امروز یکشنبه 21 آذر 1395
ساعت 13:28:14
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


اخبار شهرستان جویبار
چاپ

کد خبر : 1182

تاریخ انتشار : 16/08/1392 - 11:00

اختصاصی / روز سوم محرم :

جنگ عمر سعد با فرزندپیامبر(ص) باسودای ملک ری؛سریعترین رسوائی تاریخ

عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین(ع)به کربلایعنی روز سوم محرّم با چهار هزار سپاه از اهل کوفه وارد کربلا شد.

جنگ عمر سعد با فرزندپیامبر(ص) باسودای ملک ری؛سریعترین رسوائی تاریخ

اختصاصی جویباران - مهدی نجفی / عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین(ع)به کربلایعنی روز سوم محرّم با چهار هزار سپاه از اهل کوفه وارد کربلا شد.[1]حضور عمر سعد در کربلا و جنگ با امام حسین(ع) ، با سودای ملک ری که به عنوان آرزوی دیرینۀ این شخص لعین و پست  مطرح بود،انجام گرفت لیکن قبل از آن عمر سعد بر سر دوراهی عجیب قرار گرفت ، از یک سو جنگ با فرزند پیامبر(ص) برایش سخت و ناگوار بود و از طرف دیگر انصراف از حکومت ری در تصورش نمی گنجید،لذا از عبیدالله مهلت خواست تا اندیشه کند.با هرکس سخن گفت او را از جنگ با فرزندپیامبر(ص)باز داشت.  لیکن عمر سعد مسیر باطل را برگزید و جنگ با امام حسین(ع)را  اینگونه برای خود توجیح نمود،«آیا از حکومت ری بگذرم حال آنکه آرزوی من است؟یا بازگردم و با کشتن حسین(ع)خود را در معرض مذمّت خلق خدا قرا دهم؟در قتل حسین آتشی است که از آن گریزی نخواهد بود ولی حکومت ری هم نور چشم من است»[2].

لذا عاقبت آنچه نمی بایست شد و عمربن سعد قیامت خود را واگذاشت و به طمع ملک ری در مقابل پافشاری عبیدالله فرماندهی سپاه بنی امیه را پذیرفت.[3]

اما عبرت تاریخ برای همگان بسیار سریع تر از حد ممکن، خود را نمایان می سازد، و همان عمر سعدی که فکر می کرد پیروز است ،بعد از شهادت امام حسین(ع)با وضعی مفتضح رسوا گشت و در کوفه هر کس به او می رسید مسخره اش می کرد و به او سنگ می زد.حتی بچه ها وقتی نزدیکش می رسیدند آب دهان به صورتش می انداختند ،و ایگونه  عمر سعد رسوا گردید وقتی که ابن زیاد در اجرای تعهد خودمبنی بر دادن حکم ملک ری به وی، سر باز زد،عمر سعد با خود گفت:ای بدبخت،ای شقی،خسر الدنیا و الأخره:ای بدبخت دنیا و آخرتت را از دست دادی.به امید رسیدن به حکومت ری، حسین(ع) را کشتی. هم دنیا و هم آخرت را از دست دادی.فردا چه جوابی در مقابل فاطمه و پیغمبر داری وقتی به تو بگوید چرا حسین را کشتی؟لذا گفته شد عمر سعد وقتی به خانه وارد شد سر را به دیوار میزد و می گفت:مالی و لِلحسین:چه مرگت بود که با حسین در افتادی؟چرا این کار را کردی؟خود را سرزنش می کرد و بعد از آن هم با خفت و خواری کشته شد،بدین نحو که به گفتۀ تاریخ،مختار سراغ عمر سعد فرستاد و امان نامه ای به او داد و در این امان نامه به عمر سعد متذکر شد که حق خروج از منزل را نداری و اگر از منزل خارج شوی کشته خواهی شد اگر چه برای قضای حاجت،لذا عمرسعد تحت هیچ شرائطی نمی توانست از خانه خارج شود و تصور می کرد با این امان نامه، مختار کاری با او ندارد تا این که مختار دنبال او فرستاد.وقتی به سراغ او رفت عمر سعد در خانۀ دیگری رفته بود.سراغش رفتند و با خفّت و خواری در خانه اش او را کشتند،این همان نفرینی بود که امام حسین در حقش کرد و فرمود:«تو مرا می کشی؟گمان کرده ای که آن فرزند بی ریشه که فرزند بی ریشۀ دیگری است(ابن زیاد)حکومت ری و گرگان را به تو می سپارد؟به خدا سوگند که این گونه نخواهد شد و این عهدی است که بسته نشده است.هر چه می توانی انجام بده که پس از من نه در دنیا و نه در آخرت،شادمان نشوی و سرت را می بینم که در کوفه بر نیزه نصب کرده و کودکان آن را هدف قرار داده اند و بر آن سنگ می زنند.»[4] این چنین سریع ترین رسوائی تاریخ عملی تعبیر گردید و  انسانی پست همچون عمر سعد اینگونه آماج نفرین امام حسین(ع)قرار گرفت، لذا باید هلاک شدن عمر سعد را با خفت و خواری ،به عنوان سریعترین رسوائی تاریخ برای ظالمان تاریخ محسوب نمود.

________________________________________
[1] ارشاد شیخ مفید2/84.
[2] ابن اثیر،ج3،ص282
[3] تاریخ طبری،ج5،ص409
[4] بحارالانوار،ج45،ص10

دیدگاه شما در مورد : جنگ عمر سعد با فرزندپیامبر(ص) باسودای ملک ری؛سریعترین رسوائی تاریخ

جنگ عمر سعد با فرزندپیامبر(ص) باسودای ملک ری؛سریعترین رسوائی تاریخ

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS