امروز شنبه 20 آذر 1395
ساعت 06:36:19
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


آخرین اخبار
چاپ

کد خبر : 20725

تاریخ انتشار : 05/04/1394 - 08:11

اخبار ویژه روزنامه ها؛

اوباما: نژادپرستی و برده‌داری در «دی‌ان‌ای» ماست

رئيس جمهور آمريکا در حساب توئيتري خود نیز از نرخ بالاي خشونت مسلحانه در اين کشور انتقاد کرد. «باراک اوباما» نوشت: «ما يکديگر را با اسلحه مي‌کشيم و نرخ اين نوع کشتار ما 297 برابر بيشتر از ژاپن، 49درصد بيشتر از فرانسه و 33 درصد بيشتر از اسرائيل است.»

جویباران ـمشرق-روزنامه‌ها در لابه‌لای گزارش‌ها و سرمقاله‌ها، قسمتی از صفحات خود را به اخبار روزهای گذشته یا اخبار ویژه اختصاص می دهند که مشرق در ادامه به آنها اشاره می‌کند.


** کیهان

اوباما: نژادپرستی و برده‌داری در «دی‌ان‌ای» ماست


تبعیض‌های نژادی در ایالات متحده آمریکا که با نظام برده‌داری در قرن هفدهم آغاز شد، همچنان تا عصر حاضر ادامه یافته ‌است.

 با گذشت سال‌ها از سخنراني معروف «مارتين لوتر کينگ» (رهبر سیاه پوست جنبش حقوق مدنی ایالات متحده آمریکا در دهه 60 میلادی) با عنوان «رویایی دارم»، سياه پوستان آمريکا همچنان به دلیل سیاست‌های نژادپرستانه دولت این کشور، در محدودیت و محرومیت به سر می‌برند. چهارشنبه هفته گذشته يک جوان نژادپرست با حمله به کليساي سياه پوستان در کاروليناي جنوبي 9 تن را به قتل رساند.

«باراک اوباما» یک روز بعد از این حادثه در برابر خبرنگاران در کاخ سفید گفت: «باید بپذیریم تیراندازی‌های دسته جمعی در کشور ما بسیار بیشتر از دیگر کشورهای پیشرفته روی می‌دهد.» رئيس جمهور آمريکا در حساب توئيتري خود نیز از نرخ بالاي خشونت مسلحانه در اين کشور انتقاد کرد. «باراک اوباما»   نوشت: «ما يکديگر را با اسلحه مي‌کشيم و نرخ اين نوع کشتار ما 297 برابر بيشتر از ژاپن، 49درصد بيشتر از فرانسه و 33 درصد بيشتر از اسرائيل است.»

به دنبال بالاگرفتن اعتراضات به تبعیض نژادی در آمریکا «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا دیروز نیز در مصاحبه‌ای به وجود نژادپرستی در آمریکا به شکل بی‌سابقه‌ای اذعان کرد.  به گزارش آسوشیتدپرس، «اوباما» با تاکید بر آنکه خود او از مادر سفیدپوست و پدر سیاه‌پوست متولد شده اعلام کرد: «رویکردها و مواضع نسبت به نژاد در آمریکا بطور قابل ملاحظه‌ای بهبود یافته اما میراث برده‌داری سایه طولانی افکنده و هنوز این میراث بخشی از دی‌ان‌ای ما است». رئیس‌جمهور آمریکا که تلاشش برای اعمال محدودیت بر حمل سلاح در این کشور ناکام مانده است، از مخالفت‌های شدید «انجمن ملی سلاح» آمریکا با اصلاح قوانین درباره تسلیحات و محدودیت‌ها در این زمینه نیز به شدت انتقاد کرد.
«اوباما» با بیان اینکه «تسلط انجمن ملی سلاح بر کنگره، بسیار شدید است»، تاکید کرد که این موضوع سبب ممانعت و توقف طرح پیشنهادی او جهت اعمال محدودیت در حمل سلاح شده است. رئیس‌جمهور آمریکا اشاره‌ای نیز به کشته شدن 20 کودک در تیراندازی به مدرسه سندی هوک کرد و افزود: «من به شما می‌گویم که وقتی 20 کودک شش ساله با تیراندازی کشته شدند و کنگره عملا کاری در این باره نکرد، نزدیکترین چیزی که به من دست می‌دهد انزجار است».
گسترش نژاد پرستی در جامعه به ویژه پلیس آمریکا باعث شده بسیاری از افسران پلیس در ایالات مختلف با خونسردی تمام به مظنونان سیاه پوست خود شلیک و آنان را به قتل برسانند.

براساس آمارهای منتشر شده، در این کشور بطور متوسط هر ۳۶ ساعت یک سیاه پوست به دست پلیس کشته می‌شود. نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد که ۶۴ درصد از مردم نیویورک رویکرد تبعیض‌آمیز پلیس بر علیه سیاه پوستان را تصدیق می‌کنند. «میشل الکساندر» حقوقدان آمریکایی و یکی از کنشگران فعال کویکرز در گفت وگو با ایرنا، تاکید کرد:» در حالی که سفیدپوستان بیش از 66درصد جمعیت 20میلیونی ایالت نیویورک را تشکیل می‌دهند اما فقط 3/7 درصد زندانیان در این ایالت سفیدپوست هستند.»
 وی افزود: «بسیار تکان‌دهنده است وقتی بدانید سیاه پوستان ایالت نیویورک که فقط 16 درصد از جمعیت را به خود اختصاص می‌دهند، بیش از 49 درصد از زندانیان همین ایالت را تشکیل می‌دهند.»

 آمارها حاکی از آن است که حدود يک ميليون نفر از مجموع دو ميليون و ۳۰۰ هزار نفر زنداني آمريکا را سياه پوستان تشکيل مي‌دهند!
همچنین بنابر گزارش روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز»، احتمال قتل یک جوان سیاه‌پوست توسط پلیس آمریکا ۲۱ برابر بیشتر از سفیدپوستان است و دوسوم نوجوانانی که هدف شلیک مرگبار پلیس قرار می‌گیرند نیز سیاه‌پوست هستند. همچنین دوسوم نوجوانانی که توسط پلیس آمریکا کشته می‌شوند نوجوانان سیاه‌پوست هستند. اصطلاحی در دنیای سیاه‌پوستان آمریکایی وجود دارد که می‌گوید: بهانه‌ای به پلیس ندهید تا شما را بکشد. شدت تبعیض نژادی در آمریکا به حدی است که اخیر سیاه پوستان آمریکا برای محافظت از خود در برابر پلیس کمپین «مقاومت مسلحانه» را راه‌اندازی کرده اند.

تمام این ارقام و اعداد نشان‌دهنده وجود گرایشات شدید به نژادپرستی در آمریکا است. اینکه یک جوان 21 ساله باکلت و در کمال خونسردی و در حالی که چندین بار خشاب اسلحه خود را عوض می‌کند اقدام به قتل سیاه پوستان در کلیسا می‌کند، اینکه پلیس آمریکا سیاه پوستان را یکی پس از دیگری می‌کشد و بلافاصله قاتلین تبرئه می‌شوند و... همه این‌ها تنها یک پیام و معنا می‌تواند داشته باشد، «نژاد پرستی و تبعیض در خون آمریکایی‌ها است.»


ابراز نگرانی آمریکا از ورود مجلس به عرصه مذاکرات هسته‌ای

نمایندگان مجلس شورای اسلامی، روز یکشنبه کلیات طرح الزام دولت به حفظ حقوق و دستاوردهای هسته‌ای را به تصویب رساندند.
ورود مجلس به بحث مذاکرات هسته‌ای، نگرانی مقامات آمریکایی را برانگیخت.
 «بلومبرگ» به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت:  توافقی که اجازه دسترسی‌های مورد نظر را ندهد، امضا نمی‌کنیم.
یک مقام آمریکایی به مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص کلیات طرح صیانت از دستاوردهای هسته‌ای واکنش نشان داد.
به نوشته سایت شبکه «بلومبرگ»، این مقام وزارت خارجه آمریکا که خواسته نامش فاش نشود، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که واشنگتن با توافقی که در آن دسترسی‌ها و اقدامات شفاف‌ساز لازم برای ارزیابی کامل برنامه هسته‌ای ایران لحاظ نشده باشد، موافقت نخواهد کرد.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نشست علنی روز یکشنبه کلیات طرح الزام دولت به حفظ حقوق و دستاوردهای هسته‌ای را با رأی بالایی به تصویب رساندند.
مقام آمریکایی مورد استناد بلومبرگ مصوبه مجلس را تصمیمی اولیه توصیف کرده و گفته است که هنوز تا تصویب نهایی این طرح و تبدیل آن به قانون فاصله وجود دارد.
با این وجود، بلومبرگ مدعی شده است که این مصوبه به دلیل محدود کردن دایره بازرسی‌ها، می‌تواند موجب پیچیدگی مذاکرات و دشواری توافق شود.
این در حالی است که پیش از این کنگره آمریکا طی مصوبه‌های متعدد، شروط زیادی را برای توافق هسته‌ای و همچنین نحوه برداشته شدن تحریم‌ها مشخص کرده است.
 نقش مجلس در صورت اعمال تحریم جدید
«ناصر سودانی» نایب‌رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی با اشاره به دستور کار امروز( سه‌شنبه) مجلس جهت بررسی جزئیات طرح الزام دولت به حفظ حقوق و دستاوردهای هسته‌ای گفت:‌ بند اول این طرح تصریح می‌دارد که همه تحریم‌های ایران باید در روز اول اجرای تعهدات ایران لغو شود.
وی از احتمال بالای شیطنت آمریکایی‌ها در اعمال تحریم‌های جدید پس از لغو تحریم‌های کنونی سخن گفت و افزود: هیچ بعید نیست که آمریکا از این شگرد استفاده کند و با این بهانه که متعهد شده است طبق توافق، صرفاً تحریم‌های کنونی را لغو کند، به موازات برداشتن تحریم‌های فعلی، تحریم‌های جدید اعمال کند.
سودانی در ادامه گفت:‌ در صورتی که آمریکا بخواهد هرگونه تحریم مضاعفی علیه کشورمان اتخاذ کند مجلس شورای اسلامی آماده است دست به کار شده و نقش ملی خود را ایفا کند.
 عدم بازرسی از مراکز نظامی به قانون تبدیل می شود
«عبدالرضا عزیزی» نماینده مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به طرح مجلس برای الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته‌ای کشور گفت: طرح مجلس برای الزام دولت در حفظ دستاوردهای هسته‌ای در واقع سوپاپ اطمینانی از سوی مجلس در بحث مذاکرات است و این به این معنا نیست که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان در مذاکرات از چارچوب‌های ترسیم شده توسط نظام عدول کرده است.
وی افزود: آنچه که رهبر معظم انقلاب در بحث عدم بازرسی از مراکز نظامی فرموده‌اند در این طرح مجلس به قانون تبدیل می‌شود تا همگان اطمینان خاطر داشته باشند که مجلس و دولت در بحث مذاکرات در چارچوب قانون حرکت کرده و خطوط قرمز را رعایت کنند.
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به بررسی طرح الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته‌ای در جلسه امروز(سه شنبه) مجلس گفت: قطعاً‌ این طرح با استقبال زیاد نمایندگان همراه شده و با رأی بالایی در مجلس به تصویب خواهد رسید.
 کلیه تحریم‌ها
 باید یکجا لغو شود
«سید شریف حسینی» نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی نیز در این خصوص گفت: برخلاف برخی مسائلی که مطرح می‌شود مبنی بر اینکه این طرح دست و پای مذاکره‌کنندگان را می‌بندد و اجازه نمی‌دهد که تیم مذاکره کننده با آزادی بیشتری به کار خود ادامه دهد، این طرح یک قانون است و قانون برای یک زمان محدود نیست و حال و آینده کشور را در نظر می‌گیرد و در راستای کمک به دولت در بحث مذاکرات در مجلس مطرح شده است.
عضو هیئت رئیسه مجلس اظهار داشت: همانطور که در جزئیات طرح به آن پرداخته شده تحریم‌های اعمال شده علیه ایران باید به طور یکجا لغو شود و مجلس و دولت نظر واحد دارند و اینکه این موضوع به قانون تبدیل شده به این معنا نیست که تیم مذاکره‌کننده نظری غیر از این دارد.
 بهتر است طرح اصلی تصویب شود
به گزارش فارس، «ابراهیم آقامحمدی» نماینده مردم خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی با یادآوری ممانعت هیئت رئیسه از در دستور قرار گرفتن طرح الزام دولت به حفظ حقوق و دستاوردهای هسته‌ای گفت: در نهایت این طرح با جمله‌بندی متفاوت در صحن علنی قرائت شد.
وی در ادامه تصریح کرد: از آنجا که کلیات طرح، هفته گذشته به تصویب مجلس رسیده بود تغییر در مفاد آن قانوناً خلاف بود و براساس ماده 133 آیین‌نامه داخلی مجلس فقط با رای خود نمایندگان می‌توان مصوبه مجلس را تغییر داد لذا روز یکشنبه آیین‌نامه مجلس و قانون کاملاً نادیده گرفته شد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با ابراز تاسف از تحت تاثیر قرار گرفتن هیات رئیسه و برخی دیگر در داخل مجلس از خارج مجلس اضافه کرد: نمایندگان برای اینکه وحدت در زمینه حفظ دستاوردهای هسته‌ای خدشه‌دار نشود به ناچار به طرح تغییر کرده رای مثبت دادند.
نماینده مردم خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی گفت: در طرح اولیه که به تصویب مجلس رسیده بود قید شده بود که نتیجه مذاکرات جهت تطبیق با مصوبات قانونی بر اساس اصول 77 و 125 قانون اساسی باید به مجلس ارائه شود اما هیئت رئیسه در طرح قرائت شده دیروز عبارت «مصوبات قانونی» را حذف کرد و خط زد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در پایان ابراز امیدواری کرد در جلسه علنی امروز(سه شنبه) نمایندگان به طرح اصلی بازگشته و تغییرات صورت گرفته را در طرح الزام دولت به حفظ حقوق و دستاوردهای هسته‌ای اصلاح کنند و به هویت خود بازگرداند.


ترکان: برخی اعضای دولت به بعد از روحانی فکر می‌کنند

مشاور ارشد رئیس‌جمهور برخی اعضای کابینه را متهم کرد که به بعد از روحانی فکر می‌کنند و نمی‌خواهند از دولت دفاع کنند.
اکبر ترکان در مصاحبه با روزنامه فرهیختگان گفت: اصولا در شأن و شخصیت رئیس‌جمهور نیست که بخواهد از عملکرد اعضای دولت در مقابل منتقدان و افرادی خاص دفاع کند، بلکه اعضای دولت باید خودشان در مقابل منتقدان موضع بگیرند و پاسخ آنها را بدهند.
وی با ادعای اینکه منتقدان شکست‌خوردگان انتخابات هستند، افزود: تأکید من این است که همه همکاران دولت باید جواب دهند. درست است که شاید سختی‌هایی داشته باشد اما با آقای روحانی کار کردن یعنی اینکه تصمیم بگیریم و عهد ببندیم تا آخر خط با او برویم. نباید به گونه‌ای باشد که افرادی به فکر منافع خود باشند و برای بعد از آقای روحانی هم فکر کنند. باید آرمان‌ها و خط‌مشی آقای روحانی را قبول کنند و تا آخر با او بروند و تا آخر پای روحانی بمانند و در مسیر تردید به خودشان راه ندهند.


یارانه تولید یا حکایت آب لوله کشی رحمت‌آباد!؟

وزیر صنعت و معدن هنوز که هنوز است از بد قولی سازمان مدیریت در اعطای یارانه تولید گله‌مند است.
روزنامه اعتماد با درج این مطلب نوشت: در حالی که کم‌کم باید از زمان و میزان تخصیص یارانه سال 94 تولید سخن گفت اما هنوز اما و اگرهای زیادی در خصوص یارانه محقق نشده سال 93 باقی مانده است. هنوز هم وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت یازدهم از عدم تحقق وعده و وعید دولت گلایه‌مند است و به فراخور، هربار نامی از یارانه تولید به میان آورده می‌شود، گلایه‌های خود را مطرح می‌کند.
اعتماد می‌افزاید: سال گذشته و در روز صادرات بود که نعمت‌زاده، وزیر صنعت دولت یازدهم سینه سپر کرد و از تخصیص یارانه‌ای خبر داد که صنعتگران چند سالی بود فقط وعده آن را شنیده بودند و حال یکی از مردان کهنه‌کار صنعتی به صراحت در خصوص چند و چون تخصیص آن هم صحبت می‌کرد.
نعمت‌زاده در آن روز حتی از دسته‌بندی ذهنی خودش برای تخصیص یارانه نیز صحبت کرد و چهار گروه را که قطعاً خودرویی‌ها و فولادی‌ها را شامل می‌شد، به عنوان گیرندگان یارانه‌ای معرفی کرد که صحبت از آن هم باعث می‌شد برخی صنعتگران لبخند بزنند.
اما در همان شرایط بهبود وضعیت نسبی اقتصادی و ایجاد امیدواری به آینده اقتصاد موجب شده بود کسانی که از نمد یارانه کلاهی برای‌شان بافته نشده بود، هم دل به این وعده محکم جدید خوش کنند و با رضایت از تخصیص این یارانه، محکم‌تر از قبل برای وزیر صنعت دولت روحانی دست بزنند.
این روزنامه نوشت: با همه این اوصاف و پیگیری‌هایی که در وزارت صنعت، معدن و تجارت شد وعده تخصیص یارانه‌ها در ماه‌های پایانی سال به اسفند ماه موکول شد؛ آن هم از سوی محمد باقر نوبخت، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی اما اسفند آمد و رفت و باز هم خبری از یارانه تولید نشد تا گلایه‌های اعضای کابینه دولت از یکدیگر کمی جدی‌تر شود. گلایه‌هایی که با تغییر سال ادامه یافت و موجب شد تا هر بار که نام یارانه تولید بر سر زبان‌ها رانده شد، بدقولی رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی زنده شود. موضوعی که محمد نعمت‌زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت در تازه‌ترین اظهار نظر خود مجدداً به آن اشاره کرد و با بیان اینکه در فاز اول و دوم هدفمندی یارانه‌ها، سهمی از درآمد هدفمندی به بخش صنعت نرسید، گفته است: «رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تعهد کرده که به عنوان یارانه تسهیلات، سهمی به صنایع تعلق گیرد. در فاز اول و دوم قرار بود بخشی از این درآمدها به صنایع تعلق گیرد که براساس تصمیم دولت، اولویت با بخش بهداشت شد و سهمی به صنایع نرسید. آقای نوبخت تعهد کرد که به عنوان یارانه تسهیلات، به صنایع سهمی تعلق گیرد و گفت که جلسه‌ای در این خصوص با بانک صنعت و معدن خواهم داشت. در سال جاری سهم صنایع از درآمدهای حاصل از قانون هدفمندی یارانه‌ها 2000 میلیارد تومان است که در حال حاضر چیزی محقق نشده است.»
ماجرای بدقولی برای وعده یارانه تولید، حکایت تکیه کلام معروف در سریال مخمصه است که در آن سیروس گرجستانی مرتب و هر چند روز یک بار می‌پرسید پس این آب لوله‌کشی رحمت‌آباد چی شد و طرف مقابل با پشت گوش اندازی تکرار می‌کرد در دست اقدام است!


درباره نوکری برای آل‌سعود بعدا توضیح می‌دهم!

وزیر ارشاد دولت اصلاحات حاضر به ادای توضیح درباره مکاتبه با سفارت عربستان در لندن و اخذ سالانه 16 هزار پوند برای بورسیه فرزند خود نیست.
براساس اسناد ویکی‌لیکس که مربوط به سفارت عربستان در لندن است فرزند عطاء مهاجرانی مجموعا 65 هزار پوند (حدود 100 هزار دلار) از این سفارت گرفته است. مهاجرانی در واکنش به پیگیری بی‌بی‌سی حاضر به پاسخ‌گویی نشده و گفته است در زمان مناسب در مورد آنچه ویکی‌لیکس منتشر کرده پاسخ می‌دهد.
در سند منتشر شده توسط ویکی لیکس آمده که در اوایل سال 2012 چکی به مبلغ بیش از 16 هزار پوند برای تامین بخشی از هزینه‌های تحصیلی فرزند مهاجرانی صادر شده است. وزارت خارجه عربستان از این مبلغ به عنوان هدیه یاد کرده است!
در همین حال وبسایت رجانیوز ضمن بازخوانی افشاگری آیت‌الله جنتی از کمک یک میلیاردی آل‌سعود به جریان فتنه، پرداخت و نوشت: ششم مرداد 1389 آن روزی که آیت‌الله جنتی در خطبه‌های نمازجمعه تهران برای نخستین‌بار فاش کرد که «آل‌سعود یک میلیارد دلار به سران فتنه داده است تا به وسیله آن سبزها کاربراندازی جمهوری اسلامی ایران را تمام کنند»، موجی از مظلوم‌نمایی و تکذیب‌های مختلف از سوی رسانه‌های این جریان در داخل و خارج از کشور آغاز شد اما شاید کمتر کسی تصور می‌کرد چند سال بعد حتی سند بورسیه شدن فرزند عطا مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات توسط رژیم آل‌سعود نیز منتشر شود.
رجانیوز، می‌افزاید: پایگاه ویکی‌لیکس با انتشار سندی از وزارت اقتصاد عربستان‌سعودی، راز بزرگی را فاش کرد و آن پرداخت هزینه‌های تحصیل علی مهاجرانی پسر وزیر ارشاد دولت اصلاحات بود. جالب اینکه این خبر تاکنون نه تنها از سوی مهاجرانی تکذیب نشده بلکه بسیاری از عناصر ضد انقلاب و حامیان مهاجرانی نیز نسبت به آن واکنش منفی نشان داده و از دریوزگی مهاجرانی برای دریافت هزینه تحصیل فرزندش از دولت آل‌سعود ابراز تاسف کرده‌اند.
رجانیوز درباره سابقه ارتباط تنگاتنگ مهاجرانی و آل‌سعود نوشت: این اولین بار نیست که روابط ویژه آل‌سعود و مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات خبرساز می‌شود، بلکه در سال 1390 نیز حضور جنجالی مهاجرانی در جشنواره الجنادریه آل‌سعود خبرساز شد.
«الجنادریه» جشنی در ظاهر فرهنگی-تاریخی است که خاندان آل‌سعود از 29 سال قبل آن را به راه انداخته است اما در سال 1390 عطاء مهاجرانی به همراه علیرضا نوری‌زاده از ضدانقلاب‌های فراری خارج از کشور در این مراسم شرکت کردند، مراسمی که به گفته بسیاری از کارشناسان در پوشش یک جشن تاریخی برگزار می‌شود اما یکی از اهداف آن جمع کردن نیروهای اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی و کمک به آنهاست. بعد از این جشن پرحاشیه نیز که اخبار مختلفی درباره فسادهای متعدد در آن منتشر شد، مهاجرانی اعلام کرد: «باید بگویم که شب‌های جشنواره‌ (الجنادریه) بهترین شب‌های همه زندگی‌ام بود.»
بعد از این جشن بود که حجت‌‌الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات وقت در اواخر بهمن سال 90 با اشاره به حضور مهاجرانی و نوری‌زاده در مجلس میهمانی پادشاه عربستان گفت: «در سفری که چندی پیش به عربستان داشتیم و قبل از برگزاری این جشن، به مقامات عربستان گفتیم که شما فلان تاریخ برنامه جشنی دارید و در این جشن افرادی را دعوت کرده‌اید که از افراد معاند انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در آن حضور دارند و پیش‌بینی کرده‌اید که 18 میلیون دلار در اختیار آنان بگذارید. مسئول اطلاعات داخلی عربستان تعجب کرد که ما چگونه این اطلاعات را کسب کرده‌ایم؛ در حالی که این اطلاعات جزءاطلاعات سری و داخلی آنها بود.»

تهدید روحانی به استعفا در صورت پذیرش پروتکل الحاقی

حسن روحانی در کتاب خاطرات خود درباره پرونده هسته‌ای و همچنین پذیرش پروتکل الحاقی توسط مجلس شورای اسلامی به نکاتی اشاره می‌کند که با موضع فعلی رئیس جمهور تناقضاتی دارد.
به گزارش مشرق، روحانی در کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای به خاطره جالبی از الزام مجلس ششم برای قبول پروتکل الحاقی اشاره می‌کند و می‌نویسد: «مسئله این بود که تعدادی از نمایندگان مجلس، طرح سه فوریت برای الزام دولت به پذیرش پروتکل الحاقی را امضاء کرده و در پی آن بودند تا آن را تقدیم مجلس کنند. به رئیس جمهور گفتم اگر طرح سه فوریت در مجلس مطرح شود، من استعفا می‌دهم. گفتم ظاهراً مجلس از آغاز کار، کارشکنی را شروع کرده است. در این زمینه من و نیز آقای خاتمی با آقای کروبی (رئیس مجلس) صحبت کردیم تا این طرح متوقف شود و در مجلس مطرح نشود. خوشبختانه ایشان مانع شد و طرح در صحن علنی مجلس مطرح نشد، ولی متأسفانه سفرای اروپایی از تهیه این طرح در مجلس باخبر شده بودند.»
این مطلب در صفحه 174 امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای، به قلم روحانی و از سوی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص منتشر شده است.

تکذیب استانداری سمنان و خبر رسمی خبرگزاری دولتی ایرنا!

استانداری سمنان خبر ساخت تندیس برای روحانی را تکذیب کرد.
روابط عمومی استانداری سمنان درباره خبر «پورنجاتی: مگر روحانی میرزا آغاسی است که برایش مجسمه بسازند» توضیحی ارسال کرد که در آن با مردمی معرفی کردن برنامه جشن در سرخه با حضور استاندار و معاون علمی رئیس جمهور آمده است: مطلب رونمایی از مجسمه کاملاً تکذیب می‌گردد زیرا اصلاً مجسمه‌ای نبوده که از آن پرده‌برداری و سپس در میادین نصب شود. بهتر بود جناب آقای پورنجاتی قبل از اینکه قلم به دست بگیرند شخصیتی همچون دکتر روحانی را که منتخب مردم و رئیس جمهوری ایران اسلامی را با میرزا آغاسی مقایسه کنند عینک به چشم و گوش می‌زدند چند ریال ناقابل خرج می‌کردند و صحت و سقم موضوع را سؤال می‌کردند تا اینگونه افکار عمومی را در آستانه ماه مبارک رمضان که ماه خودسازی است دچار تشویش نمی‌کردند.
این روابط عمومی خاطرنشان کرد:
در آن مراسم استاندار و معاون رئیس جمهور به دعوت مردم صرفاً برای حضور در جشن شادی آنها شرکت داشتند و هیچگونه پرده‌برداری و یا نصب مجسمه‌ای وجود نداشت.
واکنش استانداری سمنان به نوشته انتقادی پورنجاتی در حالی است که پیش از پورنجاتی، خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) ضمن انتشار خبر جشن یاد شده نوشته بود «جشن مردمی و بزرگ همدلی و همزبانی دولت و ملت با عنوان روحانی تنها نیست، با حضور محمد وکیلی استاندار، جمعی از مسئولان استان و مردم شهرستان سرخه در پارک ملت این شهر در فضایی با نشاط و مردمی برگزار شد و معاون علمی رئیس جمهور در آن سخنرانی کرد.
در این جشن از تندیس تجسمی دکتر حسن روحانی رئیس جمهوری کشور، اثر هنری جمعی از هنرمندان سمنان رونمایی شد و قرار است این تندیس در یکی از میدان‌های شهر سرخه نصب شود».

** خراسان

دستور دولت به نوبخت درباره انتخابات مکانيزه

بر اساس ابلاغيه روزهاي اخير يک مسئول ارشد اجرايي به محمدباقر نوبخت، تاکيد شده است که با توجه به عزم دولت براي برگزاري انتخابات دهمين دوره مجلس و پنجمين دوره مجلس خبرگان رهبري به صورت تمام مکانيزه، سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور موظف است اعتبار لازم براي اين موضوع در شهرهاي تهران، اصفهان، مشهد، تبريز، کرج، اهواز، شيراز، کرمانشاه و قم را از محل اعتبارات مصوب مربوط بودجه سال ۱۳۹۴ کل کشور تأمين کند.

هشدار درباره استفاده از کارت خوان هاي غيرقانوني در برخي دستگاه ها

بر اساس ابلاغيه مسئولان يکي از نهادهاي نظارتي به تعدادي از دستگاه هاي اجرايي، تاکيد شده است که با توجه به تذکرات قانون محاسبات عمومي کشور، گشايش هرگونه حساب رابط درآمدي يا حساب موازي و پشتيبان با هر عنوان براي وصول درآمدهاي دولت مانند حساب هاي رابط درآمدي متصل به دستگاه کارت خوان (Pos) بدون دريافت مجوز رسمي از خزانه داري کل کشور و مشخص شدن علت آن، فاقد وجاهت قانوني بوده و ممنوع است.


** وطن امروز
 
اصلاح‌طلبان بورسیه آل‌سعود
 
گروه سیاسی: انتشار اسناد ارتباط عطا مهاجرانی، وزیر ارشاد دولت اصلاحات با دولت آل‌سعود واکنش‌های مختلفی را در کشور به همراه داشته است. به اعتقاد نخبگان انتشار این سند از  نزدیکی فتنه و بیگانه حکایت دارد و لازم است جریان اصلاح‌طلب درباره آن پاسخگو باشد.
به گزارش «وطن امروز»، سند اخیر منتشره درباره وزیر ارشاد دولت اصلاحات که نشان می‌دهد دولت سعودی بنا به درخواست مهاجرانی هزینه قابل‌توجهی را برای بورسیه تحصیلی پسرش آن هم در بریتانیا تخصیص داده است، به خوبی از  عمق  ارتباط جریان فتنه با 2 مقوله فساد و بیگانه حکایت دارد. این سند که تاریخ آن متعلق به 10 اکتبر سال 2011 است، اشاره می‌کند به درخواست
عطا مهاجرانی این بورس تحصیلی در مقطع دکترا برای پسرش توسط سفارت عربستان تامین شده است. همچنین این سند اشاره دارد سفارت عربستان در لندن هزینه بیش از 12 هزار پوندی برای هرسال تحصیلی (4 سال، از 2011 تا2015) و هزینه‌ای بالغ بر 4256 پوند برای هزینه‌های زندگی پسر مهاجرانی را تامین می‌کند. عطا مهاجرانی، پای ثابت برنامه‌های ضدایرانی شبکه بی‌بی‌سی فارسی، عضو گروه 5 نفره موسوم به اتاق فکر فتنه، موسوم به جنبش سبز  و از گردانندگان سایت جرس است. مهاجرانی سال 88 خود را ابوذر میرحسین موسوی معرفی کرده و به زینت‌الوزرای دولت دوم خرداد نیز مشهور بود. البته پیش از این نیز اخبار دیگری از اخذ کمک مالی توسط مهاجرانی از آل‌سعود حکایت داشت. بر این اساس سال‌های قبل اخبار کمک 18 میلیون دلاری دستگاه امنیتی آل‌سعود به مهاجرانی در جریان ضیافت الجنادریه منتشر شده بود؛ ضیافتی که مهاجرانی آن را بهترین شب‌های همه عمرش توصیف کرده بود. انتشار سند ارتباط مهاجرانی با آل‌سعود را تنها در همین مورد نمی‌توان محدود کرد. این سند و اسناد و روایت‌های مشابه، حکایت از ارتباط و نسبت تاسف‌برانگیزتری در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر دارد که آن را می‌توان ارتباط سیستماتیک و ارگانیک 3 جریان فتنه، فساد و بیگانه دانست. به عبارتی هرجا فتنه‌ای علیه ایران اسلامی رخ داد، قطعاً باید ردپای 2 جریان مرتبط دیگر را نیز جست‌وجو و کشف کرد.

اصلاح‌طلبان پاسخگو باشند
 اما در واکنش به انتشار سند ارتباط مهاجرانی با آل‌سعود برخی چهره‌های سیاسی و دانشگاهی کشور نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند. به اعتقاد نخبگان، انتشار این سند به خوبی از عمق ارتباط فتنه، فساد و بیگانگان به‌عنوان مثلث همراه خبر می‌دهد و لازم است اصلاح‌طلبان درباره ارتباط یکی از تئوریسین‌های خود با رژیم کودک‌کش و فاسد آل‌سعود آن هم در این سطح پاسخگو باشند. احمد چلداوی، عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت در گفت‌وگو با تسنیم با اشاره به این موضوع گفت: مهاجرانی بزرگ‌ترین تئوریسین اصلاح‌طلبان بوده و هست و هم‌اکنون همسر وی در ایران همچنان فعالیت می‌کند. وی افزود: با انتشار اسناد اخیر باید از اصلاح‌طلبان پرسید چگونه می‌شود تئوریسین آنها مورد حمایت دولتی مانند آل‌سعود قرار می‌گیرد؛ دولتی که قاتل مردم یمن، عراق و سوریه است. البته این مساله سابقه داشته و در سال 88 شاهد کمک این رژیم به فتنه‌گران در ایران بودیم. عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت با اشاره به اینکه هر جا فتنه‌ای علیه انقلاب رخ داده، شاهد ارتباط با بیگانه و فساد در کنار فتنه بوده‌ایم، گفت: ارتباط این مثلث کشور را در سال 88 درگیر فتنه کرد و اسناد منتشرشده، امروز ضلع ارتباط با بیگانه آن هم از سوی همین فتنه‌گران به خوبی آشکار می‌کند. امروز مشخص شده است دشمنی مهاجرانی علیه انقلاب با کمک چه کسانی صورت گرفته است. چلداوی تصریح کرد: این مثلث با حضور وزیر علوم معزول و انتصاباتی که در برخی دانشگاه‌ها صورت گرفت دوباره شروع به کار کرده است و اضلاع این مثلث هر کدام وظایف خود را در جای خود دنبال می‌کنند. مسعود حکیم‌جوادی، دبیرکل کانون اسلامی فارغ‌التحصیلان شبه‌قاره هند هم درباره انتشار اسناد ویکی‌لیکس درباره تأمین هزینه تحصیل پسر عطا مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد در دولت دوم‌ خرداد توسط سفارت سعودی اظهار داشت: پناه بردن و تمسک جستن به عربستان مساله‌دار است و نمی‌توان از این موضوع به سادگی عبور کرد. وی در پاسخ به این پرسش که سند منتشر شده توسط ویکی‌لیکس درباره شخص عطا مهاجرانی می‌تواند از ارتباط و نسبت تأسف‌برانگیزتر 3 جریان فتنه، فساد و بیگانه حکایت داشته باشد؟ گفت: بله! فتنه ستون پنجم بیگانه محسوب می‌شود.
 
نصف ایران پیر می‌شود

گذشتن از مرز؛ این بار اما نه از یک کشور به کشور دیگر بلکه از جوانی به میانسالی. یک سوم جمعیت کشور را افراد 15 تا 30 سال تشکیل می‌دهند و 24 میلیون نفر به مرور وارد این محدوده سنی خواهند شد. حال اگر به این آمار، تعداد افرادی را که بیش از 30 سال دارند اضافه کنیم با یک رخداد تلخ اجتماعی مواجه هستیم. خبرنگار «وطن امروز» در این باره با حجت‌الاسلام والمسلمین حسن ناصری‌پور، دبیرکل انجمن مطالعات خانواده در ایران به گفت‌وگو نشسته است.
***
  جناب آقای ناصری‌پور! کاهش تدریجی جمعیت ایران، نگرانی‌هایی را بین کارشناسان و برخی مقامات کشور ایجاد کرده است. چه اتفاقی افتاد که جمعیت کشور پس از رشد قابل توجه در اوایل دهه 70، اکنون شرایط کاملا متفاوتی را تجربه می‌کند؟
موضوع جمعیت در کشور ما در 2 برهه زمانی قابل بحث و بررسی است؛ اوایل دهه 70 و ابتدای دهه 90. در اواخر دهه 60 به خاطر تشویق مردم به فرزندآوری با رشد قابل توجه جمعیت مواجه شدیم. بنابراین در دهه 70 ساختار جمعیت کشور «نوجوان» بود؛ طوری که سالمندان 3 تا 5 درصد و جوانان 40 تا 45 درصد کل جمعیت را تشکیل می‌دادند. مطابق آمار موجود از دهه 60، هر خانواده ایرانی به طور میانگین دارای 7/3 فرزند بوده و برخی کارشناسان حتی معتقدند 5 فرزند در هر خانواده وجود داشته است.

هر چه از دهه 60 فاصله می‌گرفتیم با چند مساله مهم جمعیتی مواجه می‌شدیم. کاهش تدریجی میزان موالید در یک دوره بلندمدت، کاهش میزان مرگ و میر در دوران سالخوردگی، افزایش متوسط طول عمر و مهاجرت بخشی از نیروی کار جوان جامعه به نیروی کار میانسال و سالخورده از جمله این مسائل بوده است.

روند سالخوردگی در دنیا نیز تقریبا شبیه به ایران است. جمعیت جهان در سال 2006، حدود 55/6 میلیارد نفر با رشد سالانه 2/1 درصد بود و جمعیت کنونی کره زمین حاصل افزوده‌شدن سالانه فقط 77 میلیون نفر به جمعیت جهان است.
پیش‌بینی سازمان ملل این است که با کاهش نرخ باروری از یک سو و کاهش میزان مرگ و میر از سوی دیگر، جمعیت سالخورده جهان در سال 2050 به 2 برابر افزایش یابد. به طور مثال حدود
4درصد از جمعیت آفریقا بیش از 65 سال سن دارند که این رقم در آینده نزدیک به 9/6 درصد خواهد رسید. در ژاپن نیز جمعیت 2/17 درصدی سالمند، تا 15 سال آینده به 4/36 افزایش می‌یابد.

  جمعیت جوانی که به گفته شما اکنون در حال مهاجرت و انتقال به میانسالی است، چند درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد؟
بررسی روند جمعیت در کشور ایران از سال 1370 تا 1430 (یعنی در یک دوره 60 ساله) نشان می‌دهد هرم سنی جمعیت کشورمان در دهه 70 ساختار بسیار جوانی را تجربه کرده است به طوری که جمعیت زیر 15 سال، تحت تاثیر باروری بالا در دهه 60، بیش از 44 درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌داد، در حالی که جمعیت بالای 65 سال فقط 3/3 درصد جمعیت کشور بود. به عبارت دیگر حرکت موج جمعیتی دهه 60 به سمت گروه‌های سنی بالاتر از یک سو و پایین آمدن محسوس نرخ باروری با اعمال سیاست‌های جمعیتی در 15 سال گذشته از سوی دیگر، موجب کاهش  جمعیت زیر 15 سال از 44 درصد به 24 درصد شد. در همین دهه، جمعیت سالخورده کشور به 2/5 درصد افزایش یافت و میانگین سنی جامعه از 21 سال به 29 سال رسید؛ یعنی جمعیت جوان تبدیل به میانسال شد. بررسی این روند و تحلیل هرم سنی، ما را به این نتیجه می‌رساند که با شرایط ناگواری مواجه هستیم و اگر برنامه‌ریزی کارشناسی نداشته باشیم، شرایط غیرقابل جبرانی را تجربه خواهیم کردیم.

  پیر شدن جمعیت ایران هشداری است که از سوی بسیاری از کارشناسان مطرح می‌شود. اگر این روند ادامه داشته باشد، چه آسیب‌ها و تهدید‌هایی در کمین جامعه و خانواده‌های ایرانی است؟
شرایط سنی جمعیت کشور را می‌توان به طور خلاصه اینگونه بیان کرد که «جمعیت ایران رو به سالخورده‌تر شدن پیش می‌رود» و این اتفاق ناگوار برای نخستین‌بار در تاریخ کشور رخ می‌دهد.
چنانچه بهبودی در شرایط جمعیتی کشور ایجاد نشود، سنین 65 سال به بالای کشور تا 2 دهه آینده نسبت به جمعیت کمتر از 15 سال تفاوت فاحش می‌یابد. به همین علت توجه بسیار ویژه‌ای به این جمعیت سالمند خواهد شد و قطعا امید به زندگی آنها نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین جمعیت سالخورده و افراد بالای 85 سال بیش از حد تصور کنونی ما می‌شود. در چنین شرایطی الگوی کار و بازنشستگی خود به خود تغییر می‌کند و کمتر از نیمی از جمعیت کشور را مستمری‌بگیران تشکیل خواهند داد؛ یعنی حدود 40 درصد جامعه به طور همزمان زندگی بازنشستگی را تجربه می‌کنند. این وضعیت قطعا فشار زیادی به نظام سلامت و تامین اجتماعی وارد خواهد کرد و نظام بیمه‌های اجتماعی متحول می‌شود. البته این تحول به معنای «رو به رشد» نیست بلکه یک تحول و روند اجباری است که هزینه‌ها را تا حد زیادی افزایش می‌دهد و چالش‌های جدید اقتصادی را به مرحله ظهور می‌رساند. به طور کلی پیری جمعیت در ایران استحکام برنامه‌های اجتماعی را بر هم خواهد زد.

  ما چند سال تا بحرانی که شما از آن سخن می‌گویید فاصله داریم؟ به عبارت دیگر چه قدر فرصت داریم؟
ساختارهای جمعیتی عبارت است از: «بسیار جوان، جوان، انتقالی جوان به میانسال و انتقالی میانسال به بالا». کشور ما اکنون در مقطع سوم یعنی ساختار انتقالی جوان به میانسال قرار دارد و به سمت «خانواده مسن» جلو می‌رود که می‌تواند ساختار خانواده در ایران را به کلی دگرگون کند. افراد سالخورده در این روند جایگاه پررنگ‌تری خواهند یافت و فضاها و پدیده‌های نوظهوری را رقم می‌زنند.
کشورهایی که ساختار سنی جوان دارند از شرایط بهتری برای رشد، پیشرفت و تعالی برخوردارند اما در ساختارهای انتقالی مانند ایران، هرچند جمعیت سالخورده در برهه‌ای از زمان، خود را نشان نمی‌دهد یا کم نشان می‌دهد اما با تداوم کاهش نرخ باروری ناگهان جامعه را با شرایط جدید و پیچیده‌ای مواجه می‌کند.

ما فرصت زیادی نداریم. بسیاری از افرادی که محور اصلی مصاحبه ما هستند اکنون بیش از 30 سال سن دارند؛ یعنی مطابق تعریف‌های کارشناسی، جوان محسوب نمی‌شوند. بنابراین فرصت ما خیلی کم است و ما در آستانه یک رخداد و حادثه اجتماعی تلخ در حوزه جمعیتی هستیم. اگر در مرحله انتقال از جوانی به میانسالی ابلاغ دستورالعمل‌های کارشناسی از سوی نهادهای مربوط و فرهنگسازی لازم مد نظر نباشد و نرخ باروری کنونی معکوس نشود، مطمئنا آنچه اتفاق خواهد افتاد قابل کنترل و جبران نیست.
  برخی خانواده‌ها برخورداری از یک یا 2 فرزند را سبک زندگی امروز در بیشتر کشورهای دنیا می‌دانند. از نظر آنها این موضوع یک فرهنگ
جا افتاده در جهان است. نظر شما چیست؟

برای اینکه روند نامناسب کنونی را کنترل، اصلاح و حتی معکوس کنیم باید اصل باروری به‌عنوان موثرترین راه در اولویت قرار گیرد و به شکل صحیح برای خانواده‌ها تبیین و فرهنگسازی شود. متاسفانه امروز عدم باروری به یک «باور» در بخش قابل توجهی از جامعه تبدیل شده است. یعنی زوجین اعتقاد و باور به تک فرزندی یا حداکثر دو فرزندی دارند. برخی‌ها با در پیش گرفتن احتیاط‌های خاص، از فرزندآوری پرهیز می‌کنند؛ مثلا این بهانه را می‌آورند که ما به‌عنوان همسر باید شناخت بهتری از یکدیگر پیدا کنیم  بنابراین نباید صاحب فرزند شویم تا اگر لازم بود بتوانیم بدون مانع، دردسر و مزاحم از یکدیگر جدا شویم.

آمار ما نیز نشان می‌دهد 39 درصد طلاق‌ها در سال‌های 91 و 92 متعلق به زوج‌هایی است که یک تا 5 سال زندگی مشترک داشته‌اند. به عبارت دیگر ارتباط معناداری بین باور زوجین برای نداشتن فرزند و طلاق ایجاد شده است و این فرهنگ و باور غلط تبعات اجتماعی و اقتصادی ناگواری به همراه دارد.
  شما به فرهنگسازی برای افزایش نرخ باروری اشاره کردید اما در شرایطی که نهادهای مختلف کشور مسؤولیت قانونی برای مساعدت به برنامه‌های افزایش جمعیت ندارند، بعید به نظر می‌‌رسد بتوان به آنها امیدوار بود.
همه نهادها و دستگاه‌ها برای اصلاح وضعیت موجود مسؤولیت دارند. موضع‌گیری حکیمانه رهبر معظم انقلاب، حجت را بر تمام مدیران و دستگا‌ه‌ها تمام کرد. رسانه ملی در این میان، نقش مهمی برای فرهنگسازی در جامعه و نیز بازگو کردن تبعات پیری جمعیت دارد. حوزه‌های علمیه نیز باید برای حضور موثرتر بین جوانان و آگاه کردن آنها برنامه‌ریزی کنند. این حضور باید مطابق با خواست و علاقه جوانان باشد. به عبارت دیگر روحانیون نباید انتظار داشته باشند جوانان را الزاما به محفل‌های مذهبی بیاورند بلکه این روحانیون هستند که باید پاتوق‌های جوانان را شناسایی کنند و با هنر و خلاقیت خود، وارد آن پاتوق‌ها شوند و در راستای اطلاع‌رسانی به جوانان و فرهنگسازی صحیح برای آنها گام بردارند. بنابراین ما نیازمند اتخاذ رویکردهای بسیار فعال فرهنگی هستیم و بهترین کار در کنار وضع قوانین، انجام فعالیت‌های آگاه‌کننده و فرهنگساز است.

مقام معظم رهبری به‌عنوان مرجع تقلید با تمام توان و قوا به میدان آمده‌اند. بنابراین انتظار ما از دیگر بزرگان، مراجع تقلید و طلاب این است که آنها نیز وارد این عرصه شوند. بنده از جایگاه یک روحانی، سازمان تبلیغات اسلامی را مثال می‌آورم. این سازمان می‌تواند دوره‌های آموزشی چندماهه تا 2 ساله برای روحانیون مبلغ برگزار کند تا این مبلغان که حضور گسترده‌ای در جامعه و بین اقشار مختلف دارند، بتوانند بخشی از کار مهم فرهنگسازی برای فرزندآوری و فرزندپروری را به انجام برسانند. آموزش‌وپرورش نیز به‌عنوان نهادی که نفوذ قابل ملاحظه‌ای بین خانواده‌ها دارد می‌تواند با انجام برنامه‌ریزی‌های کارشناسی در این مسیر گام بردارد تا باورهای غلطی که در حال بروز و ظهور است، جای خود را به فرهنگ، باور و اعتقاد صحیح بدهد.

62 سال «مرگ بر آمریکا»

محمدرضا کردلو: دخالت آشکار ایالات متحده در کودتای 28 مرداد، موضوعی بود که بعدها نیز توسط مادلین آلبرایت، وزیر اسبق خارجه آمریکا تایید شد. چندی پیش سیا اسنادی از این کودتا را منتشر کرد، از جمله سندی که در آن نوشته شده بود: «در پایان ١۹۵۲ روشن بود که دولت مصدق نمی‌تواند با کشورهای غربی که منافعی در ایران دارند به توافقی نفتی برسد، هدف عملیات آژاکس سرنگونی دولت محمد مصدق، بازسازی منزلت و قدرت شاه و جایگزینی دولت مصدق با دولتی بود که ایران را با سیاست‌هایی سازنده اداره کند».

به اینها مصاحبه صریح ریچارد نیکسون را هم اضافه کنید. نیکسون در برنامه‌ای از سری تاریخ شفاهی که از شبکه سی‌اسپن پخش شده است، به دوران معاونت خود در دولت دوایت آیزنهاور در سال‌های 1961-1953 پرداخته است. نیکسون در بخشی از گفت‌وگویش می‌گوید: «بگذارید نگاهی داشته باشیم به بعضی تصمیماتی که آیزنهاور اتخاذ کرد و این اقدامات همه‌شان جنجالی بود. مثال اول، تصمیمی بود که او در سال 1953 درباره ایران عملی کرد. ایالات متحده همراه با بریتانیا از یک کودتا در ایران حمایت کردند که شر مصدق را کم کرد. مصدق یک رهبر چپگرا بود. این کودتا شاه را به قدرت بازگرداند. ایران مهم‌ترین کشور در منطقه بود، بیشترین جمعیت را داشت، نفت زیادی در آن موقع داشت بنابراین قدرت قابل توجهی بود. بازگشت شاه به قدرت، به این معنی بود که ایالات متحده در ایران یک دوست قدرتمند به دست آورده است و طی 25 سال بعد از آن، ایران نقش یک حافظ صلح در منطقه خلیج‌فارس را بازی کرد. یک مثال جالب این بود که در سال 1973 که من رئیس‌جمهور بودم، شما یادتان می‌آید که جنگ یوم کیپور درگرفته بود، در آن موقع تمام تولیدکنندگان نفت در خلیج‌فارس فروش نفت به اسرائیل را متوقف کردند، غیر از ایران. اگر سیا مصدق را سرنگون نمی‌کرد، چنین موقعیتی پیش نمی‌آمد. این موقعیت پیش آمد چون آیزنهاور از نیروهایی که شاه را به قدرت بازگرداندند حمایت کرد و ما دوباره شاه را در موضع قدرت داشتیم».

پس از کودتای 28مرداد و البته حین کودتا بسیاری از ایرانیان به خاطر اعتراض به کودتا به شهادت رسیدند. نقطه اوج این اعتراضات شهادت 3 تن از دانشجویان دانشگاه تهران بود که توسط سربازان شاه (بخوانید سربازان آمریکا) مقابل پای نیکسون قربانی شدند. حتما تعبیر دکتر شریعتی را برای شهیدان 16آذر شنیده‌اید: «اگر اجباری که به زنده ماندن دارم، نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم؛ همان جایی که ۲۲ [۶2] سال پیش، «آذر»مان در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! آنها هرگز نمی‌روند، همیشه خواهند ماند. آنها «شهید»اند».

تا 25 سال پس از 28مرداد 32، هر مخالفتی با شاه و طاغوت، عملا مقابله با آمریکا محسوب می‌شد و بالعکس، به همین دلیل تجهیز نیروهای امنیتی توسط آمریکا و تشکیل حلقه اولیه ساواک در همان سال‌های ابتدایی پس از کودتا یکی از برنامه‌ریزی‌های جدی ایالات متحده برای حفظ شاه بود.
محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع ایران درجلد اول کتاب «پاسخ به تاریخ» که توسط شهریار ماکان گردآوری شده است، در صفحه 371 می‌گوید: «ایجاد ساواک، به منظور مبارزه با فعالیت‌های براندازی خارجی و داخلی علیه استقلال و تمامیت ارضی ایران بود. مسؤولیت بنیانگذاری ساواک در سال 1332 به سپهبد تیمور بختیار تفویض شد. وی در این کار از «سیا» کمک خواست. تعداد زیادی از کارمندان ساواک برای طی دوره‌های آموزشی به آمریکا رفتند و در اداره مرکزی «سیا» به کارآموزی پرداختند. همچنین دوره‌های کارآموزی
دیدگاه شما در مورد : اوباما: نژادپرستی و برده‌داری در «دی‌ان‌ای» ماست

اوباما: نژادپرستی و برده‌داری در «دی‌ان‌ای» ماست

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS