امروز یکشنبه 14 آذر 1395
ساعت 09:33:59
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 21978

تاریخ انتشار : 17/04/1394 - 17:45

چه کسانی به شب قدر وارد نمی‌شوند؟

پیغمبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع)، فرمود: ای علی! آن کسی که حلال بخورد، دینش صفا پیدا می­‌کند، قلبش رقیق می­‌شود و رقّت قلب می­‌گیرد. این روایت را می­‌توان به عنوان رمزگشایی پیامبر از اجابت یا ردّ دعا مطرح کرد.

جویباران ـ

به گزارش بلاغ، آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران به مناسبت ماه مبارک رمضان به شرح دعای ابوحمزه ثمالی پرداخت که مشروح آن در ادامه می‌آید:
«أَدْعُوکَ یَا سَیِّدِی بِلِسَانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ رَبِّ أُنَاجِیکَ بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُهُ»

*خدا دوست دارد که حتّی لسان مذنب هم او را بخواند
اعتراف به گناه و اعتراف به این که انسان به لسان مذنب، ذوالجلال و الاکرام را می­خواند، لطف و کرامت کریم را بر انسان بیشتر می­کند. وقتی انسان می­آید در محضر ذوالجلال و الاکرام دعا می­کند، ذوالجلال و الاکرام را خطاب می­کند و عرض حال می­کند گاهی تصوّر می­کند که به زبان معمول است، امّا اگر اقرار کند که خدایا! می‌­دانم من لایق نیستم و با این لسان مذنب، با این زبانی که گناه او را لال کرده، دیگر نه می­‌تواند تو را صدا بزند، نه حال دعا دارد، نه وضع دعا دارد، نه روح دعا دارد، محضر مبارکت آمدم که تو را بخوانم، آن وقت این‌جا که لطف پروردگار عالم به بشر بیشتر هست.
گرچه اگر خاطر شریفتان باشد عرض کردیم که خود این ادعیّه از لسان معصوم(ع) و در حقیقت مِن لسان الله است. گفتیم قران نازله است و دعا قرآن صاعد است ولی این دعاهای باعظمت و قرآن صاعد هم، باز از ناحیه خداست والّا بشر بالجد بلد نبود که چگونه دعا کند و گاهی نعوذٌبالله و نستجیربالله در دعا احساس طلبکار بودن هم می­‌کرد.

لذا این دعا به من و شما یاد می­­‌دهد که با پررودگار عالم چگونه صحبت کنیم. عرضه بداریم: خدا! دارم به لسانی تو را صدا می­‌زنم که این لسان لال به گناه شده است. دیگر قدرت دعا خواندن ندارم و حال دعا ندارم. عرض کردم گاهی انسان از دعا متنفّر هم شود که خدا برای کسی نیاورد. هر چه گناه مضاعف شود، حال گناه این است. همان‌طور که حال با اولیاء بودن آن‌طور است، حال گناه هم این است که انسان مذنب را از دعا و خوبی‌ها دور می‌کند. اوّل کم می‌­شود و بعد دیگر خیلی خوشش نمی­‌آید، تا جایی که دیگر حتّی دوست ندارد بشنود.

منتها پروردگار عالم می­‌خواهد که اتّفاقاً بندگانش با همین زبان مذنب هم او بخوانند و ذوالجلال و الاکرام را یادشان نرود و فراموش نکنند.

*علل اخرس شدن زبان در دعا

لذا یک نکته بسیار مهم در باب دعا این است که اگر این زبان، زبان اخرس می­‌شود باید دید دلیل و برهانش چیست و کدام گناهان عامل آن شده است؟ یکی این که با خود این زبان دروغ بگوید، تهمت بزند، غیبت کند، نعوذبالله نستجیربالله با این زبان فّحاشی کند و حرف‌های رکیک بزند، زخم زبان بزند، امّا یک علّت دیگر هم فضای دهان است که خود او عامل می­شود برای اکل. و لذا چون بناست دعا از نای و حلقوم بیرون بیاید و از این فضای دهان خروج پیدا بکند، گاهی وقتی انسان این فضای دهان را به لقمه حرام مبتلا کرد، این نای و حلقوم و این فضای دهان دیگر حال دعا ندارد و لال است.
گاهی شاید خدا خدا هم بگوید ولی واقعاً نمی­‌گوید. این خیلی درد است! انسان پروردگار عالم را صدا بزند و خدا خدا بگوید امّا به حقیقیت یک خدا هم نگوید. یک اسم جلاله الله را هم به حقیقت به زبان نیاورد. این خیلی سخت است و همه این‌ها دلالتش همین لقمه است. لذا این دعا بالا نمی­‌رود. زبان اخرس است و کسی هم صدایش را نمی­‌شود.

*رمزگشایی پیامبر عظیم‌­الشّأن از اجابت یا ردّ دعا
پیغمبر اکرم(ص) به مولی‌الموالی، امیرالمؤمنین، اسدالله الغالب، علی بن ابی طالب(ع)، بیان می­‌فرمایند: «یا علی من اکل الحلال صفا دینه و رقّ قلبه و دمعت عیناه من خشیه الله تبارک و تعالی و لم یکن لدعوته حجاب» ای علی! آن کسی که حلال بخورد، دینش صفا پیدا می­‌کند، قلبش رقیق می­‌شود و رقّت قلب می­‌گیرد. اگر یک موقعی دیگر صفای در دین نداریم، اگر یک موقعی دیگر قلبمان رقیق نیست، ببینیم که اشکالمان کجاست. این روایت را می­‌توانیم به عنوان رمزگشایی پیامبر عظیم­الشّأن از اجابت یا ردّ دعا عرض کنیم. کسی که صفای دینی دارد، حالش در دین عوض می‌­شود، مصفّا و با صفا می­‌شود.
لذا یک مواقعی لقمه‌­هایمان، ولو یک لقمه کم هم باشد، اثر دارد. این که گاهی در نماز، در دعا بی­حالیم، در خواندن قرآن، در رفتن به مجلس بی­حالیم؛ چون یک جای لقمه خراب است. «من اکل الحلال صفا دینه و رقّ قلبه و دمعت عیناه من خشیه الله» کسی که حلال بخورد، تا یا «اللهی العفو» می­‌گویند، شروع می­کند به اشک ریختن. تا یک «استغفرالله ربّی و اتوب الیه» می­‌گویند، شروع به گریه می­‌کند. این­ها نکات مهمّی است. یعنی اگر دیدم از اینجا به بعد حال قرآن خواندن ندارم، حال دعا ندارم، در مجلس دعا هستم دیگران صفا می­‌کنند امّا من اصلاً صفا ندارم، دیگران گریه می‌­کنند، من یک قطره اشک هم ندارم باید ببینیم کجای لقمه‌­مان خرابش کردیم. این فرمایش خود پیامبر عظیم‌الشّأن است، حتّی فرمایش عرفا و بزرگان نیست البته بارها عرض کردم فرمایش آن بزرگواران هم درحقیقت عین خود فرمایش معصومین است، چون آن­ها متّصل هستند امّا علی ای حال این فرمایش مستقیم از پیامبر است.
«و دمعت عیناه من خشیه الله تبارک و تعالی و لم یکن لدعوته حجاب» و برای دعایش حجابی نیست و دعایش مستحاب می‌­شود. حجابی نمی‌­افتد که اجازه ندهند دعایش بالا برود و یا به تعبیری خدا این صدا را نشنود. گاهی هزار بار الهی العفو می‌­گوییم امّا ای بسا حجاب افتاده باشد. پس یک دلیل لقمه است که باید در این تأمّل کرد.
لذا وقتی انسان لقمه را درست کرد، وضعش هم درست می‌­شود. همیشه شب­خیز هم می‌­شود، نه فقط شب­‌خیز ماه مبارک رمضان. چون ماه مبارک رمضان الحمدلله اکثر مردم بیدارند و در این مجلس یا آن مجلس بالاخره بیدارند و با ماه مبارک رمضان دارند به حقیقت به همه ما یاد می­‌دهند که تمرین کنیم امّا لقمه حلال عامل می‌شود برای شب‌خیزی  شب­‌های دیگر و قیام در لیل، به خصوص توفیق پیدا می­‌کنند نماز شب هم بخوانند و این عامل اجابت دعاست.
اصلاً می‌د­انید اگر یک موقعی خواستید، دعایتان مستجاب شود، مثلاً یک دعایی که دیگر خیلی در آن گیر کردید و هر چه جلو می‌روید می­بینید نمی­‌شود، مدام دعاهای مختلف را می­‌خوانید، سریع الاجابه می­‌گیرید و ... امّا اثر ندارد، یکی از جایگاه­‌هایی که می‌تواند اثر داشته باشد، شب است.

*برکات شب‌خیزی و نماز شب
پیغمبر اکرم، محمّد مصطفی(ص) فرمودند: «صَلَاةُ اللَّیْلِ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ» اصلاً تمرین این ماه مبارک این است که من و شما را به این سمت بکشاند. نماز شب، موجب رضایت ربّ العالمین است.
«وَ حُبُّ الْمَلَائِکَةِ» و یک مطلب دیگرش این است که ملائکه دوستش دارند. در روایت داریم برای این‌گونه افراد وقتی‌ دعا می‌کنند، ملائکه آمین می­‌گویند و آمین ملائکه هم که در طهارت مطلق هستند، مستجاب شده است.
«وَ سُنَّةُ الْأَنْبِیَاءِ» و سنّت پیامبران است؛ یعنی اگر کسی موفق به نماز شب و شب­خیزی شد، در حقیقت به سنّت پیامبران موفّق شده است. قبلاً هم عرض کردم، پروردگار عالم نمی­فرماید: «قوموا فی اللیل» امر جمعی نمی­‌کند. به خود پیامبر امر می­‌کند «قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلیلاً» در شب ولو کمش را هم قیام کن. یا می‌­فرماید: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ  ...»، «فتهجدوا» نیست، امر به خود پیامبر است، «عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» که خدا تو را به آن مقام محمود برساند. پس برای خود پیامبر عظیم­الشّأن است. گرچه پیامبر در معراج خواست نماز شب برای امّتش هم باشد. پس اینکه می­‌فرماید: سنّت انبیاء، نه سنّت امم گذشته، چون فقط انبیاء اهل نماز شب و شب­‌خیزی بودند. برای نماز شب هم انسان حتماً باید شب‌­خیزی کند دیگر، بدون شب­‌خیزی که معنا ندارد. مقدمه نماز شب، شب‌خیزی است.پس انبیا شب­‌خیز بودند.
«وَ نُورُ الْمَعْرِفَةِ»، همین شب­‌خیزی نور می­‌دهد، در این ماه رمضان تمرین کنیم و سعی کنیم بعد از ماه مبارک رمضان هم نخوابیم. حدّاقل ساعاتی را بیدار باشیم. اگر هم می‌خوابیم ساعتی یا موبایلی را کوک کنیم و بیدار شویم؛ چون اگر انسان بخواهد به نور معرفت الهی برسد، در دل شب مرحمت می­‌کنند، در نماز شب می­‌دهند. چون معرفت درّ گرانی است، به هر کس ندهندش. این نور معرفت در لیل و شب­‌خیزی و نماز شب است.
«وَ أَصْلُ الْإِیمَانِ». اگر می‌خواهی بفهمی واقعاً مؤمن حقیقی هستی، ایمانت ریشه دارد یا ایمان متزلزلی است، بدان اصل ایمان آن است که انسان در دل شب قیام کند والّا در روز امکان دارد یک مجلسی هم باشد و بروم، خطوط قرآن را هم بخوانم، دعا هم بخوانم امّا می­‌خواهی بفهمی که واقعاً ایمانت چقدر قوی است و اصل و ریشه­‌دار است، ببین اهل قیام در دل شب و اهل نماز شب هستی یا خیر.
«وَ رَاحَةُ الْأَبْدَانِ» اینکه بعضی فکر می­‌کنند، اگر بخوابند راحتند، اشتباه است، برعکس، اگر می­‌خواهیم بدنمان سالم باشد، باید شب‌خیزی و نماز شب داشته باشیم، اگر بگوییم: من شب خوابم می­‌آید، حال ندارم، کسل هستم، وضعم خوب نیست، می­‌گوید: اگر وضعت خوب نیست و می­‌خواهی بدنت قبراق و سرحال باشد، بلند شو نماز شب بخوان. اتّفاقاً به تعبیر عامیانه این بدن را ریگلاژ می­‌کند. بارها هم عرض کردم اصل خواب از ده تا دو و با تغییر ساعت از یازده تا سه است،‌ غیر از ماه مبارک رمضان که باید بیدار باشیم. نعایت و اصل خواب این است و مابقی آن به درد نمی­‌خورد. یک قیلوله هم هست که بین یک ربع تا نصف ساعت در طی روز است که بدن مجدّد قوت و قدرت خودش را بگیرد.  إلّا هرچه بخوابیم، به تعبیر عامیانه خواب، خواب می­‌آورد. هشت ساعت بخوابم اشتباه است. اسّ و اساس خواب ده تا دو است. فلذا وقتی در دل شب قیام می­‌کنید، بدنتان هم درست می­‌شود.
«وَ کَرَاهِیَةٌ لِلشَّیْطَانِ» و شیطان بدش می­‌آید. لذا همین شیطان می­‌گوید: کسلی، بخواب. اگر بلند شوی، باید روز از کارت بزنی، بخواب امّا پیامبر می­‌فرماید: نه، اتّفاقاً راحة‌الابدان است.
«وَ سِلَاحٌ عَلَى الْأَعْدَاءِ» و یک سلاحی ا­ست برای مقابله با دشمنان. چطور شب‌خیزی و نماز شب سلاح است؟ یعنی آن کسی که در دل شب قیام می­‌کند، قوّت قلب می­‌گیرد. معمولاً کسانی شیران روز هستند که زاهدان شب‌اند و این­ها با هم ارتباط دارند. این نکته بسیار مهمّی ا­ست. پس صلاة لیل و شب‌خیزی «وَ سِلَاحٌ عَلَى الْأَعْدَاءِ» می­‌شود.
«وَ إِجَابَةٌ لِلدُّعَاءِ» چقدر عجیب است! دعایی که گیر کرده است و دیگر اجابت نمی­‌شود، شب قیام کن، شب نماز بخوان، حال خوش شب را داشته باش، اجابت برای دعایت هم هست.
«وَ قَبُولٌ لِلْأَعْمَالِ»، قبولی اعمال شما هم در قیام در دل شب و نماز شب است، «وَ بَرَکَةٌ فِی الرِّزْقِ»، حتّی رزقمان در نماز شب و شب‌خیزی است. ما می­‌گوییم بخوابیم؛ اگر بیدار باشیم، فردا نمی­‌توانیم کار کنیم. بالاخره ما بیکار که نیستیم. حالا یک روایتی خوانده می‌شود ولی برای زمان ما که نبوده! امّا پیامبر می­‌فرماید آن شب خیزی و به خصوص عامل برکت در رزق است.
پس اثرات نماز شب شد: «مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ» رضایت پروردگار عالم، «وَ حُبُّ الْمَلَائِکَةِ» ملائکه دوستش دارند، «وَ سُنَّةُ الْأَنْبِیَاءِ»، نه سنّت الامم، فقط انبیاء آن را می­‌خواندند و پیامبر در معراج آن را برای امّتشان هم خواستند و این هبه­ خداوند است، «وَ نُورُ الْمَعْرِفَةِ وَ أَصْلُ الْإِیمَانِ وَ رَاحَةُ الْأَبْدَانِ وَ کَرَاهِیَةٌ لِلشَّیْطَانِ وَ سِلَاحٌ عَلَى الْأَعْدَاءِ وَ إِجَابَةٌ لِلدُّعَاءِ وَ قَبُولٌ لِلْأَعْمَالِ وَ بَرَکَةٌ فِی الرِّزْق‏ ». این­ها همه دلالت بر این است که اگر انسان شب قیام کند، چه برکاتی دارد.

*به هر که هر چه دادند، در دل شب دادند
اتّفاقاً خیلی جالب است، از بس شب برکت دارد پروردگار عالم هم مقدّرات را در شب قرار داد و اسمش را گذاشت لیلة القدر. در روز قرار نداد، معلوم است همه­ی برکات در شب است. ما برعکس در روز دنبال رزق می­‌گردیم امّا پیامبر عظیم­الشّأن فرمود: «بَرَکَةٌ فِی الرِّزْق» اگر دنبال این هستیم که رزقمان زیاد شود، با برکت شود، باید در شب دنبالش بگردیم، نه در روز. این صلاة الیل و این شب‌خیزی عامل برکت در رزق است. روز دنبال برکت در رزق نگرد، شب بگرد. همان‌طور که مقدّرات من و شما را شب رقم زده‌­اند. «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ» حتّی اگر «انزلناه» را عنوان قرآن کریم و مجید الهی هم بیان کنیم، باز هم می­‌فرماید: «فی لیلة القدر» در آن شب قدر است؛ یعنی همه چیز در دل شب است. تمام محسنات، تمام خوبی­‌ها، تمام فضائل را شب می‌­دهند و ما در روز دنبالش می‌گردیم. روز باید اجراییش کنیم ولی شب مرحمت و لطف می­‌کنند. به هر که هر چه مرحمت شده است، به خاطر شب‌خیزی اوست.
امام راحل عظیم­الشّأن هم بار­ها در درس اخلاقشان بیان فرموده بودند که به هر کس هر چه دادند، دنیا دادند، آخرت دادند - غیر از آن­هایی که کفّارند و حالشان «أَمْهِلْهُمْ رُوَیْدا» است که معلوم است آن­ها دنیا را به ظاهر دارند - به خاطر شب‌خیزی و در دل شب مرحمت کردند. لطف خدا شامل حالشان شد. این­ها نکات مهمّی است.  

*کیفیّت نزول دفعی و تدریجی قرآن
و لذا داریم لیله القدر. لیلة القدر شبی است که قرآن نازل شده، که یک جا می‌فرمایند: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ» و یک جای دیگر می‌فرمایند: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ» و باز قرآن می‌فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ»، این‌ها در دل شب نازل شده است.
شاید سؤال شود اوّلین آیات که در مبعث، یعنی 27 رجب آمد، پس چطور می‌گویند: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ». پاسخ این است که نزول دو حالت دارد، نزول تدریجی قرآن و نزول دفعتاً. قرآن دفعتاً در لیلة القدر نازل شد امّا تدریجی آن به مرور بود. یک موقعی در تفسیر بیان کردم و الان هم گذرا می‌گویم - چون بحث خودش مفصّل است- حضرت جبرائیل  که  محضر پیامبر عظیم‌الشّأن(ص) می‌آمدند، می‌گفتند: الان مِن ناحیه الله باید فلان بخش را که در قلبتان است، بیان کنید و آنچه که به عنوان وحی است، اعلان تدریجی به مردم است. لذا نازل شدن قرآن بر پیامبر دفعتاً است و معلوم است اوّل باید پیامبر بداند، نه ملک، ولو ملک بسیار مقربّی مثل جبرائیل باشد؛ چون پیامبر اشرف مخلوقات، نه فقط اشرف انسان‌ها. خود پیامبر عظیم‌الشّأن می‌‌فرماید: «الْمَلَائِکَةَ خُدَّامُ الْمُؤْمِنِین» ملائکه خدام مؤمنین هستند. آن‌وقت پیامبر که دیگر «لولاک لما خلقت الافلاک» است. به وجود ذی‌جود و پر از خیر و برکت نبیّ مکرّم است که من و شما زنده‌ایم، همه ملائکة الله زنده هستند و حیات دارند و به وجود آمدند. برای همین هم شب قدر در آسمان‌ها خبری نیست «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوح» همه ملائکه هم پائین می‌آیند، روح الامین هم پائین می‌آید و همه چیز اینجاست. آن‌وقت به دست کیست؟ خلیفة الله. پس نزول قرآن از اوّل تدریجی نبوده. اوّل دفعتاً بر قلب پیغمبر نازل شده و حالا ملک به اذن الله می‌گوید حالا این آیه را بگویید.

*نوشته شدن اجل‌ها در شب قدر
شب قدر عندالاولیاء به عنوان «لیلة العظمه» نامیده شده که شبی باعظمت است. یا تبیین به آیه شریفه «ما قدر الله حق قدره» هم در لیله است.
شب به قدری اهمیّت دارد که راغب اصفهانی در همان کتاب لغتشان که توضیحات و معانی لغات را بیان می‌‌کنند، می‌‌گویند: «لیله القدر أی: لیلة قیّضها لأمور مخصوصة» شب قدر آن شبی است که امور مخصوصی را برای فیض دادن آماده کردند. همان‌طور که باز قرآن کریم می‌فرماید: «یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیم» باز این عنایت است، همه در شب است، شب قدر است.
شب قدر به قدری مهم است که وجود مقدّس حضرت ثامن الحجج، قبله ایران، آقا علی بن موسی الرضا(ع) بیان می‌فرمایند: «یُقَدَّرُ فِیهَا مَا یَکُونُ فِی السَّنَةِ مِنْ خَیْرٍ أَوْ شَرٍّ أَوْ مَضَرَّةٍ أَوْ مَنْفَعَةٍ أَوْ رِزْقٍ أَوْ أَجَلٍ وَ لِذَلِکَ سُمِّیَتْ لَیْلَةَ الْقَدْرِ» شب قدر آن شبی است که در سال واقع می‌شود و در آن اندازه‌گیری می‌شود، چه چیزی؟ خیر و نیکی، شرّ و بدی، ضرر یا منفعت انسان، رزق و اجل انسان. شب قدر است که می‌گویند کی رزقش چقدر است. شب قدر می‌گویند که کی دیگر امسال تمام شد، یکی یک روز بعد از شب قدر، یکی یک ماه بعد و یکی 6 ماه بعد از آن می‌میرد، بالاخره این سال تا آن سال در این شب رقم می‌خورد.

*تحویل سال اولیاء خدا
لذا شروع سال اولیاء خدا شب قدر است. این را عرض کردم و الان هم می‌گویم برای مقدّمات فردا شب آماده بشوید. اولیاء خدا بیان می‌فرمایند که شب قدر این دعای «یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ» را که در مفاتیح هم هست، بخوانیم.  چرا «حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ» چون شب قدر که همه چیز را برای ما می‌خواهند مقدّر کنند، حال ما را بهترین حال و احسن حال بشود. حال ما، بشود حال الهی، حال خدایی. حال ما بشود، حال ولایت.
اتّفاقاً بی‌جهت نیست که شب قدر اوّل، شب ضربت خوردن امیرالؤمنین است. شب قدر دوم، شب شهادت امیرالؤمنین است و و سومی، شب سوم امیر
دیدگاه شما در مورد : چه کسانی به شب قدر وارد نمی‌شوند؟

چه کسانی به شب قدر وارد نمی‌شوند؟

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS