئله اين است که آيا ما رژيمي از بازرسيها و پادمان و اجماع بين المللي داريم که ديگر براي ايران ارزش نداشته باشد دنبال سلاح اتمي برود. ما به اين هدف رسيده ايم. البته کار ديگري که بايد انجام دهيم اين است که همچنان به همکاري با دوستان اسرائيلي، سعودي و اماراتي و کشورهاي عرب خليج(فارس) و جامعه بين المللي ادامه دهيم تا مطمئن شويم ايران براي ديگر کارهايي که از نظر ما مخل ثبات و خطرناک است، مواخذه شود. ما هنوز در جعبه ابزار خود وسايلي براي برخورد با اين مسئله داريم. فقط به اين علت که ما تحريمهاي مرتبط با هسته اي را برمي داريم ، نه  فقط ما توافقي به دست آورده ايم که در چارچوب آن ايران هنوز از وارد کردن فناوري موشکهاي بالستيک به مدت هشت سال منع شده اند ، و تحريمهاي تسليحاتي نيز به مدت پنج سال باقي مي ماند، بلکه تحريمهاي يکجانبه ما يعني تحريمهاي آمريکا در رابطه با فعاليتهاي ديگر و نگرانيهاي ديگر همچنان به قوت خود باقي مي ماند، همچنين شروطي در سازمان ملل متحد وجود دارد که هنوز ايران را از فرستادن تسليحات به حزب الله و حوثيهاي يمن ممنوع مي کند. مسئله اصلي در اينجا اجراي اين توافقنامه و ظرفيت آن است. به همين علت است که من با کشورهاي خليج(فارس) و ديگران گفتگو و همکاري دارم تا معلوم کنيم چگونه مي توانيم سيستمها و شرايط بهتري را برقرار کنيم که بتوانيم اين ارتباطات را قطع کنيم. بنابراين ما اين ابزارها را کنار نگذاشته ايم.

نکته آخر در اين خصوص که به نظر من مهمترين نکته است اين است که همه طوري رفتار مي کنند که انگار ما امتيازي به آنها داده ايم و از حقمان گذشته ايم.آمريکا از هيچ ظرفيت خود نگذشته است. در آخرين مقاله اي که در اين خصوص نوشته بوديد ، به نقل از فردي گفته بوديد که در زمان شوروي سابق و مذاکرات آمريکا با آن کشور، شوروي کشوري قويتر بود با وجود اين از برخي جهات کنترل تسليحات متوازنتر بود. اگر به اين مسئله فکر کنيد، به نظر من اين قرارداد کاملا به نفع ما توازن دارد. ما در اين قرارداد چيزي از دست نمي دهيم. ما هيچ مقدار از ظرفيت نظامي خود از دست نمي دهيم، ما ظرفيت خود را براي اعمال تحريمهاي يکجانبه از دست نمي دهيم. ما با اين توافق عملا يک دهه اجماع بين المللي را پيش خريد کرده ايم تا اگر احساس کنيم ايران هر کدام از اين توافقات را نقض مي کند ، به ما بپيوندند  اما ده يا پانزده سال ديگر ، کسي که در جاي من رئيس جمهور آمريکا خواهد بود ، چه جمهوريخواه و چه دموکرات، نه فقط همين ظرفيت را براي اقدام نظامي لازم يا اعمال تحريمهاي جديد دارد، بلکه نگاه دقيقتري درباره برنامه هسته اي ايران خواهد داشت و در جايگاه بهترين قرار خواهد داشت و اگر قرار باشد با نقض اين توافقنامه برخورد کند ، مشروعيت و مجوز بين المللي خواهد داشت.

فريدمن از اوباما پرسيد: آيا شما مي توانيد به طور مشخص به ما بگوييد که با توجه به اين توافق، چگونه در شرايط کنوني کمک هاي نظامي به متحدان ما در حاشيه خليج فارس يا اسرائيل را بهبود خواهيد بخشيد، يا اين که چه راهبردي براي آسوده خاطر کردن آنان در رابطه با برقراري توازن (مجدد) در منطقه ارائه خواهيد کرد، زيرا ما (آمريکا) هرچند بازدارندهِ ايران در رابطه با تسليحات هسته اي هستيم، مهار اين کشور را از لحاظ سلاح هاي متعارف رها خواهيم کرد، زيرا (پس از امضاي توافق جامع) منابع جديدي در اختيار ايران قرار خواهد گرفت.

من تصور نمي کنم که الان زمان مناسبي باشد که من (در اين مصاحبه) جزييات مشخص درباره توافقات امنيتي يا ساير کارهايي که ممکن است در حال آنجام آن باشيم را مطرح کنم. آنچه من مي توانم به شما بگويم اين است که اين روند، آغاز شده است. البته در رابطه با اسرائيلي ها به نظر من، منصفانه است که بگوييم در دولت من، ما براي بهبود ظرفيت هاي اسرائيل، بيشتر از هر دولت قبلي آمريکا کار کرده ايم و من همچنين گفته ام: آماده ام که در رابطه با فراهم ساختن تضمين امنيتيِ بيشتر از سوي آمريکا براي آنان، از هر دولتِ پيشين آمريکا نيز فراتر بروم.

آن چيزي که من مي خواهم روي آن تأکيد کنم اين است که نگراني هاي مردم در اين رابطه معقول و پذيرفتني است. حزب الله (لبنان) ده ها هزار موشک دارد که به سوي اسرائيل هدف گرفته شده است. آنان نيروهاي حزب الله در حال کارکشته تر و پيشرفته تر شدن هستند. تلاش ها براي ممانعت از رسيدن سلاح به حزب الله به ميزانِ لازم، موفقيت آميز نبوده است.

کشورهاي حاشيه خليج فارس نيز نگراني هاي منطقي دارند، مبني بر اين که ايران تلاش دارد وقايع بي ثبات کننده را در داخل کشورهاي شان برانگيزد و تحريک کند. از اينرو، کشورهاي حاشيه خليج فارس صرفاً کج خيال و بدگمان نيستند، زيرا ايران در اين شرايط، به صورتي غيرسازنده و خطرناک عمل مي کند.

آنچيزي که من به سادگي گفته ام اين است که ما بايد به دقت به مسئلهِ اصلي توجه کنيم مبني بر اين که ايران با سلاح هسته اي، صدمات بيشتري خواهد زد و ما نيز در موقعيتي به مراتب بدتر براي ممانعت از آن قرار خواهيم گرفت. و آنچه من تلاش کرده ام براي مردم، از جمله بنيامين نتانياهو، رييس کابينه اسرائيل، تشريح کنم، اين است که در نبودِ يک توافق، تواناييِ ما براي برپا نگه داشتن اين تحريم ها محتمل نبود. توجه داشته باشيد که فقط ايران نبود که براي تحريم ها هزينه مي پرداخت، بلکه چين، ژاپن، کره جنوبي، هند و تقريباً هر کشور وارد کننده نفت در سراسر جهان که پيش از تحريم نفتي ايران ترتيباتي براي واردات نفت از ايران داشت، خود را در موقعيتي يافته بودند که نگه داشتن اين تحريم ها براي آنان ميلياردها دلار هزينه دربر داشت.

به نحوي مي توان گفت که آمريکا کمترين هزينه را براي تحريم ها مي پرداخت، زيرا ما از همان ابتدا با ايران معامله نمي کرديم. کشورهاي متحد آمريکا از خودگذشتگيِ قابل توجهي کرده بودند و علتِ آن اين بود که دولت من، ديپلمات هاي ما و به کرات، خودِ من شخصاً قادر بوديم آنان را متقاعد سازيم که تنها راهِ حل و فصل اين مشکلِ هسته اي، نيشدار کردنِ اين تحريم ها بود. اگر آنان ما را مي ديدند که از آنچه کارشناسان فني باور داشتند که ساز و کاري قانوني و مؤثر براي تضمين عدم دستيابي ايران به سلاح هسته اي است، فاصله مي گيريم؛ اگر آنان مي ديدند که تلاش هاي ديپلماتيک ما صادقانه نيست، يا ما تلاش داريم، نه فقط برنامه هسته اي، بلکه هر اختلاف سياستگذاري که ممکن است با ايران داشته باشيم، را در اين مذاکرات بگنجانيم، آنگاه واقعاً آن تحريم ها به سرعت از هم فرومي پاشيد. از اينرو، شايد ايران در آن صورت ۱۵۰ ميليارد دلار نمي گرفت، اما بخش عمده اي از آن را مي گرفت، زيرا ما قادر نمي بوديم که حمايت هاي متحدان خود را از تحريم ها نگه داريم. به نظر من، اين چيزي نيست که مردم درباره آن صحبت مي کنند، بلکه آنان درباره پولِ بادآورده اي صحبت مي کنند که ايران در حال به دست آوردن آن است. سپس اوباما تأکيد کرد: اين پولِ ايران است که از فروش نفت به دست آورده است، و تنها دليلي که تابحال نتوانسته است آن را به دست آورد به خاطر اعتبار من و دولتم بوده است که گفته ايم ما بايد آن جريان را متوقف کنيم (سپرده هاي ايران را مسدود کنيم) تا زماني که اين برنامه هسته اي متوقف شود. اين کاري است که ما کرده ايم.

 

در ادامه اين مصاحبه از اوباما اين سئوال پرسيده شد: شما در اين مصاحبه به مردم ايران که در اين مذاکرات در حقيقت اکثريت ساکتي بودند که زياد درباره آنان صحبت نشد، چه مي گوييد و اميدهاي شما براي آنان چيست؟

اوباما گفت  آنچه من به آنان مي گويم اين است که اين فراهم کننده يک فرصت تاريخي است. اقتصاد آنان به علت تحريم ها، در حال فروپاشي از درون بود. آنان اکنون اين توانايي را دارند که گام هايي سرنوشت ساز بردارند تا به سوي روابطي سازنده تر با جامعه جهاني حرکت کنند.

  آنچه من به آنان مي گويم همان چيزي است که امروز صبح گفتم که آنان نياز دارند از اين فرصت بهره ببرند و رهبرانشان نيز احتياج دارند اين فرصت را از دست ندهند.  حقيقت مطلب اين است که ايران يک قدرت منطقه اي خواهد بود و بهتر است چنين باشد.  ايران  يک کشور بزرگ و پيشرفته در منطقه است؛ آنان نبايد با رفتارشان، دشمني و مخالفت همسايگان خود را به خود جلب کنند. اين براي آنان ضروري نيست که به اسرائيل توهين يا آن را تهديد کنند يا در فعاليت هاي انکار هولوکاست يا ضد يهودي شرکت  داشته باشند.

اين همان چيزي است که من به مردم ايران مي گويم. فقط زمان مشخص خواهد کرد که آيا مردم ايران نفوذ کافي دارند که نحوهِ تفکر رهبران خود را درباره اين موضوعات به صورت اصولي تغيير دهند (يا خير).

اما اين معياري نيست که ما با آن اين توافق را محک مي زنيم. ما اين توافق را به اين صورت نمي سنجيم که آيا اين توافق رژيم داخل ايران را تغيير مي دهد، آيا در حال حل و فصل هر مشکلي که به ايران مرتبط مي شود، هستيم، آيا ما تمام فعاليت هاي شرورانه آنان را در سراسر جهان از بين مي بريم؟ بلکه ما اين توافق را بر اين اساس محک مي زنيم که ايران نتواند به سلاح هسته اي دست پيدا کند و اين همان اساس اوليه ي اين گفتگوها حتي با نتانياهو، رييس کابينه اسرائيل بود. اين همواره مسئله مورد بحث بود و آن چيزي که من قادر خواهم بود بگويم - و به نظر من ما قادر خواهيم بود آن را به اثبات برسانيم - اين است که اين با فاصله زياد (از ساير گزينه ها) قطعي ترين راهي است که مانع دستيابي ايران به سلاح هسته اي خواهد شد و ما قادر خواهيم بود با کمکِ کامل جامعه جهاني و بدون اينکه  لازم باشد در جنگ ديگري در خاورميانه (غرب آسيا) درگير شويم، به اين هدف برسيم.

 

خبرنگاردر ادامه پرسيد از اينرو به نظر مي رسد که به عقيده شما براي نتانياهو بهتر است که - به جاي اين که رهبريت مخالفان با اين توافق را در کنگره آمريکا به دست گيرد - با شما بنشيند و با کمک يکديگر، به راهبردي مشترک براي پيشبرد اهداف تان در آينده بيانديشيد.

اوباما پاسخ داد  اين دقيقاً همان پيشنهادي است که من داده ام و من اين را مشخصاً به او گفته ام که با توجه به مخالفت وي - که البته براي منصف بودن درباره وي، بايد بگويم که به نظر من مخالفت هاي گسترده با اين توافق در داخل اسرائيل وجود داشته است - ممکن است او بر اين عقيده باشد که مي تواند بر مباحثات کنگره بيش از اين تأثير بگذارد و شايد بهتر باشد که اين کار انجام شود، اما من مطمئن هستم که ما مي توانيم اين توافق را پا برجا نگه داريم و آن را به اجرا گذاريم بدون اين که کنگره مانع آن شود. اما بعد از آن که اين انجام شد و اگر او بر اين عقيده است که اين کاري مناسب است، آنگاه من (با نتانياهو) خواهم نشست - چنان که در طول رياست جمهوري به طور مستمر اين کار را کرده ايم - و سپس سؤال هاي بسيار عملي خواهيم پرسيد که چگونه ما مي توانيم مانع دستيابي حزب الله به سلاح هاي پيشرفته تر شويم؛ چگونه ما موفقيت گنبد آهنين را افزايش خواهيم داد که آمريکا با اسرائيل در طراحي و توليد آن همکاري کرد و  جان اسرائيلي ها را نجات داد.

اين به همان نحو است که من گفتگوهايي با کشورهاي حاشيه خليج فارس دارم که ما چگونه سياست هاي مؤثرتر ممانعت مي توانيم داشته باشيم. ما چگونه مي توانيم زيرساخت هاي حکومتي و نظامي مؤثرتري در مناطق سني بسازيم که اصولاً به خلاء تبديل شده اند که داعش آن را پر کرده است، يا در برخي از موارد، فعاليت هاي ايرانيان مي تواند از آن (خلاء) بهره برداري کند.

 

خبرنگار پرسيد آيا زمان آغاز روند صلح ميان ايران و عربستان سعودي که دو غولِ جهان هاي شيعه و سني هستند، فرا نرسيده است؟ آيا ما برنامه اي ديپلماتيک داريم که مثلاً جان کري به تهران و رياض برود و به آنان بگويد بايد اين دشمني ها را متوقف کنيد، زيرا شما در حال کشتن اين منطقه و کشتن يکديگر هستيد.

اوباما با شوخ طبعي گفت: اولاً به نظر من جان کري به کمي خواب و استراحت نياز دارد (خنده خبرنگار). اوباما افزود: چنانکه شما مي دانيد جان کري روي يک پا، قهرمانانه عمل کرده است. من همچنين مي خواهم از وندي شرمن، مذاکره کننده ارشدمان قدرداني کنم که کاري باور نکردني و فوق العاده اي  انجام داد. او بيشتر از آن که ابتدا در نظر داشت در دولت باقي ماند تا کار مربوط به اين را به پايان برساند. ارنست مونيز، وزير انرژي ما اصولاً به داخل اين تيم مذاکره کننده کشيده شد. با توجه به اين که وي فيزيکدان هسته ايِ «ام آي تي» است، براي عملکرد صحيح ما در رابطه با جنبه هاي فني اين توافق بسيار به درد بخور بود. از اينرو، آنان خيلي خوب عمل کردند.

اوباما افزود: من مدت هاي مديد بر اين باور بوده ام که ما بايد مشوق دست کم کاهش دشمني هاي کنوني ميان جناح هاي سني و شيعه در منطقه باشيم. به نظر من، وقتي ما با متحدان حاشيه خليج فارس مان - زماني که در کمپ ديويد بوديم - صحبت مي کرديم، آنان به روشني مي گفتند که ما خود را ملت هاي عربي - و نه شيعه و سني - مي دانيم. به عقيده من، آنان از صميم قلب اين را مي گفتند و تأکيد مي کردند که شهروندان شيعهِ ما، شهروندان کامل هستند و منصفانه با آنان رفتار مي شود. اما آنچه به نظر من غيرقابل انکار است اين است که نيروهاي فرقه گرا که رها شده اند، بر شرارت و ويرانگريِ آنچه در حال رخ دادن در سوريه، يمن و يقيناً در عراق است، افزوده اند. و بهترين شانس ما براي دست کم کاهش گسترهِ آن درگيري ها اين است که سعودي ها و ساير کشورهاي سني يا عربي در گفتگويي دست کم عمل گرايانه با ايران باشند که طي آن بگويند درگيري هايي که ما هم اکنون در حال دامن زدن به آن هستيم، قادر است همه ما را طعمهِ آتش خود کند. هيچکس منفعتي در اين ندارد که داعش سرزمين هاي گسترده اي را ميان دمشق و بغداد تحت کنترل خود داشته باشد. اين براي ايران خوب نيست، زيرا براي آنان بسيار دشوار مي سازد که منطقه اي خنثي را حفظ کنند که  از زمان جنگ ايران و عراق (جنگ تحميلي) محرکي براي آنان (ايران) بوده است. اين براي سعودي ها نيز خوب نيست، زيرا آنان را به طرق مختلف، آسيب پذير مي سازد.

حقيقتِ مطلب اين است که مهم تر از همه  اين مسئله براي مردم خوب نيست. وقتي شما گزارش هاي خبري را تماشا مي کنيد، پيش از بهار عربي و قطعاً پس از آنکه بهار عربي بيشتر شبيه به زمستان عربي شود، شما براي کودکان اين منطقه اشک مي ريزيد - نه فقط آن کودکاني که در سوريه از خانه و کاشانه خود رانده شده اند و نه فقط آناني که از اوضاع (بد) انسانيِ کنوني در يمن صدمه مي بينند - بلکه هر جوان عادي ايراني، سعودي يا کويتي که از خود مي پرسد چرا ما همان دورنما و چشم اندازي را که يک کودک در فنلاند، سنگاپور، چين، اندونزي و آمريکا دارد، نداريم. چرا ما فرصت هاي مشابه و احساس اميد آنان را نداريم. و به نظر من، اين همان چيزي است که رهبران بايد حقيقتاً بر آن تمرکز کنند. من اين را بدون ساده لوحي مي گويم، زيرا آنچه من بايد همواره در اين نوع گفتگوها مراقب آن باشم اين است که منتقدان همواره مي گويند: «شما اين افراد را نمي شناسيد و درک نمي کنيد.»

 

 خبرنگار پرسيد  آنان مي گويند، اوباما شر (و افراد شرور) را به درستي درک نمي کند.

اوباما پاسخ داد  من اختلاف نظرهاي زيادي با رونالد ريگان (رييس جمهور اسبق آمريکا) دارم، اما آنچه که من درباره آن کاملاً او را مي ستايم اذعان وي به اين بود که اگر شما بتوانيد توافقات را راستي آزمايي کنيد، شما حتي مي توانيد با امپراطوري شر (شوروي سابق به قول ريگان) مذاکره کنيد. اين در حالي است که آن امپراطوريِ شر، مصمم به نابوديِ ما بود و خطري براي موجوديت به حساب مي آمد که به مراتب بيشتر از خطري بود که هر زمان (در آينده) ايران بتواند براي ما داشته باشد.

اوباما افزود: من اختلاف نظرهاي زيادي نيز با ريچارد نيکسون (يکي ديگر از رؤساي جمهور اسبق آمريکا) دارم، اما وي درک کرده بود که اين چشم انداز و احتمال وجود دارد که چين ممکن است راه ديگري را پيش گيرد. شما بايد اين مسائل را محک بزنيد و امتحان کنيد و تا زماني که ما ظرفيت هاي امنيتي خود را حفظ کنيم  و تا زماني که ما از تواناييِ خود براي دادن پاسخ نيرومندِ نظامي - در صورت نياز براي حفاظت از خود و متحدانمان - دست نکشيم، اين ريسکي است که ما بايد اتخاذ کنيم. اين موضعي عملگرايانه و معقول است و ساده لوحانه نيست، بلکه اذعان به اين است که اگر ما بتوانيم اين اختلافات را  بدون دست يازيدن به نيروي قهرآميز، حل کنيم، براي ما و مردم منطقه به مراتب بهتر خواهد بود.

 

توماس فريدمن از اوباما پرسيد به نظر مي رسد زماني که ما مورد مشکوکي پيدا کرديم ، آنها بيست وچهار روز فرصت دارند ؟

اوباما گفت چند مسئله است که بايد توضيح دهم. اول اينکه اينها مکانيسم خاصي از بازرسي و راستي آزمايي است که به طور مفصل توضيح داده شده و فرمول بندي شده است که ما مثل آن را قبلا نديده ايم.

 

خبرنگار گفت البته براي سايتهاي اثبات شده.

اوباما گفت نه فقط درباره سايتهاي اثبات شده بلکه کل زنجيره تدارکات را شامل مي شود، معادن اورانيوم آنها، تاسيسات توليد سانتريفوژ، جايي که آنها قطعات خود را مي سازند، تمام اين زنجيره تا سايتهاي اثبات شده ادامه پيدا مي کند. معناي آن اين است که اگر آنها بخواهند مکانيسم مخفيانه اي ايجاد کند، بسيار دشوار مي شود. زيرا ما حساب مي کنيم آنها چه مقدار اورانيوم استخراج مي کنند. اگر مقادير جور در نيايد، آنها به مشکل مواجه مي شوند. اگر آنها قطعات يدکي سانتريفوژ بسازند و ما نبينيم اين قطعات کجا مي روند، آنها به مشکل مي خورند. بنابراين منحرف کردن منابع سمت برنامه اي مخفي تحت اين رژيم بازرسيها بسيار دشوار مي شود. علاوه بر اين سايتهاي ثابت که ما به آنها توجه داريم، آژانس بين المللي انرژي اتمي اين ظرفيت را دارد که اگر با سايتي مشکوک برخورد کرد، از جمله با سايت نظامي مشکوکي مثل پارچين روبرو شود، مي تواند به ايرانيها بگويد که بايد از آنجا بازرسي کند. شايد ايرانيها بخواهند مذاکره کنند که اين کار چگونه انجام شود اما اگر آنها بخواهند دست آخر مخالفت کنند و به آن سايت دسترسي منطقي فراهم نکنند، در آن صورت به طور بالقوه توافق را نقض کرده اند و تحريمها مي تواند دوباره و فورا برقرار شود. اين کار شامل جمع آوري نمونه خاک نيز مي شود. به همين شکل ما مکانيسمهايي داريم ...

 

خبرنگار پرسيد اين نگراني وجود دارد که آنها ممکن است در اين فاصله آن سايت را تغيير دهند.

اوباما گفت به همين علت است که ما ارنست مونيز را در کنار خود داشتيم و او بسيار کمک کرده است. او به ما اطمينان داد اگر ما مکانيسمهاي خوبي داشته باشيم و بتوانيم از خاک نمونه برداري کنيم ، اين مشکل حل مي شود، شايد فيزيکي که من در دبيرستان خوانده ام به اندازه دانش فيزيک ارنست مونيز نباشد اما خاطرم هست که به اين راحتي نمي توان مواد راديواکتيو را مخفي  کرد. همين قضيه درباره اين احتمال که ايران ممکن است موادي را وارد کند که مي تواند در برنامه هسته اي استفاده شود اما کاربردي دوگانه دارد، صدق مي کند. ما مکانيسمهاي بي سابقه اي را فراهم کرده ايم که بتوانيم هر کدام از اين واردات را بررسي کنيم و از آنها بخواهيم به ما نشان دهند از اين مواد و وسايل چگونه استفاده مي شود تا مطمئن شويم براي کار ديگري استفاده نمي شود. اگر بشنويد  منتقدي بگويد اين رژيم بازرسيها صد در صد بي نقص نيست و ايران مي تواند آن را فريب دهد، من خواهم گفت به لحاظ تئوري هيچ چيزي صد در صد بي نقص نيست. اما اگر استاندارد و معيار اين باشد که چه مکانيسمي بهترين و موثرترين و شديدترين مکانيسم است به طوري که براي ايران بسيار بسيار دشوار باشد که آن را فريب دهد، در آن صورت اين همان مکانيسم مطلوب است. به علاوه اين مکانيسم بسيار سختگيرانه تر از همه چيزهايي است که براي مثال درباره کره شمالي انجام شد. آژانس و جامعه بين المللي درسهاي زيادي از بازرسيهاي قبلي و تجربيات قبلي خود کسب کرده است و اين درسها را توانسته ايم در اين توافقنامه بگنجانيم.

 

خبرنگار نيويورک تايمز گفت من کار خود را به عنوان روزنامه نگار در سال هزار و نهصد و هفتاد و نه شروع کردم. بنابراين من هيچ تجربه اي جز دشمني ميان ايران و آمريکا ندارم. از انقلاب سال هزار و نهصد و هفتاد و نه تا کنون ، شما به عنوان تنها رئيس جمهور آمريکا هستيد که نزديکترين ارتباط را با رهبري ايران داشته است و وزير خارجه شما با آنها مذاکره کرده است. شما چه چيزي ياد گرفته ايد که نمي دانستيد و کنگره بايد بداند و رؤساي جمهور آينده بايد بدانند؟

اوباما گفت من فکر مي کنم چيزي که جان کري در تعاملاتش با ظريف وزير خارجه ايران ياد گرفته است و البته اين مسئله به رئيس جمهور روحاني هم باز مي گردد، اين است که وقتي شما ميخ توافقي را مي کوبيد ، به نظر مي رسد آنها از آن توافق واو به واو پيروي مي کنند البته شايد اين فکر هم در ذهن آنها باشد که دنبال نقص و مفري در توافق هم باشند به همين علت شما بايد ميخ توافق را خوب بکوبيد و محکم کاري کنيد. اما اين تصور که هر چه شما روي کاغذ با آنها توافق کنيد، آنها آن را ناديده مي گيرند و سعي مي کنند آنچه را به دست آورده اند، به جيب بزنند و بالا بکشند، اين چيزي نيست که ما در دو سال گذشته که توافق موقتي برقرار بود ، از آنها ديديم. به نظر من محدوديتها و موانعي وجود دارد که آنها هنگامي که قرارداد و سندي دارند، احساس مي کنند بايد طبق آن محدوديتها عمل کنند. اين چيزي است که ما ياد گرفته ايم. ما همچنين يادگرفته ايم در داخل ايران آرا ونيروهاي مختلفي وجود دارد.

شايد آنهايي که در داخل ايران ميانه رو خوانده مي شوند، ممکن است با ارزشهاي ما سازگار نباشند ، بنابراين نمي توان انتظار داشت آنها به يک باره درباره مسائل جهاني مثل حقوق بشر مثل ما فکر کنند . در هر حال جهت گيريهاي بهتر يا بدتري وجود دارد که ايران مي تواند در رابطه با منافع ما و متحدان ما اتخاذ کند. و ما بايد ببينيم چگونه مي توانيم جهت گيريها و رويکردهاي بهتر را تشويق کنيم. مسئله آخر، البته شايد اين چيزي نباشد که من ياد گرفته باشم اما تاييد و ثابت شده است و آن اينکه حتي در برخورد با دشمنان و حريفتان ، بايد اين ظرفيت را داشته باشيد که گاهي خود را جاي آنها هم بگذاريد. اگر به تاريخ ايران نگاه کنيد، واقعيت اين است که ما در سرنگوني رژيمي منتخب و دموکراتيک در ايران نقش داشته ايم. ما در گذشته از صدام حسين در جنگ ميان ايران و عراق حمايت مي کرديم در حاليکه مي دانستيم صدام از تسليحات شيميايي در آن جنگ استفاده مي کند. در نتيجه آنها ذهنيت و تعريف خود را از دغدغه هاي امنيتي دارند که شايد ما با آن موافق نباشيم. البته اين مسئله به هيچ وجه نمي تواند حمايت از تروريسم و فعاليتهاي مخل ثبات را که ايران در آن مشارکت دارد، توجيه کند اما به نظر من وقتي ما بتوانيم کشور و فرهنگ آنها را در چارچوبهاي مشخصي ببينيم ، به طور خاص در چارچوبهاي تاريخي نگاه کنيم به جاي اينکه بخواهيم در چارچوبي عمومي تر و گسترده تر نگاه کنيم، در آن صورت دست کم امکان حرکتهايي فراهم مي شود، همانطور که رونالد ريگان و ديگران با شوروي درباره توافقنامه تسليحاتي گفتگو کردند. شما بايد قبول کنيد که درست است اين نظامي بد و نامطلوب است اما در همين نظام افرادي هم با ديدگاهها و خاطرات خاص تاريخي هستند که ما بايد آنها را درک کنيم و احتمالا تلاش کنيم با آنها ارتباطاتي برقرار کنيم . همين مسئله درباره نيکسون و کيسنجر که به چين رفتند صدق مي کند که در نهايت منافع استراتژيک بسيار مهمي براي آمريکا داشت.

 

خبرنگار گفت چهارصد نفر از حزب جمهوريخواه براي رياست جمهوري آمريکا ثبت نام کرده اند. آيا هيچ شانسي وجود دارد که اين حزب از اين مسئله استقبال کند به ويژه که ميان آنها رقابت وجود دارد. .

اوباما گفت من ترديد دارم که تعداد زيادي از مقامات کنوني جمهوريخواه از اين توافقنامه حمايت کنند. خطوط حزبي وجود دارد که آنها بايد در تبليغات انتخاباتي روي آن تکيه کنند و اين مسئله درباره اعضاي جمهوريخواه کنگره نيز وجود دارد. البته همه آنها اين طور نيستند وبايد ببينيم برخي مثل راند پل چه نظري دارد. اما به نظر من اگر رئيس جمهور بعدي جمهوريخواه باشد و البته من هر کاري بتوانم انجام مي دهم اين اتفاق نيفتد، اما اگر اين اتفاق بيفتد، رئيس جمهور جمهوريخواه آينده در مقايسه با زماني که من رئيس جمهور شدم، در موقعيت قويتري براي محدود کردن برنامه هسته اي ايران قرار خواهد داشت. او در موقعيتي خواهد بود که احتمالا خواهد ديد نود و هشت درصد از ذخيره مواد هسته اي ايران از آن کشور به خارج منتقل شده است و احتمالا مطلع خواهد شد که اکثريت سانتريفوژهاي ايران برچيده شده است، او احتمالا مطلع خواهد شد که ديگر هيچ راکتور آب سنگيني در ايران وجود ندارد، او مطلع خواهد شد که جامعه بين المللي اين قرارداد را امضا کرده اند، او از همه آنچه که ما از رژيم بازرسيها يادگرفته ايم مطلع خواهد شد و او همچنان در موقعيتي خواهد بود که کل زرادخانه نيروهاي مسلح و سرويسهاي ديپلماتيک و اطلاعاتي ما را در اختيار دارد تا در صورتي که ايران فريبکاري کند، با آن برخورد کند.

بنابراين او در موقعيتي قويتر قرار خواهد داشت. البته آنها فعلا به اين مسئله اقرار نمي کنند. البته همه اين يک فرضيه است زيرا من اميدوارم که رئيس جمهور بعدي دموکرات باشد اما به نظر من اساس اين توافقنامه ، ديدگاههاي فراحزبي ومشترک ميان هر دو حزب است و تلاشهاي هر دو حزب آن را شکل داده است. ما نمي توانستيم بدون حمايت دو حزبي کنگره تحريمهاي مورد نظر را عليه ايران وضع کنيم بنابراين لازم است به نقش بزرگ آنها در اين قضيه اذعان کنيم. وقتي ما اين توافق را اجرا کنيم، ثابت خواهد شد که اين توافقنامه نه فقط براي ما بلکه براي جهان خوب است.

 

/3004

دیدگاه شما در مورد : اوباما: تحريم‌هاي يکجانبه آمريکا باقي مي‌ماند

اوباما: تحريم‌هاي يکجانبه آمريکا باقي مي‌ماند

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS