امروز چهار شنبه 17 آذر 1395
ساعت 12:05:30
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


اخبار شهرستان جویبار
چاپ

کد خبر : 10358

تاریخ انتشار : 12/11/1393 - 10:32

ویژه نامه فجر 93-3/در گفت‌وگو با آیت الله معلمی مطرح شد:

از شاگردی امام در نجف تا تصویب شورای تأمین مازندران برای تبعید به جنوب

آیت الله معلمی نماینده مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری یکی از افرادی بود که سابقه شاگردی امام خمینی(ره) و همچنین دستگیری متعدد توسط ساواک مازندران را در کارنامه خود دارد.

از شاگردی امام در نجف تا تصویب شورای تأمین مازندران برای تبعید به جنوب

به گزارش جویباران، در آستانه دهه مبارک فجر و پیروزی شکوه مند انقلاب اسلامی ایران، با آیت الله علی معلمی روحانی جویباری، امام جمعه قائمشهر و عضو مجلس خبرگان رهبری و همچنین یار دیرین امام و انقلاب گفت‌وگویی را انجام دادیم.

از کجا و چه طور با حضرت امام خمینی(ره) آشنا شدید؟

بنده در دو مرحله با امام خمینی(ره) آشنا شدنم، مرحله اول در سال 1341 بود که از طریق اعلامیه ها، بیانیه ها و نوار سخنرانی‌های امام با ایشان آشنا شدم.

آن‌زمان در ساری مشغول تحصیل علوم دینی بودیم و همراه با آن بیانیه‌های  امام را می‌خواندیم و همچنین از زبان  مدرسان خودمان اهمیت جایگاه امام خمینی(ره) در حوزه علمیه قم و هم هوشیاری امام در مسائل سیاسی و آینده نگری ایشان را از زبان استادان می شنیدیم.

یادم می آید اولین بار استادمان  مرحوم  آیت الله  سید رضا سعادت وقتی  اعلامیه امام پیرامون  تحریم شرکت در رفراندوم شاه را نگاه می کرد و می خواند به یکی دیگر از هم قطاران خود که مرحوم  حاج سید مصطفی صدوقی بود، گفت: «حاج آقا روح الله محکم به میدان آمد. قصه خیلی جدی است.»

این تعبیر ایشان یک حساسیت در ذهن ما ایجاد کرده بود که بیانیه های امام را به دقت مطالعه کنیم  و کار به جایی رسیده بود که در همان ایام چون دستگاه تکثیر نداشتیم و چاپخانه‌ها هم با ما همکاری نمی کرند به ناچار جمعی از طلبه ها که بنده هم در میان آنها بودم، شب ها می نشستیم و با استفاده از کاربن  پاک نویس می کردیم و قبل از اذان  صبح  هم می بردیم دم مساجد، حمام ها و اماکن عمومی برای اطلاع عموم مردم نصب می کردیم.

اما مرحله بعدی و دوم آشنایی بنده با امام حضوری بود، در سال 1342 زمانی که امام از زندان آزاد شده بودند، در یک سفر قم محضرشان شرف یاب شدیم و آنجا آغاز آشنایی نزدیک با حضرت امام خمینی(ره) بود.

آیا در درس حضرت امام هم حضور داشتید و ایشان را می دیدید؟

بله، بعد از تبعید امام  از قم به ترکیه  و از آنجا به نجف  ما هم به طور قاچاقی  چند ماه بعد به نجف رفتیم. لذا در طول 6 سال  که من در نجف توفیق تشرف داشتم طبعا هر 24 ساعت حداقل  یک بار امام را می‌دیدیم البته بعد از دو سال و نیم هم وارد درس حضرت امام شدم.

3سال در محضر ایشان در درس  خارج مکاسب استفاده کردم و درهمین خلال بود که بحث ولایت فقیه و حکومت اسلامی را در سال 48 مطرح کردند و ما جزو طلاب جوانی بودیم که در بحث ایشان حضور داشتیم.

چه سالی و چطورحضرت امام به شما اجازه امور حسبیه را دادند؟

این موضوع بر می‌گردد به  سال 1348 و علت آن هم این بود که برادرم برایم نامه نوشت و از بی‌تابی مادر و فوت پدرم گفت.

برادرم نامه می نوشت که مادرم  دائما بی‌تابی می‌کند شما برگردید. خوب در برابر بی‌تابی مادر من هم واقعا مضطرب شده بودم و تصمیم گرفته بودم برگردم. به آیت الله سیدجعفرکریمی که ایشان هم در درس امام شرکت  داشتند ماجرا را تعریف کردم و گفتم اگر برگردم شاید دیگر موفق به برگشتن به نجف نشوم وعرض کردم  من مقلد آیت الله حاج سید محمود شاهرودی هستم وهمان طورکه شما می دانید سن ایشان بیش از 90سال  است بنا دارم اگر ایشان به رحمت ایزدی پیوستند از حضرت امام تقلید کنم، اگر حضرت امام مصلحت می دانند اجازه امور حسبیه را به من مرحمت کنند.

ایشان هم شب رفت به حضرت امام گفت. امام(ره) هم با دست خط خودشان بنا به شناختی که داشتند به بنده اجازه امور حسبیه را دادند.

آیا برگشتید؟

نه؛ بعد از اجازه حضرت امام باز هم مستأصل و سرگردان بودم، یک شب رفتم حرم امام علی(ع)  و با دل شکسته با خدا نجوا کردم و از او خواستم به آبرو و منزلت امام علی(ع) مرا کمک کند.

بعد از حرم که بیرون آمدم به دلم افتاد  برای اطمینان خاطر از آیت الله سید محمود شاهرودی مشورت وکسب تکلیف کنم.

نزد ایشان رسیدم و گفتم که طلبه مازندرانی هستم و ماجرا را برایشان تشریح کردم و سپس گفتم که من الان  متحیر ماندم که آیا ادامه تحصیل دهم یا برگردم؟

ایشان ابتدا مطالبی بیان فرمودند و گفتند که اگر می توانی بمان و درس بخوان و یا اگر نمی توانی تحصیل کنی برگرد و بیشتر از این مادرت را اذیت نکن.

بعد ایشان از روند تحصیل بنده و اینکه در کلاس چه کسانی حاضر می شوم جویا شدند، نهایتا گفتند به مادرت نامه بنویس، که سید محمود سلام می‌رساند و خواهش می کند که شما  اجازه بدهید اینجا بماند. من همان شب آمدم  خانه و برای برادرم نامه نوشتم  و از دیدار خود با آیت الله شاهرودی و پیغام او برایش گفتم.

این نامه را فردا پست کردم اما قبل از آنکه نامه‌ام  برسد به مازندران، 15 روز بعد نامه برادرم را دریافت کردم که تاریخ آن گواهی می‌داد که زودتر نوشته شده است و در آن آمد بود که مادر آرام شده و گفتند که اگر می‌خواهد بماند. این شد که من ماندم و  بعد از 2 سال در قضیه تفسیری‌ها که طلاب ایرانی را اخراج می‌کردند، من هم برگشتم.

بعد از اینکه برگشتم مادرم به من گفت که آن ایام من بی‌تابی می‌کردم یک شب در خواب دیدم که در حیاط خانه را می زنند در حیاط را بازکردم دیدم یک سیدی پیرمرد با عمامه سیاه  پشت در ایستاده  من خودم درب را باز کردم  و گفتم بفرمایید یادم نبود که پدرت فوت شده  پدرت را صدا می‌زدم می‌گفتم فلانی بیا مهمان داریم.

ایشان پشت درب گفتند که اگر دوست داری مهمان شما شوم پس اجازه  بدهید که علی آقا  پیش ما بماند. مادرم می گفت من در همان حالت از خواب برخواستم و فردا صبح به برادرت گفتم که این نامه را  برایت بنویسد.

چه سالی شما حکم اجتهاد را دریافت کردید؟

سال 1348 بود که 2 حکم اجتهاد دریافت کردم، یکی حکم اجتهاد  از آیت الله سید محمود شاهرودی و دیگری از آیت الله حاج سید عبدالله شیرازی گرفتم.

وقتی که بهمن 50 از نجف برگشتید مشغول چه کار شدید؟

وقتی که از نجف برگشتم، کار اصلی‌ام تدریس علوم دینی و حوزوی شده بود. کنار مسجد کلاگر محله جویبار چند تا حجره زدم و طلاب دینی پرورش می‌دادم و گاهی نیز منبر می‌رفتم و به اقتضای  زمان هم سخنرانی سیاسی می‌کردم که به طبع آن ساواک مرا احضار و دستگیر می‌کرد.

طوری شده بود که اواخر سال 56 شورای تأمین استان تبعید بنده به بندرعباس را مصوب کرده بود ولی چون هم زمان شده بود با دولت شریف امامی که دولت آشتی ملی نام گرفت وی دستور دادند تبعیدی ها برگردند و مصوبات تبعید هم اجرا نشود.

حاج آقا بهمن 57 کجا بودید؟

تا 13و 14 بهمن در همین مازندران بودم ولی بعد از آن به تهران رفتم. یادم می‌آید روزی که بازرگان با حکم امام به نخست وزیری دولت موقت منصوب شده بود به حمایت از او یک راهپیمایی در تهران شکل گرفت که من در آن راهپیمایی حضور داشتم.

اولین دیدار شما با امام بعد از انقلاب در چه تاریخی انجام شد؟

همان روزهایی که به تهران رفته بودم موفق شدم در مدرسه علوی به حضور امام برسم وبا ایشان دیداری داشته باشم که البته ناهار هم مهمان ایشان بودم.

خوب حاج آقا طبعا کسی که افتخار دارد 3 سال از درس حضرت امام بهره مند شود، مطمئنا خاطرات زیادی برای گفتن دارد. لطفا خوانندگان محترم را با یک خاطره مهمان بفرمایید:

بله، همان طور که بیان کردید همجواری با امام برای ما فوائد فراوان داشت از آن میان همین خاطره‌ها و یادگاری‌ها هست.

یک شب در نجف در خدمت ایشان بودیم همان شب هم استاندارکربلا آمده بودند خدمت امام، همزمان شده بود با تنش بین ایران و دولت عراق بر سر آب راه اروند.

ماجرا این بود که عراقی ها می گفتند دو سوم این آب‌ها برای ما و یک سوم دیگر برای ایران است، خوب ایران هم نمی پذیرفت. این آقا با مقدمه ای گفت شاه ظالم است، شاه آدم فاسدی هست و شما را از کشور بیرون کرده است. نظر شما را در مورد شط العرب می خواهیم بدانیم. امام با درایت و جدیت کامل گفتند:

من در این گونه مسائل مداخله نمی کنم. آنها تعجب کردند چرا که امید داشتند امام از آنها حمایت کند و چون در کشور آنها تبعید بود اما امام هدف شوم آنها را فهمیده بود.

آنها با شاه مشکل داشتند و مشکلشان بر سر منافع کشور بود و آنجا بود که هه نقشه های آنها نقشه برآب شد چرا که  می خواستند از امام تاییدیه خود را بگیرند تا بگویند آقای خمینی هم موافق ما هست.

و اما یک خاطره بعد از انقلاب؟

بعد از دیدار با امام در مدرسه علوی در سال 1358 زمانی که ایشان در جماران مستقر شدند یک جلسه رفتم به اتاق خصوصی ایشان و از نزدیک با ایشان دیدار کردم.

همین که بنده را دید تبسمی کرد و با خوشحالی گفتند آقای معلمی کجا هستید؟ کم پیدایید؟ عرض کردم مازندران هستم و همان کار آخوندی را انجام می دهم.

دیدار خیلی خوبی بود و آخر هم گفتند حتما با دستگاه های انقلابی همکاری بکنید، چرا که انقلاب به افرادی چون شما نیازمند است.

حاج آقا از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید بسیار سپاسگزاریم.

-----------------------------------------------------------

گفت‌وگو از هادی صداقتی - سایت شلمچه نیوز

-----------------------------------------------------------

دیدگاه شما در مورد : از شاگردی امام در نجف تا تصویب شورای تأمین مازندران برای تبعید به جنوب

از شاگردی امام در نجف تا تصویب شورای تأمین مازندران برای تبعید به جنوب

 

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS