امروز یکشنبه 04 تیر 1396
ساعت 08:07:26
خانه آرشیو پیوندها جستجو درباره ما ارتباط با ما تبلیغات RSS

صفحه نخست

هنری

گفتگو

فرهنگی

اقتصادی

حوادث

سیاسی

علمی

اجتماعی

ورزشی


مقاله
چاپ

کد خبر : 1000

تاریخ انتشار : 07/08/1392 - 03:00

تفکر در مسیر اخلاص؛

الگوی شناخت روشن‌فکری اصیل اسلامی

اگر در بطن انقلاب اسلامی، روشن‌فکری اصیل اسلامی شکل نگیرد، این مسئله به معنای به بن‌بست رسیدن انقلاب خواهد بود. به عبارت دیگر، هسته‌ی فکری که باید پشتوانه‌ی انقلاب باشد و بتواند پرسش‌های جدیدی را که فراروی این نظام از ابعاد مختلف معرفتی، دینی و اجرایی مطرح می‌شود پاسخ دهد، همین مجموعه است که نام آن را روشن‌فکران اسلامی می‌گذاریم.

الگوی شناخت روشن‌فکری اصیل اسلامی

جویباران،  روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی، پدیده‌ی سیال و روبه‌جلویی است و این ‌گونه نیست که برای تعریف آن، معنای مشخصی از روشن‌فکری ارائه کنیم و سپس بگوییم که چه افرادی در ذیل آن قرار می‌گیرند و با این معیار، همه‌ی دوره‌های تاریخی را مورد بررسی قرار دهیم. بنابراین آنچه اهمیت دارد جهت‌گیری آن است و بر این اساس، ممکن است افرادی در شرایطی ذیل روشن‌فکری انقلاب اسلامی قرار گیرند، اما در مقطع زمانی دیگری، در این دایره نباشند. وقتی تاریخ سی‌وچند‌ساله‌ی انقلاب اسلامی را ملاحظه می‌کنیم، با افرادی مواجه می‌شویم که زمانی در دایره‌ی جریان اصیل روشن‌فکری قرار داشتند و به نوعی جزء سردمداران این جریان بودند، اما امروز این گونه نیست. البته باید توجه داشت که روشن‌فکری دینی در عین اینکه معیارهای جامع و فراگیری دارد که در طول زمان باید از آن‌ها مراقبت شود و همین مسئله، ملاک تمایز روشن‌فکری اسلامی از غیراسلامی است؛ اما به دلیل وجود درجاتی از التقاط و عدم خلوص در روشن‌فکری اسلامی، این انتظار وجود دارد که به تدریج و در طول زمان، از درجه‌ی ناخالصی آن کاسته شود و بر درجه‌ی خلوص آن افزوده گردد. به همین دلیل، می‌توان تصور کرد که معیارهای جریان روشن‌فکری دینی در طول زمان دقیق‌تر می‌شود و به طور طبیعی، مصادیق آن هم ممکن است متغیر و متفاوت شود. با توجه به این اصل، نباید به مفهوم روشن‌فکری نگاهی متحجرانه و سکون‌گرا داشت.
 
باید توجه داشت که روشن‌فکری دینی در عین اینکه معیارهای جامع و فراگیری دارد که در طول زمان باید از آن‌ها مراقبت شود و همین مسئله، ملاک تمایز روشن‌فکری اسلامی از غیراسلامی است؛ اما به دلیل وجود درجاتی از التقاط و عدم خلوص در روشن‌فکری اسلامی، این انتظار وجود دارد که به تدریج و در طول زمان، از درجه‌ی ناخالصی آن کاسته شود و بر درجه‌ی خلوص آن افزوده گردد. به همین دلیل، می‌توان تصور کرد که معیارهای جریان روشن‌فکری دینی در طول زمان دقیق‌تر می‌شود و به طور طبیعی، مصادیق آن هم ممکن است متغیر و متفاوت شود.
 
مفهوم روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی
 
روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی برآیند سه مفهوم روشن‌فکری، اسلام و انقلاب است. روشن‌فکری به معنای کسانی است که فکر روشنی دارند و در برابر فکر خاموش و فاقد حرکت مطرح می‌شود. به عبارت دیگر، فکر همانند چراغ است و در صورت روشن شدن، انسان می‌تواند حرکت روبه‌جلو داشته باشد و البته در معنای روشن‌فکری دینی، این حرکت در مسیر دین و در جهت دین خواهد بود. مفهوم اسلام در معنای روشن‌فکری دینی به معنای جهت و مبنای حرکت روشن‌فکری است. قید یا مفهوم سوم روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی، ناظر به این است که اسلام در بستر جامعه‌ای انقلابی تبلور پیدا کرده است و این جامعه، جامعه‌ای است که دگرگونی پذیرفته و جهت تحقق ارزش‌های اسلامی، انسان‌ها، ساختارها و دانش‌ها را متحول می‌کند. پس تحول‌پذیری در نهاد انقلاب وجود دارد و به دلیل اسلامی بودن این انقلاب، این تحول در راستای تحقق ارزش‌های انقلاب است.
 
با توجه به آنچه گفته شد، جهت معین نمودن معنای روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی، باید به سمت معیارهای روشن جهت اسلامی و انقلابی بودن در عین روشن‌فکر بودن حرکت نماییم تا مسیر حرکت روشن‌فکری را در گذشته ارزیابی و آینده را نیز پیش‌بینی نماییم.
 
ضرورت روشن‌فکری دینی در جامعه
 
به نظر می‌رسد که هم به ضرورت مکتب و هم به ضرورت انقلاب و هم به ضرورت پیشرفت می‌توان به ضرورت اهتمام به روشن‌فکری اسلامی و پرداختن، تعقیب و جدی گرفتن آن پی برد.
 
ضرورت مکتب بدان معنی است که اسلام دینی تکامل‌گراست و بر خلاف تصور برخی که پایبندی به آموزه‌های اسلامی را موجب رکود می‌دانند و آن‌ها را متعلق به صدها سال پیش قلمداد می‌کنند، اسلام دینی حیات‌بخش و سعادت‌آفرین است و حیات و سعادت انسان را در مسیر تکامل و پویایی معرفی می‌کند. در احادیث و روایات ما نیز این سخن آمده است که اگر دو روزِ فرد با هم مساوی باشد، او ضرر کرده است. وجود چنین روایاتی می‌رساند که روح حاکم بر مکتب اسلام، حرکت روبه‌جلوست و تعالیمی که این مکتب درج کرده است، تعالیمی است که پیروان آن بتوانند هر چه بیشتر به سعادت و کمال نزدیک شوند.
 
در مورد ضرورت انقلاب نیز باید این نکته را بیان داشت که آرمان اصلی انقلاب، تحقق اسلام در بستر تمدنی بوده و این هدف را داشته است که جامعه‌ای بر اساس اسلام شکل گیرد که روابط انسان‌ها با یکدیگر و طبیعت و خداوند بر اساس فرهنگ اسلامی شکل گیرد و تحقق پیدا کند. با توجه به اینکه این مسئله پدیده‌ای نوین بوده است و ادبیات و فرهنگ و دانش خاص خود را نداشته است، به طور قهری باید برای بقای خود،‌ عقبه‌ی فرهنگی و دانشی خود را به تدریج شکل دهد و باید توجه داشت که بقای این انقلاب به میزانی است که این توفیق را در این جهت داشته باشد. بنابراین اگر در بطن انقلاب اسلامی، روشن‌فکری اصیل اسلامی شکل نگیرد، این مسئله به معنای به بن‌بست رسیدن انقلاب خواهد بود. به عبارت دیگر، هسته‌ی فکری که باید پشتوانه‌ی انقلاب باشد و بتواند پرسش‌های جدیدی را که فراروی این نظام از ابعاد مختلف معرفتی، دینی و اجرایی مطرح می‌شود پاسخ دهد، همین مجموعه است که نام آن را روشن‌فکران اسلامی می‌گذاریم.
 
در باب ضرورت پیشرفت نیز باید توجه داشت با وضعیتی که در شرایط جهانی وجود دارد، به طور طبیعی، جامعه‌ی ایران باید همانند همه‌ی جوامع دیگر به سمت پیشرفت و تعالی حرکت نماید که البته این پیشرفت دارای الزاماتی است. هیچ کشوری به طور تصادفی و بدون تغییر به پیشرفت دست پیدا نمی‌کند، بلکه پیشرفت نیاز به اندوخته‌ی دانشی، انسانی و نیز بهره‌وری افزون‌تر از مقدورات مادی دارد. این مسائل نیازمند وجود داشتن فکری روشن، نوگرا و متعهد در فراز این نظام است تا بتواند مسیر پیشرفت را در زمان‌های مختلف روشن کند و موانع آن را مرتفع نماید. اهمیت این مسئله وقتی بیشتر می‌شود که توجه داشته باشم پیشرفت در ایران اسلامی در شرایطی اتفاق می‌افتد که رقبای جدید و جدی‌ای وجود دارند که الگوهایی را برای زیست اجتماعی و فردی بشر تجربه کرده‌اند و این الگوها را القاء می‌کنند. در این شرایط، الگوی اسلامی باید بتواند خود را در چنین میادینی موفق نشان دهد. از این رو، مقاومت کردن در مقابل موج جهانی‌سازی و بلکه بالاتر از آن، ایجاد موج جهانی‌سازی جدید بر محور تعالی و حرکت انبیاء، ضرورت مسئله‌ی روشن‌فکری اسلامی و انقلابی را بسیار زیاد می‌کند. در نتیجه، باید از شکل‌گیری بیش از پیش جریان روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی استقبال نمود و آن را گسترش داد.
 
شاخص‌های جریان نوگرایی یا روشن‌فکری اسلامی و دینی
 
لازم است که معیارهای جریان روشن‌فکری اسلامی به طور دقیق تفسیر شوند و معین گردد که معیار این تقسیم‌بندی چست؟ از بیان معیارهای تمایزبخش بر هشت مورد تأکید می‌نماییم.
 
نخستین و مهم‌ترین شاخص این جریان، دین‌داری و پایبندی به دین است. از این رو، برای این جریان اگر امر و نهی شارع مشخص شود، هیچ گونه مقاومتی در برابر این مسئله نمی‌کند و به هیچ عنوان سعی در توجیه و تأویل و تحریف دین به نفع ذهن خود نخواهد کرد، بلکه کوشش خواهد کرد تا ذهن خود را بر اساس آنچه دین باید می‌کند، بازسازی نماید. البته باید مراد از دین و معرفت دینی مشخص گردد.
 
ویژگی دوم این جریان، ولایت‌مداری است در تفکر شیعی، بحث ولایت‌مداری یکی از ارکان مهم شکل‌گیری جامعه‌ی شیعی بوده است. افرادی که شعار «حسبنا کتاب الله» را دادند، از ولایت جدا شدند و منحرف گشتند، اما جریان اصیلی که خود را حفظ کرد، جریانی بود که حول محور امامت شکل گرفت و این مسئله به طور طبیعی در عصر غیبت امام زمان (عج) با ولایت نایب ایشان، که از نظر ما ولی فقیه است، استمرار پیدا می‌کند.
 
هیچ کشوری به طور تصادفی و بدون تغییر به پیشرفت دست پیدا نمی‌کند، بلکه پیشرفت نیاز به اندوخته‌ی دانشی، انسانی و نیز بهره‌وری افزون‌تر از مقدورات مادی دارد. این مسائل نیازمند وجود داشتن فکری روشن، نوگرا و متعهد در فراز این نظام است تا بتواند مسیر پیشرفت را در زمان‌های مختلف روشن کند و موانع آن را مرتفع نماید.
 
ویژگی سوم این جریان، نوگرایی است که به معنی عدم توقف و عدم تعیین محدوده‌ی مشخص برای برداشتن گام‌های جدید در عرصه‌های گوناگون مدیریتی و اجرایی و تصمیم‌گیری در مورد ساختارها و تولید محصولات و فناوری‌های جدید در راستای ایجاد تمدن نوین اسلامی است. البته این نوگرایی باید با لحاظ تحقق ارزش‌ها و در جهت دین‌داری و ولایت‌مداری باشد.
 
ویژگی چهارم این جریان، اخلاق‌مداری است و بر این اساس، روشن‌فکری دینی اخلاق‌گراست. این مسئله بدان معنی است که او نمی‌خواهد سخن خود را به هر شیوه‌ای به مخاطب خود تحمیل نماید. از این رو، تقوای فرهنگی و یا مراقبت بر رعایت این تقوا، از جمله ویژگی‌های روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی است. این تقوا تنها در رفتار فردی و ارتباط انسان با خداوند و انجام تکالیف و واجبات و دوری از محرمات شخصی نیست و در ارتباط علمی افراد با یکدیگر هم معنی می‌یابد.
 
ویژگی پنجم این روشن‌فکری، منطق‌گرایی است که بر اساس آن، این روشن‌فکری سخن خود را به زور سیاست‌باز و جوسازی پیش نمی‌برد و به صلابت و استحکام منطقی مطالب و ایده‌های خود اهمیت می‌دهد و بر اساس آن، از سخنان خود دفاع می‌کند. به همین دلیل، ‌این روشن‌فکر در عین اینکه اعتنایی به حاکمیت نمی‌کند، خود را وامدار جریانات سیاسی نیز نخواهد کرد و بر اساس دیدگاه‌های آن‌ها، در مسیر فکری خود تغییر ایجاد نخواهد کرد. روشن‌فکر انقلابی و اسلامی، نسبت به نظام و انقلاب، احساس مسئولیت می‌کند و خود را گروهی رقیب و مطالبه‌گر صرف نسبت به نظام احساس نمی‌کند، بلکه در کنار انجام مطالبه‌گری، خود را دارای مسئولیت در قبال جامعه و انقلاب می‌داند. او کسی نیست که تنها انتقاد کند و انتقادگری تنها صفت ممیزه‌اش باشد، بلکه با وجود داشتن عنصر نوگرایی و انتقادگری و راضی نبودن از وضع موجود، این مسئله به معنای طفره رفتن از مسئولیت و نادیده گرفتن واقعیات و محدودیت‌هایی که نظام اسلامی با آن‌ها روبه‌روست، نیست.
 
ویژگی ششم جریان روشن‌فکری اسلامی و انقلابی، تحمل در تولید اندیشه است و به این معنا توجه دارد که گوهر روشن‌فکری، تولید ایده و فکر جدید است و این تولید، امری عمیق و تدریجی است. به همین جهت، احتیاج به سعه‌ی صدر، تحمل و صرف زمان دارد. به عنوان مثال، ممکن است دانشمندی ده‌ها سال در یک موضوع وقت صرف کند تا بتواند به ایده‌ای جدیدی دست یابد و این ‌گونه نیست که تنها با خواندن چند کتاب و اخذ مدرک، انسان احساس روشن‌فکری نماید. البته باید توجه داشت که در دامنه‌ی روشن‌فکران دینی و انقلابی، همه‌ی آن‌ها از یک حد و توان برخوردار نیستند، ولی باید توجه داشت که میانگین جامعه‌ی روشن‌فکران ما باید در حد مناسبی از نظر تحمل در تولید علم و پذیرش الزامات روشی تولید اندیشه باشد.
 
ویژگی دیگر روشن‌فکری اسلامی و انقلابی، تحمل نظر متفاوت است. از این رو، اگر روشن‌فکری نتواند نظر و دیدگاه دیگری را تحمل نماید، نباید انتظار داشته باشد که دیگران سخن او را تحمل کنند. باید توجه داشت که اقتضای روشن‌فکری و نوگرایی دینی این است که فرد بتواند متفاوت بیندیشد و سخن بگوید و رفتار نماید. وقتی پذیرفته شد که افراد حاضر در دامنه‌ی روشن‌فکری اسلامی و انقلابی یک جهت‌گیری خاص را پذیرفته‌ و آن وحدت جهت‌گیری باید مبدأ تفاهم و تعامل بیشتر شود، نباید این روشن‌فکران احساس رقابت منفی نسبت به یکدیگر داشته باشند و سعی در تضعیف و تحقیر دیگری کنند. البته این تحمل با حفظ غیرت دینی همراه است و با حفظ برخورد عالمانه، بی‌تفاوتی به هتک‌حرمت‌ها را برنمی‌تابد.
 
روشن‌فکری دینی اخلاق‌گراست. این مسئله بدان معنی است که او نمی‌خواهد سخن خود را به هر شیوه‌ای به مخاطب خود تحمیل نماید. از این رو، تقوای فرهنگی و یا مراقبت بر رعایت این تقوا، از جمله ویژگی‌های روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی است. این تقوا تنها در رفتار فردی و ارتباط انسان با خداوند و انجام تکالیف و واجبات و دوری از محرمات شخصی نیست و در ارتباط علمی افراد با یکدیگر هم معنی می‌یابد.
 
نکته‌ی پایانی در این بحث، استناد به آیه‌ای قرآنی است که خدای متعال در وصف پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» روشن‌فکری اسلامی و انقلابی باید نسبت به روشن‌فکری الحادی و سکولار شدید و غلیظ باشد. البته این مسئله به معنی اسلحه به دست گرفتن نیست، بلکه به آن معناست که این جریان رقیب غیراسلامی، سازش‌ناپذیری جریان روشن‌فکری اسلامی و انقلابی را درک کند، نه اینکه احساس نماید که می‌تواند تا عمیق‌ترین لایه‌های فکری آن نفوذ نماید و در آن‌ها شک و تردید وارد کند.
 
متأسفانه در سالیان بعد از انقلاب، برخی از روشن‌فکران انقلابی، به دلیل اینکه نتوانستند رخنه‌های فکری خود را ببندند، دشمن فکری به آن‌ها طمع کرد و آن‌ها به طور ناخواسته بازی خوردند و به واسطه‌ی اثر انفعال، در زمین دشمن بازی کردند. از طرف دیگر، باید روشن‌فکران انقلابی و اسلامی نسبت به همدیگر مهربان باشند و با بیان عقیده‌ای متفاوت، یکدیگر را به الحاد و خروج از روشن‌فکری دینی متهم ننمایند و بدانند که در بسیاری از اصول انقلابی و اسلامی، اشتراک نظر وجود دارد. ضمن آنکه خروج از فرهنگ اسلامی دارای ملاک مشخصی است و باید تا زمانی که افراد در چارچوب مورد پذیرش و ضوابط عمومی روشن‌فکری اسلامی و انقلابی قرار دارند نسبت به آن‌ها مهربان بود و اختلاف‌نظرهای موجود در این دامنه را در راستای تکامل و تعامل فکری دانست.
 
متأسفانه یکی از آسیب‌های مهم در جامعه‌ی ما این است که برخی از افراد وقتی در برابر کفار و مشرکان قرار می‌گیرند، چون احساس می‌کنند که آن‌ها دانایی زیادی دارند، با احتیاط با آن‌ها برخورد می‌کنند و حتی جرئت از آن‌ها گرفته می‌شود و سعی می‌نمایند سخنان خود را با رعایت مقتضیات و لوازم خاصی بیان کنند. اما وقتی فردی از نیروهای انقلاب، ایده و دیدگاه جدیدی را طرح می‌کند، او را متهم به بی‌سوادی و عناوین مختلف می‌نمایند و سعی در به زیر کشیدن او می‌کنند. این مسئله نشان می‌دهد که «رحما بینهم» در جریان روشن‌فکری ما اتفاق نیفتاده است.
 
الگوی شناخت جریانات روشن‌فکری اسلامی و غیراسلامی
 
ارائه‌ی الگوی مناسب جهت جریان‌شناسی روشن‌فکری نیازمند پایه قرار دادن مفاهیمی خاص است و آن مفاهیم می‌توانند جایگاه افراد و گروه‌ها را در اندیشه‌ی اسلامی و انقلابی نشان دهند و از این طریق، تغییرات رخ‌داده قابل رصد و پیگیری خواهد بود. ضمن آنکه عدم وجود الگو باعث تقویت روحیه‌ی اتهام‌زنی و طرد خواهد شد و افراد، دیدگاه مورد نظر خود را برابر با اسلام و انقلاب تلقی خواهند کرد. بدین ترتیب، امکان تفاهم از میان خواهد رفت. علاوه بر این، امکان قضاوت نسبت به گروه‌های جدید وجود نخواهد داشت و نمی‌توان مشخص نمود که این جریانات در امتداد انقلاب اسلامی قرار دارند یا خیر.
 
برای بیان این الگو، باید توجه داشت که جریان روشن‌فکری در کشور از سه حالت الحادی، التقاطی و اسلامی خارج نیست. بنابراین با پذیرش اسلام، التقاط و الحاد، ملاک‌های خروج افراد از دایره‌ی روشن‌فکری اسلامی و انقلابی روشن خواهد بود. البته نباید بدون دلیل خاص، افراد را به التقاطی یا الحادی بودن متهم نمود. در کنار این تقسیم‌بندی، می‌توان موضوعاتی را مشخص نمود که ملاک تفکیک جریانات روشن‌فکری باشد. در این راستا، می‌توان سه موضوع دین، علم و فناوری و نیز الگوی پیشرفت را مطرح و موضع جریانات روشن‌فکری نسبت به آن‌ها را شناسایی نمود. به عبارت دیگر، ارتباط دین و تعیین موضع نسبت به دین، مشروعیت جریانات روشن‌فکری را تثبیت می‌کند و ارتباط این جریان با پیشرفت و تحلیلی که از آن دارد، کارآمدی‌اش را روشن می‌کند؛ زیرا مباحث روشن‌فکری باید در زندگی مردم اثر مشخص داشته باشد و اگر روشن‌فکری در عرصه‌ی تحلیل چگونگی و معیارها و روش‌های پیشرفت، نفوذ اندکی داشته باشد، نمی‌تواند موفق باشد. بعد از مشروعیت و کارآمدی، باید مقبولیت را طرح نمود، زیرا جریان روشن‌فکری برای تثبیت خود نیاز به مقبولیت دارد و این مقبولیت با علم محاسبه می‌شود. زیرا علم استدلال می‌کند و با آزمایش، نظریه و معادله ارائه می‌دهد. از این رو، به عنوان نمونه، وقتی جریانات روشن‌فکری دینی، نظریه‌ی مردم‌سالاری دینی را از لحاظ علمی اثبات کند، مقبولیت پیدا خواهد کرد.
 
ارائه‌ی الگوی مناسب جهت جریان‌شناسی روشن‌فکری نیازمند پایه قرار دادن مفاهیمی خاص است و آن مفاهیم می‌توانند جایگاه افراد و گروه‌ها را در اندیشه‌ی اسلامی و انقلابی نشان دهند و از این طریق، تغییرات رخ‌داده قابل رصد و پیگیری خواهد بود. ضمن آنکه عدم وجود الگو باعث تقویت روحیه‌ی اتهام‌زنی و طرد خواهد شد و افراد، دیدگاه مورد نظر خود را برابر با اسلام و انقلاب تلقی خواهند کرد.
 
در بیان این موضع باید توجه داشت که وقتی از جریانات التقاطی سخن رانده می‌شود، ممکن است که این جریانات در زمانی واجد این صفت نبوده باشند و سپس این گونه شده باشند. از این رو، باید جریان روشن‌فکری را پویا و در حال تحول دید. وقتی از جریانات التقاطی سخن رانده می‌شود، اذهان به سمت سازمان مجاهدین خلق (که معروف به منافقین شدند) می‌رود. اما باید ضمن تصدیق این ادعا توجه داشت که جریان اسلامی‌ای که با سابقه‌ی مبارزه در رژیم شاه در برابر منافقین نیز ایستاد و در جهت تحقق اسلام در جامعه‌ی بعد از انقلاب تلاش نمود، به تدریج به چند شاخه تقسیم شد و می‌توان گفت پیچیدگی جریان روشن‌فکری اسلامی از این نقطه آغاز شد. بنابراین عدم کالبد شکافی و شناخت این پیچیدگی و معادلات موجود در این رابطه باعث وارد شدن لطماتی نظیر فتنه‌ی 88 خواهد شد.
 
از این رو، لازم است که موضع جریانات مختلف نسبت به سه موضوع مهم دین، علم و پیشرفت مشخص شود. به عنوان مثال، باید مشخص گردد که هر جریان نسبت به دین و قلمرو آن و نیز معرفت دینی چه موضعی دارد و یا در خصوص علم، علوم و فناوری‌های معاصر را تا چه اندازه جواب‌گوی حرکت انقلاب به سوی تمدن اسلامی می‌داند و چه نسبتی بین علم و فناوری و یا علوم انسانی و غیرانسانی قائل است. همچنین در خصوص پیشرفت، چه الگویی را برای پیشرفت ایران اسلامی مفید می‌شمارد؟ آیا در مسیر پیشرفت، اقتصاد را محور می‌داند و معتقد است اگر اقتصاد مردم سامان یابد، سیاست و فرهنگ هم اصلاح خواهد شد و یا اینکه سیاست را محور می‌داند و معتقد است با توسعه‌ی سیاسی به معنای بسط مردم‌سالاری و اعطای حقوق شهروندی، مشکلات جامعه حل خواهد شد و یا اینکه باید محوریت از آن فرهنگ باشد و اقتدار حقیقی، اقتدار فرهنگی است. همچنین باید موضع هر جریان را در مورد موضوعاتی مانند نحوه‌ی تعامل با دنیا، نقش دولت در قبال مردم و نیز نقش ولی فقیه و نیز نقش آحاد مردم و سازمان‌های مردم‌نهاد مورد لحاظ قرار داد.
 
جریانات اصلی روشن‌فکری دینی در ایران پس از انقلاب
 
با توجه به پرسش‌ها و محورهای بیان‌شده، می‌توان سه جریان اصلی را بازشناسایی کرد که البته این جریانات تقدم منطقی و زمانی ندارد. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی هم وجود داشتند و اکنون نیز حضور دارند، هرچند که قدرت و ضعف این جریانات در طول زمان با نوساناتی همراه بوده است.
 
جریان نخست، جریانی بوده است که می‌خواسته بین اسلام و تجدد پیوند برقرار نماید. جریان دوم به دنبال حاکم کردن تجدد بر اسلام بوده است و جریان سوم را می‌توان جریان اسلام‌گرای تمدن‌ساز نام نهاد.
 
جریان نخست:
 
پیوند اسلام و تجدد
 
ایده‌ی کلی جریان نخست این است که ما مشکل جدی با غرب نداریم و فرض بر این است که در غرب مطالب زیادی جهت استفاده‌ی ما وجود دارد و تا جایی که خلاف بیّن با آموزه‌های اسلام نباشد، می‌توان از غرب آموخت. این افراد قائل به ورود اسلام به موضوعات اجتماعی هستند، در عین حال منطقه‌الفراغ وسیعی را در این موضوعات قائل هستند و بر این اساس، معتقدند که اسلام این حوزه‌ها را به عقل جمعی واگذار کرده است. همچنین این جریان، معارف اسلام را نظام‌مند نمی‌داند و در تفسیر منطقه‌الفراغ معتقد است که مهندسی اجتماعی به عقل عمومی واگذار شده است. این جریان در معرفت دینی قائل به اجتهاد است، اما عدم مخالفت قطعی قوانین با احکام اسلام را در تبعیت از اسلام کافی می‌داند و به همین دلیل، معتقد است که لازم نیست بر اساس اسلام، نظامی قانونی و اجرایی در جامعه پایه‌ریزی شود. این جریان به اسلام عمدتاً از دریچه‌ی فقه موجود می‌نگرد و به آموزه‌های اخلاقی و اعتقادی اسلام توجه چندانی نمی‌کند. این جریان از روحانیت و مرجعیت در ابلاغ دین دفاع می‌کند و آن را مرجع دین قلمداد می‌کند. همچنین با حضور روحانیت در عرصه‌های سیاسی و حکومتی موافق است و مشوق روحانیت در فراگیری علوم جدید است و معتقد است که روحانیت برای اینکه بتواند دانش خود را جدید نماید و مهارت‌های خود را جهت حضور در عرصه‌ی اجتماعی ارتقاء دهد، باید با علوم جدید آشنا شود.
 
این جریان، اصل را بر استفاده از علوم می‌داند و معتقد است که این علوم، دستاوردهای بشری هستند و تا جایی که خلاف آشکار احکام شرعی نباشند، باید از آن‌ها استفاده نمود. به عبارت دیگر، تئوری معرفت‌شناسی این جریان تفکیک انگیزه از انگیخته است و این دیدگاه را در علوم انسانی نیز صادق می‌داند. به عنوان مثال، این جریان معتقد است اگر غربی‌ها با انگیزه‌ی غلط از اتم جهت مقاصد نظامی استفاده کرده‌اند، ما می‌توانیم از آن در راستای مقاصد صلح‌آمیز بهره گیریم. از این رو، این جریان در عرصه‌ی فناوری کاملاً تکنوکرات است و به شدت قائل به استفاده از فناوری‌های روز در صحنه‌ی کشور است و به هیچ عنوان متوجه پیامدهای اخلاقی و رفتاری و اجتماعی آن‌ها در جامعه نیست و تنها به کارآمدی و قابلیت‌هایش توجه دارد.
 
در مورد پیشرفت، این جریان ضمن اعتقاد به ولایت فقیه، بر این باور است که جریانات مختلف سیاسی در جامعه نیز باید نقش داشته باشند. در مورد استکبار هم ضمن مخالفت با دشمن‌تراشی به دنبال وابستگی سیاسی نیز نیست. در امور فرهنگی نیز معتقد است که باید اخلاق و معنویت در کنار دستاوردهای تجدد قرار داشته باشند. به عبارت دیگر، این جریان قائل به تلفیق علم موجود و فقه موجود و یا مدیریت علمی و فقهی است، زیرا این جریان معتقد است که بین علم موجود و زیربنای تمدن غرب، پیوندی وجود ندارد و می‌‌توان از دستاوردهای علمی بشر در جهت رفع نیازهای جوامع استفاده نمود. در امور اقتصادی نیز این جریان قائل به نوعی لیبرالیسم اقتصادی و آزادی سرمایه و سرمایه‌داری، البته نه به شکل افراطی آن است. به همین دلیل، مأموریت اصلی دولت را سازندگی و اقتصاد را محور توسعه می‌داند و در اقتصاد نیز صنعت را محور قلمداد می‌کند. ضمن آنکه سرمایه‌ی خارجی را شرط تولید صنعتی و توسعه‌ی اقتصادی می‌داند. از این رو، این جریان کشورهای در حال توسعه یا توسعه‌یافته، مثل ژاپن و چین را به عنوان الگوهای موفق توسعه‌یافتگی قلمداد می‌کند.
 
جریان دوم:
 
حاکم نمودن تجدد بر اسلام
 
جریان دیگری که در سالیان پس از انقلاب شکل گرفته است، حاکمیت تجدد بر اسلام را ولو به صورت غیرعلنی تعقیب می‌کند. غیرعلنی بودن حرکت این جریان بدان معنی است که در اعلام مواضع رسمی خود، دیدگاه‌های دیگری را بیان می‌کنند؛ اما در عمل، به دنبال حاکم کردن تجدد بر اسلام هستند.
 
این جریان در مورد دین، قائل به دین حداقلی است و هدف دین را تربیت فرهنگی و معنوی افراد می‌داند و آن را در امور اجتماعی وارد نمی‌کند. این جریان، دین را امری بشری قلمداد می‌کند که حاصل تجربه‌ی نظری است. در کنار دین، این جریان عقل را به عنوان یکی از منابع مستقل از دین معرفی می‌کند و آن را با عقل ابزاری موجود در پیوند می‌داند. همچنین از نظر این جریان، دین و معرفت دینی صامت هستند و در پی تفسیرهای صورت‌گرفته، معرفت دینی امری سیال، نسبی، عصری و بشری قلمداد می‌شود که متناسب با تحولات دنیای جدید می‌توان از آن رمززدایی نمود. این جریان در بحث از آموزه‌های دینی، نقش فقه و احکام فقهی را تقلیل می‌دهد و با طرح بحث گوهر و صدف دین، سعی در بی‌اعتنایی به آموزه‌های اسلام و تشیع دارد. در بحث مواضع حقوقی هم قائل به تساوی حقوقی زن و مرد است. در خصوص روحانیت نیز این جریان به طور طبیعی دیدگاه‌های تندی دارد که از جمله‌ی آن، عدم پذیرش مرجعیت روحانیت در فهم و ابلاغ دین است، با این عنوان که لزومی ندارد دین‌شناس روحانی یا مرجع تقلید و دارای تحصیلات حوزوی باشد. بدین ترتیب، زمینه جهت حذف روحانیت از صحنه‌های سیاسی و حتی غیرسیاسی و متحجر نشان دادن آن‌ها فراهم می‌شود.
 
جریان دیگری که در سالیان پس از انقلاب شکل گرفته است، حاکمیت تجدد بر اسلام را ولو به صورت غیرعلنی تعقیب می‌کند. غیرعلنی بودن حرکت این جریان بدان معنی است که در اعلام مواضع رسمی خود، دیدگاه‌های دیگری را بیان می‌کنند؛ اما در عمل، به دنبال حاکم کردن تجدد بر اسلام هستند.
 
در مورد علم و فناوری نیز این جریان معتقد است که علم جدید به دلیل تکیه به عقل جمعی و آزمون‌پذیری باید مورد پذیرش و عملی شدن قرار گیرد. این جریان همچنین بین علوم انسانی و غیرانسانی تفکیکی قائل نمی‌شود و توصیه به مدیریت علمی و به جای مدیریت فقهی می‌کند. از این رو، به عنوان مثال، این جریان معتقد است که در مجلس خبرگان، به جای حضور صرف فقها و مجتهدین، باید جمعی از اندیشمندان علوم مختلف با اکثریت افراد دانشگاهی حضور داشته باشند تا بتواند صلاحیت رهبری را احراز نمایند. البته این جریان قبول دارد که باید بومی‌سازی علم متناسب با شرایط زیست‌محیطی کشور صورت گیرد، اما با اسلامی‌سازی علوم مخالف است. همچنین در تولید علم، مبتلا به روش‌شناسی ماتریالیستی و نوعی حس‌گرایی است. در مورد فناوری هم ضمن اینکه به پیامدهای اخلاقی و رفتاری آن توجه دارد، اما معتقد است که جامعه جهت عدم ابتلا به رکود و بحران اقتصادی باید خود را با این شرایط تطبیق دهد.
 
در مورد الگوی پیشرفت هم این جریان در بخش سیاسی، نظریه‌ی ولایت فقیه را برنمی‌تابد و به بحث وکالت یا نظارت فقیه دامن می‌زند و به همین دلیل، شبهات زیادی را پیرامون ولایت مطلقه‌ی فقیه طرح نموده است. این جریان مردم‌سالاری دینی را تعبیری متناقض دانسته و از مردم‌سالاری دفاع می‌کند و حکومت ایدئولوژیک را به عنوان حکومتی بحران‌زا مطرح می‌کند. در سیاست خارجی هم این جریان به مدارا و تنش‌زدایی با اروپا و آمریکا قائل است. در امور فرهنگی، به تکثرگرایی اعتقاد دارد و حق‌مداری به جای تکلیف‌گرایی را به عنوان یک اصل فرهنگی مطرح می‌کند و تقدس‌زدایی از افراد، موضوعات و مفاهیم را در این راستا طرح می‌نماید. از این رو، به تعبیر غربی‌ها، لیبرالیسم‌ معرفتی را می‌پذیرد و اصل تسامح و تساهل را در مواجهه با مفاسد اجتماعی و اخلاقی در پیش می‌گیرد و گفت‌وگوی تمدن‌ها را با مفهوم نفی تقسیم‌بندی خودی و غیرخودی و نفی تهاجم فرهنگی می‌پذیرد. در امور اقتصادی هم قائل به دفاع از اقتصاد بازار آزاد و خصوصی‌سازی با تکیه بر توسعه‌ی صنعتی و همراهی با جهانی‌سازی اقتصادی است.
 
این جریان خود را مدافع اسلام و انقلاب و جزء روشن‌فکران پیشرو جامعه قلمداد می‌کند، اما وقتی مواضع آن‌ها واکاوی می‌شود، مشخص می‌گردد که آن‌ها مواضع دیگری دارند و دیدگاه‌های متفاوت با رویکرد انقلاب اسلامی را طرح می‌نمایند.
 
جریان سوم:
 
جریان حاشیه‌ای
 
جریان دیگری که می‌توان به نوعی از دو جریان پیشین تفکیک نمود و به تدریج شکل گرفته است، شباهت‌های بیشتری با تفکر تمدن‌گرای اسلامی دارد. این جریان قائل به دین حداکثری است و در معرفت دینی، شیوه‌ی اجتهادی و فقاهتی را در استنباط احکام اسلامی می‌پذیرد، هرچند که نسبت به پاره‌ای از آموزه‌های اسلامی کم‌توجهی می‌نماید. در مورد مهدویت، اعتقادات بعضاً ناموجهی دارد و به نظر می‌رسد که درک ناقصی از مسئله‌ی ظهور و علائم آن دارد، هرچند که شدت ابراز علاقه و توجه به وجود مقدس امام زمان (عج) در آن‌ها مشاهده می‌شود.
 
این جریان نوعی از اسلام منهای روحانیت را ترویج می‌کند، در عین اینکه نفی کلی روحانیت نمی‌کند و با سطحی از روحانیت هم ارتباط صمیمانه‌ای دارد. اما باید توجه داشت که این جریان سهم عمیق و جدی برای روحانیت در عرصه‌ی فرهنگ‌سازی و مدیریت دینی قائل نمی‌شود که نمونه‌ی آن کم‌توجهی به نظرات مراجع در صحنه‌ی فرهنگی کشور است.
 
در عرصه‌ی‌ علم و فناوری هم به نوعی، اسلامی‌سازی علوم انسانی را می‌پذیرد، اما در مورد فناوری به پیامدهای فرهنگی آن کم‌توجهی می‌کند. در خصوص الگوی پیشرفت هم این جریان هنوز به مواضعی که بتوان از رویکردهای دیگر آن را متمایز نمود نرسیده است.
 
جریان چهارم:
 
جریان روشن‌فکری اسلام‌گرای تمدن‌ساز
 
جریان دیگری که در ذیل روشن‌فکری اسلامی و انقلابی در کشور وجود داشته است و رو به تقویت است، جریانی است که به عنوان اسلام‌گرای تمدن‌ساز از آن یاد می‌شود. این جریان در مورد دین، قائل به دین حداکثری است و قلمرو دین را نیز در همه‌ی حوزه‌های مادی، معنوی، فردی و اجتماعی می‌داند. برخی از افراد طرفدار این جریان، عقل را در کنار نقل، منبع مستقلی قلمداد می‌کنند و برخی نیز چنین باوری ندارند. در مورد معرفت دینی، این جریان به تکامل آن قائل است، اما این تکامل را منوط به رعایت ضوابط حجیت در فهم می‌داند. به عبارت دیگر، فهم دینی را فهمی قاعده‌مند می‌داند که اگر از بستر روش نگذرد، حجیت پیدا نمی‌کند. این جریان در حوزه‌های اخلاقی و اجتماعی قائل به ضرورت دستیابی به فقه جهت نظام‌سازی است و البته فقه موجود را جهت انجام این مهم کافی نمی‌داند، هرچند که آن را محترم و معتبر می‌شمارد.
 
این جریان به شدت در مقابل تفسیر و تأویل دین بر اساس دانش‌هایی که محصول عقلانیت مادی و خودبنیان هستند، مقاومت می‌کند و نسبت به آن‌ها خوش‌بین نیست و بر پاسداشت میراث غنی گذشته‌ی حوزه‌های علمیه‌، اعم از کلامی، فقهی، فلسفی و اخلاقی، تأکید می‌کند. در عین اینکه متوقف ماندن در آن‌ها را نیز به هیچ عنوان توجیه و توصیه نمی‌کند. در قبال روحانیت، این جریان بر مرجعیت روحانیت در فهم و ابلاغ دین پافشاری می‌کند و به مراجع تقلید در مرجعیت علمی احترام می‌گذارد، هرچند که برای آن‌ها مرجعیت مدیریتی قائل نیست، زیرا ولایت بر جامعه تعددبردار نیست. همچنین در شرایط فعلی، استمرار حضور روحانیت در صحنه‌ی مدیریتی و قانون‌گذاری کشور را لازم می‌داند، هرچند که این امر نباید مانع از تأکید بر کارکرد ویژه‌ی روحانیت و کم شدن مسئولیت اجرایی روحانیت در موارد غیرضرور شود.
 
این جریان در حوزه‌ی علم و فناوری، قائل به اسلامی‌سازی علوم انسانی است و برخی از افراد آن حتی اسلامی‌سازی در سایر علوم را نیز قابل بررسی می‌دانند. البته این اسلامی‌سازی به معنای کنار زدن همه‌ی تجربیات و دستاوردهای علمی گذشته نیست. همچنین به معنی فقهی یا نقلی شدن این علوم نیز نیست، بلکه در اسلامی‌سازی علوم، باید علاوه بر مبانی و اهداف، به استقبال تغییر در روش علم رفت. از این رو، اسلامی‌سازی علوم به تدریج اتفاق می‌افتد و در دوران گذار، به ناچار باید از علوم موجود به نحو گزینشی استفاده کرد. در خصوص فناوری هم این جریان معتقد است که فناوری دارای ریشه‌ها و پیامدهای فرهنگی و اجتماعی است و مسیر رشد آن باید تابع تغییر علوم انسانی باشد و البته در دوران گذار باید با گزینش عالمانه از آن بهره برد.
 
پیش‌بینی آینده‌ی جریان روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی، مرهون توجه به این مسئله است که امروز جهان در یک پیچ تاریخی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قرار گرفته است و جریان روشن‌فکری بر اساس نسبتی که با این پدیده برقرار می‌کند، آینده‌ی خویش را رقم می‌زند. این پیچ تاریخی از این رو اهمیت دارد که در صحنه‌ی سیاسی، آرایش جبهه‌ی استکبار و جبهه‌ی مقابل او به سرعت در حال به‌ هم ریختن و تغییر کردن است.
 
در خصوص الگوی پیشرفت هم این جریان، به دلیل بنیان‌های متفاوت فکری، دیدگاه‌های نوینی را مطرح می‌کند. در امور سیاسی قائل به مردم‌سالاری دینی و ولایت مطلقه‌ی فقیه است و قائل به منحل‌سازی مفهوم آزادی در تقرب و بندگی است. این جریان در عین دشمن‌تراش نبودن، دشمن‌ستیز است و حامی الهام‌بخشی در تحولات سیاسی برای دنیای اسلام و بلکه جهان است و به دنبال نظم نوین جهانی بر مبنای عدالت است. در امور فرهنگی نیز شریعت‌محور است و اباحه‌گری و ابتذال را نفی می‌نماید و در برابر تهاجم فرهنگی به طور جدی ایستادگی می‌کند، هرچند که از مبادله‌ی سالم فرهنگی استقبال می‌نماید. دولت را در مدیریت فرهنگی مسئول می‌داند و قائل به اعمال مهندسی فرهنگی از سوی دولت است. در امور اقتصادی نیز هدایت‌گری حداکثری حاکمیت را در کنار پرهیز از تصدی‌گری توصیه و تقویت بخش خصوصی را در کنار حاکمیت اقتصاد اسلامی تجویز می‌نماید و در این خصوص، بر اقتصاد وقفی تأکید می‌کند. در قبال اهرم‌های نفوذ اقتصادی نظام سرمایه‌داری، موضع فعالی از خود نشان می‌دهد و بر سرمایه‌ی داخلی و به ویژه سرمایه‌ی انسانی، اسلامی و بومی تکیه می‌کند و به استقبال اصلاح تدریجی ساختارهای اقتصادی شکل‌گرفته بر اساس نظام سرمایه‌داری می‌رود.
 
آنچه بیان شد خلاصه‌ای از ویژگی‌های جریانات فعال در روشن‌فکری اسلامی و انقلابی در سالیان پس از انقلاب بود. از این رو، می‌توان آخرین جریان برشمرده‌شده را اسلامی‌ترین و اصیل‌ترین نظریه‌ی روشن‌فکری در انقلاب اسلامی محسوب نمود. البته نکات و معیارهای بیان‌شده می‌تواند تکمیل شود؛ چه اینکه تقسیم‌بندی‌ها نیز می‌تواند در آینده دگرگون شود و این امر نگران‌کننده نیست. آنچه مایه‌ی نگرانی است نداشتن معیار و عدم شناختن جریانات بر اساس معیارهای قابل اعتبار است؛ چرا که این امر می‌تواند به انحراف جریان روشن‌فکری و در رتبه‌ی بعد، به انحراف فرهنگی جامعه منجر شود.
 
آینده‌ی جریان روشن‌فکری اسلامی و انقلابی
 
پیش‌بینی آینده‌ی جریان روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی مرهون توجه به این مسئله است که امروز جهان در یک پیچ تاریخی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قرار گرفته است و جریان روشن‌فکری بر اساس نسبتی که با این پدیده برقرار می‌کند، آینده‌ی خویش را رقم می‌زند. این پیچ تاریخی از این رو اهمیت دارد که در صحنه‌ی سیاسی، آرایش جبهه‌ی استکبار و جبهه‌ی مقابل او به سرعت در حال به‌ هم ریختن و تغییر کردن است. تفکر نظام استکباری بر اساس فرهنگ لیبرال‌دموکراسی، که روزگاری ادعای پایان تاریخ و الگوی برتر جهانی‌سازی را داشت، به شدت تضعیف شده است و اعتماد نه تنها مسلمانان، بلکه ملل غیرمسلمانی که تحت بیرق سکولاریسم زندگی می‌کردند، از این نظام به سرعت در حال سلب شدن است. در میدان اقتصادی نیز اعتماد به نسخه‌ها و ساختارهای اقتصاد سرمایه‌داری روزبه‌روز کمتر می‌شود. در این شرایط، طبیعی است که باید منتظر نظم نوین جهانی و حاکمیت فرهنگ‌ نوینی در برابر فرهنگ لیبرال‌دموکراسی باشیم. از این رو، اگر با موضع اسلامی به این حرکت تاریخی توجه کنیم، باور ما بر این است که نسخه‌ی حیات‌بخش و بن‌بست‌شکن جوامع بشری به طور کلی از درون تعالیم اسلامی قابل استخراج است.
 
بنابراین جریان روشن‌فکری اسلامی در استمرار مسیر خود، باید به سمت خلوص بیشتر از نظر اتکاء به مبانی اسلامی در اندیشه و رفتار، حرکت نماید. در این راستا، این جریان با اسلامی‌‌سازی علوم انسانی می‌تواند الگوی پیشرفت نوینی را عرضه نماید و در بستر آن، فناوری‌ها و محصولات و ساختارهای اجتماعی نوینی متولد خواهد شد. بدین ترتیب، هم کشورهای اسلامی از الگوهای وارداتی رهایی پیدا خواهد کرد و هم سایر کشورها از این الگوی اسلامی الهام خواهند گرفت. تجربه‌ی انقلاب اسلامی در این راستا می‌تواند مورد توجه قرار گیرد و با مرور تکمیل آن می‌توان به نسخه‌های نوینی جهت درمان مشکلات جوامع بشری دست یافت. از این رو، جریان روشن‌فکری اصیل انقلاب اسلامی باید مسئولیت‌پذیری و قدرت پاسخ‌گویی خود را ارتقاء بخشد و در این مسیر، خلوص بیشتری یابد که در این صورت، حتماً تأثیر و نفوذ آن در جوامع بیشتر خواهد شد.(*)
 
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا پیروزمند ؛عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی - برهان

دیدگاه شما در مورد : الگوی شناخت روشن‌فکری اصیل اسلامی

الگوی شناخت روشن‌فکری اصیل اسلامی

  • آخرین اخبار
  • پربیننده ترین ها
RSS
خانه | آرشیو | پیوندها | جستجو | درباره ما | ارتباط با ما | تبلیغات | RSS